درباره رابرت منلی لیون
رابرت منلی لیون، زاده با نام رابرت میلن و متولد ۱۷۸۹، از مهاجران پیشگام استرالیای غربی بود که بعدها به یکی از نخستین مدافعان صریح حقوق و رفاه بومیان استرالیا در آن مستعمره تبدیل شد. او همچنین نخستین گزارشهای منتشرشده درباره زبان بومیان منطقه پرت را آماده کرد.
اهمیت لیون تنها در حضورش در مرزهای تازهتأسیس استرالیای غربی نبود؛ او در زمانی که بسیاری از مهاجران با بیاعتمادی یا خشونت با بومیان برخورد میکردند، از زبان آنان دفاع کرد و کوشید فرهنگ، سنتها و زبانشان را ثبت کند.
زندگی آغازین
لیون در اینورنس اسکاتلند به دنیا آمد. گمان میرود در جوانی به ارتش پیوسته و احتمالاً تا درجه کاپیتانی رسیده باشد. در سال ۱۸۲۹، در حدود چهلسالگی، میلن به سرزمینی مهاجرت کرد که آن زمان مستعمره بریتانیایی استرالیای غربی نام داشت. مهاجرت او را میتوان بخشی از جریان مهاجران اسکاتلندی به استرالیا دانست.
در دوران حضورش در استرالیای غربی، او ادعایی درباره جایگاه نظامی خود مطرح نکرد و در ابتدا ترجیح میداد همچنان با نام رابرت میلن شناخته شود. مدتی کوتاه پس از ورود، نام خود را به رابرت منلی لیون تغییر داد؛ «منلی» از بازچینش حروف نام خانوادگی پیشین او، میلن، ساخته شده بود.
ارتباط با بومیان
لیون در سراسر مستعمره سفر کرد و با بومیان محلی ارتباط دوستانه برقرار ساخت. او بیاعتمادی، دشمنی و گاه خشونتی را که مهاجران مرزنشین با بومیان داشتند، از نزدیک دید و به تدریج به مدافع آشکار حقوق آنان تبدیل شد.
او در چندین جلسه عمومی به دفاع از بومیان برخاست، با پیشنهاد عملیاتهای تنبیهی و دیگر اقدامهای خشونتآمیز مخالفت کرد و در برابر آن، سیاستهایی بر پایه گفتوگو، مصالحه و سازش را پیشنهاد داد. همین موضع او را از بسیاری از مهاجران دور کرد و خودش نیز هدف دشمنیها شد.
ماجرای یاگان
از حدود دسامبر ۱۸۳۱، یاگان، از مردم نونگار، در پاسخ به کشته شدن یکی از دوستانش چند حمله علیه مهاجران را رهبری کرد. در اکتبر ۱۸۳۲، یاگان و دو تن از همراهانش دستگیر و به مرگ محکوم شدند.
لیون میانجیگری کرد و استدلال کرد که این مردان برای سرزمین خود میجنگیدند؛ او اقدامهای آنان را با مبارزههای ویلیام تل و ویلیام والاس مقایسه کرد. از نظر او، آنان مجرمان عادی نبودند، بلکه اسیران جنگی بودند و باید با آنان به همین شکل رفتار میشد.
جیمز استرلینگ، فرماندار مستعمره، با این استدلال پذیرفت که مردان اعدام نشوند و در عوض به جزیره کارناک تبعید شوند. لیون اجازه یافت با زندانیان دیدار کند و کمی بیش از یک ماه را همراه آنان در جزیره کارناک گذراند.
او بخش عمدهای از آن زمان را صرف یادگیری زبان یاگان و مردم نونگار کرد. در این مدت، نام بسیاری از جایهای طبیعی منطقه را آموخت و درباره فرهنگ و سنتهای نونگارها اطلاعاتی به دست آورد. این مشاهدات در چند شماره از پرث گزت، در مارس ۱۸۳۳، با عنوان «نگاهی به آداب و زبان ساکنان بومی استرالیای غربی» منتشر شد.
این نوشتهها نخستین گزارشهای منتشرشده از این نوع در استرالیای غربی بودند و هنوز هم برای انسانشناسان و پژوهشگران تاریخ بومیان منبعی ارزشمند به شمار میآیند.
لیون از ۸ اکتبر تا ۱۵ نوامبر ۱۸۳۲ در جزیره کارناک ماند؛ سرانجام در آن روز، یاگان و یکی از همراهانش قایق کوچکی را که بدون مراقب مانده بود برداشتند و به خشکی گریختند. وقتی لیون موضوع را به فرماندار گزارش داد، گفت اگر سه هفته دیگر با یاگان میماند، شاید میتوانست پیمانی میان بومیان و مهاجران تنظیم کند. او فرماندار را تشویق کرد به جای ادامه درگیری، راه پیمانبستن را دنبال کند.
مخالفت لیون با بهکارگیری زور، او را بیش از پیش در میان مهاجران و مقامهای دولتی نامحبوب کرد. با این حال، از نگاه امروز روشن است که این برداشت او با واقعیت فرهنگ سیاسی بومیان کاملاً هماهنگ نبود؛ قبیلههای بومی معمولاً رهبری متمرکز و واحدی را به رسمیت نمیشناختند که بتواند پیمانی لازمالاجرا برای همه امضا کند.
در ژوئن ۱۸۳۳، در پی اصرارهای پیدرپی برای اقدام تنبیهی علیه بومیان، جلسهای در گیلدفورد تشکیل شد. لیون در آن جلسه حضور یافت و سخنی گفت که بعدها «یکی از برجستهترین سخنرانیهای انساندوستانه در استرالیای استعماری» توصیف شد.
لیون در این مقطع، خشونت را نه راهحل که مانعی جدی برای همزیستی و عدالت میدانست.
نفوذ و تأثیر
در مارس ۱۸۳۴، لیون استرالیای غربی را به مقصد موریس ترک کرد و در آنجا استاد زبانهای لاتین و یونانی در کالج پورتلوئیس شد. در ۲۵ آوریل ۱۸۳۴، اعلانی در پرث گزت منتشر شد که نشان میداد او از پیتر براون، دبیر مستعمرات، برای خروج از مستعمره رودخانه قو اجازه خواسته است.
در موریس، جیمز بکهاوس، فعال مذهبی کوئیکر، با لیون آشنا شد و سخنان او را درباره رفتار با بومیان استرالیای غربی شنید. بکهاوس عمیقاً تحت تأثیر او قرار گرفت. لیون اندیشههایش را در دو یادداشت درباره این موضوع بسط داد و در اختیار بکهاوس گذاشت.
این دو نوشته بیش از یک قرن بعد دوباره پیدا شد و سرانجام در سال ۱۹۴۱ در لندن، به کوشش هیئت حمایت از بومیان، منتشر گردید.
نوشتهها
تا سال ۱۸۳۸، لیون به استرالیا بازگشته بود. او بخشی از آن سال را در استرالیای جنوبی با عنوان «روحانی میلن» گذراند و در ۱۸۳۹ در نیو ساوت ولز ساکن شد؛ جایی که بار دیگر با نام کاپیتان رابرت میلن شناخته میشد.
در آنجا، کتابی با عنوان «استرالیا: ندایی به جهان به نمایندگی از شاخه جوانتر خاندان سام» نوشت و با نام رابرت منلی لیون منتشر کرد. این کتاب بیشتر مقالهها، سخنرانیها و نامههای پیشین او را دربرمیگرفت و مجموعهای از نامههای اقناعی را نیز به آن افزوده بود؛ نامههایی که برای دفاع از خواستهها و رفاه بومیان نوشته شده بودند.
این نامهها خطاب به افراد و نهادهای صاحب نفوذ، از جمله اعضای خاندان سلطنتی بریتانیا، پارلمان بریتانیا، فرماندار نیو ساوت ولز و اسقف استرالیا تنظیم شده بودند. لیون سالها دغدغه رفاه بومیان را حفظ کرد و حتی در میانه دهه هفتاد زندگی، تا سال ۱۸۶۳ همچنان درباره این موضوع مینوشت.