معرفی فیلم
فیلم «ایستاده در برابر طوفان» (معروف به جزیره بزها) یک فیلم آمریکایی در ژانر رشد و بلوغ است که در سال ۲۰۱۳ توسط دی. جی. کاروسو نوشته و کارگردانی شد. این فیلم با بازی چاندلر کانتبری و آنالیز باسو، بر اساس رمان «بزها» نوشته براک کول در سال ۱۹۸۷ ساخته شده است.
داستان فیلم در مورد دو کودک به نامهای هوی (چاندلر کانتبری) و گریس (آنالیز باسو) است که پس از مواجهه با یک شوخی خشن در اردوی تابستانی، برهنه و تنها در جزیرهای رها میشوند. به جای بازگشت به اردو و مواجهه با تحقیر، آنها تصمیم میگیرند با هم فرار کنند. گریس شنا کردن بلد نیست، بنابراین به یک شاخه شکسته درخت چنگ میزند در حالی که هوی از دریاچه عبور میکند.
ماجراجوییها
آنها به ساحل نزدیک یک کلبه میرسند. هوی به دریاچه میرود و سه مرد را در قایقی در حال نزدیک شدن به ساحل میبیند. او تصمیم میگیرد دوربینی بردارد و یادداشتهایی بنویسد تا وسایل دزدیده شده را به صاحبانشان برگرداند. در ادامه، با گروهی از نوجوانان که در حال جشن و نوشیدن در نزدیکی ساحل هستند، مواجه میشوند. هوی پولی از یکی از کامیونها برمیدارد که با مخالفت گریس مواجه میشود. آنها در یک ساحل خانوادگی توقف میکنند و هاتداگ و چیپس میخرند. همچنین نقشهای برای دزدیدن لباسهای جدید میکشند.
در حالی که در شهر قدم میزنند، یکی از مشاوران اردو را میبینند که عکسهای آنها را به محلیها و پلیس نشان میدهد. آنها سوار اتوبوسی میشوند که گروهی از کودکان را برای اردوی دیگری جمعآوری میکند. هوی و گریس تقریباً لو میروند وقتی دو دختر به نامهای تیانا (الکسیس لاپری گایر) و لیدیا (دیدرا شورز) آنها را به خاطر گرفتن صندلیهایشان مورد بازخواست قرار میدهند؛ اما کالوین (ادریان کالی ترنر) دختران را متقاعد میکند صندلیهای دیگری انتخاب کنند.
پایان داستان
تیانا و کالوین در اردو با هوی و گریس دوست میشوند و از آنها دفاع میکنند. تیانا از گریس میخواهد به مادرش (رادها میچل) زنگ بزند. شب بعد، هوی و گریس با حیله وارد یک اتاق هتل میشوند. روز بعد تصمیم میگیرند با اتوستاپ به اردو برگردند. متأسفانه با معاون کلانتر فریبکار، پری هافستادر (وال کیلمر) مواجه میشوند که آنها را در کامیونش حبس میکند. وقتی او برای تماس تلفنی بیرون میرود، کودکان تلاش میکنند فرار کنند، اما در جهت اشتباه میروند و مجبور میشوند از صخرهای به دریاچه بپرند. گریس دوباره به مادرش زنگ میزند و حقیقت درباره هوی را میفهمد: او در پرورشگاه است. پس از تماس، هوی و گریس دعوا میکنند. لاکوود (فرانک هویت تیلور) به پلیس جهت حرکت کودکان را اطلاع میدهد. گریس مادرش را میبیند و به سمت او میدود، در حالی که هوی از دور نظارهگر است. مدتی بعد، گریس که به خانه بازگشته، بستهای از هوی دریافت میکند که حاوی نامه و عکسهای خاطراتشان است. او میگوید هوی توسط خانوادهای در کنتیکت به فرزندی پذیرفته شده، اما آنها همچنان در تماس هستند و تابستان بعد با هم دیدار کردهاند.