ماتیاس دِ آلبوکرکی، کنت آلگرته

Matias de Albuquerque, Count of Alegrete
📅 26 خرداد 1405 📄 1,046 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ماتیاس دِ آلبوکرکی، کنت آلگرته، فرمانده و مدیر استعماری پرتغالی بود که در دفاع از برزیل در برابر هلندی‌ها و سپس در جنگ استقلال پرتغال در اروپا درخشید و لقب «قهرمان دو قاره» گرفت.

درآمد

ماتیاس دِ آلبوکرکی، کنت آلگرته (زادهٔ اولیندا در مستعمره برزیل، در دههٔ ۱۵۸۰؛ درگذشتهٔ ۹ ژوئن ۱۶۴۷ در لیسبون)، مدیر استعماری و فرمانده نظامی پرتغالی بود. او را به سبب نقشش در نبرد با هلندی‌ها در برزیل و سپس جنگ بازپس‌گیری استقلال پرتغال در اروپا، «قهرمان دو قاره» می‌نامیدند.

پیروزی آلبوکرکی بر اسپانیایی‌ها در نبرد مونتیهو در سال ۱۶۴۴، نقطه اوج خدمت او در اروپا بود و عنوان کنت آلگرته را برایش به همراه آورد.

ماتیاس کوچک‌ترین پسر ژرژه د آلبوکرکی کولیو بود. او در آغاز «پائولو د آلبوکرکی» نام داشت، اما برای احترام به خویشاوند و پدرخوانده‌اش، ماتیاس د آلبوکرکی، نایب‌الملک هند، نام خود را به ماتیاس تغییر داد.

آغاز مسیر حرفه‌ای

کاپیتانی پرنامبوکو در برزیل، در چارچوب نظام کاپیتانی‌های موروثی، در اختیار برادر ماتیاس، دوآرته د آلبوکرکی کولیو، قرار داشت. این نظام را تاج پرتغال برای اداره دارایی‌های فرادریایی خود ایجاد کرده بود.

اولیندا زادگاه ماتیاس بود، اما او در جوانی برای دنبال کردن حرفه نظامی به ریو دو ژانیرو رفت و سه سال نیز در شمال آفریقا خدمت کرد.

نایب فرماندار پرنامبوکو

در سال ۱۶۲۰، دوآرته از برادرش خواست به‌عنوان نماینده او پرنامبوکو را اداره کند. ماتیاس در ۲۰ مه ۱۶۲۰ عنوان نایب فرماندار را بر عهده گرفت و تا نوامبر ۱۶۲۷ در این سمت ماند. حضور او پس از نزدیک به پنجاه سال، اقتدار خاندان آلبوکرکی را در مستعمره‌ای بازگرداند که خانواده بیشتر از راه دور بر آن نظارت داشتند.

او بلافاصله کار را با سامان‌دهی دفاعیات پرنامبوکو آغاز کرد. یک سال بعد، به دلیل وسعت قلمرو برزیل، تاج پرتغال مستعمرات را به دو ایالت استعماری تقسیم کرد: ایالت برزیل با پایتختی سالوادور، و ایالت مارانیائو در شمال با پایتختی سائو لوئیس. پرنامبوکو بخشی از ایالت برزیل بود.

نخستین رویارویی با هلندی‌ها

در نخستین موج تهاجم هلندی‌ها به مستعمره برزیل در سال‌های ۱۶۲۴ و ۱۶۲۵، نیروهای هلندی سالوادور، پایتخت ایالت برزیل، را تصرف کردند و فرماندار کل، دیوگو د مندونسای فورتادو، را اسیر گرفتند. وقتی خبر تبعید و زندانی شدن او در هلند به دیگر کاپیتانی‌های برزیل رسید، مقامات در ویتوریا، در کاپیتانی اسپیریتو سانتو، گرد هم آمدند و آلبوکرکی را به‌طور موقت برای فرمانداری کل برزیل برگزیدند.

پس از سقوط باهیا، مقاومت پرتغالی‌ها ابتدا زیر نظر اسقف مارکوس تکسیرا، رهبر خودخوانده دولت موقت، سامان یافت. او حدود دو هزار نفر را گرد آورد و سپس فرماندهی میدانی به فرانسیسکو رولیم د مورا، کاپیتان منطقه نزدیک ریکنکاوو، سپرده شد. به لطف اقدامات این دو، هلندی‌ها پیوسته تحت فشار بودند و بیشتر در محدوده سالوادور محصور ماندند.

وقتی خبر انتصاب آلبوکرکی به او رسید، نخستین واکنشش گردآوری نیرو برای حرکت به سوی باهیای اشغال‌شده بود؛ اما به او توصیه شد عجله نکند. او از پایگاه خود در اولیندا، در پایان سال ۱۶۲۴، نیروهایی را برای تقویت چریک‌های پرتغالی در آرایال دو ریو ورمیو و ریکنکاوو فرستاد. سال بعد، دیوگو لوئیس د الیویرا، فرمانده‌ای باتجربه، به‌عنوان فرماندار کل دائمی انتخاب شد.

باهیا مدت زیادی در تصرف جمهوری هلند نماند. در آن دوره، اسپانیا و پرتغال از ۱۵۸۰ تا ۱۶۴۰ زیر فرمان یک پادشاه هابسبورگ بودند. اسپانیایی‌ها یک ماه زودتر از هلندی‌ها از سقوط باهیا آگاه شدند و نیروی کمکی را هرچه سریع‌تر آماده کردند. شرکت هند غربی هلند از حرکت این نیرو خبر داشت، اما آب‌وهوای نامساعد مانع اعزام ناوگان هلندی برای یاری باهیا شد. تصور هلندی‌ها این بود که می‌توانند تا رسیدن کمک مقاومت کنند، اما این تصور اشتباه بود.

ناوگان مشترک اسپانیایی-پرتغالی با ۵۲ کشتی، به فرماندهی دان فادرکه د تولدو، در ۳۰ مارس ۱۶۲۵ به خلیج سالوادور رسید. پس از محاصره‌ای یک‌ماهه، هلندی‌ها در ۳۰ آوریل ۱۶۲۵ ناگزیر شهر را تسلیم کردند. نیروهای اسپانیایی-پرتغالی اجازه دادند نیروی اشغالگر هلندی و کشتی‌هایشان باهیا را ترک کنند.

ماموریت در مادرید و بازگشت با منابع اندک

آلبوکرکی برای مشورت با وزیران پادشاه به مادرید فراخوانده شد. در آنجا گمانه‌زنی درباره حمله بزرگ تازه هلندی‌ها به برزیل جدی بود. در واکنشی محدود، او به سمت سرپرست استحکامات و بازرس کل کاپیتانی‌های شمالی ایالت برزیل منصوب شد.

با این حال، اسپانیا درگیر جنگ سی‌ساله بود و با وجود جدی بودن تهدید هلند علیه برزیل، منابع بیشتر به عملیات نظامی در اروپا و دفاع از مستعمرات تولیدکننده طلا و نقره اختصاص می‌یافت؛ مستعمراتی که ناوگان‌های حامل گنج کارائیب را تأمین می‌کردند. آلبوکرکی در سال ۱۶۲۹ با منابعی اندک به آمریکای جنوبی بازگشت: مقداری سکه نقره و بیست‌وهفت سرباز پرتغالی.

دومین حمله هلند

در فوریه ۱۶۳۰، حمله‌ای که مدت‌ها انتظارش می‌رفت سرانجام آغاز شد. هلندی‌ها به سرعت اولیندا و بندر آن، رسیفی، را درنوردیدند. آلبوکرکی و نیروی کوچک‌ترش ناچار به عقب‌نشینی شدند، اما پیش از ترک منطقه، انبارهای شکر بندر رسیفی را به آتش کشیدند تا شرکت هند غربی هلند نتواند از آن‌ها استفاده کند و از محتویاتشان سود ببرد.

آلبوکرکی سپس دفاع مشترک پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها را بر ارتفاعات جایگاهی به نام آرایال وِلیو دو بوم ژزوس، تقریباً میان اولیندا و رسیفی، سامان داد. این موضع مستحکم و خوش‌موقعیت، دفاع را آسان‌تر می‌کرد و هلندی‌ها را تا حد زیادی در محدوده شهرها نگه می‌داشت. او این کمربند دفاعی را تا سال ۱۶۳۵ حفظ کرد، هرچند آرایال بارها هدف حملات هلندی‌ها قرار گرفت.

کالابار؛ متحدی خطرناک برای هلندی‌ها

برخی حملات به آرایال را دومینگو فرناندس کالابار طراحی و هدایت می‌کرد؛ مردی دورگه که در پورتو کالوو، آلاگواس، و در محدوده مستعمره پرنامبوکو به دنیا آمده بود. پیش از پایان آتش‌بس ده‌ساله میان پرتغال و هلند در سال ۱۶۲۱، بازرگانان هلندی به‌طور منظم به بنادر برزیل پرتغالی سر می‌زدند. کالابار از طریق همین ارتباط‌ها توانست برای شاخه هلندی شرکت هند غربی کار پیدا کند.

در سال ۱۶۲۴، پس از تصرف باهیا، روابط پرتغال و هلند تیره شد و کالابار در موقعیتی دشوار قرار گرفت: از یک سو به زادگاهش وفادار بود و از سوی دیگر به کارفرمای هلندی‌اش وابسته بود. تا سال ۱۶۳۰ او به رسیفی بازگشته بود؛ جایی که شناختش از جغرافیای محلی او را به فردی بسیار ارزشمند تبدیل می‌کرد.

هلندی‌ها با رودها، نهرها، مرداب‌ها و جزیره‌های ساحلی آشنا شده بودند، اما از داخل سرزمین تقریباً چیزی نمی‌دانستند. کالابار به‌عنوان بازرگان و قاچاقچی، پیچ‌وخم همه راه‌های داخلی را می‌شناخت و درک شگفت‌انگیزی از توپوگرافی محلی داشت.

در آوریل ۱۶۳۲، کالابار نزد مقامات هلندی رفت و آمادگی خود را برای همکاری اعلام کرد. او خیلی زود نشان داد در طراحی و اجرای کمین‌ها مهارت ویژه‌ای دارد. نام او توجه آلبوکرکی و دیگر پرتغالی‌ها را جلب کرد و به دلیل موفقیت‌های مکررش، در میان آنان به زیرکی و خیانت شهرت یافت.

پس از مدتی، هلندی‌ها تصمیم گرفتند اولیندا را تخلیه کنند، آن را بسوزانند و تمرکز خود را بر رسیفی بگذارند.

بازگشت به پرتغال و عنوان کنت

در سال ۱۶۴۱، آلبوکرکی در جریان جنگ بازپس‌گیری استقلال پرتغال، به‌عنوان سردار در خدمت پادشاه ژواو چهارم قرار گرفت. سه سال بعد، در نبرد مونتیهو، بر نیروهای اسپانیایی پیروز شد. پادشاه در پاداش این پیروزی، عنوان کنت آلگرته را به او اعطا کرد و نام او را در زمره فرماندهان برجسته پرتغالی قرن هفدهم ثبت کرد.

جمع‌بندی

داستان آلبوکرکی روایتی از برخورد امپراتوری‌های دریایی در قرن هفدهم است؛ از اولیندا و رسیفی تا مادرید و لیسبون. او با مدیریت دفاعی، شناخت جغرافیای محلی و پیروزی در مونتیهو، جای خود را در تاریخ پرتغال و برزیل تثبیت کرد.