رسوایی مونتسینگر: اولین رسوایی جنسی سیاسی در کانادا

Munsinger affair
📅 8 اسفند 1404 📄 851 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

رسوایی مونتسینگر در سال ۱۹۶۶، اولین رسوایی جنسی سیاسی ملی در کانادا بود. این رسوایی شامل گردا مونتسینگر، مهاجر آلمانی و معشوقه پیر سِوینی، معاون وقت وزیر دفاع ملی، بود که ابعاد امنیتی و سیاسی گسترده‌ای یافت.

رسوایی مونتسینگر

رسوایی مونتسینگر که در سال ۱۹۶۶ به یکی از اولین رسوایی‌های جنسی سیاسی در سطح ملی کانادا تبدیل شد، ماجرایی پیچیده بود که در قلب سیاست این کشور رخ داد. در این ماجرا، نام گردا مونتسینگر، زنی آلمانی که سابقه محکومیت به فحشا، سرقت خرد و قاچاق در آلمان را داشت و در سال ۱۹۵۶ با وجود اخطاریه‌ای در سال ۱۹۵۲، به کانادا مهاجرت کرده بود، در مرکز توجه قرار گرفت. او در سال ۱۹۶۰ معشوقه پیر سِوینی، معاون وقت وزیر دفاع ملی کانادا بود. مونتسینگر خود را «عامل اعتراف کرده جاسوسی» برای «سرویس اطلاعاتی روسیه» معرفی کرده بود.

ماجرا در اتاوا

مونتسینگر از طریق برنامه‌ای مهاجرتی کانادا که به دنبال جذب زنان جوان آواره جنگی برای کار به عنوان خدمتکار و پرستار بچه بود، وارد کانادا شد. او ابتدا به کبک سیتی و سپس به مونترال فرستاده شد. پس از ترک آن شغل، به عنوان میزبان در صحنه کلوپ‌های شبانه مونترال مشغول به کار شد. او همچنین به صورت پاره‌وقت به عنوان گارسون در رستوران Chic 'n' Coop که متعلق به ویلیام ابرانت، از اعضای خانواده مافیایی کوترونی بود، کار می‌کرد.

به دلیل جذابیت ظاهری، مونتسینگر به عنوان مدل برای چندین تولیدکننده خز در مونترال نیز کار می‌کرد. ظاهر آراسته و شوخ‌طبعی او، باعث محبوبیتش در میان طبقه مرفه شد و او را با بسیاری از تاجران و سیاستمداران برجسته آشنا کرد. مهم‌ترین آشنایی او در این میان، با پیر سِوینی، معاون وزیر دفاع ملی بود که در تابستان ۱۹۵۸ با او آشنا شد. مونتسینگر در سال ۱۹۶۰ برای شهروندی کانادا اقدام کرد. بررسی‌های امنیتی معمول توسط پلیس سلطنتی کانادا (RCMP)، مواردی را در پیشینه او آشکار کرد که سوال‌برانگیز بود. این اطلاعات توسط سیا (CIA)، یک سرویس اطلاعاتی خارجی، در اختیار RCMP قرار گرفته بود. متعاقباً، مونتسینگر تحت نظر قرار گرفت. در نوامبر ۱۹۶۰، سِوینی مشاهده شد که از آپارتمان او بازدید می‌کند. RCMP موضوع را به اِدوارد دیوید فالتون، وزیر دادگستری، اطلاع داد. فالتون نیز این پرونده را به اطلاع نخست‌وزیر دیفِنبیکر رساند. دیفِنبیکر به سِوینی دستور داد تا رابطه خود را با مونتسینگر قطع کرده و به وظایفش ادامه دهد. در سال ۱۹۶۱، مونتسینگر برای بازگشت به آلمان شرقی، کانادا را ترک کرد. شایعاتی مبنی بر مرگ او بر اثر سرطان خون پس از بازگشتش منتشر شد.

احتمال نفوذ امنیتی

پس از رسوایی گوزنکو، مسائل مربوط به امنیت ملی کانادا به ندرت در معرض بحث عمومی قرار می‌گرفت. اما در سال ۱۹۶۶، دولت لیبرال به دلیل نقض امنیتی که شامل دو دیپلمات شوروی و جورج ویکتور اسپنسر، کارمند پستی در ونکوور بود و اعتراف کرده بود که برای سفارت شوروی اطلاعات جمع‌آوری می‌کرده، مورد حمله قرار گرفت. در ۴ مارس، جان دیفِنبیکر، وزیر دادگستری لیبرال، لوسین کاردین را به دلیل نحوه رسیدگی به پرونده اسپنسر «کوتوله‌ای در لباس غول» خواند. دو روز بعد، کاردین در پاسخ به حملات دیفِنبیکر، نام مونتسینگر را در مجلس عوام مطرح کرد. به کاردین گفته شده بود که مونتسینگر فوت کرده است. هدف او انتقاد از نحوه رسیدگی دیفِنبیکر به این پرونده پنج سال قبل بود.

فردای روزی که وزیر دادگستری کاردین به مطبوعات کانادا اعلام کرد که مونتسینگر قطعاً فوت کرده است، او در مونیخ توسط رابرت رِگولی، خبرنگار روزنامه Toronto Daily Star، پیدا شد و با او مصاحبه شد. مونتسینگر به طور آزادانه در مصاحبه با رسانه‌های کانادایی، روابط متعدد خود با مقامات دولتی را فاش کرد. این داستان برای هفته‌ها بر رسانه‌ها غالب شد و با توجه و دقت فراوانی در سراسر کشور دنبال شد. این ماجرا به یک عامل حواس‌پرتی عظیم تبدیل شد و تقریباً تمام فعالیت‌های پارلمانی دیگر را برای چندین هفته متوقف کرد.

بلافاصله یک کمیسیون سلطنتی تشکیل شد. قاضی دیوان عالی، ویشارت اسپنس، در گزارش خود هیچ تخلف جنایی یا نقض امنیتی را پیدا نکرد، اما نحوه رسیدگی دیفِنبیکر به این پرونده را مورد انتقاد قرار داد.

میراث

لستر بی. پیرسون با این اقدام خود تلاش کرد تا توجه ملت را از رسوایی‌های دولت خود منحرف کند که تا حدی موفق بود، اما در نهایت نتیجه معکوس داد. رهبری ضعیف او بر حزب لیبرال با نحوه رسیدگی به این رسوایی زیر سوال رفت. او در سال ۱۹۶۸ توسط پیر الیوت تروپو به عنوان رهبر حزب جایگزین شد. دیفِنبیکر نیز وضعیت بهتری نداشت. گروهی از مخالفان به رهبری دالتون کمپ و فلورا مک‌دونالد، باعث شدند که او نیز سال قبل توسط رابرت استنفیلد به عنوان رهبر حزب محافظه‌کار مترقی جایگزین شود. شدت نفرت‌پراکنی، سرزنش‌ها و گل‌آلود کردن سیاسی در پارلمان که توسط این رسوایی ایجاد شد، تقریباً مجلس عوام را نابود کرد.

مجله خبری This Hour Has Seven Days مجموعه‌ای درباره این رسوایی منتشر کرد و یکی از سازمان‌های خبری اصلی بود که در زمان وقوع آن را پوشش می‌داد. این مجموعه چند هفته پس از افشای رسوایی مونتسینگر توسط شبکه رادیو و تلویزیون کانادا (CBC) لغو شد. دلایل واقعی این لغو، آن‌گونه که برخی ناظران معتقد بودند، این بود که پیگیری سرسختانه این برنامه حقیقت پشت به قدرت رسیدن پیرسون در سال ۱۹۶۳ را آشکار می‌کرد؛ زمانی که شش نماینده حزب کرِدیتسیست به طور مرموزی به لیبرال‌ها پیوستند و به آن‌ها اکثریتی در مجلس دادند، درست چند روز پس از مبارزات انتخاباتی در آوریل همان سال.

چارلز لینچ، رئیس دفتر خبری Southam News، پیشنهاد داد که رسوایی مونتسینگر ممکن است تصویر «خسته‌کننده و غیرجذاب» کانادا را تغییر دهد و به نمایشگاه اکسپو ۶۷ کمک کند.

جمع‌بندی

رسوایی مونتسینگر، با وجود اینکه در ابتدا تلاشی برای انحراف افکار عمومی از مشکلات دولت پیرسون بود، در نهایت به بی‌ثباتی سیاسی و تغییر رهبری در احزاب اصلی کانادا منجر شد و تصویری جدید از روابط قدرت در این کشور ارائه داد.