جان چارلز بکویت (۱۷۸۹–۱۸۶۲) افسر ارتش بریتانیا بود که در نوا اسکوشیا متولد شد. شهرت اصلی او به دلیل جراحت در نبرد واترلو و همچنین فعالیتهای خیریه و بشردوستانه او در میان جامعه والدنس در شمال ایتالیا است.
مسیر شغلی
جان چارلز بکویت که با نام چارلز بکویت شناخته میشود، در هالیفاکس، نوا اسکوشیا متولد شد و بزرگترین فرزند از ده فرزند خانواده بود. او نوه سرلشکر جان بکویت و برادرزاده ژنرالهای سر جورج بکویت و سر توماس سیدنی بکویت بود. او دوران تحصیل خود را در مدرسه گرامر هالیفاکس گذراند.
بکویت در سن ۱۴ سالگی برای پیوستن به ارتش بریتانیا، هالیفاکس را ترک کرد. او در سال ۱۸۰۳ به هنگ ۵۰ پیاده نظام پیوست و در سال ۱۸۰۴ به هنگ ۹۵ تفنگدار منتقل شد. او با این هنگ در لشکرکشیهای شبهجزیره ایبری بین سالهای ۱۸۰۸ تا ۱۸۱۰ خدمت کرد.
پس از آن، او در ستاد لشکر سبک (Light Division) مشغول به کار شد و بارها در گزارشهای رسمی مورد ستایش قرار گرفت. در سال ۱۸۱۴ به درجه سرگردی (Brevet-major) و پس از نبرد واترلو به درجه سرهنگ دومی (Lieutenant-colonel) و نشان سی.بی. (C.B.) نائل آمد. در نبرد واترلو، پیش از آنکه پایش را از دست بدهد، چهار اسب از زیر او سرنگون شد. اندکی پس از آن، او به مسیحیت اصلاح شده روی آورد اما تا پایان عمر عضو کلیسای انگلستان باقی ماند.
یکی از همسفران او در سفری به فرانسه درباره بکویت چنین نوشته است:
«سرگرد بکویت مردی جوان، شریف و پرانرژی بود؛ نماد کامل یک تفنگدار. روحیه بینظیر او باعث شد تا در طول دو روز و دو شب، در آرامشی مطلق در میانه خلیج بیسکای، در حالی که بادبانها و طنابها به دکلها میخوردند و کشتی بیوقفه از جلو به عقب تاب میخورد، ما را در وضعیتی دلپذیر نگه دارد.»
در سال ۱۸۲۰، او از خدمت فعال نظامی کنارهگیری کرد. هفت سال بعد، در حالی که در کتابخانه عمارت اَپسلی (Apsley House) در لندن منتظر دیدار با دوک ولینگتون بود، کتابی از ویلیام استفن گیلی، پیشنماز دورهام، درباره تاریخچه پروتستانهای والدنس (معروف به وودوا) که در کوههای آلپ کوتیان در شمال غربی ایتالیا زندگی میکردند، برداشت. والدنسها از طریق مهارتهای نظامی خود در درههای مستحکم آلپ، از قرن چهاردهم و در برابر تلاشهای متعدد کلیسای کاتولیک، ساووی و فرانسه برای ریشهکن کردن آنها با خشونت و سرکوب، توانسته بودند آموزههای اصلاحگرایانه خود را حفظ کرده و از اصل آزادی مذهب دفاع کنند.
چارلز بکویت پس از آشنایی با کلیسای انجیلی والدنس، تاریخچه آنها و انزوای اجتماعی که منجر به فقر و جهلشان شده بود، باقی عمر خود را وقف خدمت به والدنسها و ایمانشان کرد. او این خدمت را پیش از سال ۱۸۴۸، زمانی که حقوق مذهبی و مدنی آنها در قانون اساسی جدید پیدمونت به رسمیت شناخته شد، و تا زمان مرگش در سال ۱۸۶۲ در واله پِلیچه (Val Pellice) ادامه داد.
چارلز بکویت خانهاش را در شهر اصلی آنها، توره پِلیچه (Torre Pellice) بنا نهاد. سپس از ثروت و ارتباطات خارجی خود برای کمک به ساخت ۱۲۰ مدرسه در درههای والدنس، یک بیمارستان والدنس، یک کلیسای زیبا و مقر والدنس در توره پِلیچه در منطقهای که هنوز به نام «محله انگلیسیها» شناخته میشود، استفاده کرد. او برای تقویت سیستم آموزشی والدنس و بازسازی روحیه تبشیری باستانی آنها برای گسترش ایمان والدنس در سراسر ایتالیا تلاش کرد. او کلیسای والدنس در تورین را ساخت و در تورین به نمایندگی از آنها در برابر دوکهای ساووی حضور یافت. او به طور گسترده به عنوان «پدر» این مردم شناخته میشد و در سال ۱۸۵۰ با یکی از مؤمنان والدنس از درهها ازدواج کرد. کتابی که در سال ۲۰۱۲ به زبان ایتالیایی با عنوان «ژنرال والدنس» منتشر شد، همراه با ساختمانهای کلیسای والدنس که هنوز توره پِلیچه را متمایز میکنند، نشاندهنده تأثیر چارلز بکویت در سراسر این درهها است.
او در سال ۱۸۳۷ به درجه سرهنگ تمام و در سال ۱۸۴۶ به درجه سرلشکری در ارتش بریتانیا ارتقا یافت. در سال ۱۸۴۸، پادشاه چارلز آلبرت او را به عنوان شوالیه نشان سنت موریس و لازاروس منصوب کرد.
چارلز بکویت در ۱۹ ژوئیه ۱۸۶۲ در خانهاش در توره پِلیچه درگذشت و در لوسِرنا سان جیووانی واله پِلیچه، بخشی از درههای والدنس، به خاک سپرده شد.