نبرد شارپ
نبرد شارپ، هفتمین قسمت از سریالی بریتانیایی در سال ۱۹۹۵، داستان ریچارد شارپ، سرباز خیالی بریتانیایی در جنگهای ناپلئونی را روایت میکند. این قسمت بر اساس رمانی به همین نام از برنارد کورنول است، اما با تغییراتی در زمان و مکان داستان.
در حین گشتزنی، شارپ و مرداناش با سربازان فرانسوی روبرو میشوند که به روستایی اسپانیایی حمله کردهاند. پس از دستگیری دو سرباز فرانسوی، ژنرال لو تلاش میکند تا با شارپ معامله کند، اما شارپ دستور به اعدام آنها میدهد. این اقدام خشم ژنرال لو را برمیانگیزد.
لرد ولینگتون، نیروهای کمکی نامطلوب از پادشاه اسپانیا دریافت میکند. این نیروها، متشکل از سربازان ایرلندی کمتجربه، تحت فرماندهی لرد کیلی قرار میگیرند. ولینگتون به آنها اعتماد ندارد و آنها را به پادگانی نزدیک خطوط فرانسوی میفرستد. شارپ مأموریت مییابد تا این نیروها را آموزش دهد.
با ورود لیدی کیلی و دونا خوانیتا به اردوگاه، پیچیدگیهای داستان آغاز میشود. شارپ موفق میشود نیروهای ایرلندی را آموزش دهد و دفاع از پادگان را تقویت کند. پس از حمله ناموفق ژنرال لو، شارپ طرح حمله غافلگیرانهای به مقر او را پیشنهاد میکند.
با فاش شدن هویت دونا خوانیتا به عنوان جاسوس فرانسوی، لرد کیلی بین نجات همسرش و وفاداری به شارپ قرار میگیرد. در نهایت، شارپ و کیلی با هم متحد میشوند و حملهای موفق علیه فرانسویها انجام میدهند.
در پایان، شارپ با شکست دادن ژنرال لو و آزادسازی لیدی کیلی، پیروزی را برای بریتانیا رقم میزند. با این حال، این پیروزی با از دست دادن سربازان وفادار مانند پرکینز و لرد کیلی همراه است.