زندگی اولیه
سایمون تریسی برینت (۲۶ سپتامبر ۱۹۵۰ – ۲۹ مه ۲۰۱۱)، موسیقیدان بریتانیایی بود که بیشتر به خاطر حضورش در دوئوی کمدی «سکس خام» (Raw Sex) در کنار رولند ریورون شهرت داشت. او برای بسیاری از برنامههای کمدی و درام تلویزیون بریتانیا آهنگسازی کرد.
سایمون، فرزند استفان برینت و آن تریسی، در هایهِمِ سامرست به دنیا آمد و یکی از پنج برادر خانواده بود. پدرش که از یک خانواده کارگر بزرگ آمده بود، برای پیوستن به ارتش درباره سن خود دروغ گفته بود؛ مادرش اما دختر یک قاضی دادگاه عالی و دانشآموخته کالج سنت آن آکسفورد بود. خانواده برینت زمانی که او ۱۶ ساله بود، به هایت در کنت نقل مکان کرد؛ جایی که سایمون به پروژههای موسیقیایی عجیب و غریب علاقهمند شد.
برینت در دانشگاه ردینگ تحصیل کرد و سال ۱۹۷۲ در رشته ادبیات انگلیسی فارغالتحصیل شد. پس از آن، در همکاریهای هنری گوناگونی به عنوان موسیقیدان و طراح وسایل صحنه مشارکت کرد. او با هنرمندانی چون آنتونی بنجامین، خواننده و بندباز هرمین دموریان و کارگردان تئاتر کن کمپل کار کرد. حتی در فیلم «جستجو برای آتش» به پنهان کردن فیلها در قالب ماموتها کمک کرد و در سال ۱۹۸۲، موسیقی فیلم کوتاه برنده اسکار «یک حادثه شوکهکننده» را با سایمون والاس مشترکاً نوشت.
مسیر حرفهای
در اواخر دهه ۱۹۷۰، برینت کار منظم خود را در کلوپ بلیتز در مرکز لندن آغاز کرد. آنجا با درامر و کمدین رولند ریورون و پیانیست راد ملوین آشنا شد. آنها گروه موسیقی ثابت کلوپ «کامیک استریپ» شدند و برینت متعاقباً برای سریال تلویزیونی حاصل از آن، یعنی کامیک استریپ ارائه میکند... چندین موسیقی متن نوشت.
همراه با ریورون، اجرای موسیقی کمدی «سکس خام» را توسعه داد. در این اجرا، نقش پدر سختگیرِ ریورونِ بیبندوبار را بازی میکرد؛ اجرایی که بیشترین شهرت را در برنامه «فرنچ و ساندرز» پیدا کرد. گروه «سکس خام» در تورهای کمدی مختلفی در آن دوران گروه موسیقی ثابت بود؛ از جمله تورهای «کوین توروی»، تور «کارمای بد نیل» با بازی نیگل پلانر و تور ۱۹۹۰ «فرنچ و ساندرز».
برینت به کار خود به عنوان آهنگساز برای سایر سریالهای کمدی تلویزیونی ادامه داد. سریالهایی مانند باتم (که نسخههایی از BB's Blues و Last Night را با گروهِ مخصوصاً تشکیلشده Bum Notes تولید کرد)، هیپیها (که تیتراژ آن را هم خودش خواند)، بسیار عجیب، ۲.۴ فرزند، نمایش لنی هنری، تمام آثار تلویزیونی الکسی سایل، کمیک رلیف، کمی از فرای و لوری، و درامهایی چون آتشسوزی لندن و فرمانروای تپه.
به عنوان بازیگر، در چند قسمت از سریال «کامیک استریپ» (بزرگترین نقشش، بازی در نقش یک پزشک بود)، فیلم «ثروتمندان را بخورید»، و چهار فصل و یک ویژهبرنامه از «فرنچ و ساندرز» ظاهر شد. در این فصلها علاوه بر نقش ثابتش به عنوان «کن بیسکوپ»، نقشهای مختلفی را ایفا کرد.
برینت و ریورون یک فیلم سینمایی از «سکس خام» ساختند؛ کمدی نیمهبدیههای به نام کاری در این زمینه نیست... که در سال ۱۹۹۴ روی نوار ویدئویی منتشر شد. اگرچه این دوئو از ویژهبرنامه ۱۹۹۴ به بعد از سریال «فرنچ و ساندرز» حذف شدند (نقششان توسط تهیهکننده جدید، جان پلومن، به تدریج کاهش یافته بود)، اما برینت تا پایان برنامه در ۲۰۰۹ آهنگسازی کرد و صدای خواندن او اغلب شنیده میشد.
با وجود اینکه بیشتر آثار موسیقیایی برینت به صورت تجاری منتشر نشد، برخی در بازار موجود شد. آلبومهای گردآوریشدهای مانند موسیقی سریال «آتشسوزی لندن» (۱۹۹۹) و «فرمانروای تپه» (۲۰۰۱) آثار او را در بر داشتند. او به عنوان تهیهکننده، تکآهنگ «ترانه لبخند» ویکتوریا وود و اولین آلبوم اِلا ادموندسون را سرپرستی کرد. تلاشهای نافرجامی هم در کار بود؛ مثلاً تکآهنگ کمدی «کریسمس یعنی خیریه» در سال ۱۹۹۲ هرگز منتشر نشد. همچنین آلبوم «سکس خام» برای سونیِ بیامجی ضبط شد، اما پروژه به دلیل تمرکز این شرکت روی بازاریابی گروه «تیک دت» لغو شد.
سالهای پایانی
در سال ۲۰۰۴، برینت در تاسیس خیریهای به نام «اقدام برای موسیقی» برای کمک به موسیقیدانان ناشناخته کنیا مشارکت کرد و بعداً به عنوان آهنگساز برای سریال کنیایی «محله ماکوتانو» کار کرد. در سال ۲۰۱۰، گروه «باند حرامزاده احمق» را با ادموندسون، ریورون، فیلیپ جوپیتوس و نیل اینز تاسیس کرد که برنامهریزی تور سراسری و انتشار آلبومی برای سال ۲۰۱۲ را داشتند. اجراهای اولیه این گروه، آخرین حضورهای عمومی برینت بودند. آخرین کار تلویزیونی او، آهنگسازی برای برنامههای «مردم بلامی» و «وان رانی» در سال ۲۰۱۰ بود.
درگذشت
در ۲۹ مه ۲۰۱۱، برینت در ۶۰ سالگی به زندگی خود پایان داد. این خبر یک ماه بعد توسط دوستان و همکارانش در شبکههای اجتماعی منتشر شد. همسرش آماندا (با نام خانوادگی اصلی کاکرتون) از او به جا ماند؛ آنها از سال ۲۰۰۳ با یکدیگر ازدواج کرده بودند.
کمدین معروف، آدرین ادموندسون، برینت را یک «غیرمتعارف ستودهشده» توصیف کرد و دربارهاش نوشت: «او استعدادی پدیدهوار در تفسیر حال و هوا از طریق موسیقی داشت و حس طنز ذاتیاش هرگز اجازه نمیداد موسیقی روی شوخیها سایه بیندازد. این یک ترفند دشوار بود، اما دقیقاً با سبک خلاقانهاش همخوانی داشت؛ استعدادی مانند کلاغ کهکشان که مرجعهای زیادی را جمع میکرد و از آنها چیزی کاملاً جدید میساخت که باعث میشد چیزها را به شکلی متفاوت درک کنید.»