جانشینی خطی

Lineal succession
📅 22 خرداد 1405 📄 1,171 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

جانشینی خطی دکترین جنبش مقدسین روز آخر بود که بر اساس آن، مقام‌های کلیدی کلیسا از جمله ریاست و پدرسالاری از طریق وراثت خانوادگی به ارث می‌رسید. اگرچه این رویه امروزه عمدتاً کنار گذاشته شده، اما در گذشته منجر به بحران جانشینی و انشعابات متعددی در این آیین شد.

جانشینی خطی

جانشینی خطی دکترین جنبش مقدسین روز آخر بود که بر اساس آن، برخی مقام‌های کلیدی کلیسا از طریق ارث خانوادگی و حق وراثت در اختیار افراد قرار می‌گرفت. اگرچه این رویه امروزه عمدتاً رها شده است، اما مقام‌هایی که با این سنت پیوند داشتند، ریاست کلیسا و پدرسالار ارشد بودند.

کاهنی

متون مقدس مقدسین روز آخر آموزش می‌دهد که ممکن است فردی از طریق نسل و تبار خود فراخوانده شود؛ بدین ترتیب، او حق قانونی برای تصدی یک مقام کاهنی خواهد داشت. کتاب آموزه‌ها و عهدنامه‌ها (D&C) بیان می‌کند که نوادگان هارون حق قانونی برای کاهنی دارند: «و اگر آنان نوادگان واقعی هارون باشند، حق قانونی به اسقفی دارند، به شرطی که نخست‌زاده میان پسران هارون باشند.» در وحیایی که جوزف اسمیت ثبت کرده و در همین کتاب آمده، به او وعده داده شد که نسلش کاهنی را در اختیار خواهند داشت: «پس، خداوند به شما می‌فرماید، که کاهنی از طریق تبار پدرانتان در شما استمرار یافته؛ زیرا شما وارثان قانونی بر اساس جسمانی هستید و با مسیح در خدا از جهان پنهان شده‌اید؛ پس زندگی و کاهنی شما باقی مانده و باید از طریق شما و تبارتان باقی بماند تا زمان بازگردانده شدن همه چیزهایی که از زبان تمام پیامبران مقدس از آغاز جهان گفته شده است.»

کسی که از طریق تبار حق و فراخوان تصدی این مقام‌ها را دارد، پیش از آنکه رسماً وارد مقام شود، باید از سوی سلسله‌مراتب کلیسا منصوب گردد.

رئیس کلیسا

در طول حیاتش، اسمیت رئیس کلیسای عیسی مسیح مقدسین روز آخر بود. هنگام مرگ اسمیت در سال ۱۸۴۴، بیشتر مقدسین روز آخر معتقد بودند که برادر بزرگ‌ترش، هایرام، در صورت زنده ماندن، جانشین او می‌شد. جانشین محتمل دیگر، برادر کوچکتر اسمیت، ساموئل بود که کمتر از یک ماه بعد درگذشت. عده‌ای اصرار داشتند که آخرین برادر بازمانده اسمیت، یعنی ویلیام، باید رئیس کلیسا شود؛ ویلیام نیز مدتی این ادعا را مطرح کرد و گروه کوچکی از پیروان را گرد خود جمع نمود.

بسیاری از مقدسین روز آخر بر این باور بودند که یکی از پسران جوزف اسمیت باید جانشین ریاست کلیسا باشد. چندین رهبر برجسته ادعا کردند که برکت پدری داده‌شده به پسر بزرگ‌تر اسمیت، یعنی جوزف اسمیت سوم، او را برای جانشینی پدرش تعیین کرده است. با این حال، در زمان مرگ پدر، جوزف سوم تنها ۱۱ سال داشت.

در نتیجه، رهبران بسیاری برخاستند که یا با جانشینی خطی مخالفت می‌کردند یا پیشنهاد دادند کلیسا باید تا بزرگ شدن جوزف اسمیت سوم صبر کند. این وضعیت بحرانی را پدید آورد که به «بحران جانشینی» معروف شد. بزرگ‌ترین گروه به رهبری بریگام یانگ، حامی سیستمی بودند که بر اساس آن، در غیاب جانشینی خطی، عضو ارشد هیئت دوازده حواری به ریاست کلیسا می‌رسید. این سیستم جانشینی حواری همچنان در کلیسای عیسی مسیح مقدسین روز آخر (کلیسای LDS) ادامه دارد.

سایر مقدسین روز آخر ساکن غرب میانه آمریکا همچنان از جانشینی خطی حمایت می‌کردند و در سال ۱۸۶۰، از جوزف اسمیت سوم دعوت کردند تا رئیس کلیسایی شود که بعدها کلیسای سازمان‌یافته مجدد عیسی مسیح مقدسین روز آخر (کلیسای RLDS) نام گرفت و امروزه «جامعه مسیح» خوانده می‌شود. این کلیسا تا سال ۱۹۹۶ رؤسایی را منصوب می‌کرد که از نوادگان پدری جوزف اسمیت بودند؛ تا اینکه والاس بی. اسمیت (نوهٔ بنیان‌گذار جنبش)، دبلیو. گرنت مک‌موری (که خویشاوندی با خانواده اسمیت نداشت) را به عنوان جانشین خود برگزید. رها کردن جانشینی خطی از سوی کلیسای RLDS عاملی بود که باعث شکاف و تأسیس چندین کلیسای کوچک مقدسین روز آخر شد؛ از جمله کلیسای بازمانده عیسی مسیح مقدسین روز آخر که فردریک نیلز لارسن (نوه فردریک ام. اسمیت از طریق دخترش لوئیس) را به عنوان پیامبر-رئیس خود پذیرفت.

پدرسالار ارشد

بیشتر مقدسین روز آخر در ابتدا معتقد بودند که مقام پدرسالار ارشد کلیسا باید از طریق جانشینی خطی منتقل شود. نخستین پدرسالار ارشد، جوزف اسمیت ارشد، پدر پیامبر بنیان‌گذار بود. بر بستر مرگ، جوزف ارشد، پسر بزرگ زنده خود، هایرام اسمیت، را «به حق» ارث، پدرسالار ارشد منصوب کرد. هنگامی که هایرام در سال ۱۸۴۴ کشته شد، برادر کوچکترش، ویلیام، پدرسالار ارشد شد. ویلیام تا حدی بر سر این مقام با بریگام یانگ، رئیس هیئت دوازده حواری، اختلاف پیدا کرد و از او جدا شد. ویلیام ادعا می‌کرد عنوان پدرسالار ارشد «پدرسالار بر کلیسا» است، در حالی که یانگ از عنوان متواضعانه‌تر «پدرسالار برای کلیسا» دفاع می‌کرد. ویلیام بعدها از سوی گروه یانگ که به کلیسای LDS تبدیل شد، تکفیر گردید. ویلیام به جیمز جی. استرنگ، مدعی رقیب ریاست کلیسا، پیوست. پس از جدایی از استرنگیت‌ها، ویلیام در نهایت به برادرزاده‌اش، جوزف اسمیت سوم و کلیسای RLDS پیوست. ویلیام از جوزف سوم خواست تا او را دوباره به مقام پدرسالار ارشد کلیسای RLDS منصوب کند، اما این انتصاب دوباره هرگز رخ نداد.

پس از مرگ ویلیام، جوزف اسمیت سوم مقام پدرسالار ارشد را دوباره برقرار کرد و برادرش الکساندر هیل اسمیت را به این مقام گماشت. پس از آن، مقام پدرسالار ارشد در کلیسای RLDS درون خانواده اسمیت باقی ماند و تا سال ۱۹۵۸ از طریق جانشینی خطی منتقل می‌شد. در آن سال، دابلیو. والاس اسمیت با منصوب کردن روی چویل به این سمت، به این سنت پایان داد. امروزه پدرسالاران ارشد آنچه که اکنون «جامعه مسیح» است، با عنوان «مبشران ارشد» شناخته می‌شوند.

پس از تکفیر ویلیام اسمیت توسط بریگام یانگ، «عمو» جان اسمیت (برادر جوزف اسمیت ارشد) از سوی یانگ به عنوان پدرسالار ارشد کلیسای LDS منصوب شد. پس از مرگ آن جان اسمیت، جان اسمیت دیگری (پسر هایرام اسمیت) پدرسالار ارشد کلیسای LDS شد. از آن پس، بیشتر پدرسالاران ارشد کلیسای LDS نوادگان هایرام بودند؛ بر اساس سنت جانشینی خطی. کلیسای LDS پس از سال ۱۹۷۹ دیگر پدرسالار ارشدی در سلسله‌مراتب خود نداشت؛ زمانی که الدرد جی. اسمیت از وظایف رسمی خود برکنار و به وضع افتخاری درآمد.

حواری‌گری

در کلیسای LDS، برخی رهبران مقام حواری را چنین مقامی می‌دانستند که ممکن است از طریق جانشینی خطی منتقل شود، اگرچه چنین رویه‌ای هرگز در کلیسا رسمیت نیافت. ترکیب‌های حواری پدر-پسر زیر در کلیسای LDS وجود داشته‌اند:

  • بریگام یانگ سه پسرش را در سنین نسبتاً کم برای حواری‌گری برگزید و منصوب کرد: بریگام یانگ جونیور (۲۹ سال)، جان ویلیارد یانگ (۱۱ سال) و جوزف آنجل یانگ (۲۹ سال).
  • جان تیلور پسرش، جان دبلیو. تیلور را در ۲۵ سالگی به مقام حواری منصوب کرد.
  • ویلفورد وودراف پسرش، آبراهام او. وودراف را در ۲۳ سالگی به مقام حواری منصوب کرد.
  • جوزف اف. اسمیت پسرانش، هایرام ام. اسمیت (۲۹ سال) و جوزف فیلدینگ اسمیت (۳۳ سال) را به عنوان حواری برگزید و منصوب کرد. جوزف اف. اسمیت خود پسر هایرام اسمیت بود که حواری و رئیس دستیار کلیسا بود.
  • تمام اعضای نسل سه‌گانه جورج ای. اسمیت، جان هنری اسمیت و جورج آلبرت اسمیت، حواری بودند.
  • تمام اعضای نسل سه‌گانه آماسا لایمن، فرانسیس ام. لایمن و ریچارد آر. لایمن، حواری بودند.
  • تمام اعضای نسل سه‌گانه فرانکلین دی. ریچاردز، جورج اف. ریچاردز و لگراند ریچاردز، حواری بودند.
  • جورج کیو. کنن و پسرانش، سیلوستر کیو. کنن و آبراهام اچ. کنن، همگی حواری بودند.
  • جدیدایا ام. گرنت و پسرش، هبر جی. گرنت، هر دو حواری بودند.
  • مارینر دبلیو. مریل و پسرش، جوزف اف. مریل، هر دو حواری بودند.
  • ماتیاس اف. کاولی و پسرش، متیو کاولی، هر دو حواری بودند.

علاوه بر این، ترکیب‌های حواری پدربزرگ-نوه زیر نیز وجود داشته‌اند:

  • ویلارد ریچاردز و استفن ال. ریچاردز
  • هبر سی. کیمبال و اسپنسر دبلیو. کیمبال
  • عزرا تی. بنسون و عزرا تفت بنسون
  • ملوین جی. بالارد و ام. راسل بالارد

جمع‌بندی

دکترین جانشینی خطی نقشی پررنگ در شکل‌گیری ساختار قدرت جنبش مقدسین روز آخر ایفا کرد. اگرچه این رویه در کلیسای LDS کنار گذاشته شد و در سایر شاخه‌ها نیز محدودیت‌هایی یافت، اما میراث آن همچنان در تاریخ و انشعابات این آیین قابل مشاهده است. گذار از وراثت خونی به شایسته‌سالاری، مسیر این جریان‌های مذهبی را برای همیشه دگرگون ساخت.