دوپامیندرمانی چیست؟
دوپامیندرمانی به معنای تنظیم سطح انتقالدهنده عصبی دوپامین با استفاده از داروهای آگونیست (فعالکننده گیرنده) یا آنتاگونیست (بازدارنده گیرنده) است و در درمان اختلالاتی که با عدم تعادل دوپامین همراهند، کاربرد فراوانی دارد. جایگزینی دوپامین (DRT) روشی موثر برای بیمارانی است که سطح دوپامین مغزشان کاهش یافته است. در این روش، اغلب از آگونیستهای دوپامین استفاده میشود؛ ترکیباتی که در غیاب لیگاند فیزیولوژیک گیرنده (یعنی همان دوپامین)، گیرندههای دوپامین را فعال میکنند. اثبات شده است که جایگزینی دوپامین، علائم بیماران پارکینسون را کاهش داده و امید به زندگی آنها را افزایش میدهد.
تنظیم دوپامین نقشی حیاتی در سلامت روانی و جسمی انسان ایفا میکند. نورونهای حاوی این انتقالدهنده عصبی، در ناحیهای از مغز میانی به نام جسم سیاه (Substantia nigra) تجمع یافتهاند. در بیماران پارکینسون، مرگ نورونهای دوپامینساز همین ناحیه، الگوهای غیرعادی شلیک عصبی ایجاد میکند که به مشکلات حرکتی ختم میشود. پژوهشها روی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نیز نشاندهنده ناهنجاری در ساختار و عملکرد گیرندههای دوپامین است.
جایگزینی دوپامین در بیماری پارکینسون
از جایگزینی دوپامین برای بهبود مهارتهای حرکتی، کنترل تکانه و تصمیمگیری در بیماران پارکینسون بهره گرفته میشود. در این بیماران، کمبود دوپامین عمدتاً در دو مدار کلیدی مغز دیده میشود: مدار فرونتواستریاتال پشتی (مسئول مهارتهای حرکتی و جابجایی بین وظایف) و مدار فرونتواستریاتال شکمی (مسئول کنترل تکانه). آسیب به این نواحی را میتوان با آگونیستهای دوپامین درمان کرد؛ داروهایی که با تقلید رفتار دوپامین، به گیرندههای آن متصل میشوند. داروهای دیگری نیز وجود دارند که برخلاف آگونیستها، خود را شبیه دوپامین نمیکنند، بلکه در بدن به دوپامین تبدیل میشوند و اثرات تخریب نورونهای دوپامینساز را تخفیف میدهند.
لوودوپا (Levodopa) یکی از پیشسازهای دوپامین است که به عنوان نخستین داروی تاییدشده اختصاصی پارکینسون شناخته میشود. جایگزینی دوپامین، سطح این ماده را در مغز به حد مطلوب میرساند تا مهارتهای حرکتی، کنترل تکانه و تصمیمگیری به حالت عادی بازگردند. هرچند این روش در بیماران با پارکینسون خفیف تا شدید عملکرد حرکتی و تصمیمگیری را بهبود میبخشد، اما مصرف بیشازحد دوپامین با اختلال در کنترل تکانه مرتبط است (به بخش بعدی مراجعه کنید).
فرضیه اوردوز (مصرف بیشازحد)
کمبود دوپامین در مدار پشتی بسیار شدیدتر از مدار شکمی است. با این حال، داروهای جایگزینی دوپامین این تفاوت را در نظر نمیگیرند و مقدار یکسانی از دوپامین را به هر دو ناحیه مغز تزریق میکنند. این داروها میتوانند دوپامین مدار پشتی را به سطح مطلوب برسانند و در نتیجه، حافظه کاری و جابجایی بین وظایف بهبود یابد. اما همزمان، مدار شکمی دچار اوردوز دوپامین میشود که به افزایش رفتارهای تکانشی ختم خواهد شد.
اثبات شده است که مشکلات کنترل تکانه ناشی از داروهای جایگزینی دوپامین، میتواند رفتارهای تکانشی و اجباری مانند قماربازی وسواسگونه را در فرد بیدار کند.
گرچه این داروها کنترل تکانه را بدتر میکنند، اما قطع آنها لزوماً به معنای بهبود کنترل تکانه نیست. میزان بهبود علائم کاملاً به شدت اختلال روانپزشکی بیمار بستگی دارد.
پژوهشهای اولیه دوپامیندرمانی در اسکیزوفرنی
شواهد حاکی از آن است که در بیماران اسکیزوفرنی، ساختار گیرنده D2 دوپامین ناهنجار بوده و پیوند میان گیرنده D1 و D2 کاهش مییابد. مطالعات نشان دادهاند که هدفگیری گیرندههای D1 در قشر پیشپیشانی میتواند عملکرد شناختی این بیماران را ارتقا دهد. با این وجود، دوپامیندرمانی ممکن است عوارض نامطلوبی از جمله اختلال در کنترل تکانه به همراه داشته باشد. برای درک کامل اثرات این روش درمانی روی بیماران اسکیزوفرنی، انجام پژوهشهای بیشتری ضروری است.