زندگی ساکن نمایشنامهای کوتاه در پنج صحنه از نوئل کاوارد است؛ یکی از ده نمایشنامهای که مجموعه امشب ساعت ۸:۳۰ را تشکیل میدهند. این مجموعه برای اجرا در سه شب طراحی شده بود و کاوارد، که به نمایشنامههای تکپردهای علاقه داشت، آن را فرصتی برای بازگرداندن این قالب کوتاه به صحنه دانست. بازیگری که بیش از همه با نام او گره خورده بود، جرترود لارنس بود و کاوارد این اثرها را برای درخشش هر دوی آنها، در بازی، آواز و رقص نوشت.
نمایشنامه روایت دیدار تصادفی، رابطه عاشقانه و جدایی ناگزیر یک زن متأهل و پزشکی متأهل است. در سراسر اثر، اندوه رابطهای جدی و پنهان در برابر رابطهای پرجنبوجوش و بیپیچیدگی از زوج دوم قرار میگیرد. زندگی ساکن در مقایسه با بیشتر بخشهای مجموعه، پایانی خوش ندارد.
این نمایش نخستین بار در مه ۱۹۳۶ در لندن روی صحنه رفت و همان سال در نیویورک نیز اجرا شد. زندگی ساکن بارها احیا شده و برای تلویزیون، رادیو و سینما اقتباس شده است؛ معروفترین اقتباس سینمایی آن فیلم ماندگار برخورد کوتاه است.
زمینه و نخستین اجراها
نمایشهای کوتاه در سده پیش از آن محبوب بودند و اغلب بهعنوان پیشپرده یا قطعهای پس از نمایشهای بلند اجرا میشدند. اما در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ این قالب از مد افتاده بود. کاوارد با این حال به آن علاقه داشت و در آغاز کارنامهاش چند نمونه از این دست نوشت. او درباره نمایش کوتاه گفته بود: «نمایش کوتاه مزیت بزرگی نسبت به نمایش بلند دارد؛ چون میتواند یک حالوهوا را بدون کشآمدنهای فنی یا پرکردنهای زائد حفظ کند. اگر با نوشتن، بازی و کارگردانی دقیق بتوانم سهمی در بازگرداندن آن به جایگاه شایستهاش داشته باشم، یکی از آرزوهای احساسیام را محقق کردهام.»
در سال ۱۹۳۵، کاوارد ایده مجموعهای از نمایشهای کوتاه را در سر پروراند؛ مجموعهای که قرار بود در سه شب پیاپی و در ترکیبهای مختلف روی صحنه برود. فیلیپ هوآر، زندگینامهنویس او، این تصمیم را «ایدهای جسورانه، پرریسک و نوآورانه» توصیف کرد. کاوارد نوشتن هر ده نمایش را تا پایان اوت ۱۹۳۵ به پایان رساند.
جرترود لارنس، دوست قدیمی کاوارد، نزدیکترین همکار هنری او بود؛ دو هنرمندی که نخستین بار در کودکی، در سال ۱۹۱۳، در نمایش هانله با هم روی صحنه رفته بودند. آنها در ریووی London Calling! در سال ۱۹۲۳ و کمدی Private Lives در سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۱ نیز کنار هم بازی کردند. کاوارد مجموعه امشب ساعت ۸:۳۰ را «وسیلهای برای بازی، آواز و رقص جرترود لارنس و خودم» میدانست و در کنار بازیگری، کارگردانی نمایشها را نیز بر عهده داشت.
بیشتر نمایشهای این مجموعه پیش از افتتاح لندن، در تورهای آزمایشی اجرا شدند؛ اما سه نمایش، از جمله زندگی ساکن، نخستین بار پس از آغاز اجرای مجموعه در لندن به صحنه رفتند. زندگی ساکن در ۱۸ مه ۱۹۳۶ در تئاتر فینیکس، بهعنوان دومین اثر برنامهای شامل Ways and Means و Family Album، برای نخستین بار اجرا شد. کاوارد پیشتر هم به استفاده از عنوان Still Life فکر کرده بود، اما آن عنوان در نهایت برای نسخه آمریکایی کمدی Hay Fever در سال ۱۹۲۵ به کار نرفت.
مجموعه با استقبال تماشاگران روبهرو شد و فصل محدود اجرای لندن در ۲۰ ژوئن، پس از ۱۵۷ اجرا، به پایان رسید. نخستین اجرای برادوی در ۲۴ نوامبر ۱۹۳۶ در تئاتر نشنال برگزار شد و بیشتر بازیگران نسخه لندن در آن حضور داشتند. مانند افتتاح لندن، برنامه شامل Ways and Means و Family Album نیز بود. اجرای نیویورک نیز مانند لندن محدود بود، اما بهدلیل بیماری کاوارد زودتر از برنامه پایان یافت.
زندگی ساکن یکی از دو نمایش مجموعه است که پایان خوشی ندارد؛ دیگری The Astonished Heart است. کاوارد برای اجراهای نخست، هر دو نمایش تلخ را در میانه برنامههای سهبخشی قرار داد تا پیش و پس از آنها یک کمدی اجرا شود.
نقشها و بازیگران نخستین اجرا
- الک هاروی — نوئل کاوارد
- لورا جسون — جرترود لارنس
- میرتل باگات — جویس کری
- بِریل واترز — مویا ناجنت
- مرد جوان — چارلز پیترز
- استنلی — کنت کارتن
- آلبرت گادبی، بلیتیار — آلن وب
- بیل، سرباز — ادوارد آندرداون
- جانی، سرباز — آنتونی پلیسیه
- میلدرد — بتی هیر
- دالی مسیتر — اورلی گرگ، در اجرای نیویورک: جون سوینستد
پیرنگ
پنج صحنه نمایش در بازهای تقریباً یکساله، از آوریل تا مارس، میگذرد و داستان عشق میان لورا جسون، خانهداری متأهل، و الک هاروی، پزشکی متأهل را دنبال میکند. مکان اصلی روایت، بوفه ایستگاه راهآهن میلْفورد جانکشن است.
در صحنه نخست، میرتل که بوفه ایستگاه را اداره میکند، تلاشهای آلبرت، بازرس بلیت، برای شوخی و لاس زدن با او را رد میکند. لورا پس از خرید منتظر قطار بازگشت است و بهدلیل ورود ذرهای شن به چشمش درد دارد. الک خود را پزشک معرفی میکند، ذره را بهسرعت از چشم او بیرون میآورد، لورا تشکر میکند و برای سوار شدن به قطار میرود.
سه ماه بعد، الک و لورا دوباره در بوفه ایستگاه با هم روبهرو میشوند. روشن میشود که پس از دیدار نخست، بار دیگر بهطور تصادفی همدیگر را دیدهاند و از همنشینی با یکدیگر آنقدر لذت بردهاند که قرارهای ناهار و سینما ترتیب دادهاند. لورا کمکم درباره درست بودن تکرار این دیدارها تردید میکند، اما الک یادآوری میکند که او نیز متأهل است، فرزند دارد و مسئولیتهایی بر دوش اوست.
صحنه سوم در اکتبر میگذرد. آلبرت و میرتل همچنان با لحنی نیمهشوخ و نیمهتند با هم روبهرو میشوند. الک و لورا وارد میشوند و در کنار قهوه اعتراف میکنند که عاشق یکدیگرند. هر دو مصمماند زندگیهای مشترک آرامشان را برهم نزنند، اما تصمیم میگیرند پنهانی همدیگر را ببینند و قرار میگذارند در آپارتمان دوستی از دوستان الک ملاقات کنند.
در دسامبر، عذاب وجدان هر دو را از پا درآورده است. آنها توافق میکنند رابطهشان باید پایان یابد. الک به لورا میگوید پیشنهاد کاری پزشکی جذابی در آفریقای جنوبی دریافت کرده و آن را میپذیرد، مگر اینکه لورا از او بخواهد نرود.
صحنه پنجم و پایانی در مارس اتفاق میافتد. به نظر میرسد آلبرت در نزدیک شدن به میرتل پیشرفت کرده است. الک و لورا وارد میشوند. الک برای شروع کار جدیدش به آفریقای جنوبی میرود و لورا آمده تا او را بدرقه کند. آنها نمیتوانند خداحافظی پراحساسی را که هر دو آرزویش را دارند تجربه کنند، چون دالی، دوست پرحرف لورا، بیموقع وارد میشود و خداحافظی نهایی آنها به دستدادنی رسمی و تلخ محدود میشود. الک میرود و لورا میماند، در حالی که دالی همچنان حرف میزند. با شنیدن صدای قطار سریعالسیر، لورا ناگهان به سکوی ایستگاه میدود. او بازمیگردد، «بسیار رنگپریده و لرزان». دالی میرتل را متقاعد میکند برای لورا کمی برندی بریزد و لورا جرعهای از آن را مینوشد. صدای قطار آنها شنیده میشود و دالی بستههایش را جمع میکند؛ پرده پایین میرود.
استقبال منتقدان
کاوارد بعدها درباره این نمایش گفت: «زندگی ساکن بالغترین نمایش از کل مجموعه بود... خوب نوشته شده، اقتصادی و خوشساخت است. به گمانم شخصیتها واقعیاند و حالا پس از سالها، وقتی با فاصله آن را میخوانم، میتوانم بگویم به نوشتنش افتخار میکنم.»
جان لار در کتاب سال ۱۹۸۲ خود درباره نمایشنامههای کاوارد با این نظر مخالف بود: «وقتی کاوارد خودش را در قامت عاشقی پرشور و مردانه نوشت، شخصیتپردازی خشک و چوبی شد. استاد دیالوگهای طناز و رها، هنگام جدی شدن زیادگو میشود و کلمات فاخرش غیرواقعی به نظر میرسد.»
در نخستین اجرا، نظر منتقدان بیشتر به خود کاوارد نزدیک بود. روزنامه The Times این اثر را «بررسیای جدی و همدلانه درباره آدمهای معمولی و روزمره که ناگهان در دام عشق گرفتار میشوند» خواند و هم از نمایشنامه و هم از بازی کاوارد ستایش کرد. میلتون لوین در مطالعهای در سال ۱۹۸۹ درباره کاوارد برداشتی جسورانه ارائه کرد: به گفته او، وقتی لورا همزمان با عبور پرصدای قطار سریعالسیر به سکوی ایستگاه میدود، شاید به خودکشی فکر میکند؛ امکانی که در اقتباس سینمایی نمایش، یعنی برخورد کوتاه، آشکارتر بیان شده است.
اجراهای تازه و اقتباسها
تئاتر
فی کامپتن در سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۸ تور استرالیایی سه نمایش از مجموعه امشب ساعت ۸:۳۰ را رهبری کرد و در زندگی ساکن، نقش لورا را در برابر الکِ برونو بارناب بازی کرد. احیای برادوی در سال ۱۹۶۷ با بازی پریسیلا موریل و دنهلم الیوت در نقشهای لورا و الک روی صحنه رفت.
در سال ۲۰۰۰، جشنواره تئاتر ویلیامزتاون زندگی ساکن و پنج نمایش دیگر از این مجموعه را احیا کرد. شرکت آنتیئوس در لسآنجلس در اکتبر ۲۰۰۷ هر ده نمایش مجموعه را بازآفرینی کرد و جشنواره شاو نیز در سال ۲۰۰۹ همین کار را انجام داد.
در نخستین احیای حرفهای مجموعه در بریتانیا، که در سال ۲۰۱۴ توسط English Touring Theatre اجرا شد، شرین مارتین نقش لورا و جیوری ساروسی نقش الک را بازی کردند. در لندن نیز نه نمایش از ده نمایش مجموعه در سال ۲۰۱۸ در تئاتر جرمین استریت روی صحنه رفت؛ در زندگی ساکن، میراندا فاستر و نیک وِرینگ به ترتیب لورا و الک بودند.
تلویزیون و رادیو
نسخه تلویزیونی آمریکایی زندگی ساکن در سال ۱۹۵۱ با بازی مارگارت سالاوان و وندل کوری در نقشهای لورا و الک پخش شد. در سال ۱۹۹۱، تلویزیون بیبیسی اجرای تکتک نمایشهای مجموعه امشب ساعت ۸:۳۰ را با بازی جون کالینز تولید کرد. در بیشتر نمایشها او نقشهایی را بازی کرد که روزگاری متعلق به لارنس بود، اما در زندگی ساکن نقش میرتل را بر عهده گرفت؛ جین اشر لورا و جان آلدرتون الک بودند.
اقتباس رادیویی شرکت ABC در سال ۱۹۴۷، که بخشهایی از فیلمنامه ۱۹۴۵ نیز به آن اضافه شده بود، با بازی اینگرید برگمن و سم وانامیکر پخش شد. بیبیسی در سال ۱۹۹۸ اقتباس رادیویی دیگری از نمایش را با بازی آماندا روت و جان داتین در نقشهای لورا و الک منتشر کرد.
سینما
پس از موفقیت اجرای صحنهای، کاوارد نمایش را گسترش داد و به فیلمنامهای کامل با عنوان برخورد کوتاه تبدیل کرد. فیلم در سال ۱۹۴۵ به کارگردانی دیوید لین ساخته شد و سیلیا جانسون و تروور هاوارد نقشهایی را بازی کردند که در اصل بر عهده لارنس و کاوارد بود.
اقتباس رادیویی فیلم در سال ۱۹۵۵ پخش شد و کاوارد سال بعد نسخهای دوصدایی از آن را ساخت و با مارگارت لیتن برای Caedmon Records ضبط کرد. ترجمه فرانسوی نمایش در سال ۱۹۶۸ در پاریس با عنوان Brève Rencontre اجرا شد و در همان برنامه با Nous Dansons روی صحنه رفت. همچنین در همان سال، همراه با Fumed Oak، پایهای برای یک موزیکال شد که خود کاوارد آن را ننوشته بود و Mr and Mrs نام داشت.
فیلم در سال ۱۹۷۴ با بازی ریچارد برتون و سوفیا لورن بازسازی شد. نسخه سینمایی ۱۹۴۵ بعدها به اپرایی با عنوان Brief Encounter تبدیل شد؛ اثری با موسیقی آندره پروین و لیبرتوی جان کِرد که به سفارش اپرای بزرگ هیوستون نوشته شد و در سال ۲۰۰۹ نخستین بار اجرا شد. الیزابت فیوترال نقش لورا و نیتن گان نقش الک را بازی کردند. ضبط این اثر نیز توسط دویچه گرامافون منتشر شد.