لیندا مکدونالد: پیشگام هنر معاصر کویلت
لیندا مکدونالد در سال 1946 در برکلی، کالیفرنیا متولد شد. او هنرمند چندرسانهای است که در خط مقدم جنبشهای هنری کویلت (لحافدوزی) استودیویی قرار داشت. از او به عنوان «هنرمندی که با تکنیکهای لحافدوزی کار میکند» یاد شده است.
اوایل زندگی
مکدونالد در شهر کوچکی به نام ویلیتس در شهرستان مندوسینو، کالیفرنیا بزرگ شد. او در خانهای با لحافهای فراوان رشد کرد اما «حضور آنها را در کنار سایر مهارتهای خانوادگی مانند بافتنی، قلابدوزی و خیاطی، بدیهی میدانست.» در دوران کودکی، «موفقیتهای اولیه مکدونالد مرتبط با هنر بود.» او با رقابت، رتبه «هنرمند کلاس» را کسب کرد و معلمان هر زمان که «برای کلاسشان به نقاشی نیاز داشتند، او را صدا میزدند.» او «از مادرش خیاطی را یاد گرفت زیرا لباس گران بود» و ساخت آن در خانه مقرونبهصرفهتر بود. پارچه و الیاف اولین رسانههای هنری مکدونالد بودند.
جنبش هنر کویلت استودیویی
مکدونالد «از صحنههای هنری ملی و کالیفرنیا» و همچنین آغاز جنبش هنر کویلت استودیویی در سال 1965 آگاه بود. «این یک فرم هنری است که از تکنیکهای سنتی لحافدوزی برای خلق اشیاء هنری استفاده میکند.» او تصمیم گرفت «همه چیز را درباره آن (جنبش) فراموش کند و صرفاً از زندگی روزمره و تجربیات خود کار کند.» با نگاهی به گذشته، او همراه با هنرمندانی چون ژان ری لوری، ایوان پورچلا و ترز می، انقلاب هنر کویلت کالیفرنیا را هدایت کرد، در حالی که دیگران همین کار را در نیوانگلند و اوهایو انجام میدادند. او متوجه شد که آموزش هنریاش میتواند بر روی پارچهها به کار گرفته شود.
مکدونالد سرانجام مجموعه آثار خود را گسترش داد و به حرفه هنری خود، «هنرمند کویلت» را اضافه کرد. در سال 1974 او به «یک گروه آگاهیبخشی فمینیستی» پیوست که در آن با هنر کویلت آشنا شد. او این هنر را در خانه با استفاده از کتابی از مایکل جیمز به نام «راهنمای لحافدوز» امتحان کرد. او به یاد میآورد: «اولین کتاب او ارزشمند بود زیرا به ما نشان داد چگونه تمام تکههای سنجاق شده را روی هم قرار دهیم... و آنها را به صورت پرچمهای بلند بدوزیم» و «کار او مهم بود... زیرا معاصر بود.» او در ابتدا یک کویلت جنونآمیز (crazy quilt) ساخت و سپس «چند کویلت دیگر ساخت اما شروع به طراحی بلوکهای تکراری خود به جای کپی کردن طرحهای قدیمی کرد.» او به زودی متوجه شد که «از استقبال گرم بینندگان از کویلتها خشنود است.» او مشاهده کرد: «تفاوت احساس بین فردی که به یک نقاشی نگاه میکند و فردی که به یک کویلت نگاه میکند، واقعاً قابل توجه بود. هیچ فاصلهای بین یک فرد و پارچه وجود ندارد، به خصوص زمانی که تمام این احساسات رمانتیک و نوستالژیک را دارد.» مشخص شد که «دوختن در حالی که او در خانه با فرزندان خردسالش بود، نسبتاً آسان» است. در ابتدا، «او در انزوا نسبی کار میکرد و متوجه نبود که هنرمندان دیگر در حال ساخت کویلت هستند.» او از مهارتهای خود به عنوان یک هنرمند برای ایجاد «طرحهای هندسی در الیاف» استفاده کرد. مدت زیادی نگذشت که این هنرمند کویلت «از فناوری جدید بهره برد.» کویلتهای او «از کارهای رنگارنگ و قطعهقطعه شده که به شدت ساختارهای هندسی مدرن را بررسی میکردند، به انتزاعات عمدتاً تکرنگ که با ایربراش نقاشی شده بودند، تکامل یافتند.»
تحصیلات
تحصیلات رسمی مکدونالد در هنر در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو آغاز شد اما با «شورشهای دهه 1960» قطع شد. او با همسرش، رابرت کامینگز، که او نیز هنرمند چندرسانهای بود، به «زندگی روستایی» در شهرستان مندوسینو در شمال کالیفرنیا نقل مکان کرد و این فرصت را به او داد تا مدرک کارشناسی هنر خود را در سال 1978 به پایان برساند. مکدونالد در نهایت گواهینامه تدریس را از دانشگاه دومینیکن (1985، سن رافائل، کالیفرنیا) دریافت کرد و به او اجازه داد تا در دبیرستان در «هنر و سایر دروس» تدریس کند. سپس او برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد خود، که آن نیز از دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو (1992) بود و در زمینه منسوجات تخصص داشت، اقدام کرد. مکدونالد به مدت سه ترم در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو هنر تدریس کرد.
فازهای هنرمند کویلت
پایاننامه کارشناسی ارشد نانسی بَور، «انقلاب هنر کویلت کالیفرنیا»، سه فاز سبکی آثار لیندا مکدونالد را به عنوان یک هنرمند کویلت شناسایی کرد. فاز اولیه خلق مناظر سهبعدی بزرگ به سرعت جای خود را به فاز دوم او داد که در آن از ایربراش برای «به تصویر کشیدن چهرههای تکرنگ خیالی روی پارچه که سپس او آنها را در کویلتها مونتاژ میکرد» استفاده میکرد. فاز سوم او ادامه استفاده از ایربراش بود زیرا «تصویرسازی و پیام تکامل یافت» و از «گیاهان و جانوران قابل تشخیص شمال کالیفرنیا» در هنر او استفاده میکرد. او به ویژه علاقهمند به برجسته کردن «قطع درختان شدید و تأثیر آن بر جنگلهای مندوسینو که او را احاطه کرده بودند، و شهر کوچکی که او در آن زندگی میکند... با استفاده از حساسیت و حس شوخطبعی برای کاهش تنشهای اجتماعی بود.» نویسنده ساندرا سایدر در مورد «محیطزیستگرایی شدید» مکدونالد اظهار نظر کرد که خود را در چینهای آرامشبخش پارچه نشان میداد. یکی از نمایشگاههایی که او در آن شرکت کرد، «اعتراضات نرم» (Soft Protests) در موزه ملی کویلت نیوانگلند در لوول، ماساچوست نام داشت.
مانند سایر هنرمندان و هنرمندان کویلت آن روز، مکدونالد انتظار نداشت که از فروش آثار هنری یا آموزش مهارتهای لحافدوزی زندگی کند. شور و اشتیاق او به هنر دلیل انجام آن بود. «نیاز به خلق هنر، که فکر میکنم جهانی است، یکی از دلایل اصلی زنده بودن است... آن تجربه زیباییشناختی، آن هیجان.»
نمایشگاهها
نمایشگاههای اولیه مکدونالد در موزه شهرستان زادگاهش، ویلیتس برگزار شد. نمایشگاههای سالانهای که توسط ساندرا متزلر، اولین رئیس گروه مطالعات کویلت آمریکا، برگزار میشد، به او تشویق میبخشید. در ابتدا، هنگامی که او به گالریها نزدیک میشد، نمیتوانست بگوید «او کویلت میسازد» زیرا در آن صورت به عنوان یک هنرمند جدی در نظر گرفته نمیشد. ترجیح او این بود که کویلتهای خود را به عنوان بخشی از نمایشگاههای چندرسانهای شامل «صنایع دستی، نقاشی، طراحی و چاپ» به نمایش بگذارد. کویلتهای او در دهههای آغازین دهه 1980 در گالریهای معتبر در سراسر کشور به نمایش درآمدند، از جمله «موزه ملی کویلت و منسوجات آمریکا» در سن خوزه. او بارها در «کویلت نشنال» در آتن، اوهایو، و «ویژن» در اوشینساید، کالیفرنیا، که مهمترین مکانهای نمایش کویلت هنری در کشور هستند، شرکت کرده است. حرفه پربار او شامل دوازده نمایشگاه انفرادی، دو نفره و سه نفره؛ جوایز از نمایشگاههایی در اوهایو و توکیو؛ حضور در بیش از 100 نمایشگاه؛ تصاویر منتشر شده در نزدیک به 50 کتاب و مجله؛ و همچنین نگهداری آثار هنری او در مجموعههای دائمی در موزه هنر و طراحی (نیویورک، نیویورک)، کاخ سفید (واشنگتن دی سی) و شهر سانفرانسیسکو بوده است.
یک نمایشگاه چندرسانهای در سال 2013 در گالری هنر کالج مندوسینو با عنوان «لیندا مکدونالد: تصاویری از کالیفرنیای در حال تغییر» او را «هنرمند برجسته مندوسینو که در خلق هنر با تمرکز بر مضامین زیستمحیطی قوی به شیوهای شوخ و تاثیرگذار فعال بوده است» نامید. این نمایشگاه که توسط پائولا گری برگزار شد، با زیر عنوان «20 سال هنر از نگرانیهای زیستمحیطی تا شوخطبعی خانگی»، شامل 46 اثر هنری مکدونالد بود.
محیطزیستگرایی
لیندا مکدونالد «بیشتر به خاطر کارهای زیستمحیطی خود شناخته شده است» که ناشی از تجربه زندگی او در شمال کالیفرنیا است. کویلتهایی که مضامین زیستمحیطی مانند حفاری نفت را برجسته میکنند، به دنبال «مجموعه کویلتهای او با موضوع قطع درختان» به نام «چه بر سر درختان میآید؟» بود. او استعدادی در پرداختن به این موضوعات حساس با «حس شوخطبعی بازیگوشانه» دارد. نمونهای از این، «حتی قدیمیترین رشد باید برای حفظ بقای خود کار کند» (Even the Old Growth Must Work for Its Keep) است. بیشتر آثار او محیط طبیعی کالیفرنیا، مانند درختان سکویا را به تصویر میکشند.
گالری Route One در پوینت ریس، کالیفرنیا، آثار مکدونالد را در سال 2010 در یک نمایشگاه انفرادی با عنوان «لیندا مکدونالد: داستانهایی از جنگل شمالی» (Linda MacDonald: Stories from the North Woods) به نمایش گذاشت. این نمایشگاه چندرسانهای شامل طراحی، نقاشی، الیاف و گرافیک زیستمحیطی بود. بخش الیاف او از «طنز کنایهآمیز برای بیان واضحات» استفاده میکرد. دیدگاه منحصر به فرد مکدونالد که ناشی از زندگی و «کار در لبه» جنگلهای شهرستان مندوسینو بود، هنر زیستمحیطی او را شکل داد، از جمله مجموعهای درباره جغد خالدار به نام «جغد خالدار در برابر اره برقی» (Spotted Owl vs. The Chain Saw).
مجموعه مهم دیگری از الیاف، «درختان، الوار، خانهها و مردم» (Trees, Lumber, Houses, and People) «داستانی را در دوازده فصل» روایت میکند که زندگی جنگلی را که توسط قطع درختان نابود میشود تا زمانی که «جنگل گریزناپذیر کنده درختان» باقی میماند، به تصویر میکشد.
لیندا مکدونالد، «هنرمندی که به عنوان نقاش شروع کرد، در دهه 1980 به منسوجات روی آورد و به زودی هر دو را ترکیب کرد»، عمدتاً از سال 2013 به بعد بر روی بوم سنتی نقاشی میکرد.