انگلستان کوچک فراسوی ولز
«انگلستان کوچک فراسوی ولز» نامی است که به ناحیهای در جنوب پمبروکشایر و جنوب غربی کارمارتنشایر در ولز اطلاق میشود. این منطقه با وجود دوری از انگلستان، قرنهاست که از نظر زبان و فرهنگ کاملاً انگلیسی باقی مانده است. ریشه این وضعیت احتمالاً در اسکان ایرلندیها، نورسها، نورمانها، فلاندریها و ساکسونها در این منطقه نسبت به سایر بخشهای جنوب غربی ولز نهفته است. مرز شمالی این ناحیه به نام «خط لندسکر» شناخته میشود.
بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران، چه در گذشته و چه در دوران معاصر، درباره چگونگی و زمان پیدایش این تفاوت و دلیل استمرار آن بحث کردهاند، اما هیچ توضیح روشنی به دست ندادهاند.
ریشهشناسی
مرز زبانی میان این منطقه و ناحیه شمالیتر که بیشتر به زبان ولزی صحبت میکنند، به «خط لندسکر» معروف است و به دلیل تیزی و مقاومت بالایش شهرت دارد. اگرچه این مرز احتمالاً قدمت بسیار بیشتری دارد، اما نخستین اشاره شناختهشده به «انگلستان کوچک فراسوی ولز» به قرن ششم بازمیگردد؛ زمانی که ویلیام کامدن این منطقه را «آنگلیا ترانسوالیانا» نامید.
تاریخ
بین سالهای ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلادی، قبیلهای ایرلندی به نام «دسی» در منطقهای که رومیان آن را «دمتائه» مینامیدند ساکن شدند. این قبیله با بومیان ولزی درآمیخت و نام منطقه به «دیفد» (۴۱۰–۹۲۰) تغییر یافت که به عنوان یک پادشاهی کوچک مستقل فعالیت میکرد. این منطقه بعدها بخشی از پادشاهی «دهیوبارث» (۹۲۰–۱۱۹۷) شد، اما مشخص نیست چه زمانی از سایر نقاط ولز متمایز گردید.
پژوهشگر ولزی، دکتر بی. جی. چارلز، شواهد مربوط به سکونتهای اولیه غیرولزی در این منطقه را بررسی کرده است. نورسها در قرنهای نهم و دهم به این نواحی یورش بردند و احتمالاً همانطور که در گوینید شمالی اتفاق افتاد، در اینجا هم ساکن شدند. نامهای مکانی اسکاندیناویایی پراکندهای در این ناحیه وجود دارد که بیشتر در منطقه «روز»، در شمال و غرب رودخانه کلداو متمرکز است.
تواریخ ولزی قرون وسطی به نام «بروت ای تیوایسوگیون» از نبردهای بسیاری در جنوب غربی ولز و غارت «منویا» (سنت دیویدز) در دوران پیش از نورمانها سخن گفته است. گاهی این درگیریها با ساکسونها و گاهی با اقوام ناشناخته گزارش شده است. ساکسونها نیز روی زبان این منطقه تأثیر گذاشتند.
دوره نورمانها
نخستین مدارک مستند درباره مهاجرت فلاندریها از انگلستان (و نه مستقیماً از فلاندرز) توسط ویلیام مالمزبری (۱۰۹۵–۱۱۴۳) ارائه شده است. او نوشت: این واقعیت که آنان از طریق انگلستان آمدهاند و در آن زمان زبان فلاندری تفاوت چشمگیری با انگلیسی نداشت، احتمالاً دلیل تسلط و تداوم زبان انگلیسی در این منطقه بوده است.
نویسنده معاصر دیگر، کارادوک از لانکارفان (حدود ۱۱۳۵)، صراحت بیشتری به خرج داد.
در حدود سال ۱۱۱۳، گروه دوم فلاندریها توسط پادشاه هنری به جنوب غربی ولز فرستاده شد. طبق گزارش تواریخ ولز، پادشاه آنان را در این ناحیه اسکان داد.
بنابراین، جای شگفتی نیست که زبان فلاندری در گویش محلی دوام نیاورد. رانولف هیگدون در کتاب «پلیکرونیکون» (۱۳۲۷) اظهار داشت که زبان فلاندری در زمان او در جنوب غربی ولز منقرض شده است و جورج اوون نیز در سال ۱۶۰۳ تأکید کرد که این زبان مدتهاست از بین رفته است.
دوره پس از نورمانها
در سال ۱۱۵۵ به دستور پادشاه جدید، هنری دوم، موج سوم فلاندریها به قلمروهای ریس آپ گروفید در غرب ولز فرستاده شد.
«جرالد ولز» و تواریخ ولزی گزارش دادهاند که فلاندریها مدت کوتاهی پس از یورش نورمانها به ولز در اوایل قرن دوازدهم، در جنوب پمبروکشایر ساکن شدند. جرالد تأکید میکند که این اسکان بهطور خاص در منطقه روز رخ داده است. فلاندریها به مهارتشان در ساخت قلعه معروف بودند و قلعههایی در سراسر قلمروهای نورمانی پمبروکشایر ساخته شد. گفته میشود ساکنان پیشین «زمینهایشان را از دست دادهاند»، اما این میتواند به اخراج کامل جمعیت بومی یا صرفاً جایگزینی طبقه مالک زمین اشاره داشته باشد.
توسعه هاورفوردوست به عنوان قلعه و منطقه شهری کنترلکننده روز مربوط به همین دوره است؛ این اسکان تحت نظارت مهاجمان نورمان صورت گرفت. نورمانها تمام جنوب غربی ولز را تحت کنترل نظامی درآوردند و تا شمال کاردیگان قلعه ساختند.
پس از آن و با آغاز سلطنت ادوارد اول در اواخر قرن سیزدهم، صد سال صلع برقرار بود؛ بهویژه در «انگلستان کوچک». این صلح همراه با سلطه تاجوتخت انگلیس بر ولز، روند اقلیت شدن زبان ولزی در منطقه را تسریع کرد. با شکست جنگ استقلال اواین گلیندور در اوایل قرن پانزدهم که درگیریای در «انگلستان کوچک» نداشت، قوانین سرکوبگرانهای بر ولز تحمیل شد، هرچند دلایلی که مورخان هنوز نتوانستهاند کشف کنند، این قوانین در این منطقه با سهولت بیشتری نسبت به سایر نقاط ولز اعمال میشد.
آگاهی ملی از این منطقه در قرن پانزدهم با تولد هنری تودور در قلعه پمبروک و رسیدن او به تخت پادشاهی انگلستان پس از آغاز لشکرکشیاش در جنوب غربی ولز، بسیار پررنگ شد. در پایان دوره تودور، جورج اوون کتاب «توصیف پمبروکشایر» را در سال ۱۶۰۳ تکمیل کرد. این اثر در واقع تحلیلی جغرافیایی از زبانهای این شهرستان است و نوشتههای او منبع حیاتی برای تمام مفسران بعدی به شمار میرود. او نخستین کسی است که بر تیزی مرز زبانی تأکید میکند.
جورج اوون مرز زبانی را با جزئیات توصیف کرد و خط ترسیم شده توسط او در سال ۱۶۰۳ روی نقشه مشخص است. توضیحات او نشان میدهد که برخی بخشهای شمالی دوباره توسط گویشوران ولزی اسکان داده شدهاند که احتمالاً به دلیل آشفتگیهای پس از دوره مرگ سیاه بوده است.
دوره معاصر
اگرچه چندین نویسنده بعدی نیز درباره انگلستان کوچک نوشتهاند، اما جز نقلقول از اوون کار چندانی انجام ندادهاند. ریچارد فنتون در سفر تاریخی خود در سال ۱۸۱۰ مشاهده کرد که کلیساهای جنوب شهرستان بیشتر از شمال دارای برجهای مخروطی هستند. توصیفات کمی از جغرافیای زبانی منطقه با کار ارنست گئورگ راونستاین در حدود ۱۸۷۰ آغاز شد که نشاندهنده کوچکتر شدن بیشتر مرز از زمان اوون است.
از سال ۱۸۹۱ به بعد، وابستگی زبانی در ولز در سرشماریها ارزیابی شده است. تصویر کلی نشان میدهد که مرزها به میزان قابلتوجه اما اندکی جابهجا شدهاند و همواره تیز توصیف شدهاند. در سال ۱۹۷۲، برایان جان درباره این مرز زبانی گفت: «این یک ویژگی فرهنگی با پایداری شگفتانگیز است؛ کاملاً قابل تشخیص و تنها کمی ضعیفتر از مرز چهار قرن پیش.»
ویژگیهای گویش جنوب پمبروکشایر در سخنرانی اهالی مارلوس در کتابخانه بریتانیا در سال ۱۹۷۶ مورد توجه قرار گرفت؛ گویش آنها شبابتهای قابلتوجهی به انگلیسی غرب کشور انگلستان داشت، نه انگلیسی جنوب شرقی ولز.
پیش از همهپرسی تفویض اختیار ولز در سال ۱۹۹۷ که منجر به تأسیس مجلس ملی ولز شد، گزارشها حاکی از آن بود که رأی پمبروکشایر میتواند کلیدی باشد.
تفاوت در نسبت گویشوران ولزی همچنان پابرجاست؛ نقشههای مستخرج از سرشماری ۲۰۱۱ این موضوع را تأیید میکنند و این نام تا قرن بیست و یکم نیز تداوم یافته است. در سال ۲۰۱۵، از تنبی به عنوان «قلب تاریخی انگلستان کوچک فراسوی ولز» یاد شد.
در سال ۲۰۲۲، شرکت تولید بستنی آپتون فارم مستقر در پمبروک داک به دلیل استفاده از عبارت «برای شما در انگلستان کوچک فراسوی ولز تولید شده» روی بستهبندیهایش مورد انتقاد قرار گرفت. این شرکت موافقت کرد که در آینده این اشاره را حذف کرده و آن را با «پیامی که ولزی بودن ما را بهتر جشن میگیرد» جایگزین کند.
نمای کلی
از نظر نامهای مکانی، بیشترین تمرکز نامهای آنگلوساکسون در منطقه پیشین روز است که ریشههای پیش از نورمان دارد. در عین حال، نامهای مکانی ولزی متعددی در سایر بخشهای انگلستان کوچک یافت میشود، هرچند که این مناطق قطعاً انگلیسیزبان بودهاند. فنتون خاطرنشان میکند که نامهای فلاندری بهندرت در اسناد اولیه یافت میشوند که گفته اوون را تأیید میکند.
در شبهجزیره گاور، تفاوت آشکار میان جمعیتهای انگلیسیزبان و ولزیزبان به ترتیب با عنوانهای «انگلیسیها» و «ولزیها» شناخته میشود. همانطور که اوون اشاره کرده، تفاوتهای فرهنگی میان انگلستان کوچک و ولزیها فراتر از زبان است. روستاهای ارباری در انگلستان کوچک، بهویژه در کرانههای مصب داگلداو، رایجتر هستند، در حالی که شمال دارای سکونتگاههای پراکنده و مشخصاً ولزی است. شیوههای کشاورزی نیز متفاوت است.
از سوی دیگر، انگلستان کوچک و ولزیها شباهتهای زیادی دارند. نامهای خانوادگی ولزی با ریشه پدری (مانند ادواردز، ریچاردز، فیلیپز و غیره) در زمان اوون در منطقه ولزی تقریباً فراگیر بودند، اما ۴۰ درصد نامها در انگلستان کوچک را نیز تشکیل میدادند. طبق گفته برایان جان، امروزه اکثر بومیان انگلیسیزبان انگلستان کوچک خود را ولزی میدانند؛ همانطور که جرالد نیز که در سال ۱۱۴۶ در سواحل جنوبی مانوربیر متولد شد، چنین احساسی داشت.
اخیراً، دیوید آستین عنوان «انگلستان کوچک» را یک افسانه خوانده و بر روند شکلگیری زبان در این منطقه疑问 میکند؛ او آن را به ترکیبی از دستکاری زمینها و «اصلاحطلبی اشرافی» دوران تودور نسبت میدهد.
مطالعات ژنتیکی
مورگان واتکین، پژوهشگر ولزی، ادعا کرد که میزان گروه خونی A در جنوب پمبروکشایر ۵ تا ۱۰ درصد بیشتر از مناطق اطراف است. واتکین پیشنهاد داد که این مسئله ناشی از سکونت وایکینگها در منطقه است، نه انتقال اجباری مستعمرات پناهندگان فلاندری به این ناحیه توسط پادشاه هنری اول در اوایل قرن دوازدهم. با این حال، متخصص ژنتیک برایان سایکس بعداً اظهار داشت که اگرچه میزان گروه خونی A در کشورهای پایین (فلاندرز) بهطور خاصی بالا نبود، اما نمیتوان تشخیص داد که سطوح بالای این گروه خونی در انگلستان کوچک ناشی از «وایکینگهای غارتگر بوده یا چند باروت بلژیکی».
سایکس همچنین خاطرنشان کرد که بر اساس یافتههای پروژه اطلس ژنتیک آکسفورد، کروموزومهای Y پدری از قبیله «سیگورد» (هپلوگروپ R1a) در جنوب ولز بهطور کلی وجود ندارند؛ این یک شاهد قوی علیه سکونت وایکینگهاست و نشان میدهد نظریه واتکین درباره فراوانی گروه خونی A در انگلستان کوچک اشتباه است.
یک مطالعه کروموزوم Y در سال ۲۰۰۳ در هاورفوردوست، جمعیتی آنگلو-سلتی مشابه با جمعیتهای جنوب غربی انگلستان را نشان داد.
پژوهشگران مرکز ژنتیک انسانی ولکام تراست در سال ۲۰۱۵ گزارش دادند که تفاوتهای «بهطرز غیرمنتظرهای چشمگیری» در امضاهای DNA میان ساکنان شمال و جنوب شهرستان پمبروکشایر ولز وجود دارد.