مطالعاتی از سال ۱۸۷۲ میلادی به بررسی کارایی دعا پرداختهاند. این تحقیقات عمدتاً به ارزیابی تأثیر دعا بر سلامت فرد مورد دعا اختصاص داشتهاند. برای مثال، مطالعهای در سال ۲۰۰۶ نشان داد که دعا برای بیماران قلبی هیچ تأثیر قابلتوجهی نداشته است.
در حالی که برخی گروههای مذهبی بر قدرت آشکار دعا تأکید میکنند، دیگران امکان سنجش تأثیر آن را زیر سؤال میبرند. دکتر فرد رازنر، متخصص اخلاق پزشکی یهودی، معتقد است که دعا هرگز نمیتواند موضوع تحلیل تجربی باشد. همچنین، سؤالات فلسفی اساسی مانند کافی بودن استنتاج آماری برای اثبات یا رد تأثیر دعا، این موضوع را پیچیدهتر میکند.
مطالعات دعا برای دیگران
برخی مطالعات نشان میدهند که افرادی که دعا میکنند، تحت تأثیر این تجربه قرار میگیرند. برای مثال، مطالعهای در سال ۲۰۰۱ در مجله پزشکی بریتانیا گزارش کرد که دعا کردن با تسبیح یا تکرار مانترای یوگا، حساسیت بارورفلکس را در بیماران قلبی به طور قابلتوجهی افزایش میدهد.
مطالعهای دیگر در سال ۲۰۰۸ نشان داد که دانشآموزانی که بیشتر دعا میکنند، از سلامت روانی بهتری برخوردارند. با این حال، در مدارس کاتولیک، دعا بیشتر با نمرات بالاتر اضطراب همراه بود.
دیدگاههای پزشکی و مذهبی
بیشتر دانشمندان، شفادهدهای ایمانی را رد میکنند. در مقابل، معتقدان تأکید دارند که شفا ایمانی ادعای علمی ندارد و باید به عنوان مسئلهای ایمانی مورد بررسی قرار گیرد. با این حال، منتقدان معتقدند که ادعاهای شفا باید به صورت علمی آزمایش شوند.
مطالعهای در سال ۲۰۰۶ نشان داد که دعا برای بیماران پس از جراحی قلب هیچ تأثیر قابلتوجهی نداشته است.
دیدگاههای مذهبی نیز به این موضوع معترض هستند که دعا نمیتواند موضوع آزمایشهای علمی باشد، زیرا دعا امری معنوی و فراتر از حوزه علم است.