ملانی کالوات (متولد ۷ نوامبر ۱۸۳۱ – درگذشته ۱۴ دسامبر ۱۹۰۴)، که با نام مذهبی ماری آو دِ کراس (Mary of the Cross) شناخته میشود، یکی از دو شاهد رؤیت بانوی مقدس در کوههای لَ سالِت بود. او در کلیسای کاتولیک رومی به عنوان یک خواهر مذهبی فعالیت میکرد.
اوایل زندگی
ملانی در ۷ نوامبر ۱۸۳۱ در شهر کورپس در منطقه ایزِر فرانسه به دنیا آمد. او چهارمین فرزند از ده فرزند خانواده بود. پدرش، پیر کالوات، سنگتراش و ارهکش بود و برای تأمین معاش خانواده از هیچ کاری فروگذار نمیکرد. مادرش، ژولی بارنو، نیز در کنار او برای گذران زندگی تلاش میکرد. خانواده آنها آنقدر فقیر بود که گاهی بچهها برای گدایی به خیابان فرستاده میشدند.
ملانی در سنین جوانی برای نگهداری از گاوهای همسایگان استخدام شد. در همین دوره بود که با ماکسیم ژیرو، دیگر شاهد رؤیت، آشنا شد. او تنها به گویش منطقهای اُکسیتان و فرانسوی شکسته صحبت میکرد و سواد خواندن و نوشتن نداشت. او هیچ آموزش رسمی یا مذهبی ندیده بود.
رؤیت در لَ سالِت
در ۱۹ سپتامبر ۱۸۴۶، گزارش شد که ملانی کالوات و ماکسیم ژیرو، که هر دو نوجوان بودند، رؤیت بانوی مقدس را در کوههای لَ سالِت تجربه کردند. این رؤیا پیامهای عمومی و خصوصی را برای آنها به همراه داشت.
اسقف گرونوبل، فیلیبر دِ بروئیار، کمیسیونهای متعددی را برای بررسی این واقعه تشکیل داد. تحقیقات اولیه در دسامبر ۱۸۴۶ آغاز شد و نتایج آن نشان داد که نیاز به بررسیهای بیشتر است. در ادامه، تحقیقات گستردهتری بین ژوئیه و سپتامبر ۱۸۴۷ توسط دو عضو کمیسیون، کانن اورسل و کانن روسلو، انجام شد.
در نوامبر-دسامبر ۱۸۴۷، جلسهای در اقامتگاه اسقف برگزار شد که در آن ۱۶ نفر از مقامات مذهبی حضور داشتند. اکثریت حاضران پس از بررسی گزارشها، به صحت رؤیت رأی دادند. همچنین، اسقف سنس سه مورد شفای معجزهآسا را که به بانوی لَ سالِت نسبت داده میشد، بررسی کرد و اسقف محلی، مِگِر. مِلون ژولی، یکی از این شفاها را در ۴ مه ۱۸۴۹ معجزهآسا تأیید کرد.
مِگِر. دِ بروئیار که از این واقعه متقاعد شده بود، انتشار گزارش روسلو را که صحت رؤیت را تأیید میکرد، مجاز دانست. او در نامهای که به عنوان مقدمه گزارش منتشر شد، نظر اکثریت کمیسیون را تأیید کرد.
با این حال، کاردینال لویی ژاک موریس دِ بونالد، اسقف اعظم لیون، که گرونوبل تحت نظارت او بود، نسبت به این موضوع تردید داشت. او اصرار داشت که کودکان راز خود را به او بگویند و ادعا کرد که از سوی پاپ مأموریت دارد. کودکان سرانجام تسلیم شدند، اما ملانی اصرار داشت که متن او مستقیماً به پاپ تحویل داده شود. در نهایت، اسقف گرونوبل دو نماینده به رم فرستاد. گزارش شده است که متن دو راز خصوصی در ۱۸ ژوئیه ۱۸۵۱ به پاپ پیوس نهم تحویل داده شد، اما ظاهراً گم شد.
روند بررسیها مثبت بود و در ۱۸ سپتامبر ۱۸۵۱، حکم مِگِر. دِ بروئیار، که با مشاهدات کاردینال لوییجی لامبروشینی تنظیم شده بود، امضا و در ۱۰ نوامبر همان سال منتشر شد. در این حکم، اسقف گرونوبل اعلام کرد: «ما قضاوت میکنیم که رؤیت بانوی مقدس در ۱۹ سپتامبر ۱۸۴۶... در کلیسای لَ سالِت... تمام ویژگیهای حقیقت را در خود دارد و مؤمنان دلیلی برای باور به آن به عنوان امری غیرقابل تردید و قطعی دارند.»
دلایل این تصمیم، که بر پایه تحقیقات روسلو و کمیسیون ۱۸۴۷ استوار بود، عبارتند از: ناتوانی در توضیح انسانی رویدادها، معجزات و شفاها؛ ثمرات معنوی رؤیت، بهویژه تحولات و استقبال گسترده روحانیون و مؤمنان.
بعدها، در ۱۶ نوامبر ۱۸۵۱، اسقف گرونوبل بیانیهای منتشر کرد مبنی بر اینکه مأموریت کودکان چوپان به پایان رسیده و موضوع اکنون در دست کلیسا است. اسقف روشن کرد که تأیید کلیسا فقط برای وحی اولیه سال ۱۸۴۶ بوده است، نه ادعاهای بعدی.
زندگی مذهبی
پس از رؤیت در سال ۱۸۴۶، کالوات در صومعه خواهرانِ مشیت در کورنک، نزدیک گرونوبل، ساکن شد. از نوامبر ۱۸۴۷، مدیر او نگران بود که شهرت ممکن است غرور او را برانگیزد. او در سن بیست سالگی وارد حوزه علمیه شد و در سال ۱۸۵۰ به عنوان نوآموز پذیرفته شد و در اکتبر ۱۸۵۱ حجاب مذهبی خود را به تن کرد. در کورنک، او اغلب در میان شنوندگان مشتاق مینشست و داستانهای دوران کودکی خود را تعریف میکرد.
در مه ۱۸۵۳، اسقف دِ بروئیار درگذشت. در اوایل سال ۱۸۵۴، جانشین او اجازه حرفهای شدن او را صادر نکرد، زیرا معتقد بود او از نظر روحی به اندازه کافی بالغ نیست. کالوات ادعا کرد که دلیل واقعی این رد، تلاش اسقف برای جلب رضایت امپراتور ناپلئون سوم فرانسه بوده است.
پس از امتناع اسقف از اجازه حرفهای شدن او، کالوات رسماً اجازه یافت به صومعه خواهرانِ خیریه منتقل شود. این گروه به کارهای عملی سخت برای کمک به فقرا اختصاص داشت و کالوات در آنجا با منطق عملی و نه چاپلوسی روبرو شد. کالوات همچنان درباره رؤیتها و توطئه فراماسونری برای نابودی فرانسه کاتولیک صحبت میکرد. با این حال، پس از سه هفته، او برای ادامه تحصیل به کورپس در ایزِر بازگردانده شد.
ناپلئون سوم بر فرانسه جمهوریخواه حکومت میکرد، اما سلطنتطلبان در تلاش برای بازگرداندن پادشاه به کشور کاتولیک بودند. این مناقشه سیاسی تمام فرانسه را فرا گرفته بود و کلیسای فرانسه سعی در حفظ بیطرفی داشت. کالوات با تکرار مداوم کلمات منتسب به بانوی مقدس و مخالفت با فراماسونری، این وضعیت را برای سلسله مراتب کلیسا دشوار میکرد. اسقف، با آگاهی از تمایلات شدید و صریح سلطنتطلبان ملانی، نگران بود که او درگیر سیاست شود و پیروان بانوی لَ سالِت را درگیر کند. در سال ۱۸۵۴، اسقف گینوولیاک نوشت که پیشبینیهای منتسب به ملانی هیچ پایهای در واقعیت ندارند و در مورد لَ سالِت اهمیت ندارند، زیرا پس از لَ سالِت آمدهاند و هیچ ارتباطی با آن ندارند.
کالوات با پیشنهاد یک کشیش انگلیسی که از آنجا بازدید میکرد، موافقت کرد و اجازه یافت به کارمل در دارلینگتون انگلستان منتقل شود. این اقدام او را از مناقشات سیاسی فرانسه دور کرد و اسقف با این جابجایی موافقت کرد. او در سال ۱۸۵۶ در آنجا نذر موقت خود را ادا کرد. در سال ۱۸۵۸، کالوات دوباره به پاپ نامه نوشت تا بخشی از رازی را که مجاز بود در آن سال فاش کند، منتقل کند. در دوران اقامت در دارلینگتون، او از رویدادها و معجزات عجیب مختلفی صحبت کرد. اسقف محلی او را از صحبت علنی درباره این پیشبینیها منع کرد. در سال ۱۸۶۰، او با حکم پاپ از نذر انزوا در کارمل آزاد شد و به سرزمین اصلی اروپا بازگشت.
او به جماعت خواهرانِ دلسوزی در مارسی پیوست. خواهر ماری به عنوان همراه او منصوب شد. پس از اقامتی در صومعه آنها در کِفالونیا، یونان، جایی که او و خواهر ماری برای افتتاح یتیمخانه رفتند، و اقامتی کوتاه در صومعه کارملیت مارسی، او برای مدت کوتاهی به خواهران دلسوزی بازگشت. در اکتبر ۱۸۶۴، او به عنوان نوآموز پذیرفته شد، با این شرط که هویت خود را مخفی نگه دارد. اما او شناسایی شد و هویتش دیگر مخفی نماند. در اوایل سال ۱۸۶۷، او رسماً از این فرقه آزاد شد و سپس او و همراهش، پس از اقامتی کوتاه در کورپس و لَ سالِت، به زندگی در کاستلاماره نزدیک ناپل در ایتالیا رفتند، جایی که توسط اسقف محلی مورد استقبال قرار گرفت. او هفده سال در آنجا اقامت داشت و راز خود را نوشت، از جمله قانون برای یک بنیاد مذهبی آینده.
در سال ۱۸۷۳، کالوات پیام شخصی خود را دوباره نوشت، با مجوز سیستو ریاریو سفورزا، کاردینال اسقف اعظم ناپل. در همین حال، فرقههای مذهبی در لَ سالِت، تحت نظارت اسقف محلی گرونوبل، در حال شکلگیری بودند. این فرقهها برای خدمت به زائران و انتشار پیام رؤیت تأسیس شدند. ملانی کالوات ادعا کرد که از سوی رؤیت مجاز شده است تا نام این فرقهها، قوانین و لباسهایشان را تعیین کند. یکی برای مردان «فرقه حواریون روزهای آخر» و دیگری برای زنان «فرقه مادر خدا» نامگذاری شد. هنگامی که اسقف درخواستهای او را رد کرد، او به پاپ متوسل شد و با او ملاقات کرد. ملانی کالوات در یک جلسه خصوصی در ۳ دسامبر ۱۸۷۸ توسط پاپ لئو سیزدهم پذیرفته شد.
این پیام رسماً توسط خود ملانی کالوات در ۱۵ نوامبر ۱۸۷۹ منتشر شد و مجوز سیگ. سالواتوره لوئیجی زولا، اسقف لچه نزدیک ناپل (که از کالوات در اسقفنشینی خود محافظت و حمایت کرده بود) را تحت عنوان «رؤیت بانوی مقدس بر کوه لَ سالِت» دریافت کرد. در نتیجه این انتشار، یک اختلاف تاریخی در مورد دامنه راز آغاز شد که تا امروز ادامه دارد.
اظهارات ضد ماسونی و آخرالزمانی کالوات واکنشی را برانگیخت. در سال ۱۸۸۰، اسقف تروآ کتاب لچه را به کنگرهر مقدس محکوم کرد و در مقابل، پروسپرو کاترینی، وزیر خارجه کنگرهر مقدس، در اوت ۱۸۸۰ در پاسخ به او نوشت که کنگرهر مقدس از انتشار این کتاب ناراضی است و خواستار جمعآوری نسخهها از گردش شده است. این نامه به اسقف نیمس منتقل شد و بعداً در پاییز همان سال بخشهایی از آن منتشر شد. مشخص نیست که آیا نامه کاترینی مکاتبات شخصی بوده است یا محکومیت رسمی را نشان میدهد. واتیکان بعداً این کتاب را در فهرست کتب ممنوعه قرار داد.
ملانی کالوات به کن در جنوب فرانسه نقل مکان کرد و از آنجا به شالون-سور-سون سفر کرد تا با حمایت کانن دِ برانت از امیِن، جامعهای را تأسیس کند. سرانجام او وارد دعوای حقوقی با اسقف پرود، اسقف اتون، بر سر ارثیهای که برای حمایت از این بنیاد داده شده بود، شد.
در سال ۱۸۹۲، کالوات به لچه، ایتالیا بازگشت و به دعوت سنت آنیباله ماریا دی فرانسا به مسینا در سیسیل سفر کرد. پس از چند ماه اقامت در منطقه پیمونت، او توسط ابه گیلبرت کومب، کشیش دیو، که شیفته پیشبینیها بود، دعوت شد تا در منطقه آلیه ساکن شود. او در آنجا زندگینامه خود را به پایان رساند. در سال ۱۸۹۴، کومب نسخه خود از راز ممنوعه ملانی را تحت عنوان «ضرب بزرگ و تاریخهای احتمالی آن» منتشر کرد که ضد بناپارتی و طرفدار بوربون بود. این کتاب چند ماه قبل از مرگ کالوات در لیون در سال ۱۹۰۴ بازنشر شد. این کتاب نیز در فهرست کتب ممنوعه قرار گرفت.
کالوات آخرین بار در ۱۸ تا ۱۹ سپتامبر ۱۹۰۲ از زیارتگاه لَ سالِت بازدید کرد. در ماههای پایانی زندگی خود، او در آلتامورا، ایتالیا زندگی میکرد و هویت خود را فاش نمیکرد. برای مردم محلی، او فقط یک زن پیر فرانسوی بود که هر روز برای شرکت در مراسم عشای ربانی به کلیسای جامع آلتامورا میرفت. هویت او تنها پس از مرگش فاش شد.
مرگ
در ۱۴ دسامبر ۱۹۰۴، کالوات در خانهاش در آلتامورا درگذشت. او در آلتامورا زیر بنای مرمرین با نقش برجستهای که بانوی مقدس را در حال استقبال از چوپان لَ سالِت به بهشت نشان میداد، به خاک سپرده شد.
بحث و جدل
«ملانیستها»
کالوات توسط گروههای مختلف علاقهمند به پیشگویی، برخی با اهداف سیاسی، مورد سوءاستفاده قرار گرفت. در سال ۱۸۴۷، ترز تیرِت، پیشگوی خودخوانده، پیام خود را «افزودهای بر پیشبینی کودکان منطقه گرونوبل» معرفی کرد که عمدتاً علیه اسقف نانسی بود. ملانی از همان ابتدا شروع به سرزنش کابینه ناپلئون سوم برای بلایایی کرد که پیشبینی میکرد فرانسه را فرا خواهد گرفت، و جنگ فرانسه و پروس را داوری خداوند دانست. «سرگردانیهای پیشگویانه» ملانی بعدها توسط لئون بلو orchestrate شد و به جنبش «ملانیستی» تبدیل شد که ادعا میشد از لَ سالِت نشأت گرفته، اما فاقد هرگونه مبنایی جز اظهارات غیرقابل تأیید ملانی بود. بلو که از هر دو سوگوار آخرالزمانی و گزارشهای رؤیت در لَ سالِت الهام گرفته بود، متقاعد شده بود که پیام بانوی مقدس این است که اگر مردم اصلاح نشوند، پایان زمان قریبالوقوع است. در سال ۱۹۱۲، لئون بلو، یک آخرالزمانی متعصب، زندگینامه پس از مرگ کالوات را منتشر کرد که در آن ملانی ادعا میکرد قبل از رؤیت سال ۱۸۴۶ تجربیات معجزهآسا و پیشگویانه داشته است.
ژاک ماریتین خاطرنشان کرد که «تعداد کمی متعصب وجود داشتند که راز لَ سالِت را به یک موضوع حزبی تبدیل کردند، و تعابیر انحرافی آنها و نحوه استفادهشان از پیشبینیها مانند جدول زمانی راهآهن، تنها میتوانست به علتی که ادعا میکردند دفاع کنند، آسیب برساند.»
میراث
هر رؤیت، مختص محیط و زمان خود است. کنت ل. وودوارد مشاهده کرد که «شاهدان اقتدار کاریزماتیک کسب میکنند که به طور معمول توسط اقتدار سازمانی در چهره اسقف محلی به چالش کشیده میشود... اسقف وظیفه دارد نقش وکیل مدافع شیطان را بازی کند، همزمان اصالت رؤیت را زیر سوال ببرد و معنای احتمالی آن را برای کلیسا بررسی کند.»
یک بار دیگر، در دوران پاپی بندیکت پانزدهم، کلیسا مجبور شد به این موضوع رسیدگی کند. بندیکت پانزدهم یک هشدار رسمی صادر کرد که نسخههای مختلف راز را در اشکال متنوعش به رسمیت شناخت و مؤمنان یا روحانیون را از تحقیق یا بحث در مورد آنها بدون اجازه اسقفانشان منع کرد. این هشدار همچنین تأیید کرد که ممنوعیت کلیسا که تحت پاپ لئو سیزدهم صادر شده بود، همچنان لازمالاجرا است. فرمانی در سال ۱۹۲۳ به دلیل بازنشر نسخه ۱۸۷۹ که متعاقباً توسط یک طرفدار ضد روحانیت راز تغییر یافته بود، صادر شد.
از زمان شورای دوم واتیکان، قوانین مربوط به بحث در مورد رؤیتها آرام گرفته است و فهرست کتب ممنوعه لغو شده است. کتاب او دوباره منتشر شد و بحثها دوباره از سر گرفته شد.
روند تطهیر
هنگامی که پاپ پیوس دهم در سال ۱۹۱۰ گزارشی از زندگی او را خواند، به اسقف آلتامورا، که اسقفنشینی او در آنجا درگذشت و دفن شده بود، فریاد زد: «سانتای ما!» او به اسقف پیشنهاد داد که پرونده تطهیر او بلافاصله آغاز شود. با این وجود، کالوات در حال حاضر توسط کلیسای کاتولیک تطهیر یا تقدیس نشده است.
متن راز فاش شده
روایتهای ملانی کالوات و ماکسیم ژیرو از پیام «بانوی زیبا» همسو هستند. طبق گفته این دو کودک، بانوی مقدس مردم را به رعایت روز یکشنبه و نام خدا دعوت کرد و هشدار مجازات، بهویژه کمبود سیبزمینی که فاسد میشدند، را داد. او همچنین آنها را به دعا تشویق کرد. «رازهای» مربوط به آنها در محتوا و لحن متفاوت به نظر میرسد. راز ماکسیم کمی امیدوارکنندهتر است.
ملانی در طول زندگی خود نسخههای مختلفی از راز خود را نوشت. مشاهده شد که بروشور ۱۸۷۹ طولانیتر از نامهای است که در سال ۱۸۵۱ به پاپ ارسال شده بود. اسقف زولا توضیح داد که ملانی در آن زمان تمام راز را فاش نکرده بود. یک بحث پرشور درگرفت که آیا رازی که در سال ۱۸۷۹ منتشر شد، همان رازی است که در سال ۱۸۵۱ به پیوس نهم ابلاغ شده بود، یا در شکل دوم آن صرفاً اثری تخیلی بوده است. دومی نظر افراد عاقل و باتدبیر بود که متقاعد شده بودند باید بین دو ملانی تمایز قائل شد: بین شاهد بیگناه و ساده سال ۱۸۴۶ و شاهد سال ۱۸۷۹، که ذهنش با خواندن کتابهای آخرالزمانی و زندگی قدیسان نورانی مختل شده بود. طبق گفته پدر ج. استرن، این افشاگریهای بعدی هیچ ارتباطی با رؤیت ندارند و ملانی راز خود را که در آن روز دریافت کرده بود، به گور برد.
نسخههای مختلف راز
- نسخه اصلی: در ۶ ژوئیه ۱۸۵۱، به درخواست اسقف گرونوبل نوشته شد.
- نسخه دوم – ۵، ۶، ۱۲ و ۱۴ اوت ۱۸۵۳: نسخه جدیدی به درخواست ژاک-ماری-آشیل گینوولیاک، اسقف جدید گرونوبل، که با راز آشنا نبود، تولید شد.
- ۱۸۵۸: کالوات در سال ۱۸۵۸ به پاپ نامه نوشت. از آنجایی که او در آن زمان در دارلینگتون بود، این نامه از طریق کالج انگلیسی در رم ارسال میشد. هیچ نسخهای از آن یافت نشده است.
- ۱۸۶۰-۱۸۷۰-۱۸۷۳: متن گسترش یافته سال ۱۸۵۸ در سال ۱۸۶۰ در مارسی به درخواست رؤسای ملانی کالوات بازنشر شد. نسخهای از بازنشر سال ۱۸۶۰ در سال ۱۸۷۰ در کاستلاماره تهیه شد و در ۳۰ آوریل ۱۸۷۳ توسط فلیسیین بلیارد، کشیش فرانسوی، منتشر شد. این انتشار حاوی تأیید اسقف اعظم ناپل، سیستو کاردینال سفورزا بود.
- ۱۸۷۹: کالوات جزوهای درباره رؤیتها منتشر کرد. در این مرحله، دیدگاههای ضد روحانیت آشکار میشود، که ممکن است تحت تأثیر مشکلات او با مقامات مذهبی بوده باشد. او اجازه نداشت در اسقفنشینی گرونوبل نذر مذهبی کند. در این نسخه، کالوات همچنین بیان میکند که بانوی مقدس قانون یک نظم مذهبی جدید را به او داده است. پیشبینیهای او برای سالهای ۱۸۵۹، ۱۸۶۴ و ۱۸۶۵ برای اولین بار در نسخه ۱۸۷۹ منتشر شدند.
- نسخه کومب: منتشر شده در ۱۹۰۴.
کومب جزوه ۱۸۷۹ کالوات را در انتشار بعدی خود در حمایت از دیدگاههای سیاسی خود گنجاند. این کتاب در فهرست کتب ممنوعه قرار گرفت. دوباره در سال ۱۹۰۶، یکی دیگر از انتشارات کومب با عنوان «راز ملانی و بحران کنونی» دوباره در فهرست کتب ممنوعه قرار گرفت. این اقدامات کلیسا باعث سردرگمی در مورد اینکه آیا فقط کتاب کومب یا خود راز در فهرست کتب ممنوعه قرار گرفته است، شد. در اکتبر ۱۹۱۲، آلبرت لپیدی، استاد کاخ مقدس، در پاسخ به پرس و جوی کاردینال لویی لوکون، تأیید کرد که پیام اصلی سال ۱۸۴۶ همچنان مورد تأیید است. پیامهای بعدی، بهویژه نسخه ۱۸۷۲-۱۸۷۳، مورد تأیید نبودند.
منابع
کتابشناسی
- Bert, Michael and James Costa. "Linguistic borders, language revitalization and the imagining of new regional entities", Borders and Identities (Newcastle upon Tyne, 8–9 January 2010), 18.
- Rousselot, Pierre Joseph, La verité sur l'événement de La Salette du 19 September 1846 ou rapport à Mgr l'évêque de Grenoblesur l'apparition de la Sainte Vierge à deux petits bergers sur la montagne de La Salette, canton de Corps (Isère), Baratier, Grenoble, 1848 (fr)
- Rousselot, Pierre Joseph, Nouveaux documents, Baratier, Grenoble, 1850 (fr)
- Rousselot, Pierre Joseph, Un nouveau Sanctuaire à Marie, ou Conclusion de l'affaire de La Salette, Baratier, Grenoble, 1853 (fr)
- Calvat, Mélanie, L'Apparition de la Très-Sainte Vierge sur la montagne de la Salette, le 19 septembre 1846, publiée par la bergère de la Salette avec permission de l'ordinaire, 1st edition, G. Spacciante, Lecce, 1879 (fr) html
- Calvat, Mélanie, L'Apparition de la Très-Sainte Vierge sur la montagne de la Salette, le 19 septembre 1846, publiée par la bergère de la Salette avec permission de l'ordinaire, 2nd edition, G. Spacciante, Lecce, 1885 (fr) html
- Calvat, Mélanie & Bloy, Léon, Vie de Mélanie, Bergère de la Salette, écrite par elle-mêle en 1900, son enfance (1831–1846), 1st edition, Mercure de France, Paris, 1918 (fr) pdf
- Gouin, Paul, Sister Mary of the Cross. Shepherdess of La Salette. Melanie Calvat, The 101 Foundation, Asbury-NJ, 1968 (en)
- Roullet, Hervé, L'apparition de la Vierge Marie à La Salette. Marie réconciliatrice. Les vies de Mélanie Calvat et Maximin Giraud. Actualité des secrets, Roullet Hervé, Dif. AVM, Paris, 2021 (fr). See in particular Chapters II, XIV and XV.
پیوندهای خارجی
- Text of secret in English and original French with photos.
- Woodward, Kenneth L., "Going to See the Virgin Mary", New York Times, August 11, 1991
- Depliant Melanie Calvat
دستهبندیها:
- 1831 births
- 1904 deaths
- People from Isère
- Marian visionaries
- Our Lady of La Salette
- 19th-century French nuns