مقدمه
هنری واسال (۲۲ اکتبر ۱۸۶۰ – ۵ ژانویه ۱۹۲۶) بازیکن، نویسنده و مدیر مدرسه رپتون در شهرستان داربیشایر انگلستان بود. او بیشتر به خاطر بازی در پست مرکز برای تیم دانشگاه آکسفورد شناخته میشود. واسال در سالهای آغازین ورزش راگبی، برای تیم ملی انگلیس به میدان رفت؛ او پنج بازی ملی در کارنامه دارد و در نخستین رویارویی تاریخی انگلیس و ولز، موفق شد یک هتتریک از تایها (تری) را ثبت کند.
در دوران تحصیل در آکسفورد، واسال طی سه سال کاپیتانیاش، تیم دانشگاه را به ۷۰ بازی بدون شکست رساند. باور او به این موضوع که بازیکنان خط مقدم باید کاملاً با خط حمله هماهنگ عمل کنند، در آن زمان انقلابی در ورزش راگبی محسوب میشد و شیوه بازی در سطح باشگاهی و ملی را کاملاً دگرگون کرد. او به عنوان یکی از مهمترین چهرههای توسعه اولیه این ورزش شناخته میشود.
کودکی و نوجوانی
هنری واسال در ۲۲ اکتبر ۱۸۶۰ در براملی گرنج واقع در بارویک این المت، یورکشایر چشم به جهان گشود؛ خانهای که به پدربزرگ مادریاش تعلق داشت. پدر و مادرش، ویلیام و مارتا آن، از هاردینگتون ماندویل در سامرست به آنجا سفر کرده بودند، جایی که پدرش کشیش محلی بود.
ویلیام واسال، پدر هنری، فردی بسیار تحصیلکرده و بااستعداد بود. او در سال ۱۸۴۴ موفق به دریافت بورسیه کالج سنت جان کمبریج شد و در ۱۸۴۷ بورسیه «لیسانس مسافرتی» را کسب کرد. پس از دریافت مقام کشیشی، از ۱۸۵۱ تا ۱۸۵۵ به عنوان کشیش فرعی در چرچ فنتن یورکشایر خدمت کرد و از ۱۸۵۶ تا زمان مرگش در ۱۸۸۳، کشیش هاردینگتون ماندویل بود. او در دوران حضورش در چرچ فنتن با مارتا اسکلتون، همسر آیندهاش آشنا شد.
خانواده مارتا به طبقه تجاری نخبه شهر لیدز تعلق داشتند. پدرش، ویلیام دینزلی اسکلتون، شریک کارخانه چرخریسوم هایوز و آتکینسون در بان میلز لیدز بود. او با استخدام نزدیک به هزار کارگر، یکی از چهار کارخانهداری بود که در سال ۱۸۵۴ برای بحث درباره ایمنی کارخانهها با لرد پالمرستون دیدار کرد. اسکلتون در زندگی سیاسی، فرهنگی و مذهبی لیدز نیز فعال بود. در دورانی که مخالفتهای مذهبی در شهر شدت یافته بود، او حامی کلیسای تثبیتشده بود و به عنوان قیم کلیسای سنت مارک وودهاوس و متولی حق سرپرستی کلیسای محلی لیدز خدمت کرد.
ویلیام و مارتا در ۱۵ آوریل ۱۸۵۷ در بارویک این المت ازدواج کردند؛ زمانی که ویلیام ۳۳ ساله و مارتا تنها ۱۷ سال داشت. این زوج صاحب شش دختر و نه پسر شدند که هنری سومین فرزند آنها بود.
هنری سالهای نخست عمرش را در هاردینگتون ماندویل گذراند و سپس از اوت ۱۸۷۱ تا دسامبر ۱۸۷۸ در کالج مارلبورو تحصیل کرد. پس از آن وارد کالج هرتفورد آکسفورد شد و در سال ۱۸۸۴ مدرک درجه سوم خود را در امتحانات کلاسیک گرفت.
دوران حرفهای راگبی
واسال راگبی را در دوران تحصیل در مارلبورو آغاز کرد؛ مدرسهای که پس از راگبی، بیشترین نقش را در ظهور فوتبال راگبی داشت. او بازی در آکسفورد را ادامه داد و در مسابقه ورسیتی سال ۱۸۷۹ عضو تیم دانشگاه آکسفورد بود و نخستین نشان ورزشی «بلو» خود را کسب کرد. واسال در مسابقه ورسیتی ۱۸۸۰ نیز بازی کرد و در همان فصل به سمت دبیر افتخاری تیم منصوب شد. او با این مسئولیت، سطحی از سازماندهی را به تیم دانشگاه آورد که پیش از آن وجود نداشت. واسال نظم مناسبی برای بازیهای بینکالجی ایجاد کرد و آزمونهایی را برای انتخاب بهترین بازیکنان برگزار کرد.
در فصل ۱۸۸۱، بازیای بین انگلیس و ولز تدارک دیده شد؛ این نخستین بازی بینالمللی تیم ولز بود. جایی در ترکیب خط مقدم انگلیس برای یک بازیکن آکسفورد در نظر گرفته شد که به واسال اختصاص یافت. تیم ولز بهکلی آماده نبود و ترکیب آن صرفاً برای راضی نگهداشتن تیمهای منطقهای انتخاب شده بود؛ نتیجه این بازی ۸–۰ به نفع انگلیس شد (با استانداردهای امروزی معادل ۸۲–۰). واسال بازی فوقالعادهای ارائه داد و با ثبت هتتریک تایها، به نخستین فردی تبدیل شد که این دستاورد را در یک بازی بینالمللی راگبی به ثبت میرساند. دوران طلایی او به عنوان بیشترین زننده تای در یک بازی بینالمللی اما کوتاه بود؛ زیرا در همان بازی، جورج برتون با ثبت چهار تای، دقایقی بعد از او پیشی گرفت.
مدرسه رپتون
در سال ۱۸۸۵، پس از اشتغال کوتاه به عنوان معلم در مدرسه آمادگی تمپل گروو، واسال به مدرسه رپتون پیوست. او در آنجا تحت مدیریت کشیش ویلیام فورنو، به عنوان معلم و مدیر خوابگاه هال مشغول به کار شد. در سال ۱۹۰۰، مدیر خوابگاه پرایوری شد و در ۱۹۰۵ به سمت مدیر مالی مدرسه ارتقا یافت. در دوران حضورش در پرایوری، خواهرش مری به مدت بیست سال مسئولیت خانهداری او را بر عهده داشت. پس از درگذشت مری در ۱۹۱۸، واسال از سمت مدیریت خوابگاه کنارهگیری کرد اما همچنان مدیر مالی ماند. او در اواخر عمرش، نظارت بر بازسازی ساختمان پرایوری را به عنوان یادبود جنگ بر عهده داشت.
هنری تا پایان عمر ارتباط خود را با هاردینگتون ماندویل حفظ کرد و کلبهای در آن روستا داشت که او و خواهر و برادرانش از آن به عنوان اقامتگاه تابستانی استفاده میکردند. پنجره یادبودی در کلیسای محلی، به یاد مادر هنری و خواهرش مری، تصویر پرایوری قدیمی رپتون را به تصویر میکشد.