کارل تئودور فون و تسو گوتنبرگ کیست؟
کارل تئودور ماریا گئورگ آخاتس ابرهارد یوزف فرایهر فون و تسو گوتنبرگ، متولد ۲۳ مه ۱۹۲۱ و درگذشته ۴ اکتبر ۱۹۷۲، سیاستمدار آلمانی وابسته به حزب اتحادیه سوسیال مسیحی بایرن (CSU) بود. فرایهر عنوانی اشرافی در آلمان است و در ترجمههای فارسی گاهی با «بارون» معادلسازی میشود.
او را محافظهکاری قاطع، ضدکمونیست و طرفدار جدی همگرایی اروپا میدانستند. فعالیت سیاسی گوتنبرگ بیشتر در حوزه سیاست خارجی متمرکز بود؛ از دفتر صدراعظمی آلمان تا بوندستاگ و مناظرههای پرتنش درباره آینده آلمان و اروپا.
جنگ جهانی دوم و ورود به مقاومت ضد نازی
گوتنبرگ در جریان جنگ جهانی دوم بهعنوان افسر خدمت کرد، اما بهسبب بیان مواضع ضد نازی مجازات شد. او از طریق عمویش، کارل لودویگ فرایهر فون و تسو گوتنبرگ، به حلقه مقاومت ضد نازی در ارتش آلمان پیوست.
پس از کودتای نافرجام ۲۰ ژوئیه برای ترور هیتلر، عمویش زندانی و اندکی پیش از پایان جنگ اعدام شد. خود کارل تئودور نیز به اسارت بریتانیاییها درآمد و مدت کوتاهی بعد با دستگاه تبلیغاتی بریتانیا همکاری کرد؛ از جمله در رادیوی آلمانیزبان سولداتنزنر کاله.
خانواده، املاک و میراث خانوادگی
گوتنبرگ مالک املاک گستردهای در فرانکن، چند هتل و مجموعه شرابسازی واینگوت رایشسرات فون بول در منطقه فالتس بود. او که خود به خاندان گوتنبرگ تعلق داشت، در سال ۱۹۴۳ با روزا زوفی پرنسسین فون آرنبرگ، از خاندان آرنبرگ، ازدواج کرد.
پسر آنها، انوخ تسو گوتنبرگ، رهبر ارکستر شد و بعدها مالکیت واینگوت رایشسرات فون بول را به ارث برد. نوه او، کارل-تئودور تسو گوتنبرگ، بعدها سیاستمدار شد و وزارت در دولت فدرال آلمان را بر عهده گرفت.
مسیر سیاسی در بوندستاگ
گوتنبرگ در سال ۱۹۴۶ به حزب اتحادیه سوسیال مسیحی بایرن پیوست و از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۲ نماینده بوندستاگ بود. او در این دوره حوزه انتخابیه کولمباخ را نمایندگی میکرد.
در بوندستاگ، گوتنبرگ به سخنرانیهای قوی و دیدگاههای روشن خود در سیاست خارجی شهرت داشت و چندین سال سخنگوی سیاست خارجی فراکسیون مشترک اتحادیه دموکرات مسیحی و اتحادیه سوسیال مسیحی (CDU/CSU) بود. پیش از آن، از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۹ در دولت کورت گئورگ کیزینگر، دبیر پارلمانی دولت در دفتر صدراعظمی آلمان را بر عهده داشت.
مخالفت با سیاست شرقی برانت
گوتنبرگ از منتقدان سرسخت سیاست شرقی ویلی برانت بود. وقتی دولت برانت وجود «دولت دوم آلمانی» یعنی جمهوری دموکراتیک آلمان را به رسمیت شناخت، او این تصمیم را «ساعتی تاریک» نامید.
در رأیگیری درباره پیمان بنیادین سال ۱۹۷۲، بیشتر اعضای فراکسیون CDU/CSU رأی ممتنع دادند، اما گوتنبرگ با آن مخالفت کرد. او در یکی از سخنرانیهایش گفت: «جمهوری دموکراتیک آلمان باید در برابر جهان آنگونه که هست آشکار شود: نه یک دولت، بلکه کاریکاتوری از دولت.»
جایزهها و درگذشت
گوتنبرگ کاتولیک رومی بود و در سال ۱۹۵۷ به عضویت شوالیههای نشان مقبره مقدس درآمد. او در سال ۱۹۷۲ صلیب بزرگ نشان شایستگی جمهوری فدرال آلمان را دریافت کرد.
او در همان سال و در سن ۵۱ سالگی بر اثر اسکلروز جانبی آمیوتروفیک، بیماریای که به ALS نیز شناخته میشود، درگذشت.
آثار منتشرشده
- سیاست خارجی مشترک؟ پاسخی به هربرت وِنِر، بن، ۱۹۶۰
- اگر غرب بخواهد؛ استدلالی برای سیاستی جسورانه، اشتوتگارت، ۱۹۶۴
- آلمان در مشارکت اطلسی، دوسلدورف، ۱۹۶۵
- راههایی به سوی وحدت دوباره؛ آیا به سیاست آلمانی تازهای نیاز داریم؟، هامبورگ، ۱۹۶۵
- آینده اروپا؛ جنبههای اقتصادی، سیاسی و جهانبینانه، دوسلدورف، ۱۹۷۰
- در مسیر آزادی، اشتوتگارت، ۱۹۷۰
- پانوشتها، اشتوتگارت، ۱۹۷۱
- سیاست شرقی تازه؛ راهها و بیراههها، اسنابروک، ۱۹۷۲