ماوا کاجاما؛ شاهدختی در میانهٔ بحران زولو
ماوا کاجاما، زادهٔ دههٔ ۱۷۷۰ و درگذشتهٔ ۱۸۴۸، شاهدختی از خاندان سلطنتی زولو و دختر کوچک پادشاه جاما بود. او در دورانی پرآشوب زیست؛ دورانی که پادشاهی زولو با جنگهای جانشینی، فشارهای داخلی و گسترش نفوذ بریتانیا در ناتال روبهرو بود. نام ماوا بیش از هر چیز با پناهندگی گستردهٔ مخالفان مپانده، برادرزادهاش، گره خورده است؛ رویدادی که در حافظهٔ تاریخی زولو به «عبور ماوا» معروف شد.
زندگی در دربار زولو
در گزارشهای شفاهی که جیمز استوارت ثبت کرده، از ماوا به زنی یاد شده که در بزرگسالی طاس بود و موهای مصنوعی را با خاک رس سرخ به سر میچسباند. او در دهکدهٔ محصور ایزینتونتلا، در کنار رود مامبا و نزدیک نتومنی، زندگی میکرد و بعدها به جایی رفت که بعدها گینگیندلووو در آن شکل گرفت. به نظر نمیرسد ماوا هرگز ازدواج کرده باشد.
از شاکا تا مپانده
وقتی شاکا در سال ۱۸۱۶ به پادشاهی رسید، ماوا را به عنوان رابط دربار نزد سکونتگاه نظامی نتونتلنی منصوب کرد. او تا سال ۱۸۴۰ در این جایگاه ماند؛ سالی که دینگانه، برادر و جانشین شاکا، به دست برادر دیگرش مپانده سرنگون شد. ماوا با حکومت مپانده میانهای نداشت و از ادعای گوگوکو، برادر مپانده، برای رسیدن به تخت حمایت میکرد.
مپانده که از احتمال کودتای هواداران گوگوکو میترسید، در ژوئن ۱۸۴۳ برادرش را اعدام کرد و سپس تصفیهای گسترده علیه حامیان او آغاز کرد. ماوا بلافاصله همراه با حدود ۲ تا ۳ هزار تن از هوادارانش گریخت و از رود توگلا گذشت تا به مستعمرهٔ بریتانیایی ناتال برسد.
عبور ماوا و پیامدهای آن
در ادامه، ۳۰ تا ۵۰ هزار پناهندهٔ دیگر به ماوا پیوستند و این موج مهاجرت بخش بزرگی از جنوب پادشاهی زولو را خالی از سکنه کرد. آبراهام یوزیاس کلوتی، مقام استعماری بریتانیا، گزارش داد که تقریباً همهٔ دهکدههای محصور تا شمال نسلنی متروک شده بودند.
این رویداد در تاریخ شفاهی زولو با نام «عبور ماوا» ثبت شده و نمادی از کوچ گستردهٔ مردم از پادشاهی زولو به ناتال به شمار میرود. جان لبند، تاریخدان این دوره، نوشته است که «در میانهٔ دههٔ ۱۸۴۰، بریتانیاییهای مستقر در ناتال بر زولوزبانان بیشتری حکومت میکردند تا مپانده در پادشاهی زولو».
جان لبند، تاریخدان این دوره، نوشته است که «در میانهٔ دههٔ ۱۸۴۰، بریتانیاییهای مستقر در ناتال بر زولوزبانان بیشتری حکومت میکردند تا مپانده در پادشاهی زولو».
چندی پس از ورود به ناتال، ماوا با مقامهای استعماری بریتانیا پیمان بست و توانست سکونتگاهی دائمی در کنار رود امووتی، نزدیک ورولام، برای پناهندگان برپا کند. با رهبری او، این سکونتگاه به پناهگاهی برای مخالفان مپانده تبدیل شد.
گلهٔ پوزِلا و جایگاه مهاجران
ماوا همراه با پناهندگان حدود ۳۰۰۰ رأس دام از گلهٔ سلطنتی را نیز به ناتال برد. در سال ۱۸۴۶، وقتی مپانده از مارتین وست، نایبفرماندار ناتال، خواست این دامها را به زولوها بازگرداند، وست به رئیسان محلی اختیار داد آنها را توقیف کنند. با این حال، دامها به زولوها بازنگشت؛ رئیسان محلی آنها را میان خود تقسیم کردند.
از آنجا که مالکیت این دامها روشن نبود، به «پوزِلا» معروف شدند. این واژه بعدها در زبان زولو برای اشاره به افرادی به کار رفت که بیخانمان، بیاخلاق یا ولگرد دانسته میشدند.
مرگ و میراث ماوا
ماوا در سال ۱۸۴۸ در ناتال درگذشت، اما نام او در تاریخ زولو باقی ماند. «عبور ماوا» تنها یک جابهجایی جمعیتی نبود؛ این رویداد نشان میداد اختلافات داخلی خاندان سلطنتی زولو چگونه میتوانست مرزها، وفاداریها و حتی موازنهٔ قدرت میان پادشاهی زولو و مستعمرهٔ ناتال را تغییر دهد.