مقدمه
هنری فاولز پرینگل (۱۸۹۷–۱۹۵۸) مورخ و نویسنده آمریکایی بود که شهرتش بیشتر از همه مرهون زندگینامه بکر و علمیاش از تئودور روزولت است؛ اثری که در سال ۱۹۳۲ جایزه پولیتزر را به خود اختصاص داد. او زندگینامه علمی دیگری نیز از ویلیام هاوارد تافت نوشت. فعالیتهای روزنامهنگاری پرینگل، جنبههای متعددی از زندگی عمومی و خصوصی جامعه را در بر میگرفت.
سالهای آغازین
پرینگل در ۲۳ اوت ۱۸۹۷ در شهر نیویورک چشم به جهان گشود. تحصیلات دبیرستان را در منهتن گذراند و به دبیرستان دویت کلینتون رفت که در آن زمان در محله «آشپزخانه جهنم» قرار داشت. پس از آن، برای تحصیل به دانشگاه کرنل در ایالتا نیویورک رفت. کار روزنامهنگاریاش را با همکاری در روزنامه دانشجویی The Cornell Daily Sun آغاز کرد. پرینگل در جنگ جهانی اول به ارتش ایالات متحده پیوست، اما خیلی دیرتر از آن بود که به اروپا اعزام شود.
تئودور روزولت: یک زندگینامه
پرینگل برای آغاز مسیر حرفهای روزنامهنگاری در نیویورک ماند. او به صورت آزاد برای روزنامههایی چون New York Globe، New York Sun و New York World مینوشت. در سال ۱۹۳۱، کتاب تئودور روزولت: یک زندگینامه را منتشر کرد. ویژگی منحصربهفرد این کتاب آن بود که پرینگل از نقد روزولت ابایی نداشت و او را چنان که بود، با قضاوتی نابالغانه به تصویر کشید:
تئودور روزولتِ سالهای پایانی، نابالغترین مردِ روی زمین بود... نادیده گرفتن مدال افتخار برای دستاوردهایش [در کوبا]، غمی به واقعیت هرچه بیشتر بود؛ غمی که همانند غمهای کودکی، آدمی را در ناامیدی فرو میبرد. سیسیل اسپرینگ رایس در سال ۱۹۰۴ نوشت: «باید همیشه به یاد داشته باشید که رئیسجمهور تقریباً شش ساله است.»
این زندگینامه اطلاعاتی را آشکار کرد که در روایتهای پیشین (حتی خودزندگینامه روزولت) نادیده گرفته شده بودند. این کتاب در سال ۱۹۳۲ جایزه پولیتزر را در بخش زندگینامه برد. پرینگل در سال ۱۹۵۶ نسخه فشردهتر و بهروزرسانیشدهای را منتشر کرد. او در سال ۱۹۳۹ کتاب زندگی و دوران ویلیام هاوارد تافت را در دو جلد (با مجوز خانواده تافت) روانه بازار کرد.
زندگینامهنویس پرینگل درباره او میگوید:
پرینگل بیشتر و بهحق به خاطر کتابش درباره تئودور روزولت در یادها مانده است. او با ظرافت و بینش، روزولت را به عنوان تدیِ بیهمتا به تصویر کشید: آگاه به جایگاه تاریخیاش، خوشبین به عظمت خویش، بذلهگو، فرصتطلب، گاهی بیرحم و احتمالاً صادق. پرینگل در روزولت چهرهای میدید که بیشتر باید به آن توجه کرد تا تحسینش کرد... این زندگینامه از جهاتی روایت ویرانگری بود؛ همانگونه که از نویسندهای با گرایشهای افشاگرانه انتظار میرفت. در هر صورت، داوری پرینگل درباره روزولت هم از سوی عموم خوانندگان و هم بیشتر مورخان حرفهای پذیرفته شد. در واقع، این نگاه به روزولت تا بیست و پنج سال چالش جدی ندید... زندگینامه پرینگل از تافت، اثری متعادلتر و اندیشمندانهتر از مطالعهاش درباره روزولت بود. او دسترسی نامحدودی به مجموعه اسناد تافت داشت. افزون بر این، او در تافت «روحِ زخمخوردهای» یافت که زندگیاش را بهتر میشد از درون فهمید تا از بیرون. این موضوع، چالش جدیتری را پیش روی زندگینامهنویس میگذاشت؛ چالشی فراتر از کارهای عمدتاً نمایانِ تدی روزولت. کتاب تافتِ پرینگل، هیجان کتاب روزولت را نداشت، اما شهرتش کمتر از آن نبود. تا سال ۱۹۴۰، پرینگل به عنوان زندگینامهنویس برجسته مردان عمومی قرن بیستم تثبیت شده بود.
زندگی شخصی
پرینگل در نیویورک با هلنا هانتینگتون اسمیت آشنا شد و در سال ۱۹۲۶ با او ازدواج کرد. آنها در سال ۱۹۱۹ پسری به نام جفری داشتند که در میانسالی بر اثر آسیب شدید مغزی درگذشت. در سال ۱۹۳۲ دخترشان مارگوت و در سال ۱۹۳۶ پسر دومشان رابرت متولد شدند. در طول جنگ جهانی دوم، خانواده به واشنگتن دیسی نقل مکان کردند و پرینگل دیگر هرگز به زادگاهش بازنگشت. در واشنگتن، او در بخش نویسندگان اداره اطلاعات جنگ مشغول به کار شد. هلنا و هنری در سال ۱۹۴۴ از هم جدا شدند. در همان سال، هنری با کاترین داگلاس آشنا شد و با او ازدواج کرد.
مسیر روزنامهنگاری
پرینگل از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۴۳ روزنامهنگاری را در دانشگاه کلمبیا تدریس میکرد. شیوه آموزشی منحصربهفرد او شامل اعزام دانشجویان به عنوان خبرنگار برای یادگیری عملی بود. سپس مانند یک سردبیر، نوشتههای آنها را نقد و اصلاح میکرد. او تا زمان نقل مکان به واشنگتن در این دانشگاه ماند. پس از نگارش کتابش، پرینگل از نوشتن برای روزنامهها فاصله گرفت و برای مجلاتی چون Saturday Evening Post و New Yorker قلم زد. او بدین ترتیب خانوادهاش را تأمین میکرد و گاهی مقالات را با همسرش کاترین مینوشت.
دیدگاههای لیبرال
پرینگل از جهات متعددی فراتر از زمانهاش بود. پیش از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم، او برای دخالت در کنار متفقین اصرار میورزید. این دیدگاه، همانند بسیاری از عقاید دیگرش، انتقاد و نفرت، بهویژه از سوی گروههای طرفدار نازیها را به همراه داشت. با این حال، پرینگل بر مواضع خود ایستاد. با نوشتن مقالهای برای مجله Saturday Evening Post درباره کمبود پزشکان آفریقایی-آمریکایی، او به مسئله تبعیض نژادی ورود کرد؛ امر که به دوستیهای پایدار با اساتید دانشگاه هاوارد انجامید.
روزهای پایانی
بیماری در سالگان پایانی عمر پرینگل را در برگرفت. آخرین اثر او، پژوهشی درباره تاریخ هیئت آموزش متوسطه بود که با همکاری کاترین برای بهبود مدارس عمومیِ جداسازیشده در جنوب آمریکا انجام میشد. این پروژه توسط بنیاد راکفلر تأمین مالی میشد. وقتی پرینگل پیش از اتمام کار درگذشت، پروژه توسط یکی از همکارانشان به پایان رسید، نه کاترین.