خدایا، تو اونجایی؟ منم مارگارت

Are You There God? It's Me, Margaret. (film)
📅 22 خرداد 1405 📄 1,384 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

مروری بر فیلم بلوغ و نوجوانی «خدایا، تو اونجایی؟ منم مارگارت»؛ داستان مارگارت در مسیر شناخت هویت، دوستی، خانواده و آغاز دوران بلوغ.

معرفی فیلم

«خدایا، تو اونجایی؟ منم مارگارت» فیلم کمدی‌درام آمریکایی محصول سال ۲۰۲۳ است که بر اساس رمانی مشهور از جودی بلوم ساخته شده. این فیلم را کلی فریمون کریگ نوشته و کارگردانی کرده؛ نویسنده‌ای که پیش‌تر با فیلم لبه هفده‌سالگی شناخته شده بود.

در این فیلم، ابی رایدر فورتسون نقش مارگارت سایمون را بازی می‌کند؛ نوجوانی یازده‌ساله که با مهاجرت خانواده‌اش از نیویورک به حومه نیوجرسی، وارد مرحله‌ای تازه از زندگی می‌شود. در کنار او، ریچل مک‌آدامز، ال گراهام، بنی سافدی و کتی بیتس از بازیگران اصلی فیلم هستند.

فیلم نخستین بار در جشنواره بین‌المللی فیلم سان‌فرانسیسکو در ۲۳ آوریل ۲۰۲۳ نمایش داده شد و چند روز بعد، در ۲۸ آوریل، از سوی لاینزگیت در سینماهای آمریکا اکران شد. با وجود استقبال خوب منتقدان، فروش جهانی فیلم حدود ۲۱.۵ میلیون دلار بود و نسبت به بودجه ۳۰ میلیون دلاری‌اش در گیشه عملکرد متوسطی داشت.

خلاصه داستان

داستان در سال ۱۹۷۰ روایت می‌شود. مارگارت سایمون، دختر یازده‌ساله‌ای است که با پدر و مادرش، باربارا و هرب، و مادربزرگ پدری‌اش، سیلویا، زندگی می‌کند. وقتی هرب ارتقای شغلی می‌گیرد، خانواده تصمیم می‌گیرد از نیویورک به حومه نیوجرسی نقل مکان کند. مارگارت از دوری دوستان و سیلویا ناراحت است و کم‌کم شروع می‌کند با خدا درباره نگرانی‌ها، ترس‌ها و آرزوهایش حرف بزند.

در نیوجرسی، مارگارت خیلی زود با نانسی ویلر، همسایه و همکلاسی آینده‌اش، دوست می‌شود. نانسی او را وارد جمع دوستانه خود می‌کند؛ گروهی که گرتچن پاتر و جینی لومیس هم در آن حضور دارند. اما ورود مارگارت به دنیای نوجوانی، هم‌زمان با پرسش‌های تازه درباره مذهب، بدن، دوستی و استقلال شخصی همراه می‌شود.

در آغاز سال تحصیلی، معلم مارگارت، آقای بندیکت، برای کلاس یک پروژه تحقیقی سالانه تعریف می‌کند. وقتی متوجه می‌شود مارگارت با تعطیلات مذهبی ارتباط چندانی ندارد، مارگارت توضیح می‌دهد که مادرش مسیحی و پدرش یهودی است؛ به همین دلیل خانواده‌اش هیچ دین خاصی را به او تحمیل نکرده‌اند و انتخاب هویت مذهبی را به آینده خود او واگذار کرده‌اند.

همین پروژه باعث می‌شود مارگارت درباره گذشته مادرش کنجکاو شود. باربارا اعتراف می‌کند که به خاطر ازدواج با مردی یهودی، از سوی والدین مسیحی و بسیار معتقدش طرد شده است. در مقابل، مارگارت در سفری به نیویورک از سیلویا می‌خواهد او را به کنیسه ببرد و سیلویا با خوشحالی این درخواست را می‌پذیرد.

در همین حال، باربارا تلاش می‌کند در انجمن اولیا و مربیان مدرسه جایگاهی برای خود پیدا کند و در چند کمیته داوطلب می‌شود. این کار او را از نقاشی و آموزش هنر، که از علایق اصلی‌اش است، دورتر می‌کند.

دوران بلوغ، دوستی و کشف هویت

مارگارت و دوستانش با هیجان و نگرانی منتظر نشانه‌های بلوغ هستند؛ از پوشیدن سینه‌بند گرفته تا تجربه نخستین بوسه و شروع قاعدگی. در جشن تولد نورمن فیشر، مارگارت در بازی بطری‌چرخانی، نخستین بوسه‌اش را با فیلیپ لروی، پسر محبوب کلاس، تجربه می‌کند. او همچنین همراه جینی و نانسی به مراسم کلیسا می‌رود و با آیین‌های مذهبی دوستانش آشنا می‌شود.

بعد از دیدن فیلم آموزشی درباره قاعدگی در مدرسه، دخترها با اشتیاق منتظر شروع دوره خود هستند. مارگارت اما کم‌کم بی‌تاب می‌شود؛ چون چند نفر از همکلاسی‌هایش، از جمله گرتچن و نانسی، پیش از او قاعدگی را تجربه می‌کنند.

یک شب در نیویورک، مارگارت متوجه می‌شود نانسی درباره شروع قاعدگی‌اش به او دروغ گفته است. این موضوع اعتماد او را خدشه‌دار می‌کند. در مدرسه نیز، مارگارت برای یک پروژه گروهی با لورا دانکر همراه می‌شود؛ دختری که به خاطر قد بلندتر و رشد جسمی زودترش، از سوی دیگر دانش‌آموزان طرد شده است.

وقتی مارگارت در کتابخانه به شایعه‌ای درباره لورا اشاره می‌کند، لورا ناراحت می‌شود و جمع را ترک می‌کند. این اتفاق باعث می‌شود مارگارت هم احساس گناه کند و هم درباره وفاداری و اخلاق در دوستی با نانسی بیشتر فکر کند.

تنش خانوادگی بر سر مذهب و هویت

در تعطیلات بهاره، مارگارت می‌خواهد نزد سیلویا به فلوریدا برود، اما برنامه‌اش به‌هم می‌ریزد؛ چون پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش، پل و مری، از باربارا می‌خواهند به خانه سایمون‌ها بیایند و مارگارت را ببینند. سیلویا که از لغو سفر ناراحت شده، همان روز همراه دوستی از فلوریدا به خانه آن‌ها می‌آید.

بعد از شام، پل و مری درباره امکان فرستادن مارگارت به مدرسه یکشنبه سؤال می‌کنند. سیلویا پاسخ می‌دهد که مارگارت همراه او به کنیسه رفته و خودش تصمیم گرفته یهودی شود. همین جمله جرقه بحثی تند میان والدین و پدربزرگ و مادربزرگ مارگارت می‌زند.

مارگارت که از فشار بزرگسالان خسته شده، فریاد می‌زند که اصلاً برایش مهم نیست دین چیست و حتی مطمئن نیست به خدا باور دارد یا نه. این صحنه، اوج سردرگمی او در برابر انتظارات متضاد خانواده و جامعه است.

در پایان، مارگارت مقاله تحقیقی خود را به آقای بندیکت تحویل می‌دهد و در آن از سرخوردگی‌اش نسبت به مذهب می‌نویسد. او کم‌کم با والدین و سیلویا آشتی می‌کند و در پایان سال تحصیلی، از معلمش به خاطر همراهی و درک او تشکر می‌کند. مارگارت همچنین با لورا دوست می‌شود و از او برای رقصیدن دعوت می‌کند.

پیش از رفتن به اردوی تابستانی، مارگارت با موس فرید، پسر همسایه که چمن خانه‌شان را کوتاه می‌کند و مارگارت به او علاقه دارد، صحبت می‌کند و آن‌ها قرار می‌گذارند بعد از بازگشتش دوباره همدیگر را ببینند. در خانه، مارگارت متوجه می‌شود نخستین قاعدگی‌اش شروع شده است و با هیجان موضوع را به مادرش می‌گوید. باربارا از شنیدن این خبر خوشحال می‌شود و مارگارت دوباره گفت‌وگوی خود با خدا را از سر می‌گیرد.

بازیگران اصلی

  • ابی رایدر فورتسون در نقش مارگارت سایمون
  • ریچل مک‌آدامز در نقش باربارا سایمون، مادر مارگارت
  • ال گراهام در نقش نانسی ویلر
  • بنی سافدی در نقش هرب سایمون، پدر مارگارت
  • کتی بیتس در نقش سیلویا، مادربزرگ پدری مارگارت

تولید فیلم

جودی بلوم طی ۴۹ سال پس از انتشار رمان، چندین پیشنهاد برای اقتباس سینمایی از کتابش را رد کرده بود. سرانجام او حقوق فیلم را به جیمز ال. بروکس و کلی فریمون کریگ واگذار کرد. کریگ، که پیش‌تر با بروکس روی فیلم لبه هفده‌سالگی همکاری کرده بود، نوشتن و کارگردانی این اقتباس را بر عهده گرفت.

در نهایت، رقابت چند استودیو برای به دست آوردن حقوق توزیع فیلم با پیروزی لاینزگیت به پایان رسید.

در فوریه ۲۰۲۱ اعلام شد که ابی رایدر فورتسون نقش اصلی را بازی خواهد کرد و ریچل مک‌آدامز نیز در نقش مادر او انتخاب شده است. کتی بیتس در مارس همان سال به گروه بازیگران پیوست و در آوریل، بنی سافدی نیز به جمع بازیگران اضافه شد.

فیلم‌برداری اصلی از ۱ آوریل ۲۰۲۱ در شارلوت، کارولینای شمالی آغاز شد. بخش‌هایی از فیلم نیز اواخر مه در کنکورد، کارولینای شمالی فیلم‌برداری شد و تولید در ژوئن ۲۰۲۱ به پایان رسید. موسیقی متن فیلم را هانس زیمر ساخته است.

انتشار

«خدایا، تو اونجایی؟ منم مارگارت» در ۲۳ آوریل ۲۰۲۳ در جشنواره بین‌المللی فیلم سان‌فرانسیسکو به نمایش درآمد و در ۲۸ آوریل همان سال از سوی لاینزگیت فیلمز در سینماهای آمریکا اکران شد. اکران فیلم پیش‌تر برای ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲ برنامه‌ریزی شده بود، اما به تعویق افتاد.

این فیلم در ۶ ژوئن ۲۰۲۳ به‌صورت ویدئو هنگام تقاضا منتشر شد و نسخه‌های بلوری و دی‌وی‌دی آن نیز در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۳ عرضه شد.

فروش گیشه

فیلم در آمریکا و کانادا حدود ۲۰.۴ میلیون دلار و در سایر بازارها حدود ۱.۱ میلیون دلار فروش کرد؛ در نتیجه فروش جهانی آن به تقریباً ۲۱.۵ میلیون دلار رسید.

در آخر هفته افتتاحیه، فیلم از ۳۳۳۴ سالن سینما اکران شد و فروش آن حدود ۶.۸ میلیون دلار بود. در روز نخست، فروش فیلم ۲.۳ میلیون دلار ثبت شد که ۶۰۰ هزار دلار از آن مربوط به نمایش‌های زودهنگام بود. فیلم در جایگاه سوم فروش آخر هفته قرار گرفت و پس از آن در هفته دوم، با فروش ۳.۲ میلیون دلار، به رتبه چهارم رسید.

نقد و استقبال منتقدان

فیلم با واکنش مثبت منتقدان روبه‌رو شد. بسیاری از منتقدان، وفاداری فیلم به رمان جودی بلوم را ستودند و معتقد بودند اقتباس نه‌تنها شخصیت اصلی را با حساسیت حفظ کرده، بلکه شخصیت‌های بزرگسال داستان را نیز عمق بیشتری بخشیده است.

پیت هموند از ددلاین هالیوود فیلم را کمدی‌ای انسانی، خنده‌دار و سرزنده توصیف کرد و بازی بازیگران، کارگردانی کلی فریمون کریگ و تصمیم فیلم برای حفظ فضای دهه ۱۹۷۰ را تحسین کرد. مجله تایم نیز بازی ابی رایدر فورتسون را تحسین کرد و نوشت که او اشتیاق، صداقت و حساسیت مارگارت را به‌خوبی منتقل می‌کند.

رادلین‌می بانتینگ در جزیبل نوشت که این اقتباس مانند هدیه‌ای است که زیبایی دوران دختر بودن را در تمام رنج، ترس و هیجان آن نشان می‌دهد. ایمی نیکلسون از ورایتی نیز صحنه‌های دوستی میان دخترها را از نقاط قوت فیلم دانست، هرچند معتقد بود فیلم در نمایش مارگارتی طنزپرداز، آسیب‌پذیر و بیش از حد واقعی کمی محتاط عمل کرده است.

مخاطبان نیز واکنش خوبی به فیلم نشان دادند. در نظرسنجی سینماسکور، میانگین امتیاز فیلم «A» بود و در نظرسنجی پست‌ترک نیز ۸۸ درصد از مخاطبان نظر مثبتی درباره آن داشتند.

چرا این فیلم اهمیت دارد؟

«خدایا، تو اونجایی؟ منم مارگارت» درباره لحظه‌ای حساس از زندگی است؛ دورانی که کودک کم‌کم از دنیای امن کودکی فاصله می‌گیرد و با پرسش‌هایی درباره بدن، ایمان، خانواده، دوستی و جایگاه خودش روبه‌رو می‌شود. قدرت فیلم در همین صمیمیت است؛ در اینکه بلوغ را نه به‌عنوان بحرانی اغراق‌شده، بلکه به شکل تجربه‌ای واقعی، گیج‌کننده، خنده‌دار و گاهی دردناک نشان می‌دهد.

جمع‌بندی

«خدایا، تو اونجایی؟ منم مارگارت» بیش از آنکه فقط درباره بلوغ جسمی باشد، روایتی لطیف از جست‌وجوی هویت، پذیرش خود و پیچیدگی‌های رابطه با خانواده و دوستان است. وفاداری به روح رمان جودی بلوم و اجرای احساسی بازیگران، این فیلم را به اثری صمیمی و ماندگار تبدیل کرده است.