اینسیانگ: حماسهای از خیانت و انتقام
اینسیانگ (Insiang) فیلمی درام فیلیپینی به کارگردانی لینو بروکا است که در سال ۱۹۷۶ ساخته شد. این فیلم که در حلبیآباد توندو در مانیل روایت میشود، داستان اینسیانگ (با بازی هیلدا کورونل) را روایت میکند، دختری جوان که توسط معشوق جوانتر مادرش (روئل ورنال) مورد تعرض قرار میگیرد. پس از این حادثه و خیانت معشوق خود (رز کورتز)، اینسیانگ به دنبال انتقام برمیآید.
این فیلم نخستین اثر فیلیپینی بود که در جشنواره کن به نمایش درآمد و از فقر شهری، خیانت، انتقام و ناامیدی سخن میگوید.
داستان فیلم
اینسیانگ به عنوان شستشوگر در توندو کار میکند. مادرش تانیا که شوهرش او را ترک کرده، در بازار ماهی میفروشد. تانیا به اینسیانگ سخت میگیرد و او را از ارتباط با مردان منع میکند، در حالی که خود با دادو، قصابی جوان، رابطه دارد.
یک شب، ببوت، دوست پسر مکانیک اینسیانگ، به خانه او میآید و تقاضای نزدیکی میکند، اما اینسیانگ او را پس میزند. تانیا از این ماجرا باخبر میشود و اینسیانگ را کتک میزند. دادو به ببوت هشدار میدهد که به اینسیانگ نزدیک نشود. اینسیانگ با دادو مواجه میشود، اما او ادعا میکند که برای امنیت او این کار را کرده است. شب بعد، دادو اینسیانگ را بیهوش کرده و مورد تعرض قرار میدهد.
تانیا پس از شنیدن ماجرا، دادو را مقصر میداند، اما دادو او را قانع میکند که اینسیانگ او را اغوا کرده است. ببوت پیشنهاد فرار میدهد، اما صبح بعد اینسیانگ را تنها در هتلی ارزان رها میکند. اینسیانگ به خانه بازمیگردد و تانیا او را میبخشد، به شرطی که در بازار با او کار کند.
دادو شبانه به اتاق اینسیانگ میآید و اعتراف میکند که به او علاقه دارد. اینسیانگ او را اغوا میکند و از او میخواهد ببوت را تنبیه کند. دادو و باندش ببوت را کتک میزنند. رابطه اینسیانگ و دادو عمیقتر میشود، اما تانیا که از این رابطه خشمگین است، دادو را به قتل میرساند.
مدتی بعد، اینسیانگ به دیدن تانیا در زندان میرود. تانیا اعتراف میکند که دادو را کشته تا او و اینسیانگ با هم نباشند. اینسیانگ که از سردی مادرش ناامید است، او را ترک میکند.
موضوعات فیلم
اینسیانگ به موضوعاتی مانند خیانت، انتقام و ناامیدی میپردازد. بروکا هدف خود را نشان دادن خشونت محلههای فقیرنشین و از دست رفتن کرامت انسانی در چنین محیطی عنوان کرده است.