زونو (Soviet collective farming)
زونو (، لینک؛ جمع: زونیا؛، لانکا، جمع: لانکی) یک گروه کاری کوچک و محلی در کولخوزهای شوروی بود. این واحد، یا تبدیل شد، به یک زیرمجموعه در بریگادهای کشاورزی جمعی.
تکامل در دهه ۱۹۳۰
از ابتدای کار، بریگادها به گروههای کوچکتر برای انجام برخی یا تمام وظایف خود تقسیم میشدند. این زیرگروهها در ابتدا با نامهای مختلفی شناخته میشدند، اما تا سال ۱۹۳۳ برچسب «زونو» در بریگادهای کار در مزرعه استاندارد شد. مانند بریگادهای اولیه، زونیا میتوانستند موقت باشند و در یک کار خاص (شخم، آهکپاشی، کاشت، درو و غیره) تخصص داشته باشند، یا برای مدتی ثابت باشند. زونوهای ثابت، مجموعهای از کارهای مرتبط را در بر میگرفتند و احتمالاً قطعات زمین ثابتی برای دوره کار خود داشتند. آنها میتوانستند در یک محصول خاص تخصص داشته باشند یا چند محصول را مدیریت کنند.
روشهای کار انبوه که در ابتدای جمعیسازی ترجیح داده میشدند، به سرعت ناکارآمد تلقی شدند. یک ستون عظیم از گاوآهنها که همزمان مزرعهای را شخم میزدند، ممکن است نمونهای درخشان از کشاورزی اجتماعی در مقیاس بزرگ به نظر میرسید. اما اگر تنها یک گاوآهن خراب میشد، الگوی کار کل ستون مختل میگردید. همچنین، در بریگادهای بزرگ، حسابداری پیچیده و نظارت دشوار بود. اندازه مورد ترجیح واحد کاری اولیه به تدریج کوچکتر شد. حتی در مارس ۱۹۳۰، ستونهای ۱۵ تا ۲۰ گاوآهن از ستونهای ۷۰ گاوآهن کارآمدتر شناخته میشدند. تا اوایل ۱۹۳۳ حتی این مقیاس کار نیز نادر بود. در آن زمان «کار انبوه» به شکل زونوهای ۳ تا ۵ گاوآهن اسبی-کشیده شکل گرفته بود. در درو سال ۱۹۳۲، در کولخوزهای بزرگ، زونو معمولی فقط متشکل از یک ماشین درو و ۶ تا ۸ نفر که پشت آن گندم را بند میکردند، بود.
در طول ۱۹۳۳-۱۹۳۴ مقامات شروع به ترجیح دادن انواع پایدارتر زونو کردند. این کار برای تضمین مسئولیت و پاسخگویی اعضای زونو در کارشان بود. در اوایل ۱۹۳۳، نویسنده کشاورزی سامارینا معتقد بود که در مناطق خشک استپ، زونوهای ترکیبشده در کارها (زونوهای تخصصیافته) تضمین میکردند که تمام کارهای مرتبط در کار بهاری (شخم، آهکپاشی، کاشت) به سرعت و قبل از خشک شدن خاک انجام میشوند. (زونوهای تخصصیافته در مناطق غیرچرمزمینی هنوز مفید تلقی میشدند.) یک سال بعد، نویسنده دیگر، کایورووا، ایده ثبات را به کل فصل «کار بهاری» تعمیم داد.
زونو توسط یک رهبر زونو یا زونِووی (مؤنث: زونِوویا) رهبری میشد. زونِووی معمولاً کلیدیترین شغل در زونو را بر عهده داشت، مثلاً اپراتور ماشین کاشت یا درو. زونیا اندازههای متفاوتی داشتند، اگرچه عموماً نسبتاً کوچک بودند و میتوانستند زیرساخت داشته باشند. زونوی پیشنهادی سامارینا متشکل از دو زیرواحد بود که هر کدام شامل یک آهکپاش و دو گاوآهن و یک ماشین کاشت بودند. کایورووا یک زونوی شخمزنی-آهکپاشی که مطابق با یکی از این زیرواحدها بود پیشنهاد کرد. زونوی سامارینا هشت پرسنل، از جمله دو نفر برای ماشین کاشت، میداشت. زونوی کایورووا اساساً سه کارگر داشت؛ یک کارگر اضافی هنگام تغییر زونو به کارهای شامل کاشت نیاز بود. زونو باید این اندازه را برای حفظ ثبات خود در تغییر از یک «مجموعه» کار به مجموعه دیگر داشته باشد.
در پایان ۱۹۳۳، یک کنفرانس سراسری اتحاد جماهیر شوروی کولخوزها تصمیم گرفت که ثبات با حفظ یک هسته از کارگرانی که هماهنگی کاری کسب کردهاند، بهتر حفظ میشود. بنابراین زونو ثبات خواهد داشت در مقابل ثابتسازی غیرانعطافپذیر تمام پرسنل. کنفرانس همچنین اهمیت بنیادی زونو را به رسمیت شناخت و آن را «سلول اجرایی بریگاد» نامید.
یک زونوی ترکیبشده در کارها، کایورووا نوشت، قطعات زمین ثابتی برای کل دوره چرخه کاری خود دارد یا باید داشته باشد. زونوهای تخصصیافته (مثلاً آهکپاشان یا کاشتکنان) هیچ مسئولیت ثابتی برای قطعات خاصی بر عهده نداشتند، بلکه در تمام قطعات بریگاد خود کار میکردند. در نتیجه، بسیار دشوار بود مسئولیت کارهای بد را مشخص کرد. یک قطعه ثابت «انجام به موقع و با کیفیت بالا» کار را تضمین میکرد.
زونوهای «دائمی»
زونوهای کاملاً ثابت یا دائمی (با مدت یک سال یا بیشتر) ابتدا در محصولات تخصصی فردی ایجاد شدند. در مه ۱۹۳۳، یک قطعنامه مرکزی حزب کمونیست و دولت توصیه کرد که زونوهای ۵ تا ۷ کارگری که مسئول تمام عملیات کشاورزی در سال هستند، برای چغندر قندری به طور گسترده اتخاذ شوند. یک قطعنامه مشابه برای سیبزمینی و سبزیجات در ژوئن ۱۹۳۳ صادر شد. در پنبه، استدلال شد که تقاضای پیوسته و مدام متغیر نیروی کار در طول سال، نیاز به زونویی هم پایدار و هم انعطافپذیر در سراسر سال را الزامی میکند. تقاضای نیروی کار برای یک قطعه ۱۰ هکتاری پنبه بین ۱ تا ۱۴ کارگر در سال متغیر بود. برای حفظ ثبات، باید یک اسکلت پایه از زونِوویا و کارگران ماهر وجود داشت و قطعه برای سال ثابت میماند. برخی زونوهای پنبه در ۱۹۳۴ ایجاد شدند و یک قطعنامه مرکزی برای گسترش آنها در ژوئن ۱۹۳۵ صادر گردید. زونوهای ثابت در کتان نیز شروع به ایجاد شدند، مثلاً در اوبلاست لنینگراد، جایی که در ۱۹۳۷، ۱۹٬۴۵۸ زونوی کتان وجود داشت که ۱۰۵٬۰۰۰ هکتار یا حدود سهچهارم تمام محصولات کتان را پوشش میداد. در ۱۹۳۸ حدود ۵۰٬۰۰۰ زونوی کتان در اوبلاست اسمولنسک سازماندهی شدند {*شامل ۷٬۵۰۰ استاخانوفی*}؛ بیش از دو سوم تمام کاشتهای کتان به آنها پیوست. یک فرمان مرکزی برای ترویج آنها در آوریل ۱۹۳۸ صادر شد.
در غلات، موقعیت عقبتر بود. حتی در میانه دهه ۱۹۳۰ نویسندگان استدلال میکردند که (در مقابل محصولات تخصصی) کشت غلات به دو فاز متمایز و جداگانه، {*بهاری و پاییزی*} تقسیم میشود و بنابراین پایهای برای زونوهای ثابت برای کل سال وجود ندارد. با این حال، در میانه دهه ۱۹۳۰ بود که زونوهای ثابت استاخانوفیها (کارگران شورشی نخبه) برای غلات شروع به ایجاد شدند. این کار در راستای مسئولیتپذیری بود. این زونوها نیز بر اصل یک اسکلت ثابت از پرسنل ماهر در طول سال با یک حاشیه متغیر از کارگران روزمزد استوار بودند.
برخی زونوها از میانه دهه ۱۹۳۰ به بعد به صورت دائمی وجود داشتند و میتوان سال به سال آنها را ردیابی کرد. با این حال، اینها زونوهای برندهجایزه بودند و ممکن است نمونهای معمولی نبوده باشند.
زونوهای ثابت از نظر اندازه متفاوت بودند و ۴، ۸، ۱۲ یا استثناً حتی ۱۸ عضو داشتند (این عدد آخر مطابق با اندازه کوچکترین بریگادها بود). اما زونوهای کوچک هم کارآمدتر و هم پایدارتر از بزرگترها بودند. یک مطالعه از زونوهای استاخانوفی چغندر قندری در ۱۹۳۸ نشان داد که زونوهای ۴ تا ۶ نفره کارآمدترین و پایدارترین هستند. زونوهای بزرگتر در اندازه خود کوچک میشدند.
محدوده و اعداد کلی
زونوهای ثابت در ابتدا فقط در برخی فرهنگهای محصولی و برخی بریگادهای یک کولخوز ایجاد میشدند. اما تا پایان دهه ۱۹۳۰، روند غالب، حداقل در مناطق جنوبی مازاد غلات، این بود که تمام پرسنل کولخوز، فرهنگهای محصولی و قطعات زمین را به زونوها اختصاص داد. برخی زونوها سهم نمایندهای از فرهنگهای منطقه خود را داشتند (یعنی کاملاً تخصصی نبودند). یک نظرسنجی نمونه از زونوها در اواخر دهه ۱۹۳۰ نشان داد که در حالی که ۶۸٪ زونوها از ۳ تا ۶ فرهنگ داشتند، تنها ۴٪ در یک فرهنگ تخصص داشتند.
ارقام کلی برای محدوده زونوها برای اولین بار در اواخر دهه ۱۹۳۰ ظاهر میشوند. این احتمالاً به این دلیل است که زونوهای ثابت در آن زمان به طور گستردهتر تثبیت میشدند. زونوهای کوتاهمدتتر پیگیری آنها دشوارتر میبود. در ۱۹۳۸، ۵۴۲٬۲۰۰ (ثابت) زونو در کل اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت که به ۱۲.۹ میلیون هکتار از کشتها، از جمله ۵.۴ میلیون هکتار غلات، پیوست. بنابراین زونوهای ثابت در این مرحله محدود بودند، به ویژه در غلات. در مارس ۱۹۳۹، یک قطعنامه کنگره حزب، «اتخاذ گسترده زونوها در کولخوزها» را خواستار شد. زونوها از آن پس به سرعت گسترش یافتند. یک نظرسنجی در میانه ۱۹۳۹ نشان داد که ۶۵.۶٪ از کولخوزهای بررسیشده زونو داشتند و ۳۷.۴٪ از زمینهای شخمخورده آنها به زونوها اختصاص داده شده بود. در ۱۹۴۵، ۹۸۴٬۰۰۰ زونو در اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت (اما کمی کمتر در ابتدای ۱۹۵۰). (این ارقام، با این حال، اعداد مؤثر زونوها را به طور زیادی اغراق میکنند. احتمالاً به زونوهایی که در ابتدای سال راهاندازی میشدند اعمال میشوند، اما بسیاری بعداً فروپاشی میکردند. در ۱۹۴۹، به عنوان مثال، تنها ۴۸.۸٪ زونوهای راهاندازیشده در اتحاد جماهیر شوروی تا پایان درو زنده ماندند.)
پس از جنگ جهانی دوم
بسیاری از کولخوزها پس از جنگ جهانی دوم نیاز به بازسازی داشتند. در اواخر دهه ۱۹۴۰، زونوهای مستقل از بریگادها در برخی مناطق شروع به ایجاد شدند. اوبلاستkursk در پیشروی این حرکت بود. در ۱۹۴۷، ۹۶٪ از منطقه غلات این استان (به غیر از ذرت) به چنین زونویی اختصاص یافت. زونوها مسئول چرخه کار کامل، از جمله دوسر و تحویل به مرکز جمعآوری غلات دولت بودند. این تحولات در نهایت بیش از حد برای رژیم قابل تحمل بودند. در فوریه ۱۹۵۰، پراودا انتشار یک محکومیت کلی زونوهای عمومی-هدف را منتشر کرد، عمدتاً زیرا (به گفته آن) قطعات کوچک زمین زونوهای «مستقل» استفاده از ماشینآلات را محدود میکرد. (به همین دلیل زونوهای ردیفی و صنعتی در محدودهای قابل قبول بودند تا جایی که مکانیزهسازی در این مناطق به اندازه کافی توسعه نیافته بود.) با این حال، به نظر میرسد دلیل مهمتر این بود که زونوهای مستقل از بریگادها خارج از ساختار تحمیلی دولت برای بهرهبرداری اقتصادی از دهقانان قرار داشتند. اوبلاستkursk به دلیل سیاستی که رعایت کرده بود، جدی در تعهدات تحویلی خود عقب افتاد.
عصر پس از استالین
زونوها به شکل یا شکل دیگر، چه «زیرزمینی» و چه آشکارا، در اوایل دهه ۱۹۵۰ به نظر میرسد که باقی ماندند. زونوهای ردیفی و صنعتی همچنان به طور مثبت در مطبوعات گزارش میشدند. پس از مرگ استالین، «کمتقدیر کردن» زونوها در محصولات ردیفی و صنعتی محکوم شد.
در اواخر دهه ۱۹۵۰، نسل جدیدی از زونوها، زونوی مکانیزه، شروع به ظهور کردند. اگرچه این زونوها در طول سی سال بعد به طور متناوب به جای بریگادهای معمولتر استفاده میشدند، اما هرگز گسترده نشدند. (۸ درصد از کل کشاورزی در دهههای ۱۹۶۰/۱۹۷۰ تحت «زونوهای بدون نرید» (بِزْنَریادنایا زونو) بود.)