جولیوس سامنر میلر: فیزیکدان شگفت‌انگیز و چهره محبوب تلویزیون

Julius Sumner Miller
📅 2 تیر 1405 📄 1,203 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

جولیوس سامنر میلر، فیزیکدان و چهره تلویزیونی آمریکایی بود که با برنامه‌های علمی کودک و نوجوان در آمریکای شمالی و استرالیا به شهرت رسید. او با لحن پرشور و عبارت معروف «چرا این‌طور است؟»، زیبایی‌های فیزیک را از پیچیدگی‌های ریاضی رها کرد و به میلیون‌ها نفر عشق به علم را هدیه داد.

زندگی نامه و دوران جوانی

جولیوس سامنر میلر (۱۷ مه ۱۹۰۹ – ۱۴ آوریل ۱۹۸۷) فیزیکدان و چهره شناخته‌شده تلویزیونی آمریکایی بود. او بیشتر به خاطر برنامه‌های علمی‌اش برای کودکان در آمریکای شمالی و استرالیا شهرت دارد.

جولیوس نهمین و آخرین فرزند خانواده‌اش در بیلیریکا، ماساچوست به دنیا آمد. پدرش لتونی و مادرش که اهل لیتوانی بود، به ۱۲ زبان صحبت می‌کرد.

میلر در سال ۱۹۳۳ مدرک کارشناسی ارشد فیزیک خود را از دانشگاه بوستون دریافت کرد. به دلیل رکود بزرگ اقتصادی، او و همسرش آلیس دو سال بعد را به عنوان خدمتکار و پیشخدمت در خانه یک پزشک ثروتمند بوستونی کار کردند. آن‌ها فرزندی نداشتند، اما میلر توانست از طریق برنامه‌های علمی‌اش به میلیون‌ها کودک دست یابد.

در سال ۱۹۳۷ و پس از ارسال بیش از ۷۰۰ درخواست کار، او در بخش فیزیک دانشگاه دیلارد واقع در نیواورلئان استخدام شد. در جنگ جهانی دوم، او به عنوان فیزیکدان غیرنظامی در سپاه سیگنال ارتش آمریکا کار کرد و همزمان در دانشگاه‌های آیداهو و اوکلاهما هم فلوشیپ داشت. او همچنین فلوی بنیاد فورد در دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس بود.

در سال ۱۹۵۰، میلر با کمک کمک‌هزینه کارنگی، از آلبرت اینشتین در خانه‌اش در نیوجرسی و همچنین مؤسسه مطالعات پیشرفته بازدید کرد. او به اینشتین ارادت زیادی داشت و مجموعه‌ای از یادگاری‌های او را جمع‌آوری کرد. در سال ۱۹۵۲، او به کالج ال کامینو پیوست. محبوبیت بالای او باعث شد تا ثبت‌نام دانشجویان به بالاترین حد برسد؛ جایی که همه او را با موهای ژولیده و عینک شاخی‌اش می‌شناختند.

میلر به غلط‌های املایی و علائم نگارشی اشتباه حساس بود و اغلب همکارانش را عصبانی می‌کرد، چون معتقد بود دانشجویان در بیشتر دانشکده‌ها چیز زیادی یاد نمی‌گیرند. او در مصاحبه‌ای در دهه ۱۹۴۰ گفت که زندگی فکری در آمریکا در خطر است؛ باوری که تا پایان عمرش حفظ کرد.

ما به سمت تاریکی می‌رویم. پسرها و دخترها با مدارک و درجات از هر سطحی از مدرسه بیرون می‌آیند، اما نمی‌توانند بخوانند، بنویسند یا محاسبه کنند. ما صداقت علمی یا دقت فکری نداریم. مدارس از یکپارچگی و دقت دست کشیده‌اند.

از ۱۹۶۳ تا ۱۹۸۶، میلر استاد مدعو بخش فیزیک دانشگاه سیدنی و از ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۵ در آکادمی نیروی هوایی آمریکا بود.

حضور در تلویزیون

در سال ۱۹۵۹، میلر برنامه آموزشی خود به نام «چرا این‌طور است؟» را در لس‌آنجلس آغاز کرد. از ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۴، او در نقش «پروفسور شگفت‌انگیز» دیزنی ظاهر شد. او همچنین در سریال‌های دیزنی و برنامه‌های شبانه استیو آلن به انجام آزمایش‌های فیزیکی پرداخت و در نهایت برنامه‌های تلویزیونی مستقلی در استرالیا، کانادا، نروژ و نیوزیلند داشت.

اولین حضور تلویزیونی میلر در استرالیا در سال ۱۹۶۳ بود. در یک آزمایش فیزیک بداهه، او سعی کرد یک نی آشامیدنی را از سیب‌زمینی خام عبور دهد. نی کاغذی معمولاً این قدرت را ندارد، اما اگر انتهای آن را فشار دهید، هوای محبوس مانند یک پیستون عمل کرده و سیب‌زمینی را سوراخ می‌کند. اما برای اولین بار در کارش، آزمایش کار نکرد و او فریاد زد: «نی‌های استرالیایی به درد نمی‌خورند!». صبح روز بعد، او در آزمایشگاهش یک میلیون نی روی زمین دید با تلگرافی که نوشته بود: «شاید یکی از این‌ها به کارتان بیاید». میلر بعداً گفت: «من بین نی‌ها نشسته بودم و نی در مو و گوشم بود. اما مشخصاً اشتباه کرده بودم. باید می‌گفتم: سیب‌زمینی‌های استرالیایی به درد نمی‌خورند! و بازار سیب‌زمینی را در دست می‌گرفتم!»

مدتی بعد، به او پیشنهاد اجرای برنامه علمی برای شبکه ای‌بی‌سی استرالیا داده شد. وقتی پرسیدند چه مبلغی می‌خواهد، گفت که هرگز درخواست نمی‌دهد، بلکه پیشنهاد را می‌شنود و «آن را در ضریبی بین دو تا ده ضرب می‌کند». به دلیل محدودیت بودجه، پیشنهاد اول پس گرفته شد، اما توافقی حاصل شد تا میلر برنامه خود را در دانشگاه سیدنی ضبط کند. برنامه «چرا این‌طور است؟» از ۱۹۶۳ تا ۱۹۸۶ پخش شد و با «آزمایش‌های جذاب، علم جالب و موهای فانتزی» به موفقیتی فوری دست یافت. او هر قسمت را چنین آغاز می‌کرد:

سلام، خانم‌ها و آقایان، پسرها و دخترها. من جولیوس سامنر میلر هستم و فیزیک کار من است. و کار ویژه من امروز... است.

میلر درباره موفقیتش گفت: «نخستین سری برنامه‌های تلویزیونی‌ام در سراسر کشور دیده و شنیده شد. نامه‌ها انبوه بود. موفقیت ویژه‌ام با اساتید دانشگاه بود. آن‌ها مرا به سطحی‌بودن متهم کردند. اگر آن‌چه آن‌ها می‌خواستند را انجام می‌دادم، برنامه‌هایم به اندازه کلاس‌هایشان خسته‌کننده می‌شد! من هدفم را روشن می‌دانستم: نشان دادن رفتار طبیعت بدون شلوغ کردن زیبایی‌اش با ریاضیات مبهم. چرا جذابیت صفحه کلادنی را با تابع بسل ابری کنیم؟»

محبوبیت میلر به خاطر اشتیاقی بود که معمولاً با علم جدی همراه نبود. او در برنامه‌هایش جملاتی مثل «هر کس از زیبایی آن لرزه نیندازد، پیشا مرده است!» را به کار می‌برد و تماشاچیان را فریب می‌داد. او لیوان خالی را بالا می‌گرفت و از مهمانان می‌خواست تایید کنند که خالی است... سپس آن‌ها را سرزنش می‌کرد که نکرده‌اند لیوان پر از هوا است.

در سال ۱۹۶۴، میلر سکته قلبی شدیدی داشت. او که قرار بود در استرالیا سخنرانی کند، به دانشگاه سیدنی تلگراف زد: «من اینجا دُم کردم.» او در سال ۱۹۸۶ سکته قلبی دوم را تجربه کرد.

در سال ۱۹۶۶، سوالات برنامه‌اش به نام «میلرگرمز» در روزنامه استرالیایی چاپ شد و بعداً به صورت کتاب منتشر گردید.

نمونه‌ای از سوالات میلرگرمز:

سوال: یک ژنگول‌باز به پل پیاده‌روی ضعیفی می‌رسد. او چهار توپ در دست دارد. حداکثر بار پل، وزن ژنگول‌باز به علاوه یک توپ است. آیا او می‌تواند با پرتاب توپ‌ها (که همیشه حداکثر یک توپ در دست و سه توپ در هوا است) از پل عبور کند؟

پاسخ: خیر. توپ در حال سقوط نیرویی بیش از وزن خود به دست وارد می‌کند. در واقع توپ «پرتاب‌شده» نیرویی بیش از توپ «نگه‌داشته‌شده» اعمال می‌کند. یعنی نیروی اضافی (برابر و مخالف نیرویی که به توپ پرتاب‌شده داده شده) به علاوه جرم ژنگول‌باز، از تحمل پل بیشتر می‌شود.

میلر در سریال کانادایی «خانه خنده‌دار فرانکنشتاین» (۱۹۷۱) و برنامه استرالیایی «پروفسور و ذهن‌های کنجکاو» (۱۹۷۴) نیز حضور داشت. در دهه ۱۹۷۰، او مهمان برنامه‌های تلویزیونی جانی کارسون در آمریکا بود.

تبلیغات تلویزیونی

در دهه ۱۹۸۰، میلر در سری معروف تبلیغات تلویزیونی شکلات کادبوری استرالیا ظاهر شد. او با عبارت معروفش «چرا این‌طور است؟» یک اصل علمی ساده را نشان می‌داد و توضیح می‌گفت که هر تکه شکلات «تغذیه و لذت قابل‌توجهی» دارد. این تبلیغات تا سال‌ها بعد از مرگش نیز پخش شدند. او در استرالیا در تبلیغات قابلمه‌های نچسب و سوخت آمپول نیز حضور یافت که شامل نمایش اصول واقعی فیزیک بود.

درگذشت و میراث

در فوریه ۱۹۸۷، میلر در سفر به استرالیا بیمار شد و به آمریکا بازگشت. او شش هفته بعد در تورانس، کالیفرنیا بر اثر سرطان خون درگذشت. طبق وصیتش، جسدش به دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی اهدا شد و هیچ مراسم خاکسپاری برگزار نگردید.

همسرش آلیس برای زنده نگه‌داشتن یاد او، بنیاد جولیوس سامنر میلر را در سال ۱۹۹۸ تأسیس کرد. این بنیاد کمک‌هزینه‌های تحصیلی در رشته فیزیک دانشگاه سیدنی را تامین می‌کند. در سال ۱۹۹۳، فلوشیپ جولیوس سامنر میلر نیز به یاد او تأسیس شد که اکنون در اختیار دکتر کارل کروزلنیکی است.

فرهنگ عامه

میلر در استرالیا بسیار محبوب است و عبارت «چرا این‌طور است؟» هنوز در مقالات روزنامه‌ای استفاده می‌شود. شخصیت جولیوس در سری بازی‌های ویدیویی «تای، ببر تاسمانی» از روی او الهام گرفته شده است.

کتاب‌شناسی

  • زمان: سخنرانی‌های برگزیده درباره زمان و نسبیت (۱۹۶۵)
  • میلرگرمز: پرسش‌های جذاب برای ذهن‌های جویا (۱۹۶۶)
  • کتاب دوم میلرگرمز (۱۹۶۷)
  • سوالات آزمونی فیزیک (۱۹۶۷)
  • سرگرمی و نمایش‌های فیزیک (۱۹۶۸)
  • چرا این‌طور است؟ (۱۹۷۱)
  • پروفسور آشپزخانه (۱۹۷۲)
  • چرا این‌طور است؟ گرما و دما (۱۹۷۳)
  • چرا این‌طور است؟ صدا و الکتریسیته و مغناطیس (۱۹۷۳)
  • چرا این‌طور است؟ مکانیک، گرما، صدا و الکتریسیته (۱۹۷۸)
  • چرا این‌طور است؟ بهترین میلرگرمزهای پروفسور جولیوس سامنر میلر (۱۹۸۸)
  • روزهای زندگی من: خودزندگی‌نامه (۱۹۸۹)

جمع‌بندی

جولیوس سامنر میلر فراتر از یک فیزیکدان، یک مبلغ پرشور علم بود. او با رد کردن آموزش خشک و ریاضیات پیچیده، زیبایی‌های طبیعت را به زبانی ساده و جذاب به مخاطبان نشان داد. میراث او نه در فرمول‌های پیچیده، بلکه در اشتیاقی است که در دل‌های میلیون‌ها نفر کاشت. عبارت معروفش «چرا این‌طور است؟» هنوز هم در فرهنگ عامه استرالیا زنده است و بنیاد او همچنان از دانشجویان فیزیک حمایت می‌کند.