معرفی شهرستان پوپ
شهرستان پوپ یکی از شهرستانهای ایالت آرکانزاس در آمریکا است. بر اساس سرشماری سال ۲۰۲۰، جمعیت این منطقه ۶۳٬۳۸۱ نفر اعلام شد. مرکز این شهرستان، شهر راسلویل است. این شهرستان در ۲ نوامبر ۱۸۲۹ از بخشی از شهرستان کرافورد تشکیل شد و نامش را از جان پوپ، سومین فرماندار قلمرو آرکانزاس گرفت. پوپ نوزدهمین شهرستان (از میان ۷۵ شهرستان) بود که در آرکانزاس تأسیس شد. مرزهای این شهرستان در قرن نوزدهم با ایجاد شهرستانهای جدید و تغییرات مرزی، هجده بار دستخوش تغییر شد. مرزهای کنونی آن در ۸ مارس ۱۸۷۷ تعیین شدند.
از نظر جغرافیایی، شهرستان پوپ بسیار متنوع است؛ بخش جنوبی آن شامل دره رودخانه آرکانزاس با زمینهای کشاورزی و شهرکهایش است و کوههای اوزارک نزدیک به دو سوم بخش شمالی را پوشاندهاند. این بخش شامل بخشی از کوههای خشن بوستون است که یک فلات عمیقاً بریده محسوب میشود. حدود ۴۰ درصد از مساحت شهرستان در جنگل ملی اوزارک قرار دارد.
شهرستان پوپ یک شهرستان خشک (Dry County) است؛ به این معنا که فروش نوشیدنیهای الکلی در آن ممنوع است.
این شهرستان بخشی از منطقه آماری خردشهری راسلویل در آرکانزاس است که هر دو شهرستان پوپ و یل را در بر میگیرد.
تاریخچه
خرید لوئیزیانا و سرزمینهای چروکی
در سال ۱۸۰۳، ناپلئون بناپارت لوئیزیانای فرانسه را به ایالات متحده فروخت که آرکانزاس نیز بخشی از آن بود. امروزه این معامله با نام خرید لوئیزیانا شناخته میشود.
تا سال ۱۸۰۴، توماس جفرسون و دیگران به این سرزمینهای جدید به عنوان پناهگاهی برای اقوام سرخپوست نگاه میکردند تا آنها را از مستعمرهنشینان آمریکایی دور نگه دارند.
اندکی پس از خرید لوئیزیانا، بخش عمدهای از منطقهای که بعدها شهرستان پوپ و سایر شهرستانها را شکل داد، به عنوان سرزمین کوچ اجباری قبایل بومی شرقی تعیین شد. حدود سال ۱۸۰۵، چروکیهای ساکن جنوب شرقی میسوری در کنار رودخانه میسیسیپی، به پیشنهاد جیمز ویلکینسون، فرماندار قلمرو لوئیزیانا، به سوی رودخانه آرکانزاس کوچ کردند. پس از زلزلههای نیومادرید، بیشتر چروکیها (تا ۲۰۰۰ نفر) که در امتداد رودخانه سنت فرانسیس میزیستند، به دره رودخانه آرکانزاس نقل مکان کردند.
در سال ۱۸۱۵، دولت آمریکا یک منطقه سرخپوستنشین در بخش آرکانزاس قلمرو میسوری تأسیس کرد و تلاش نمود چروکیها را ترغیب کند تا داوطلبانه به آنجا بروند. مرزهای این منطقه از شمال رودخانه آرکانزاس تا کرانه جنوبی رودخانه وایت امتداد داشت. چروکیهایی که به این منطقه نقل مکان کردند، به «ساکنان قدیمی» یا چروکیهای غربی معروف شدند.
روستایی در خلیج ایلینوی از سال ۱۸۱۳ تا ۱۸۲۴ پایتخت چروکیهای غربی بود.
پیمان ۱۸۱۷، سرزمینهایی در آرکانزاس را برای چروکیهای غربی در شمال رودخانه آرکانزاس، میان پوینت ریموو و فورت اسمیت تضمین کرد و تمام شهروندان آمریکایی را، به جز پرسیس لاولی (بیوه مأمور سرخپوستان ویلیام لاولی)، از آنجا بیرون راند. بیشتر سفیدپوستان ساکن منطقه به مکانهای جدیدی در جنوب رودخانه نقل مکان کردند. تا سال ۱۸۲۰، مهاجران جدید چروکی از شرق با ساکنان قدیمی در یک «کُلُنی» جدید ترکیب شدند که زنجیرهای از روستاهای چروکی را در بیش از ۷۰ مایل بالاتر از پوینت ریموو شامل میشد. حدود نیمی از این مسافت در شهرستان آینده پوپ قرار داشت. جیمز میلر، فرماندار قلمرو، در سال ۱۸۲۰ از این منطقه به عنوان «بخش زیبا و سرسبز کشور» یاد کرد.
در سال ۱۸۱۸، رئیس چروکیهای آرکانزاس، تولونتوسکی، از هیئت کمیسیونرهای آمریکایی برای مأموریتهای خارجی خواست تا مأموریتی به آرکانزاس بفرستد. این مأموریت به سفاس واشبرن و برادرزنش، آلفرد فینی سپرده شد. آنها در سال ۱۸۲۰ در کرانه غربی خلیج ایلینوی، حدود چهار مایلی رودخانه آرکانزاس، یک پایگاه مذهبی تأسیس کردند. این جریان آبی حدود نه ماه در سال برای قایقهای کیلبوت قابل کشتیرانی بود. نام این پایگاه به افتخار کشیش تیموتی دوایت، رئیس کالج ییل، «دوایت» گذاشته شد. این مکان بر روی تپهای ملایم و پوشیده از درختان بلوط و کاج قرار داشت که در پای آن چشمهای بزرگ از آب زلال میجوشید. زمینهای حاصلخیز کشاورزی در اطراف آن فراوان بود و به روستاهای سرخپوستی نیز نزدیک بود. در نهایت، این پایگاه شامل بیش از ۲۵ ساختمان از جمله کابینهای چوبی، سالن غذاخوری، کتابخانه، اداره پست، کارنجاره، مغازه نجاری، ارهکشی، انبار گوشت، آساب و طویله شد. زمینی که ساختمانهای پایگاه دوایت در آن قرار داشت، اکنون زیر آبهای دریاچه داردل قرار دارد، اما قبرستان آن هنوز روی تپه مجاور پابرجاست.
تا زمان تأسیس قلمرو آرکانزاس در سال ۱۸۱۹، چروکیهای غربی دستکم ۲۰ درصد از کل جمعیت قلمرو را تشکیل میدادند که بیشتر آنها در امتداد رودخانه آرکانزاس و شهرستان آینده پوپ متمرکز بودند.
قلمرو آرکانزاس
از دهه ۱۸۲۰، شماری فزایندهای از مهاجران از ایالتهای جنوبی به آرکانزاس آمدند؛ این امر محیطی برای سرخپوستان شرقی که به آرکانزاس کوچ کرده بودند ایجاد کرد که شبیه به همان محیطی بود که از آن بیرون رانده شده بودند. بر اساس پیمان جدیدی که در ۶ مه ۱۸۲۸ امضا شد، مرز غربی آرکانزاس تعیین گردید و هفت میلیون جریب زمین در غرب آن برای همیشه به چروکیها واگذار شد. چروکیها پذیرفتند ظرف ۱۴ ماه از زمینهای آرکانزاس خارج شوند. در سال ۱۸۲۹، تمامی افراد ساکن در پایگاه دوایت به قلمرو جدید سرخپوستان (اوکلاهومای امروزی) نقل مکان کردند و پایگاه دوایت در مکان جدیدی بازسازی شد.
شهرستان پوپ در ۲ نوامبر ۱۸۲۹، ده سال پس از تأسیس قلمرو آرکانزاس، با مرکزیت موقت در خانه جان بولینگر تأسیس شد. کمیسیون انتخابی مرکز شهرستان در ژانویه ۱۸۳۰، جامعه اسکوشیا (خانه قاضی اندرو اسکات، همسایه بولینگر) را به عنوان مرکز دائمی انتخاب کرد. با تشکیل شهرستان جانسون در سال ۱۸۳۳، اسکوشیا تنها نیم مایل با مرز شهرستان فاصله داشت. مرکز شهرستان ابتدا به دوایت و سپس در سال ۱۸۳۴ به نوریستاون، شهتی در حال رشد در بالادست رودخانه آرکانزاس و روبروی داردل منتقل شد.
در سالهای اولیه، ورود به داخل آرکانزاس عمدتاً محدود به سفرهای رودخانهای بود. رودخانه آرکانزاس اگرچه قابل کشتیرانی بود، اما غیرقابل پیشبینی بود و میان سیل و خشکسالی در نوسان بود و مملو از شنیها و لاشه درختان بود. این رودخانه پیچدرپیچ از دشت سیلابی وسیع و باتلاقی میگذشت که بخش عمدهای از شرق آرکانزاس را پوشانده بود و زمین تولید پشههای مالاریا بود. ساکنان این مناطق به زودی دچار تب مالاریا و بیماریهای دیگر شدند و آرکانزاس به سرزمینی بیمار و باتلاقی شهرت یافت. بیشتر پیشگامان از آرکانزاس عبور کرده و مقاصد دیگری را برای سکونت انتخاب کردند. کسانی که به بخشهای مرکزی و غربی قلمرو و شهرستان پوپ پا نهادند، در امتداد دره رودخانه خاکهای خوبی یافتند و در کوهها، جنگلهای سالم کاج، بلوط و هیکوری با خاکهای زهکشیشده برای کشاورزی، مراتع سرشار از علوفه و شکار فراوان را کشف کردند. در پایان دوران قلمرو، بیشتر جمعیت شهرستان پوپ را کشاورزان، چوپانان و شکارچیان سادهدل تشکیل میدادند.
دوران پیش از جنگ داخلی
با تأسیس شهرستان یل در ۵ دسامبر ۱۸۴۰، مرکز شهرستان دوباره در حاشیه قرار گرفت و در سال ۱۸۴۱، پس از انتخاب کمیسیونرها، مرکز شهرستان به دوور (مکان مرکزیتر در شهرستان) منتقل شد. اولین ساختمان دادگاه، سازهای چوبی بود.
با آغاز جنگ با مکزیک در ژوئیه ۱۸۴۶، گروهی از داوطلبان پیادهنظام سواره از شهرستان پوپ به فرماندهی کاپیتان دیوید وست، همراه با واحدهای داوطلب سایر شهرستانها، در قلمرو سرخپوستان وارد خدمت شدند و جایگزین نیروهای منظم ارتش شدند که به مکزیک اعزام شده بودند. نیروهای داوطلب آرکانزاس در دوران درگیریهای خشن میان جناحهای مختلف در قبیله چروکی، حضور نظامی فدرال حیاتی را در مرز غربی ایالت و بخش شرقی قلمرو سرخپوستان تأمین کردند. پس از رسیدن سه گروه از دراگونهای ارتش منظم، داوطلبان شهرستان پوپ در اواخر آوریل ۱۸۴۷ به خانه بازگشتند.
در سال ۱۸۵۰، ۶۹۵ خانواده سفیدپوست در شهرستان پوپ زندگی میکردند. جمعیت کل بر اساس سرشماری ۴٬۷۱۰ نفر بود که ۱۰.۲٪ آنها (۴۷۹ نفر) برده بودند. تنها ۱٬۶۴۰ نفر در خود آرکانزاس متولد شده بودند و بیشتر بقیه در ایالتهای بردهدار جنوبی به دنیا آمده بودند. ۱۱ نفر خارجیالاصل بودند، از جمله دکتر توماس راسل. ۶۲ درصد از جمعیت سفیدپوست زیر ۱۵ سال داشتند و تنها ۲۳ نفر هفتاد ساله یا بیشتر بودند. بیش از ۸۰ درصد جمعیت از طریق کشاورزی معیشتی تأمین میشد. سایر مشاغل شامل نجاری، آهنگری، دباغی، چوببری، بازرگانی و ساخت واگن بود. تنها ۱۰۰ صاحب برده وجود داشت و فقط ده نفر ده برده یا بیشتر داشتند. تنها سه کشاورز بیست برده یا بیشتر داشتند که در فرهنگ بردهداری جنوب برایشان لقب «بزرگمزرعهدار» را به ارمغان میآورد. هیچ سیاهپوست آزادی ثبت نشده بود. سیزده ارهکشی (دو تا بخار و بقیه آبی)، دو دباغیخانه و یک کارخانه پنبه که سالانه ۲۲٬۵۰۰ پوند نخ تولید میکرد، در فعالیت بود. دکتر توماس راسل که نام راسلویل از نام او گرفته شده، مالک ۶۸۰ جریب زمین، چهار برده، یک مغازه و ده قطعه زمین شهری بود. یازده مدرسه خصوصی تکمعلم با مجموع ۳۲۶ دانشآموز وجود داشت. علتهای اصلی مرگ به ترتیب، خروسک، تب زمستانی، وبا، کهیر، اسهال، سل و حوادث بود. بیش از نیمی از مرگها مربوط به نوزادان زیر یک سال بود و تنها ۹ درصد مرگها افراد بالای چهل سال را شامل میشد.
دوور، مرکز شهرستان، در سال ۱۸۵۰ مهمترین شهر میان لیتلراک و فورت اسمیت بود. گالا راک (در جنوب آتکینز امروزی) و نوریستاون مراکز تجاری مهمی بودند که کالاهایشان از طریق رودخانه آرکانزاس حمل میشد.
در اواخر دهه ۱۸۵۰، ادوارد پیسون واشبرن از مناظر شهرستان پوپ در نزدیکی خانه خانوادگیشان در نوریستاون برای مشهورترین اثرش، مسافر آرکانزاس، الهام گرفت. داستان این اثر از حکایی که از سرهنگ سندفورد سی. فالکنر شنیده بود، گرفته شده بود. داستان طنز سرهنگ فالکنر که ظاهراً در جریان کمپین انتخاباتی سال ۱۸۴۰ در آرکانزاس رخ داده، با ساکنان اسکواتری که با نواختن ویولون مسافر را مجذوب میکند، به پایان میرسد. پدر واشبرن، سفاس واشبرن، بنیانگذار پایگاه دوایت بود.
اگرچه بیشتر جمعیت شهرستان پوپ را خانوادههای روستایی تشکیل میدادند، بسیاری از آنها اسکواتر (ساکنان غیرقانونی) در زمینهای ایالتی یا فدرال بودند. در سال ۱۸۵۱، حدود ۷۶ درصد خانوارها زمین نداشتند و در سال ۱۸۶۰، این رقم حدود ۶۶ درصد بود.
در سال ۱۸۶۰، با وجود اینکه جمعیت در یک دهه ۶۷.۴٪ رشد کرده بود، شهرستان پوپ هنوز به طور پراکنده سکونتگزین شده بود. جمعیت بردهها به ۱۲.۴٪ (۹۷۸ نفر) رسیده بود. این منطقه مانند سایر نقاط آرکانزاس در یک مرز اقتصادی قرار داشت و شماری نسبتاً زیاد از مهاجران جدید را، عمدتاً از سایر ایالتهای جنوبی، جذب میکرد. جوامع اندک موجود کوچک بودند و توسعه محدودی داشتند. جمعیت در سرشماری ۱۸۶۰ شامل ۶٬۹۰۵ سفیدپوست و ۹۷۸ برده (عمدتاً در مناطق کشاورزی جنوب شهرستان) بود. راهآهنی که قرار بود از شهرستان عبور کند (لیتلراک و فورت اسمیت)، قرار بود یک ایستگاه در دوور داشته باشد.
جنگ داخلی
پس از جدایی کارولینای جنوبی در دسامبر ۱۸۶۰، انتخاباتی در آرکانزاس برای فوریه ۱۸۶۱ برنامهریزی شد تا درباره جدایی آرکانزاس و تشکیل کنوانسیون جدایی رأیگیری شود. در شهرستان پوپ، پیش از انتخابات، جدایی در یک رأیگیری غیررسمی با نسبت چهار به یک رد شد. در رأیگیری سراسری ۱۸ فوریه، جدایی رد شد. کنوانسیون مارس نیز فرمان جدایی را رد کرد، رأیگیری مردمی را برای اوت زمانبندی کرد و به دستور رئیس کنوانسیون تعطیل شد. پس از شلیک کنفدراسیون به فورت سامتر و فراخوان لینکلن برای حمایت ایالتها، بسیاری خواستار فراخواندن مجدد کنوانسیون شدند، اما مخالفانی نیز وجود داشتند، مانند ویلیام استاوت، نماینده شهرستان پوپ، که نوشت: «معتقدم وظیفه رئیسجمهور سرکوب شورش است. من همیشه چنین فکری کردهام.»
دیوید واکر، رئیس کنوانسیون، بیانیهای صادر کرد و کنوانسیون را برای ۶ مه فراخواند؛ جایی که در رأیگیری نهایی، فرمان جدایی آرکانزاس با ۶۹ رأی موافق در برابر ۱ رأی مخالف تصویب شد.
در سال ۱۸۶۱، بخش عمدهای از شهرستان پوپ هنوز یک مرز بکر بود. راهآهن وجود نداشت. جادهها چیزی جز مسیرهای خاکی نبودند و پلی برای عبور از رودخانهها ساخته نشده بود. جمعیت پراکنده بود و بیشتر آنها به کشاورزی معیشتی وابسته بودند. بسیاری از مردم اسکواتر بودند و زمینهایی که کلبههایشان روی آن قرار داشت، متعلق به خودشان نبود.
در طول جنگ، آن مقامات مدنی اندک نیز در سراسر آرکانزاس فروپاشیدند. تا سال ۱۸۶۳، در بیشتر ایالت، سفر خطرناک، کشاورزی پرخطر و دولت شهرستانها از کار افتاده بود. اسناد شهرستان پوپ در دوور برای حفاظت به غاری منتقل شدند. چندین درگیری کوچک در شهرستان رخ داد، اما هیچ نبرد بزرگی اتفاق نیفتاد. در ۸ آوریل ۱۸۶۵، دوور، از جمله ساختمان دادگاه، در آتش سوخت.
اصول اولیه جنگ داخلی—استقلال و حفظ بردهداری برای جنوب، و بازگرداندن اتحاد برای شمال—به زودی در شهرستان پرجمعیت پوپ رنگ باخت. همانطور که در بیشتر مناطق چنین بود، زندگی سخت مردم با وفاداریهای زمان جنگ که اتحادیهگراها را از شورشیان جدا میکرد، مختل شد. برای بسیاری، این مبارزه به درگیری بیقاعدهای برای کشتن و بیرون راندن مخالفان تبدیل شد تا بقا خانوادهها و متحدان تضمین شود. هر کس که توانست، به مکانهای امنتری گریخت. بیشتر مردان توانمند در یکی از دو طرف از خانه دور بودند. بسیاری از کسانی که باقی ماندند (زنان، پیرمردها و کودکان)، طعمه گروههای چریک وفادار به کنفدراسیون (که اتحادیهگراها به آنها بوشواکر میگفتند) یا وفادار به اتحادیه (که جنوبیها به آنها جیهاوکر میگفتند) شدند. برخی به هیچ طرفی وابسته نبودند و به هر دو طرف حمله میکردند، قتل و آتشسوزی راه میانداختند و «دزدی و غارت لباس، دزدی گاو، خالی کردن انبارهای ذرت و تصرف هر آنچه میخواستند» را انجام میدادند. برخی دیگر فعالانه از یک طرف حمایت میکردند، مانند همکاری ویلیام استاوت با فدرالها که احتمالاً منجر به ترور او در سال ۱۸۶۵ شد.
با استقرار نیروهای فدرال در لوئیسبرگ (در جنوب موریلتون امروزی) و کلارکسویل در سال ۱۸۶۴، گروههای تأمین آذوقه به شهرستان پوپ سرک کشیدند. بسیاری از خانوادههای باقیمانده در شهرستان، مورد هجوم نظامیان و گروههای چریک قرار گرفتند.
پس از جنگ داخلی، شهرستان پوپ همچنان کمجمعیت بود و جمعیت سرشماری سال ۱۸۷۰ تنها ۵۰۳ نفر بیشتر از پیش از جنگ بود. بسیاری از کسانی که از آشفتگیها و بیثباتیهای دوران جنگ گریخته بودند، هرگز بازنگشتند و البته بسیاری از ساکنان پیشین نیز این درگیری را جان سالم به در نبردند. راهآهن لیتلراک و فورت اسمیت به دلیل درگیری به تعویق افتاده بود و ریلهای اولیه آن تا سال ۱۸۶۹ نصب نشد.
دوران بازسازی
آرکانزاس در ژوئن ۱۸۶۸ به عنوان دومین ایالت پیشین کنفدراسیون به طور کامل به اتحادیه بازگردانده شد، اما ثبات سیاسی و اجتماعی هنوز سالها فاصله داشت. در دوران بازسازی نظامی (۱۸۶۷-۱۸۶۸)، زمانی که آرکانزاس در منطقه نظامی چهارم قرار داشت، گروههای E و G از هنگ نوزدهم پیادهنظام در شهرستان پوپ مستقر شدند و مقر آنها برای یک سال و نیم در دوور بود. در سال ۱۸۶۸، قانون شبهنظامی تصویب شد که به فرماندار اجازه میداد گارد ایالتی را بر اساس الگو ارتش آمریکا تشکیل دهد. عناصر این گارد دو سال بعد در شهرستان پوپ به کار گرفته شدند.
بین سالهای ۱۸۶۵ تا ۱۸۷۰، دستکم پنج مقام شهرستان ترور شدند: کلانتر آرچیبالد دی. ناپیر و معاون کلانتر آلبرت پارکس در ۲۴ اکتبر ۱۸۶۵، منشی شهرستان ویلیام استاوت در ۴ دسامبر ۱۸۶۵، کلانتر دابلیو. موریس ویلیامز در ۲۰ اوت ۱۸۶۶، و رئیس اداره پست راسلویل جان ال. هارکی در ۲۷ ژوئیه ۱۸۶۸. ناپیر و ویلیامز هر دو کاپیتان گروهام سوارهنظام سوم آرکانزاس (اتحادیه) بودند که والاس اچ. هیکوکس (جانشین استاوت) ستوان و جان اچ. ویلیامز (جانشین پارکس و برادر موریس) بوقزن آن بودند.
در ۱ مارس ۱۸۷۰، زندان جدید شهرستان پوپ در دوور آتش زده شد. مردی به نام گلاور بعداً مسئولیت این کار را پذیرفت.
جنگ شبهنظامی
دورهای اندکی بیش از هفت ماه در سالهای ۱۸۷۲ و ۱۸۷۳ به عنوان جنگ شبهنظامی شهرستان پوپ شناخته شد. با این حال، هیچ نبرد یا درگیری رخ نداد. هیچ درگیری مسلحانهای میان مخالفان سازمانیافته صورت نگرفت؛ بلکه یک شبهنظامی غیررسمی به رهبری چهار مقام شهرستان، کنترل سخت و بیش از حدی بر منطقه اعمال کرد که تهدید به سوزاندن دوور، مرکز شهرستان، نیز در میان بود. تا پایان این دوره، سه نفر از آن چهار مقام کشته شدند.
اواخر قرن نوزدهم
تا ژوئن ۱۸۷۳، خدمات راهآهن لیتلراک و فورت اسمیت در سراسر شهرستان تا کلارکسویل در شهرستان جانسون امتداد یافت. تجارت شهرستان که پیشتر دوور را مرکز تجاری خود میساخت، به راسلویل یا آتکینز شیفت پیدا کرد.
انتقال مرکز شهرستان از دوور به راسلویل
با عبور راهآهن جدید از هشت مایلی جنوب دوور و انتقال تدریجی تجارت به راسلویل و آتکینز، جابجایی مرکز شهرستان اجتنابناپذیر بود. راسلویل در حال تبدیل شدن به مرکز تجاری شهرستان بود و شهر جدید آتکینز نیز به سرعت رشد میکرد و میتوانست به عنوان مکان جدیدی برای مرکز شهرستان رقابت کند.
از زمان تصویب قانون مجلس عمومی آرکانزاس برای انتقال مرکز شهرستان به راسلویل (که سال بعد لغو شد و مرکز به دوور بازگشت) تا تکمیل ساختمان جدید دادگاه در راسلویل، ۱۵ سال طول کشید. دوور در دهه ۱۸۴۰ به دلیل موقعیت مرکزیترش انتخاب شده بود. سی سال بعد، بخشهای جنوبی اکثریت جمعیت را در اختیار داشتند و بخش عمده مالیاتها را نیز پرداخت میکردند.
مرکز شهرستان - دهه ۱۸۷۰
قانونی برای انتقال مرکز شهرستان در سال ۱۸۷۳ در مجلس تصویب شد، اما در جلسه ویژه مجلس در سال ۱۸۷۴ لغو گردید. دلیل بازگشت مرکز از راسلویل به دوور در سال ۱۸۷۴ این بود که انتقال مرکز از دوور به راسلویل نه توسط شهروندان، بلکه توسط مجلس قانونگذاری انجام شده بود. راهآهن تازه از راسلویل عبور کرده بود و شهروندان هنوز نمیدیدند که مرکز تجاری شهرستان آنقدر تغییر کرده باشد که این جابجایی را توجیه کند.
بادهای طوفان ۸ مارس ۱۸۷۸ به ساختمان دادگاه شهرستان در دوور آسیب زد و آن را «نامناسب و ناامن» کرد. از آنجا که شهرستان بودجهای برای تعمیر سازه نداشت، وضعیت آن به عاملی برای بحث انتقال مرکز تبدیل شد؛ شهروندان راسلویل پیشنهاد دادند یک مکان ساختمانی و ۲۵۰۰ دلار برای ساخت دادگاه جدید بدون هیچ هزینهای برای مالیاتدهندگان ارائه دهند. در مدتی که دادگاه در دسترس نبود، از یک کلیسا به عنوان دادگاه استفاده میشد.
در ۲ سپتامبر ۱۸۷۸، انتخاباتی برگزار شد تا مشخص کند آیا مرکز از دوور منتقل میشود یا خیر، و در صورت انتقال، آتکینز یا راسلویل مرکز جدید خواهد بود. پس از انتخابات ویژه، منشی شهرستان تأیید کرد که اکثریت (۱۲۴۰ رأی) رأی به انتقال از دوور دادهاند. با این حال، نه آتکینز و نه راسلویل آرای کافی برای تعیین مرکز جدید را نیاوردند. نتایج این انتخابات در دادگاه مورد اعتراض قرار گرفت.
در ۳۰ آوریل ۱۸۷۹، دادگاه شهرستان دستور داد انتخاباتی در ۲۰ ژوئن ۱۸۷۹ برگزار شود تا مشخص شود مرکز شهرستان به راسلویل یا آتکینز منتقل میشود. در ۱۷ ژوئن، شهروندان راسلویل مبلغ ضمانتنامه خود برای ساخت دادگاه جدید را از ۲۵۰۰ به ۱۰۰۰۰ دلار افزایش دادند.
نتایج آن انتخابات بیاثر شد، زیرا دادگاهها نتایج رأیگیری سپتامبر ۱۸۷۸ را باطل کردند. پرونده به دیوان عالی آرکانزاس رسید و آن را به دادگاه مداری قاضی دبلیو. دی. جکووی بازگرداند. رأی متعاقب جکووی این بود که ۲۰۰ رأی متعلق به مردانی بود که در بخش اشتباهی رأی داده بودند و ۱۵۰ برگه رأی که «برای راسلویل» علامت خورده بودند، علامت انتقال «از» دوور را نداشتند. طبق این رأی، پیشنهاد انتقال مرکز شهرستان تنها ۸۹۰ رأی آورد. در زمان انتخابات ۲۲۶۶ رأیدهنده واجد شرایط وجود داشت. قانون اکثریت رأیدهندگان واجد شرایط را برای تصویب انتقال الزامی میدانست که در این انتخابات باید ۱۱۳۴ رأی موافق میبود.
در دوره سپتامبر ۱۸۷۹ دادگاه مداری شهرستان پوپ، هیئت منصفه ساختمان دادگاه را «کاملاً نامناسب برای استفاده به عنوان دادگاه» اعلام کرد.
مرکز شهرستان - دهه ۱۸۸۰
با لغو رأی انتقال در سال ۱۸۷۸، تعمیرات دادگاه شهرستان در دوور در اوایل دهه ۱۸۸۰ انجام شد. قرارداد تعمیرات به دبلیو. آر. کاکس از آتکینز با مبلغ ۱۰۰۰ دلار واگذار شد.
انتخابات ۶ سپتامبر ۱۸۸۶ سه پیشنهاد داشت: آیا مرکز شهرستان منتقل میشود؟ آیا مرکز از دوور به راسلویل منتقل میشود؟ آیا مرکز از دوور به آتکینز منتقل میشود؟ باز هم اکثریت به انتقال از دوور رأی دادند، اما نه راسلویل و نه آتکینز آرای کافی برای کسب مرکزیت نیاوردند. در آن زمان ۳۶۸۸ رأیدهنده ثبتنام کرده بودند. انتقال به راسلویل ۱۴۸۵ رأی (۴۰.۲٪) و آتکینز ۱۲۰۰ رأی (۳۲.۵٪) آورد.
در اکتبر ۱۸۸۶، دادگاه شهرستان انتخابات را باطل کرد و به دلیل رشوهدهی (چون راسلویل پیشنهاد داده بود در صورت انتخاب، دادگاهی بسازد) آن را فاقد اعتبار دانست. این تصمیم به دادگاه مداری فراخوانده شد. در ۱۲ نوامبر، ام. ال. دیویس به عنوان قاضی ویژه برای رسیدگی به این پرونده منصوب شد. دیویس تصمیم دادگاه شهرستان را لغو کرد و دستور داد انتخاباتی در ۱۹ مارس ۱۸۸۷ برای تعیین مرکز جدید میان راسلویل و آتکینز برگزار شود. تصمیم او به دیوان عالی آرکانزاس فراخوانده شد.
پیشنهاد شهروندان برجسته راسلویل شامل قطعات زمین برای دادگاه جدید و ضمانتنامه ۵۰۰۰۰ دلاری برای ساخت یک «دادگاه آجری دو طبقه خوب و کافی» و یک «زندان خوب، کافی و جادار» بدون هزینه برای شهرستان بود. پیش از انتخابات سپتامبر ۱۸۸۶، شهروندان آتکینز نیز پیشنهادی بسیار مشابه ارائه داده بودند.
نتیجه گواهیشده انتخابات ویژه ۱۹ مارس ۱۸۸۷، ۱۳۹۹ رأی برای راسلویل و ۱۲۷۱ رأی برای آتکینز بود؛ راسلویل با اختلاف ۱۲۸ رأی از مجموع ۲۶۷۰ رأی، مرکزیت را کسب کرد.
دیوان عالی آرکانزاس در ۴ ژوئن ۱۸۸۷ رأی قاضی دیویس را تأیید کرد و راه را برای انتقال مرکز شهرستان به راسلویل و ساخت دادگاه و زندان جدید هموار ساخت. اسناد مالکیت زمینها در مارس به شهرستان واگذار شد. در ۱۳ ژوئن، ضامنان دادگاه جدید تشکیل جلسه دادند و در ۲۳ سپتامبر سنگ بنای ساختمان گذاشته شد. اسناد شهرستان در اوت به راسلویل منتقل شدند و به طور موقت، دادگاه و دفتر منشی در طبقه بالای ساختمان آر. جی. ویلسون مستقر شدند.
ساختمان جدید دادگاه و زندان در راسلویل در ۱۶ مه ۱۸۸۸ توسط جی. ام. هینی، دبلیو. اچ. پوینتر و ال. دی. فورد (کمیسیونرهای تعیینشده) تأیید و تحویل داده شد.
راهآهنها، کشتی و پل
با اتمام راهآهن و انتقال مرکز شهرستان، برخی جوامع کوچک مانند نوریستاون و دوور وارد دوره افول شدند یا کاملاً ناپدید گشتند.
در ۱۵ اوت ۱۸۹۳، قطارهای راهآهن داردل و راسلویل (D&R) آغاز به کار کردند. این خط کوتاه که هنوز هم فعال است، از راسلویل تا کرانه شمالی رودخانه آرکانزاس در شمال داردل امتداد دارد. این خط در ابتدا عمدتاً برای حمل محصولات کشاورزی (به ویژه پنبه) از داردل به ایستگاه راهآهن در راسلویل ساخته شد. در هشت سال اول فعالیت، مسافران و بار با کشتی از رودخانه عبور میکردند.
در سال ۱۸۹۱، کشتی عبور از رودخانه در داردل جای خود را به پل شناور داردل داد که نزدیک به چهار دهه مورد استفاده قرار گرفت، هرچند در مواقع طغیان رودخانه یا اختلالات دیگر، فعالیتش متوقف میشد.
قرن بیستم
در شب ۱۶ ژانویه ۱۹۰۶، نیمی از منطقه تجاری راسلویل در آتش سوخت. ساختمان دادگاه شهرستان آسیبی ندید، هرچند بیشتر ساختمانهای همان بلوک شهر نابود شدند.
در سال ۱۹۳۱، ساختمان دادگاه سال ۱۸۷۸ تخریب و با ساختمان کنونی جایگزین شد.
اولین منطقه استراحت بزرگراهی آرکانزاس در دهه ۱۹۳۰ در شهرستان پوپ در بزرگراه ۷ ساخته شد. با وجود زمینهای صعبالعبور، بزرگراه ۷ به مسیر اصلی مسافران برای اتصال راسلویل و هریسون تبدیل شد. این در دورانی بود که خودروها اختراع نسبتاً جدیدی بودند و مکانهای کمی برای توقف و استراحت وجود داشت. منطقه استراحت «روتاری آن» به نام شاخه بانوان باشگاه روتاری نامگذاری شد. شعبه راسلویل نیاز به منطقه استراحتی با سرویسهای بهداشتی و چشمانداز زیبا را درک کرد و با همکاری باشگاه روتاری یک نقطه دیدبانی زیبا ایجاد کرد.
در سال ۱۹۵۴، سپاه مهندسی ارتش آمریکا کانال جدید و مستقیمی برای رودخانه آرکانزاس در پیچ ۶ مایلی «هولا بند» شهرستان پوپ حفر کرد. این پروژه بخشی از توسعه بلندمدت رودخانه برای کنترل سیل و ناوبری بود. این کانال جدید کاملاً در محدوده شهرستان پوپ قرار دارد. هولا بند که اکنون در جنوب رودخانه واقع شده، تنها از طریق شهرستان مجاور یل قابل دسترسی است. پس از اتمام پروژه کانال، سپاه ۴۰۶۸ جریب زمین را به اداره خدمات عمومی بازگرداند و اعلام کرد این زمین مازاد است. پس از دورهای از عدم قطعیت به دلیل مخالفتهای محلی، هولا بند در سال ۱۹۵۷ توسط سرویس ماهی و حیات وحش آمریکا برای تبدیل شدن به پناهگاه ملی حیات وحش تصاحب شد. زمینهای اضافهشده، مساحت تحت مدیریت پناهگاه را در حال حاضر به ۷۰۵۵ جریب رسانده است.
جغرافیا
بر اساس اداره سرشماری ایالات متحده، مساحت کل شهرستان شامل بخشهای خشکی و آبی (۲.۲٪) است.
بزرگراههای اصلی
- بزرگراه بینایالتی ۴۰
- بزرگراه ۶۴ آمریکا
- بزرگراه ۷ آرکانزاس
- بزرگراه ۷ اس آرکانزاس
- بزرگراه ۷ تی آرکانزاس
- بزرگراه ۱۶ آرکانزاس
- بزرگراه ۲۷ آرکانزاس
- بزرگراه ۱۰۵ آرکانزاس
- بزرگراه ۱۲۳ آرکانزاس
- بزرگراه ۱۲۴ آرکانزاس
- بزرگراه ۱۶۴ آرکانزاس
- بزرگراه ۲۴۷ آرکانزاس
- بزرگراه ۳۲۴ آرکانزاس
- بزرگراه ۳۲۶ آرکانزاس
- بزرگراه ۳۳۱ آرکانزاس
- بزرگراه ۳۳۳ آرکانزاس
- بزرگراه ۳۶۳ آرکانزاس
- بزرگراه ۹۸۰ آرکانزاس
شهرستانهای مجاور
- شهرستان نیوتن (شمال غربی)
- شهرستان سرسی (شمال شرقی)
- شهرستان ون بورن (شمال شرقی)
- شهرستان کانوی (جنوب شرقی)
- شهرستان یل (جنوب)
- شهرستان لوگان (جنوب غربی)
- شهرستان جانسون (غرب)
مناطق حفاظتشده ملی
- پناهگاه ملی حیات وحش هولا بند (بخشی از آن)
- جنگل ملی اوزارک (بخشی از آن)
- منطقه بکر ایست فورک
جمعیتشناسی
سرشماری ۲۰۲۰
بر اساس سرشماری ۲۰۲۰ ایالات متحده، ۶۳٬۳۸۱ نفر، ۲۲٬۵۷۹ خانوار و ۱۴٬۸۸۱ خانواده در این شهرستان ساکن بودند.
سرشماری ۲۰۰۰
بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۰، جمعیت این شهرستان ۵۴٬۴۶۹ نفر در ۲۰٬۷۰۱ خانوار و ۱۵٬۰۰۸ خانواده بود. تراکم جمعیت متوسط بود. ترکیب نژادی شهرستان شامل ۹۳.۷۳٪ سفیدپوست، ۲.۶۱٪ سیاهپوست یا آفریقایی-آمریکایی، ۰.۶۸٪ بومی آمریکایی، ۰.۶۴٪ آسیایی، ۰.۰۳٪ اهل جزایر اقیانوسیه، ۰.۹۳٪ از نژادهای دیگر و ۱.۳۹٪ دو نژادی یا بیشتر بود. همچنین ۲.۰۶٪ از جمعیت، هیسپانیک یا لاتینو بودند.
از ۲۰٬۷۰۱ خانوار، ۳۴.۳۰٪ کودک زیر ۱۸ سال داشتند، ۵۸.۶۰٪ زوجهای متأهل بودند، ۱۰.۲۰٪ زن سرپرست بدون همسر و ۲۷.۵۰٪ غیرخانوادگی بودند. ۲۳.۰۰٪ خانوارها را افراد تنها و ۹.۱۰٪ افراد بالای ۶۵ سال که تنها زندگی میکردند، تشکیل میدادند. میانگین اندازه خانوار ۲.۵۵ و خانواده ۳.۰۰ نفر بود.
توزیع سنی جمعیت به این شکل بود: ۲۵.۵۰٪ زیر ۱۸ سال، ۱۱.۶۰٪ ۱۸ تا ۲۴ سال، ۲۸.۲۰٪ ۲۵ تا ۴۴ سال، ۲۱.۹۰٪ ۴۵ تا ۶۴ سال و ۱۲.۷۰٪ بالای ۶۵ سال. میانگین سنی ۳۵ سال بود. به ازای هر ۱۰۰ زن، ۹۶.۴۰ مرد و به ازای هر ۱۰۰ زن بالای ۱۸ سال، ۹۴.۱۰ مرد وجود داشت.
میانگین درآمد خانوار ۳۲۰۶۹ دلار و خانواده ۳۹۰۵۵ دلار بود. میانگین درآمد مردان ۲۹۹۱۴ دلار در برابر ۱۹۳۰۷ دلار برای زنان بود. درآمد سرانه ۱۵۹۱۸ دلار بود. حدود ۱۱.۶۰٪ خانوادهها و ۱۵.۲۰٪ جمعیت زیر خط فقر قرار داشتند.
دولت
در چند دوره انتخاباتی اخیر، شهرستان پوپ به شدت به سمت حزب جمهوریخواه گرایش یافته است. آخرین نامزد دموکرات (تا سال ۲۰۲۰) که این شهرستان را برده بود، بیل کلینتون در سال ۱۹۹۶ بود.
جوامع
شهرها
- آتکینز
- دوور
- لندن
- پاتزویل
- راسلویل (مرکز شهرستان)
شهرکها
- هکتور
مکانهای تعریفشده سرشماری
- اپلتون
- اوک گروو
سایر جوامع غیرمصوب
- آگزبورگ
- نوگو
منطقهها (تاونشیپها)
شهرستان پوپ پیشتر شامل ۱۰ منطقه دیگر نیز میشد. منطقه آلن حدود سال ۱۹۱۰ به منطقه هوگان ملحق شد و مناطق هیل، گالا کریک، استقلال، لی، نورث فورک، سند اسپرینگ و سولفور نیز قبلاً مناطق فعال این شهرستان بودند. منطقه هولا بند که در بر گیرنده پناهگاه ملی حیات وحش هولا بند است نیز منحل شده است.