بدبینی فلسفی جریانی فکری است که ارزش منفی را به زندگی یا هستی نسبت میدهد. بدبینان فلسفی معتقدند رنج در جهان بیشتر از لذت است، هستی ذاتاً برای موجودات زنده مضر است و زندگی فاقد معنا یا هدف ذاتی است.
این جریان واحد نیست، بلکه مجموعهای از اندیشمندانی است که با وجود تفاوتها، ایدههای مشابهی دارند. راهحلهای پیشنهادی از انکار ارادهٔ زندگی تا خودکشی یا نابودی جمعی زندگی متفاوت است.
تعاریف
کلمهٔ بدبینی از لاتین pessimus به معنای «بدترین» آمده است. فلاسفه تعاریف مختلفی ارائه کردهاند:
- جیمز سالی: «انکار خوشبختی یا تأکید بر رنج ذاتی زندگی»
- بایرون سیمونز: «زندگی ارزش زیستن ندارد»
- فردریک بیزر: «هیچبودن بهتر از هستی است»
مبانی
برخی مبانی بدبینی فلسفی عبارتند از:
- زندگی ارزش زیستن ندارد: هستی تأثیر مخربی بر موجودات زنده دارد.
- رنج بر لذت چیره است: رنج نمیتواند با لذت جبران شود.
- هیچبودن بهتر از هستی است: عدم وجود ترجیح دارد.
راهحلها
فلاسفه راهحلهایی مانند انکار ارادهٔ زندگی (شوپنهاور)، ضدزادگرایی (بناتار) یا نابودی جمعی (فون هارتمن) پیشنهاد کردهاند.