سرود اِکه: حماسه شوالیه قرن سیزدهم

Eckenlied
📅 7 اسفند 1404 📄 2,625 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

«سرود اِکه» (Eckenlied)، شعری آلمانی از قرن سیزدهم، داستان حماسی دیتریش فون برن را در نبرد با غول اِکه روایت می‌کند. این اثر که شباهت‌هایی به داستان‌های عاشقانه درباری دارد، به بررسی تقابل قهرمان با غول‌های قدرتمند و پیامدهای آن می‌پردازد و در طول قرون وسطی بسیار محبوب بود.

«سرود اِکه» (Eckenlied) که با نام «سفر اِکه» (Ecken Ausfahrt) نیز شناخته می‌شود، اثری بی‌نام از قرن سیزدهم میلادی به زبان آلمانی میانه علیا است. این شعر حماسی، داستان قهرمان افسانه‌ای دیتریش فون برن را روایت می‌کند که در اساطیر ژرمنی، همتای پادشاه تاریخی تئودوریک بزرگ محسوب می‌شود. «سرود اِکه» در زمره اشعار موسوم به «اشعار تخیلی دیتریش» (fantastical Dietrich poems) قرار می‌گیرد، زیرا بیشتر به رمان‌های درباری شباهت دارد تا به حماسه‌های قهرمانی.

داستان سرود اِکه

«سرود اِکه» شرح‌دهنده نبرد دیتریش با غول قدرتمندی به نام اِکه است که از سوی سه ملکه‌ برای ربودن دیتریش فرستاده شده است. دیتریش ناگزیر به کشتن اِکه می‌شود و پس از آن، باید با خانواده اِکه، به‌ویژه برادر کینه‌توز و انتقام‌جوی او، فاسولْد، مبارزه کند. این اثر در حداقل سه نسخه مستقل اما مرتبط وجود دارد که پایان‌های متفاوتی را برای داستان ارائه می‌دهند. متنی ناقص موسوم به «دیتریش و فاسولْد» (Dietrich und Fasold) نیز ممکن است نسخه‌ای دیگر از «سرود اِکه» باشد، اما تفاوت‌هایی در وزن و محتوا، این موضوع را نامشخص می‌سازد.

برخی معتقدند که فاسولْد و سه ملکه‌، در اصل شخصیت‌هایی از فولکلور تیرول بوده‌اند، در حالی که اِکه ممکن است برای توضیح نام شمشیر دیتریش، یعنی «اِکساکس» (Eckesachs - شمشیر تیز)، ابداع شده باشد.

اهمیت و محبوبیت

«سرود اِکه» قدیمی‌ترین شعر شناخته‌شده درباره دیتریش فون برن (حدود سال ۱۲۳۰) پس از حضور او در «سرود نیبلونگ‌ها» (Nibelungenlied) است. این اثر در طول قرون وسطی و تا دوران مدرن اولیه، یکی از محبوب‌ترین روایت‌ها درباره دیتریش به شمار می‌رفت. اولین چاپ آن در سال ۱۴۹۰ صورت گرفت و تا پایان قرن شانزدهم میلادی به طور مداوم منتشر می‌شد.

خلاصه داستان

«سرود اِکه» با گفتگویی میان سه غول آغاز می‌شود: اِکه، فاسولْد و اِبنروت. اِکه ادعا می‌کند که دیتریش فون برن توسط همگان ستایش می‌شود، در حالی که خود او، با وجود انجام کارهای قهرمانانه، گمنام مانده است. اِبنروت در پاسخ می‌گوید که شهرت دیتریش دروغ است؛ زیرا او به ناجوانمردانه غول‌های هیلده و گِریم را در خواب کشته تا زره آن‌ها را بدزدد. فاسولْد دخالت کرده و می‌گوید اِبنروت اشتباه می‌کند: دیتریش هیلده و گریم را کشت زیرا در غیر این صورت، آن‌ها او را می‌کشتند. اِکه با فاسولْد موافق می‌کند.

در همین حال، سه ملکه بر کوه یوخ‌گریم (Jochgrimm) حضور دارند؛ یکی از آن‌ها، سبورگ (Seburg)، مشتاقانه خواستار دیدار دیتریش است و با شنیدن علاقه اِکه، از او می‌خواهد تا قهرمان را نزد او بیاورد. برای تشویق اِکه به نکشتن دیتریش، سبورگ شمشیری و زرهی را که با خون اژدها سخت شده است، به اِکه می‌دهد. این همان زرهی است که امپراتور اورتنیت (Ornit) هنگام نبرد با اژدهایان پوشیده بود.

اِکه به ورونا سفر می‌کند، اما به تیرول راهنمایی می‌شود. پس از برخورد با مردی که به شدت از دیتریش مجروح شده بود، هیلفرش فون لوندِرس (Hilferich von Lunders)، سرانجام خود دیتریش را ملاقات کرده و او را به مبارزه می‌طلبد. دیتریش امتناع می‌کند، اما پس از آنکه اِکه او را بزدل (zagheit) می‌خواند، دیتریش می‌پذیرد.

اِکه و دیتریش برای مدتی طولانی مبارزه می‌کنند. سرانجام دیتریش برتری می‌یابد، اما اِکه همچنان تسلیم نمی‌شود. به دلیل زره نفوذناپذیر اِکه، دیتریش مجبور می‌شود از شکافی در زره غول، او را از راه ناجوانمردانه بکشد. سپس دیتریش بر اِکه سوگواری می‌کند. اِکه از دیتریش می‌خواهد سرش را قطع کرده و نزد سبورگ ببرد، که دیتریش این کار را انجام می‌دهد. سپس زره غول و شمشیرش را برمی‌دارد.

پس از بهبودی نسبی از جراحات، دیتریش با زنی در جنگل روبرو می‌شود که توسط فاسولْد شکار می‌شود. فاسولْد سوار بر اسب می‌رسد و دلیل دخالت دیتریش را در شکار خود می‌پرسد. فاسولْد دارای دو گیسوی بلند بافته شده است که تا کمرش آویزان است و با آهن بافته شده‌اند. غول تصمیم می‌گیرد با دیتریش که هنوز به شدت مجروح است، مبارزه نکند، ظاهراً زره برادرش یا سر اِکه را تشخیص نمی‌دهد.

دیتریش به خواب می‌رود، در حالی که دوشیزه او را زیر نظر دارد. با این حال، فاسولْد نظرش را تغییر داده و در شب بازمی‌گردد. دوشیزه به سختی دیتریش را قبل از رسیدن فاسولْد با سگ‌هایش بیدار می‌کند. این دو با هم می‌جنگند و دیتریش با قطع کردن گیسوهایش بر فاسولْد غلبه می‌کند و غول تسلیم می‌شود. اما سپس زره برادرش را تشخیص داده و دیتریش اعتراف می‌کند که اِکه را کشته است، و این دو دوباره با هم می‌جنگند. دیتریش فاسولْد را به جنگیدن با قدرت دو مرد متهم می‌کند و می‌گوید روح اِکه وارد غول شده است. فاسولْد در پاسخ می‌گوید که روح دیتِهر (برادر دیتریش) باید وارد دیتریش شده باشد، زیرا او بسیار قوی است. با یادآوری خیانت ویتیگه (Witige)، دیتریش خشمگین شده و سرانجام بر فاسولْد غلبه می‌کند و تنها به اصرار دوشیزه، او را می‌بخشد.

اختلاف نسخه‌ها

در این نقطه، سه متن اصلی از هم جدا می‌شوند. در همه آن‌ها، فاسولْد به خیانت، دیتریش را نزد اعضای خانواده‌اش می‌برد به این امید که آن‌ها او را بکشند. او دیتریش را نزد غول اِکنوت (Eckenot) (که نامش ممکن است تحریفی از اِبنروت باشد یا برعکس) و سپس نزد دو یا سه غول ماده، که گوناگون مادر، عمه یا خواهران اِکه هستند، می‌برد. قدیمی‌ترین نسخه تقریباً کامل، E2، در این نقطه پایان می‌یابد. در دو نسخه کامل باقی‌مانده، E7 و e1، دیتریش سرانجام فاسولْد را به دلیل رفتار خائنانه‌اش می‌کشد. در نسخه E7، که احتمالاً پایان اصلی است، او سپس به یوخ‌گریم می‌رود و سر اِکه را به پای سبورگ می‌اندازد و می‌گوید که او عامل مرگ بی‌دلیل اِکه بوده است. در نسخه e1، سبورگ فاش می‌کند که او عمداً اِکه را به سوی مرگ فرستاده بود، زیرا او و برادرانش قصد داشتند آن‌ها را مجبور به ازدواج کنند. همچنین ذکر شده است که دیتریش با شمشیر اِکه، بعدها اودوآکر را هنگام احضار توسط امپراتور زنون کشت.

انتقال، نسخه‌ها و تاریخ‌گذاری

«سرود اِکه» در تعداد زیادی نسخه خطی و چاپی منتقل شده است که از سال ۱۲۳۰ آغاز می‌شود. احتمالاً این شعر کمی قبل از آن تاریخ، شاید در تیرول، سروده شده است. مانند تقریباً تمام حماسه‌های قهرمانی آلمانی، این اثر نیز بی‌نام است. این اثر یکی از محبوب‌ترین اشعار درباره دیتریش بود.

مانند تمام اشعار تخیلی دیتریش، «سرود اِکه» با تنوع زیادی در انتقال مشخص می‌شود، به طوری که هر نسخه خطی اساساً نمایانگر نسخه‌ای موازی و به همان اندازه معتبر از شعر است. سه نسخه اصلی عبارتند از: E2 (حدود ۱۳۰۰، ناقص)، E7 (۱۴۷۲) و e1 (چاپ شده ۱۴۹۱). قدیمی‌ترین سند، E1، که تنها یک بند در کُدکس بورانوس (Codex Buranus) است، نشان می‌دهد که این شعر در نسخه‌ای بسیار کوتاه‌تر وجود داشته که با برخورد اِکه با دیتریش در جنگل آغاز می‌شده است. ممکن است این آغاز اصلی شعر باشد و هرچه قبل از این برخورد آمده، بعداً اضافه شده باشد. اگرچه نسخه E7 متعلق به قرن پانزدهم است، اما قطعات و نقاشی‌های مختلف در قلعه رونگِلتِشتاین (Runkelstein Castle) نشان می‌دهد که نسخه‌های مشابهی در نیمه اول قرن چهاردهم وجود داشته است. به طور مشابه، بخش‌هایی از نسخه‌ای شبیه به E2 ناقص، توسط کاتب قرن پانزدهم، کنراد بولشتاتر (Konrad Bollstatter)، در متنی چاپی از «سرود اِکه» کپی شده است. بنابراین، همه نسخه‌ها همزمان وجود داشته‌اند و باید به طور مساوی با آن‌ها رفتار شود.

هر نسخه خطی یا چاپی در زیر بر اساس نسخه‌ای از «سرود اِکه» که حاوی آن است، همانطور که توسط یواخیم هاینتزله (Joachim Heinzle) نام‌گذاری شده، فهرست شده است:

نسخه‌های خطی:

  • E1 (B): کُدکس بورانوس، کتابخانه دولتی باواریا، مونیخ، Clm 4660. پوست، حدود ۱۲۳۰. عمدتاً شامل اشعار غنایی لاتین، برخی با بندهای آلمانی ضمیمه، از جمله یک بند از «سرود اِکه».
  • E2 (L): کتابخانه ایالتی بادن، کارلسروهه، Cod. Donaueschingen 74. پوست، حدود ۱۳۰۰، گویش آلمانی شرقی (از کنستانس؟). شامل متون ادبی مختلف، از جمله «سیگِنوت» (Sigenot) و سپس «سرود اِکه».
  • E3 (A): آنسباخ، سابقاً بایگانی دبیرخانه انجیلی-لوتری. نیمه اول قرن چهاردهم، گویش راین-فرانکن. قدیمی‌ترین هلْدِنبوخ (Heldenbuch) ناقص. گم شده.
  • E4 (m1.2): کتابخانه دولتی باواریا، مونیخ، Cgm. 252. کاغذ، ۱۴۵۵–۷۷ از آگسبورگ.
  • E5 (h): موزه ملی ژرمنی، نورنبرگ، Hs. 42546. قطعه، کاغذ، حدود ۱۴۷۰، گویش باواریایی یا آلمانی شرقی-شوابی.
  • E6 (š): کتابخانه صومعه شلیرباخ (اتریش علیا)، Cod. I 25. کاغذ، اواسط قرن پانزدهم. چهار بند از «سرود اِکه» بر روی جلد پشتی داخلی توسط دستی در قرن پانزدهم یا شانزدهم، گویش باواریایی نوشته شده است.
  • E7 (d): هلْدِنبوخ درسدن. کتابخانه دولتی زاکسن، درسدن، Msc. M 201. کاغذ، ۱۴۷۲، از نورنبرگ (؟).

اولین چاپ نمایانگر نسخه‌ای مستقل است:

  • e1 (a): آگسبورگ، هانس شائور، ۱۴۹۱. هلْدِنبوخ چاپی.

پس از آن بیش از یازده چاپ دیگر تا قرن شانزدهم و بعد از آن صورت گرفته است.

«دیتریش و فاسولْد» ناقص، بر روی سه نوار کوچک از یک نسخه خطی از حدود سال ۱۳۰۰ منتقل شده است که به عنوان جلد کتاب در کتابخانه ایالتی هانوفر، MS VII 626 استفاده شده است.

مضامین

«سرود اِکه» اغلب به عنوان نقدی بر خدمت عشق درباری تفسیر می‌شود: اِکه احمقانه به نمایندگی از سبورگ بیرون می‌رود که منجر به مرگ او و سختی شدید برای دیتریش می‌شود. بزدلی (zagheit) دیتریش، که نمادی رایج در اشعار تخیلی دیتریش است، در اینجا به عنوان نقدی بر اصرار اِکه بر مبارزه عمل می‌کند. ویکتور میلت (Victor Millet) در این نقد، رد کردن نبردهای شوالیه‌وار به نفع زنان را که معمولاً در رمان‌های درباری به تصویر کشیده می‌شوند، می‌بیند. از سوی دیگر، نسخه e1 هرگونه نقد بر خدمت عشق را حذف کرده و بدین ترتیب، حماسه را بسیار به رمان نزدیک‌تر می‌کند. در عین حال، کشتار وحشیانه دیتریش از اِکه، نبرد قهرمانانه را در نور بدی قرار می‌دهد، مگر در نسخه E7، که در آن بی‌گناهی دیتریش تا حد بیشتری مورد تأکید قرار می‌گیرد.

به ویژه، گفتگوی آغازین شعر اغلب به عنوان بحثی فراادبی درباره جایگاه دیتریش به عنوان یک قهرمان تلقی می‌شود: اِکه، فاسولْد، اِبنروت و سبورگ همگی خواهان تأیید شهرت دیتریش هستند، به همان شیوه‌ای که مخاطب ممکن است.

«سرود اِکه» همچنین به مضامینی از اشعار تاریخی دیتریش، به‌ویژه رویدادهای روایت شده در «نبرد کلاغ‌ها» (Rabenschlacht) اشاره دارد: هنگامی که دیتریش با فاسولْد می‌جنگد، فاسولْد دیتریش را با مرگ برادر دیتریش، دیتِهر، و پسران اِتسل (Etzel) به دست ویتیگه سرزنش می‌کند. فاسولْد به طور ضمنی دیتریش را با ویتیگه مقایسه می‌کند، زیرا فاسولْد به دنبال انتقام مرگ برادر خود است. در همین حال، شکست موفقیت‌آمیز دیتریش بر فاسولْد، ناکامی او در انتقام برادر خود را جبران می‌کند و همچنین به او اجازه می‌دهد تا بر پیروزی مشکل‌ساز خود بر اِکه غلبه کند. شکست غول‌ها توسط دیتریش، که می‌توانند نمادی از بی‌عدالتی باشند، به اثبات صفات او به عنوان یک حاکم ایده‌آل کمک می‌کند، چیزی که نسخه e1 به صراحت آن را به شکست اودوآکر توسط تئودوریک تاریخی و حکومت او در ایتالیا مرتبط می‌سازد.

تحقیقات قدیمی‌تر معتقد بودند که «سرود اِکه» به شدت تحت تأثیر رمان آرتوریایی فرانسوی «Le Chevalier du Papagau» قرار گرفته است، که در آن آرتور با غولی مشابه مبارزه می‌کند. بنابراین، یک شعر «بومی» قدیمی‌تر درباره اِکه بازنویسی شده تا عناصر داستانی این رمان را در خود جای دهد. تحقیقات جدیدتر این ارتباط را رها کرده و شباهت‌ها را سطحی می‌دانند.

فرم وزنی

مانند اکثریت حماسه‌های قهرمانی آلمانی، «سرود اِکه» در بند نوشته شده است. این شعر در قالبی از بند موسوم به «لحن برنی» (Berner Ton) سروده شده است که شامل ۱۳ مصرع با طرح قافیه زیر است: aabccbdedefxf. این فرم وزنی با اشعار «گلدِمار» (Goldemar)، «سیگِنوت» و «ویرجینال» (Virginal) مشترک است. ملودی‌های دوره مدرن اولیه برای «لحن برنی» باقی مانده است که نشان می‌دهد این شعر برای آواز خواندن در نظر گرفته شده بود. هاینتزله بند اول «سرود اِکه» را به عنوان نمونه‌ای معمول ارائه می‌دهد:

a (چهار پا)
a (چهار پا)
b (سه پا)
c (چهار پا)
c (چهار پا)
b (سه پا)
d (چهار پا)
e (سه پا)
d (چهار پا)
e (سه پا)
f (چهار پا)
x (سه پا)
f (سه پا)

در قدیمی‌ترین نسخه، E1، تغییر جزئی در نحوه ساختار بند وجود دارد، به طوری که الگوی مصرع به این صورت است: aabccbxexefxf. هاینتزله این را به این معنا تفسیر می‌کند که مصرع‌های بدون قافیه در اصل نیمه اول یک کِزورا (caesura) در «لانگ‌زایل» (Langzeile) بوده‌اند، همان واحد خطی که در «سرود نیبلونگ‌ها» استفاده می‌شود. این شامل سه یا چهار پا، یک کزورا، و سپس سه یا چهار پای اضافی است، بسته به موقعیت در بند. در این صورت، بند از کُدکس بورانوس (بر اساس ویرایش وولمان) به این صورت ظاهر می‌شود:

a
a
b
c
c
b
x || da si an ander funden e
x || den walt also unchunden. e
f
x || daz was niht wolgetan. f

به نظر می‌رسد «دیتریش و فاسولْد» یا در همان بند «سرود نیبلونگ‌ها» یا در «هیلدِبراندستون» (Hildebrandston) نوشته شده است؛ از ماهیت ناقص متن، این موضوع روشن نیست.

ارتباط با سنت شفاهی

«سرود اِکه»، همراه با «سیگِنوت»، تنها اسناد داستانی هستند - احتمالاً یک شعر گمشده - درباره غول‌های هیلده و گِریم، که دیتریش کلاهخود خود، «هیلدِگِریم» (Hildegrim) را از آن‌ها گرفت. این داستان به طور کامل تنها در «ساگای ثیدِرِک» (Thidrekssaga) نورس قدیمی، که از منابع آلمانی استفاده کرده، روایت شده است. همچنین ممکن است هرگز شعری مکتوب درباره هیلده و گریم وجود نداشته باشد؛ این داستان ممکن است کاملاً شفاهی بوده و برای مخاطبان «سرود اِکه» و «سیگِنوت» شناخته شده باشد.

این شعر اغلب به عنوان توضیحی برای نام شمشیر دیتریش، «اِکساکس»، تفسیر می‌شود. این نام در اصل به معنای «شمشیر با لبه تیز» بود، اما وقتی «اِکه» (ecke) معنای امروزی خود را در آلمانی (گوشه) گرفت، نام به «شمشیر اِکه» بازتفسیر شد. نام «اِکساکس» هرگز در متن ظاهر نمی‌شود، اگرچه شمشیر به عنوان «شمشیر هِر اِکه» (Hern Ecken sachs) ارجاع داده می‌شود. «اِکساکس» ظاهراً به اندازه‌ای مشهور بود که در «اِینِیس» (Eneis) اثر هاینریش فون ولْدِکه (Heinrich von Veldeke) (حدود ۱۱۸۶)، که مقدم بر «سرود اِکه» است، به آن اشاره شده است. هاینتزله معتقد نیست که این اشاره زودهنگام، مدرکی بر وجود داستان شفاهی درباره اِکه باشد.

چه اِکه عمر طولانی در سنت شفاهی داشته باشد یا نه، فاسولْت و سبورگ بیشتر به داشتن چنین ریشه‌ای مشهورند. آن‌ها معمولاً با دعای قرن هفدهم به جادوگران در کوه یوخ‌گریم در خارج از بولتسان (Bozen) برای دور کردن «فاسولْت» و طوفان‌ها مرتبط هستند. این امر سه ملکه‌ در «سرود اِکه» را به جادوگرانی با قدرت بر آب و هوا تبدیل می‌کند، در حالی که فاسولْت یک دیو طوفان خواهد بود. موهای بلند فاسولْت نیز به عنوان مدرکی بر ریشه‌های شیطانی او تلقی می‌شود: نام فاسولْت احتمالاً از ریشه‌ای شبیه به واژه آلمانی کهن «فاسو» (faso)، به معنای نخ، مشتق شده و به احتمال زیاد به موهای بلند بافته شده او اشاره دارد. اگر این تفسیر درست باشد، آنگاه فاسولْت و اِکه در اصل برادر نبوده‌اند، بلکه اِکه در داستانی بسیار قدیمی‌تر گنجانده شده است. هاینتزله، با این حال، دعا برای آب و هوا را رد می‌کند: منبع آن نامشخص است و همچنین مشخص نیست که «فاسولْت» همان فاسولْت یافت شده در «سرود اِکه» باشد. فاسولْت ممکن است نوعی وارونگی از نسخه‌های افسانه‌ای باشد که در آن دیتریش فون برن رهبر «شکار وحشی» (Wild Hunt) است و زنان را در جنگل شکار می‌کند: دیتریش در عوض با حریفی با این ویژگی مبارزه می‌کند، همانطور که در «ووندرِر» (Wunderer) و «ویرجینال» نیز چنین است.

شواهد بیشتری برای نسخه شفاهی داستان ممکن است توسط بخش اِکا (Ekka) در «ساگای ثیدِرِک» ارائه شود، که در جزئیات مهمی هم در برخورد با اِکه و هم فاسولْت تفاوت دارد. علاوه بر این، «دیتریش و فاسولْد» ناقص، به نظر نمی‌رسد که با وزن یا محتوای «سرود اِکه» مطابقت داشته باشد. به ویژه به دلیل نسخه یافت شده در «ساگای ثیدِرِک»، ویکتور میلت معتقد است که احتمال بالایی وجود دارد که داستان‌های شفاهی درباره اِکه در حال گردش بوده‌اند. هاینتزله، با این حال، در مورد وجود چنین سنت شفاهی تردید دارد: او در عوض پیشنهاد می‌کند که بخش «اِکا» توسط گردآورنده «ساگای ثیدِرِک» تغییر یافته است.

بازخورد

«سرود اِکه» یکی از محبوب‌ترین اشعار درباره دیتریش بود، به طوری که یک یا شاید دو تن از حریفان غول ماده دیتریش از نسخه درسدن در نقاشی‌های دیواری قلعه رونگلتشتاین (حدود ۱۴۰۰) گنجانده شدند. اِکه اغلب به عنوان حریف دیتریش ذکر می‌شود، زمانی که نویسندگان به افسانه‌های مربوط به دیتریش اشاره می‌کنند. در قرون پانزدهم و شانزدهم، این شعر حتی به الهام‌بخش ضرب‌المثلی به نام «اِکه با برنر روبرو شده است» (Ecke ist an den Berner geraten) (یعنی اِکه با حریف برابر خود روبرو شده است) به نظر می‌رسد.

نسخه‌های چاپی و خطی

فاکسیمیله‌ها

  • درسدن، کتابخانه دولتی، Mscr. M 201، هلْدِنبوخ درسدن (MS E7)
  • کارلسروهه، کتابخانه ایالتی، Cod. Donaueschingen 74 (MS E2)
  • نورنبرگ، موزه ملی ژرمنی، Hs. 42546 (MS E5)
  • «این هِر اِکن اوصفاوت است» (نسخه چاپی e1. آگسبورگ ۱۴۹۱)

موضوعات مرتبط

  • چرخه دیتریش فون برن
  • افسانه‌های قهرمانی آلمان
  • ادبیات آلمانی میانه علیا
  • ادبیات آلمان در اواخر قرون وسطی

جمع‌بندی

«سرود اِکه» نه تنها روایتی جذاب از حماسه قهرمانی دیتریش فون برن است، بلکه با بررسی مضامینی چون شرافت، وفاداری و انتقام، تصویری پیچیده از ارزش‌های دوران قرون وسطی ارائه می‌دهد. این اثر با وجود گذشت قرن‌ها، همچنان خوانندگان را به دنیای اساطیری قهرمانان آلمانی می‌برد.