فرانک ارنی داوکینز: مبارز سوسیالیست و مدافع عدالت اجتماعی
فرانک ارنی داوکینز (۱۸۷۳-۱۹۴۵) یک فعال سیاسی انگلیسی بود که زندگی خود را وقف دفاع از توزیع مجدد ثروت، برنامههای عمومی قوی و سیاستهای حمایتی از ملی کردن صنایع کلیدی کرد. او در دوران پرآشوب اوایل قرن بیستم، یکی از چهرههای برجسته جنبش سوسیالیستی بریتانیا بود.
زندگی اولیه و ریشههای مذهبی
داوکینز در بلکپول به دنیا آمد. پدرش کشیش متدیست بود و به همین دلیل، او در دوران کودکی مجبور به جابجاییهای مکرر در سراسر شمال انگلستان بود. تربیت مذهبی و نهی از مصرف الکل (Temperance) تأثیر عمیقی بر او گذاشت. او در ابتدا قصد داشت راه پدرش را در پیش گیرد و وارد خدمت مذهبی شود، اما شرایط اقتصادی مانع او شد. در سرشماری سال ۱۸۹۱، او به عنوان شاگرد کابینتساز ۱۸ ساله ثبت شده است. در سال ۱۸۹۶ در بدفورد زندگی میکرد و ارگنواز گروه کر بدفورد تمپرنس بود. در سال ۱۸۹۸ نیز به عنوان ارگنواز در کلیسای متدیست اولیه ویلیام استریت در هال مشغول به کار شد.
بیداری سیاسی و فعالیتهای اولیه
علاوه بر فعالیتهای مذهبی، داوکینز حرفه خود را به عنوان کارگر فروشگاه در هال آغاز کرد. او به دلیل تلاش برای سازماندهی دستیاران فروشگاه در اتحادیه NASU در شمال انگلستان، از کار اخراج شد. سپس به لندن نقل مکان کرد و تحت تأثیر کیر هاردی، از رهبران برجسته جنبش کارگری، و حمایتهای مذهبی او از سوسیالیسم قرار گرفت. داوکینز به شاخه شمال غربی حزب مستقل کارگر (Independent Labour Party) پیوست و بعدها در حزب سوسیالیست ایلفورد فعال شد. او همچنان به دفاع از حقوق فروشندگان ادامه داد و به شدت از سیستم «زندگی در» (living-in) که کارفرمایان، کارگران را در محل کار اسکان میدادند، انتقاد میکرد.
دیدگاهها و فعالیتهای سیاسی
اقتصاد
داوکینز به عنوان یک سوسیالیست، همواره خواهان توزیع مجدد ثروت و منابع برای کاهش نابرابری درآمد و ارتقای رفاه اجتماعی بود. او بر اهمیت برنامههای عمومی قوی، مانند بهداشت و آموزش، که از طریق مالیات تصاعدی تأمین مالی میشدند، تأکید داشت. داوکینز به شدت از سرمایهداری بازار آزاد انتقاد میکرد و معتقد بود که این سیستم منجر به استثمار و افزایش شکاف درآمدی میشود. او اغلب خواستار ملی کردن صنایع کلیدی بود تا اطمینان حاصل شود که خدمات ضروری برای همه شهروندان در دسترس خواهد بود.
حزب سوسیالیست ایلفورد و حزب سوسیالیست بریتانیا
داوکینز در سال ۱۹۰۵ به حزب سوسیالیست بریتانیا (Socialist Party of Great Britain - SPGB) پیوست. او قبلاً دبیر شاخه شمال غربی حزب مستقل کارگر و دبیر سازماندهنده حزب سوسیالیست ایلفورد بود. فعالیت او به تأسیس شاخه رومفورد حزب سوسیالیست بریتانیا کمک کرد. داوکینز به عنوان عضو شماره ۲۴۴ حزب، در فعالیتهای سخنرانی عمومی آن فعال بود. او به طور منظم در کنار چهرههایی چون جک فیتزجرالد، هانس نویمان، جک کنت، توماس ای. جکسون و الکساندر اندرسون در سخنرانیهای حزب حضور داشت.
داوکینز و حزب سوسیالیست بریتانیا به طور منظم سالگرد کمون پاریس را جشن میگرفتند. او در سال ۱۹۰۶ در مقالهای در نشریه Socialist Standard، سخنرانی لرد ایوری را برجسته کرد که در آن لرد ایوری نسبت به انقلاب طبقه کارگر در صورت عدم افزایش دستمزدها، کاهش ساعات کار و کاهش هزینههای دفاعی هشدار داده بود. داوکینز این رویکرد را دلیلی بر این میدانست که تنها انقلاب میتواند چنین تغییراتی را ایجاد کند، نه اصلاحات. او از حزب مستقل کارگر و حزب کارگر نوپا برای تمایلشان به پذیرش اصلاحات انتقاد کرد. داوکینز در پایان مقاله خود فراخوان داد: «بگذارید کارگران جهان برای سوسیالیسم سازماندهی شوند و از کشیده شدن به مسیر مستقیم خودداری کنند. «چیزی همین الان» نه با تبلیغ برای اصلاحات، بلکه با سازماندهی برای انقلاب به دست خواهد آمد.» با این حال، پس از جنگ جهانی اول، داوکینز ظاهراً به سمت اصلاحات متمایل شد و در سالهای اولیه فعالیت حزب کارگر، از جمله نمایندگی حزب کارگر در همپستد، به آن کمک کرد.
تور دوچرخهسواری
در نوامبر ۱۹۰۶، گزارشی از یک تور دوچرخهسواری در نشریه Socialist Standard منتشر شد. این تور از لندن آغاز شد و با بازدید از بدفورد، نورثهمپتون، لستر، لاگبورو، ناتینگهام، دربی، کترینگ و لوتون، منافع حزب سوسیالیست بریتانیا را از طریق سخنرانیهای عمومی ترویج میکرد. این سفر یک هفتهای ۱۵۰ مایلی، چالشهای پیش روی چنین سفری را به تصویر میکشید.
حمله سال ۱۹۰۹
در جلسهای در ایلفورد، یک سخنران پروتستان به نام ای. ام. استونز شروع به انتقاد از سوسیالیسم کرد و آن را با آنارشیسم، بیخدایی و عشق آزاد مرتبط دانست. داوکینز استفاده از مذهب برای حمایت از سرمایهداری را نقد کرد و استدلال نمود که «عشق آزاد» منحصر به سوسیالیسم نیست. او با اشاره به خبری از یک رسوایی ادعایی، به طور ضمنی همسر سخنران را، صرف نظر از باورهای مذهبیاش، درگیر چنین فعالیتهایی دانست. این افشاگری با واکنشهای متفاوتی از سوی حضار روبرو شد.
در حالی که استدلالهای داوکینز برخی از حضار را متقاعد کرد، دیگران، عمدتاً مسیحیان، با خصومت واکنش نشان دادند. این امر باعث ایجاد غائلهای شد که جلسه را مجبور به انحلال کرد. برای محافظت از داوکینز در برابر آسیب احتمالی، حدود سی تا چهل نفر از حامیان او وی را تا یک باشگاه محلی همراهی کردند. اما اواخر همان شب، سه نفر به داوکینز حمله کردند. یکی از مهاجمان او را با چوبدستی مورد ضرب و شتم قرار داد.
با وجود این حمله، داوکینز به شرکت در فعالیتهای سوسیالیستی ادامه داد و در رویداد بعدی حاضر شد. این حادثه باعث تضعیف مواضع ضد سوسیالیستی در ایلفورد شد.
نقل مکان به ساوثند-آن-سی
در سال ۱۹۱۱، داوکینز پس از نقل مکان به ساوثند-آن-سی، به سرعت حزب سوسیالیست را به جامعه محلی معرفی کرد. او شروع به برگزاری جلسات تبلیغاتی منظم در Marine Parade ساوثند کرد. این رویدادها مخاطبان زیادی را جذب کرد و تقاضا برای ادبیات سوسیالیستی را افزایش داد.
حزب کارگر
در سال ۱۹۲۶، داوکینز به حزب کارگر در ساوث پدینگتون پیوست، اما پس از کشف تمایلات کمونیستی رئیس وقت، رجینالد بیشاپ، در آنجا فعالیت نکرد. در سال ۱۹۲۷، او سخنران منظمی در Whitestone Pond در Hampstead Heath بود.
اعتصاب عمومی ۱۹۲۶
پس از اعتصاب عمومی ۱۹۲۶، داوکینز بقیه سال را وقف حمایت از معدنچیان اخراج شده کرد و در حمایت از آنها در مکانهایی از جمله Aylesbury، Eastbourne، Bedford و میدلندز سخنرانی کرد.
انتخابات عمومی ۱۹۲۹
در انتخابات عمومی ۱۹۲۹، داوکینز نماینده حزب کارگر در حوزه انتخابیه همپستد بود. او در مبارزات انتخاباتی خود توسط ایشبل مکدونالد، دختر رمزی مکدونالد، و همچنین چارلز کرپس، اولین بارون پارمور، حمایت شد.
در جلسات عمومی قبل از انتخابات، داوکینز پارلمان را «باند توطئهگر» توصیف کرد. او ادعا کرد که توطئهای علیه صلح بینالمللی وجود دارد و پیشبینی کرد که با حضور محافظهکاران در قدرت، جنگ چندان دور نخواهد بود. داوکینز ادعا کرد که سازمان آمبولانس سنت جان در حال آموزش برای حملات هوایی و گازی هستند. او گفت که حزب کارگر برای صلح بینالمللی تلاش خواهد کرد. داوکینز ادعا کرد که بریتانیا و فرانسه بزرگترین مخلان صلح در جهان هستند. این اظهارات اخیر «نظرات نامطلوب و داغی» را در میان حضار برانگیخت. در مورد مسائل دیگر، او گفت که از تمام لوایح جلوگیری از ظلم به حیوانات، خودمختاری برای هند و مستمری مناسب سالمندی حمایت خواهد کرد. از هر نامزد نیز در مورد دیدگاهش نسبت به پیمان جامعه ملل سؤال شد. داوکینز بر موافقت و حمایت خود تأکید کرد، اما با اشاره به اینکه در ابتدای جنگ جهانی اول، زمانی که موضع راحتی نبود، از صلح دفاع کرده بود، ادامه داد که تا زمانی که دولت کارگری و «مردان صادق در وزارت امور خارجه» وجود نداشته باشند، امیدی به صلح نمیبیند.
داوکینز ۸٬۴۷۳ رأی به دست آورد که معادل ۲۱.۱٪ از کل آراء بود، اندکی افزایش ۰.۲٪ نسبت به انتخابات قبلی. با این حال، داوکینز موفق به کسب کرسی همپستد نشد، زیرا نامزد اتحادیه گرا، جورج بالفور، با ۲۳٬۳۷۰ رأی (۵۸.۳٪) پیروز انتخابات شد. نامزد لیبرال، ام. لئون فریدمان، با ۸٬۲۷۳ رأی (۲۰.۶٪) نزدیک به داوکینز قرار گرفت. حزب اتحادیه گرا با اختلاف ۱۴٬۸۹۷ رأی یا ۳۷.۱٪ از کل آراء، کرسی همپستد را حفظ کرد. مشارکت رایدهندگان در این انتخابات ۶۲.۸٪ بود که ۴.۴٪ نسبت به انتخابات قبلی کاهش داشت.
مناظرات
داوکینز به عنوان نماینده حزب سوسیالیست بریتانیا (SPGB) در مناظرات شرکت میکرد. در ۴ آوریل ۱۹۱۰، اف. ای. داوکینز در مانور پارک لندن با آقای ویمبورن از حزب لیبرال مناظره کرد.
همچنین بین جناحهای سوسیالیستی مناظره صورت گرفت. موسسه بیشاپسگیت یک اعلامیه تبلیغاتی برای مناظرهای با عنوان «انقلاب یا اصلاح» برگزار میکند که برای ۱۸ نوامبر ۱۹۰۸ برنامهریزی شده بود. اف. اچ. گورله از حزب سوسیالیست بریتانیای نوپا به عنوان اصلاحطلب و داوکینز از SPBG به عنوان انقلابی معرفی شده بودند. این مناظره در کلیسای کارگر در دورات درود واتفورد که گورله تأسیس کرده بود، برگزار شد.
مناظرات در دهه ۱۹۳۰ بخش مهمتری از فعالیتهای حزب سوسیالیست بریتانیا شد و تا دهه ۱۹۸۰ ادامه یافت. اف. ای. داوکینز از شرکتکنندگان اولیه بود. مشارکت داوکینز در مناظره سال ۱۹۱۰ نشان میدهد که او نقشی در ترویج دکترینها و پیام حزب سوسیالیست بریتانیا در مراحل اولیه تاریخ آن ایفا کرده است. سخنرانیهای عمومی حزب سوسیالیست بریتانیا در سال ۱۹۱۴ با آغاز جنگ جهانی اول و درگیری با مخاطبان حامی جنگ پایان یافت. داوکینز بعدها به موضع ناراحتکننده خود در دفاع از صلح در آن زمان اشاره کرد.
زندگی شخصی
داوکینز با لوئیس رو زمانی که علیه سیستم «زندگی در» برای کارگران فروشگاه مبارزه میکرد، آشنا شد. رو تحت سیستم «زندگی در» در یک فروشگاه پارچهفروشی در هاكستون نگهداری میشد. آنها در ۲۸ فوریه ۱۹۰۳ ازدواج کردند و صاحب چهار فرزند شدند. خانه خانوادگی آنها در بدفورد بود، شهری که داوکینز قبلاً در آن زندگی کرده بود. آنها در ۱۴ نوامبر ۱۹۲۴ طلاق گرفتند. در سال ۱۹۲۵، داوکینز با مینی پیکاک ازدواج کرد و آنها صاحب یک فرزند شدند. با شروع جنگ جهانی دوم، داوکینز به هالیفاکس، یورکشایر نقل مکان کرد.
اشتغال
هنگامی که داوکینز در حدود اوایل قرن بیستم به لندن آمد، به عنوان خریدار مبلمان در شرکت کوهن بارنت و پسران در خیابان کرتان لندن مشغول به کار شد. در سال ۱۹۲۳، او کسب و کار واردات فرش خود را در نزدیکی آن در خیابان کامومیل به نام F.E. Dawkins and Co. تأسیس کرد و بعدها به صورت آزاد کار کرد.
جنگ جهانی اول
در طول جنگ جهانی اول، کارفرمایان داوکینز در تولید جنگی، از جمله پروانههای هواپیما، مشغول شدند. این ارتباط با بخشهای نوظهور دریایی و هوایی ارتش (پیش از تشکیل نیروی هوایی سلطنتی) باعث افزایش آگاهی او از حملات زپلین شد. در ۱ اکتبر ۱۹۱۶، زمانی که انتظار حمله گسترده زپلین در شمال لندن میرفت، داوکینز خانواده خود را به سمت شمال، به سمت پاترز بار، برای امنیت برد. اما زپلین LZ72 به سمت شمال دور شد و در پاترز بار سرنگون شد و در مقابل چشمان خانواده در حال فرار سقوط کرد.
مرگ
داوکینز در هالیفاکس در ۲۶ دسامبر ۱۹۴۵، در سن ۷۲ سالگی درگذشت.