باتوز: هنرمند، فیلسوف و فعال فرهنگی پیشرو

Batuz
📅 10 اسفند 1404 📄 2,136 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

باتوز، هنرمند، فیلسوف و فعال فرهنگی، بنیان‌گذار «جامعه خیالی» (Société Imaginaire) است. او با رویکردی نوآورانه به هنر، بر اهمیت دیالوگ فرهنگی و غلبه بر مرزها تاکید دارد. آثار او در سراسر جهان نمایش داده شده و در موزه‌های معتبر نگهداری می‌شود.

باتوز: هنرمند، فیلسوف و فعال فرهنگی

باتوز (متولد ۲۷ مه ۱۹۳۳) هنرمند، فیلسوف و فعال فرهنگی است. او بنیان‌گذار «جامعه خیالی» (Société Imaginaire) است؛ سازمانی که هدف آن ترویج گفتگوی فرهنگی است. ایده‌های باتوز از طریق حمایت بنیادهایش – بنیاد باتوز آمریکا و بنیاد باتوز اروگوئه – و همچنین سازمان «کلاه‌خودها برای صلح» (Helmets for Peace e.V.) عملی می‌شود.

فلسفه

باتوز در طول دهه‌های گذشته، آثار هنری منسجمی خلق کرده که در آن‌ها، یک خط، به مانعی ذهنی تبدیل شده و کارکردی حیاتی در درون تصویر پیدا می‌کند. او با رسانه‌های مختلفی کار می‌کند، اما دیدگاه او نسبت به جهانی همزیست که به عنوان یک جامعه ممکن عمل می‌کند و در آن همه می‌توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، ثابت مانده است؛ این ارتباط شامل نخبگان با یکدیگر و همچنین با دیگران است. سطوح بالا و پایین در این میان معنایی ندارند. آنچه اهمیت دارد، خلق جهانی صلح‌آمیز است. آثار هنری، عاملان این جهان هستند.

باتوز از جهانی انتزاعی و مفهومی-فلسفی نشأت می‌گیرد که پیوسته می‌خواهد آن را به نتایج عملی تبدیل کند. هدف او صرفاً باقی ماندن به عنوان یک تصویر نیست، بلکه بخشیدن واقعیتی نو به جهان بصری است. او می‌خواهد بر مرزها غلبه کند و تفاوت‌های بین مردم را به صورت بصری از میان بردارد.

زندگی و آثار

اوایل زندگی (۱۹۳۳-۱۹۶۳)

باتوز دوران کودکی خود را در املاک روستایی ماتِرادِرِچکِه، مجارستان گذراند که نسل‌ها متعلق به خانواده‌اش بود. زندگی باتوز با نزدیک شدن خط مقدم جنگ جهانی دوم به منطقه، به طور ناگهانی تغییر کرد. خانواده برای پناه گرفتن موقت از وحشت جنگ، به اتریش نقل مکان کردند و دیگر هرگز بازنگشتند. خانواده در فرار خود، دوران آوارگی، گرسنگی و اردوگاه‌های پناهندگان را تجربه کردند. ارتباط با مردم در این شرایط، بعد دیگری به زندگی او بخشید. او سخت کار کرد تا به حفظ خانواده کمک کند. در سال ۱۹۴۹، خانواده به آرژانتین مهاجرت کردند. در دوران بیماری قلبی که او را به مدت یک سال ناتوان کرد، باتوز شروع به نقاشی به سبک ناتورالیستی کرد.

باتوز در هنر کاملاً خودآموخته بود؛ یک اتودیداکت کامل. او همچنین مطالعاتی در زمینه زیبایی‌شناسی و فلسفه دنبال کرد. او همواره بین تعادل دنیای هنری و دنیای اجتماعی در حرکت بود. نویسندگانی مانند اورتگا ای گاست، تأثیر زیادی بر آثار او داشتند. او علایق وسیع انسان‌گرایانه را با گروه‌هایی از دوستانش به اشتراک می‌گذاشت. نقاشی او از سبکی فیگوراتیو به سمت سبکی شخصی‌تر حرکت کرد.

ویلا گِزِل، آرژانتین (۱۹۶۴-۱۹۷۲)

باتوز در سال ۱۹۶۴ تجارت را رها کرد و انحصاراً به نقاشی پرداخت. او به ویلا گزل، مکانی منزوی در کنار دریا، نقل مکان کرد و هشت سال را در تعهد کامل به کار خود گذراند. نور شدید و درخشان خورشید بر این وسعت عظیم دریا و تپه‌های شنی، همراه با فضاهای ایجاد شده توسط بوته‌های تاریک، در نتیجه یک تصور از پیش تعیین شده، بر اشکال و رنگ‌های او تأثیر گذاشت. او بیش از پیش به سمت انتزاع گرایش پیدا کرد. این درک، به موتیف اصلی کل آثار زندگی او تبدیل شد: «همبستگی اشکال».

در سال ۱۹۶۹، باتوز آتلیه خود را ساخت و آن را مانند یک مجسمه ارگانیک و بدون طرح قبلی، ساخت. او کل ساخت و ساز را خودش انجام داد. در همین دوران با لئوپولدو پرساش، که آغاز دوستی مادام‌العمر بود، ملاقات کرد و یک سال بعد با رافائل اسکیرو آشنا شد که همکاری بزرگی با او آغاز کرد.

در سال ۱۹۷۱، باتوز با اهدای سخاوتمندانه کارلوس آیداهو گزل، مرکز هنرمندان را در ویلا گزل تأسیس کرد تا نقاشان، نویسندگان، مجسمه‌سازان و موسیقی‌دانان را گرد هم آورد. ایده گردآوری افراد همفکر، که سال‌ها بعد با «جامعه خیالی» او محقق شد، در ذهن او در حال شکوفایی بود.

در سال ۱۹۷۲، باتوز اولین مجموعه گراوورهای خود را با متنی از رافائل اسکیرو منتشر کرد. سطح صاف و یکدست چاپ سیلک، برای باتوز یک کشف بود. به دنبال آن، ساده‌سازی آثارش صورت گرفت. جان دیویس لاج، سفیر وقت آمریکا در آرژانتین، به آثار باتوز علاقه‌مند شد. این آغاز یک دوستی ارزشمند بود. با حمایت دولت آرژانتین که توسط وزارت فرهنگ آغاز شد، باتوز برای یک تور نمایشگاهی به ایالات متحده رفت.

ایالات متحده آمریکا (۱۹۷۳-۱۹۸۳)

نمایشگاه انفرادی در سازمان کشورهای آمریکایی در واشینگتن دی سی برگزار شد. چندین گالری در شهر نیویورک شروع به عرضه آثار او کردند.

باتوز توسط واکلاو ویتلاسیل برای سخنرانی در «انجمن هنرجویان نیویورک» دعوت شد. به دنبال آن، چندین نمایشگاه انفرادی در موزه‌ها و دانشگاه‌های ایالات متحده برگزار شد. باتوز بیش از پیش به سمت منشأ و خاستگاه اشکال گرایش پیدا کرد.

در سال ۱۹۷۵، باتوز مجموعه «اشکال در کشمکش» را منتشر کرد. این مجموعه گامی قاطع دیگر در جهت مطالعه او بر «همبستگی اشکال» بود.

جوزف و اولگا هیرش‌هورن چندین بار از استودیوی او بازدید کردند. علاقه آن‌ها به آثار باتوز همراه با دوستی شخصی‌شان، تشویق بزرگی بود.

باتوز سفری سه ماهه به چندین کشور آمریکای جنوبی داشت. در آرژانتین، او دو گفتگوی به یاد ماندنی با خورخه لوئیس بورخس داشت که در آن عملکرد «شکل» در نقاشی و ادبیات را مورد بررسی قرار دادند.

در سال ۱۹۷۶، باتوز دعوت به نمایشگاه در آلمان غربی را پذیرفت. این فرصت، امکان دیدار با دوستانی را فراهم کرد که برخی از آن‌ها ۳۰ سال دیده نشده بودند. او با اسکار کوکوشکا در خانه‌اش در ویلنوو ملاقات کرد. اولین دیدار با دیتر رونته، دوست و همکار مادام‌العمر.

مجموعه «ادای احترام به آمریکا» را منتشر کرد. گامی دیگر به سوی تبدیل شدن او به یک فعال فرهنگی؛ باتوز «برنامه فرهنگی بین‌المللی» را برای کمک به هنرمندان آمریکای لاتین که وارد ایالات متحده می‌شدند، تأسیس کرد. اچ.اچ. آرناسون در استودیوی ساحلی باتوز در گرینز فارمز از او بازدید کرد و متنی برای مجموعه «گری بوتوندز» نوشت.

«فرانتون کورت»، املاک سابق بارونس هیلا فون ربای، جایی که هنرمندانی چون واسلی کاندینسکی و مارک شاگال بازدید کرده بودند، خریداری شد. این مکان سرشار از خلاقیت بود و محیط طبیعی باز آن که با باغ‌های فراوان احاطه شده بود، ایده‌آل بود. باتوز رسانه‌های دیگری را به آثار خود افزود و با استفاده از کاغذ و بوم چسبانده شده روی چوب، کلاژهایی ساخت. مجموعه «پلی‌فرمیک» را منتشر کرد. به دنبال آن، چندین نقاشی در مقیاس بزرگ خلق شد. آثار او در نمایشگاه‌های مجموعه جدید در موزه هیرش‌هورن و باغ مجسمه‌سازی، واشینگتن دی سی و در کونست‌هاله، نورنبرگ، آلمان غربی به نمایش درآمد.

باتوز نمایشگاه‌های انفرادی در موزه هنر سائو پائولو در برزیل و مجموعه فیلیپس در واشینگتن دی سی داشت. کتاب او «همبستگی اشکال»، با متونی از رافائل اسکیرو، فرانک گتلین، دیتر رونته و جوزف اچ. هیرش‌هورن، به عنوان کاتالوگ این نمایشگاه‌ها نیز عمل می‌کند. او در کارگاه کاغذ دست‌ساز جان کولر، جایی که مجموعه‌ای از آثار را با پرس هیدرولیک انجام داد، تجربه کرد. شروع به کار آزاد با خمیر کاغذ در استودیوی خود کرد. اثر بزرگ خود، «اُمن»، را در سپتامبر تکمیل کرد. به اروپا سفر کرد، جایی که توسط چندین موزه برای نمایشگاه دعوت شد.

در سال ۱۹۸۰، باتوز چندین اثر بزرگ کاغذی خلق کرد. فیلمی از راون فالتون درباره زندگی و آثار او در آوریل آغاز شد و در طول هشت ماه بعدی ادامه یافت و به سندی مهم در مورد فرآیند کار او در تمام مراحل تبدیل شد. اثر منظره او از چمن در زمین تنیس متروکه خانه‌اش ساخته شد. او بر روی ماکت‌هایی برای مجسمه‌های سرامیکی، سنگی، چوبی و فلزی به عنوان توسعه بیشتر جستجوی خود برای روابط فرمی کار کرد.

همراه با دیتر رونته، از اینگه موراث و آرتور میلر در راکسبری بازدید کرد. در طول بیست سال دوستی بعدی، تا زمان مرگش، موراث «گالری پرتره» را خلق کرد که «جامعه خیالی» را مستند می‌کرد.

از ژانویه تا آوریل ۱۹۸۲، او در انزوا بر روی نقاشی‌های عظیم در بلانتون (دِید سیتی)، فلوریدا کار کرد.

در سال ۱۹۸۳، میشل بوتور از باتوز در گرینز فارمز بازدید کرد. آغاز «مدیتیشن سور لا فرونتیِر». این آغاز همکاری مداومی بود که خط را به عنوان مرز مطالعه می‌کرد و به طور مشخص کاربرد «همبستگی اشکال» را در بعد اجتماعی نشان می‌داد.

شَلوش شائومبورگ، آلمان (۱۹۸۴-۱۹۸۹)

شروع یادداشت‌برداری درباره «جامعه خیالی».

از طریق مداخله مقامات فرهنگی در آلمان غربی، شَلوش شائومبورگ به محل کار و زندگی او در طول اقامتش در اروپا تبدیل شد. او مجموعه‌ی بزرگی از آثار جدید را خلق کرد، از جمله یکی از مهم‌ترین‌ها؛ نقاشی «لا‌نتال». او توسط سنای برلین غربی برای خلق پروژه‌ای برای یک مجسمه یادبود برای میدان ارنست روتر آن شهر دعوت شد. این مجسمه که از گیاهان زنده ساخته شده بود، «دیوار زنده» نام گرفت و او در تلاش‌های خود برای آغاز آنچه که بعدها رونالد ریگان اعلام کرد «این دیوار باید فرو بریزد» پیشگام بود. ارائه این مدل کاری در اکتبر در باد امس صورت گرفت. میشل بوتور که شاهد این رویداد بود، بعداً متنی اعلامی درباره روشنایی از این تجربه نوشت.

پیر رِستِنی از باتوز در شائومبورگ بازدید کرد.

باتوز در قاره آمریکا سفر کرد و با همکارانش ملاقات کرد و شروع به فرمول‌بندی بیشتر ایده‌اش برای «جامعه خیالی» نمود. سفر او با توقفی در مکزیکوسیتی با اکتاویو پاز آغاز شد، کسی که او را «رئیس جامعه خیالی ما» نامید و در بوئنوس آیرس با انریکه مولینا پایان یافت.

جامعه خیالی

در سال شوم ۱۹۸۴، باتوز «جامعه خیالی» را تأسیس کرد. این «سازمانی است که برای گفتگوی فرهنگی تلاش می‌کند. این سازمان از طریق پروژه‌های متعدد، با هدف واحد، اما با ابزارهای مختلف، خود را به کار گرفته است. جاه‌طلبی بزرگ تمام پروژه‌های این سازمان، صرف نظر از شکل روش اعمال شده، پیوسته به سمت همان ایده آل است. غلبه بر مرزها، خواه مرزهای فیزیکی که بین مناطق تحمیل می‌شوند، یا حتی مرزهای نامحسوسی که از نظر اجتماعی پدید می‌آیند، پروژه‌ها مردمان مختلف را گرد هم می‌آورند و با وادار کردن آن‌ها به برقراری ارتباط از طریق هنر، عملاً بر این درگیری‌ها غلبه می‌کنند و تمایل مشترکی را آشکار می‌سازند که به صورت فردی و در عین حال جهانی به اشتراک گذاشته می‌شود.»

مارک استرند زمانی نوشت که «جامعه خیالی» «همیشه در حال تولد است، همیشه در حال شدن، و قابل تعریف نیست. از این نظر، بیشتر شبیه یک اثر هنری است، اما اثری که در آن امکان زندگی به ما ارائه می‌شود.»

بسیاری از شخصیت‌های برجسته به «جامعه خیالی» پیوستند. برخی از آن‌ها عبارتند از: استنفورد اندرسون، پاتریسیو آیلوین، میسائل پسترانا بوررو، میشل بوتور، لوسیو کاسرس، فرناندو هنریکه کاردوسو، خاویر کارائو، هانس ماگنوس انزنسبرگر، آلبرتو گوان، توشیو هارا، سِیمِس هِینی، اولگا ام. هیرش‌هورن، بروس کایزر، تیموتی کیتینگ، هانس-پیتر فون کرشباخ، جان سی. کورنبلم، اسکار پی. لاندمن، آرتور میلر، هنری اِی. میلون، چسلاو میلوش، اینگه مورات، آلوارو موتیس، اکتاویو پاز، نذیر پیروز، دیتر رونته، خولیو ماریا سانگینتی، هانس اولریش اسپورن، مارک استرند.

کلاه‌خودها برای صلح (Helmets for Peace)

این پروژه توسط باتوز آغاز شد و توسط سازمانی با همین نام نظارت می‌شود. «کلاه‌خودها برای صلح» «پروژه‌ای چندوجهی، کاربرد و نمایشی از روش جامعه خیالی است. این پروژه با تمرکز بر نیروهای مسلح به عنوان یک نهاد سازمان‌یافته که اعضای آن در سراسر جهان تجربیات و شباهت‌های فراوانی دارند، شرکت‌کنندگان را با استفاده از روش جامعه خیالی برای ایجاد ارتباط مستقیم گرد هم می‌آورد. از طریق این ارتباط مستقیم که در آن اعضای نیروهای مسلح در سراسر جهان، همراه با شرکت‌کنندگان بخش غیرنظامی، پیامی از پایبندی به اصل «بدون مرز بیشتر» (no mas fronteras) ارائه می‌کنند، این خواسته مشترک برای غلبه بر مرزها را از طریق آثار هنری که با هم در تولید آن مشارکت دارند، بیان می‌کنند.»

انتشارات

کاتالوگ‌ها
  • Schloß Schaumburg 1988
  • Schaumburg Edition I
  • Schaumburg Edition II
  • Schaumburg Edition III
  • Batuz In Schaumburg
  • Berlin Meeting 1991
  • Budmerice Meeting 1993
  • Altzella Plannung
  • Liptov
  • Société Imaginaire St. Augustin
  • Société Imaginaire
  • Kennedy Center 1995
  • Lozza/Glöckner
  • Société Imaginaire Chemnitzer Rathaus
  • Inge Morath and the Société Imaginaire
  • Altzella I
  • Testoni
  • Pascale
  • Altzella II
  • Premio Schering
  • Falkland Island-Tucuman
  • no más Fronteras
  • Communication Through Art
  • no más fronteras OAS
  • Project For Berlin 1984
  • Gulbenkian
  • Caixa
  • Phillips Collection
کتاب‌ها
  • Batuz: Works in Paper by Rafael Squirru, D. Ronte, R. A. Kuchta e C. Heigl, New York, Rizzoli International Publications, 1981.
  • A Book On My Own (در دست تهیه)
مقالات در هاروارد ریویو
  • پاییز ۱۹۹۲
  • بهار ۱۹۹۴
  • پاییز ۱۹۹۴
  • بهار ۱۹۹۵
  • پاییز ۱۹۹۵
  • بهار ۱۹۹۶
  • پاییز ۱۹۹۶
  • بهار ۱۹۹۷
  • پاییز ۱۹۹۷
  • بهار ۱۹۹۸
  • پاییز ۱۹۹۸
  • بهار ۲۰۰۰

آثار در مجموعه‌های عمومی

  • گالری آلبرایت-ناکس، بوفالو، نیویورک، ایالات متحده آمریکا
  • کایسا دِ پنسیونس، بارسلون، اسپانیا
  • مجموعه نقاشی‌های دولتی باواریا، مونیخ، آلمان
  • موزه سلیمان آر. گوگنهایم، نیویورک، ایالات متحده آمریکا
  • کونست‌هاوس زوریخ، سوئیس
  • اتحادیه پان-آمریکن، واشینگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا
  • موزه هنرهای زیبا، زوریخ، سوئیس
  • موزه هیرش‌هورن و باغ مجسمه‌سازی، واشینگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا
  • موزه والراف-ریشارتز و موزه لودویگ، کلن، آلمان
  • موزه هنر سائو پائولو، برزیل
  • موزه هنر مدرن، ریودوژانیرو، برزیل
  • موزه هنرهای زیبا، کاراکاس، ونزوئلا
  • کونست‌هاله، نورنبرگ، آلمان
  • موزه هنر معاصر، مادرید، اسپانیا
  • موزه هنر مدرن، بوئنوس آیرس، آرژانتین
  • موزه هنر متروپولیتن، میامی، فلوریدا، ایالات متحده آمریکا
  • موزه ملی هنرهای زیبا، مونته‌ویدئو، اروگوئه
  • موزه تاریخی لیچفیلد، کنتیکت، ایالات متحده آمریکا
  • موزه بروس، گرینویچ، کنتیکت، ایالات متحده آمریکا
  • موزه هنر، علم و صنعت و افلاک‌نما، بریج‌پورت، کنتیکت، ایالات متحده آمریکا
  • موزه نیو برانزویک، سنت جان، کانادا
  • موزه هنرهای زیبا، سانتیاگو، شیلی
  • مجموعه فیلیپس، واشینگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا
  • موزه هنر ایندیاناپولیس، ایندیاناپولیس، ایندیانا، ایالات متحده آمریکا
  • موزه هنر ایورسن، سیراکیوز و شهرستان اونونداگا، نیویورک، ایالات متحده آمریکا
  • نگارخانه ملی، موزه‌های دولتی پروس، برلین، آلمان
  • موزه هنر مدرن، وین، اتریش
  • بنیاد کالوست گلبنکیان، لیسبون، پرتغال
  • موزه هنر معاصر هارا، توکیو، ژاپن
  • نگارخانه ملی هنر، واشینگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا

منابع

پیوندهای خارجی

  • وب‌سایت رسمی باتوز و جامعه خیالی

تولد‌های ۱۹۳۳

افراد زنده

هنرمندان آمریکایی

جمع‌بندی

باتوز، هنرمندی چندوجهی، با فلسفه عمیق خود، مرزهای هنر، فلسفه و فعالیت اجتماعی را درنوردیده است. «جامعه خیالی» او، نمادی از تلاش برای ایجاد جهانی است که در آن گفتگو و درک متقابل، جایگزین تفرقه و مرزهای مصنوعی شود.