شارل دالبر، دوک اول لویین

Charles d'Albert, 1st Duke of Luynes
📅 22 خرداد 1405 📄 625 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

شارل دالبر، دوک اول لویین، از درباریان برجسته فرانسه و فرد محبوب دربار لوئی سیزدهم بود. او با مهارت در توطئه‌های دربار، به سرعت قدرت را به دست گرفت و تا مقام کنستبل فرانسه پیش رفت، اما در اوج اقتدار بر اثر تب مخملک درگذشت.

شارل دالبر، دوک اول لویین

شارل دالبر (۵ اوت ۱۵۷۸ – ۱۵ دسامبر ۱۶۲۱)، درباری فرانسوی و فرد محبوب دربار لوئی سیزدهم بود. پادشاه در سال ۱۶۱۹ او را به مقام دوک لویین و پیر فرانسه منصوب کرد و در ۱۶۲۱ نیز، کنستبل فرانسه‌اش ساخت. لویین در اواخر همان سال و در اوج اقتدارش، بر اثر ابتلا به تب مخملک جان باخت.

اوایل زندگی

او فرزند ارشد آن دو رودولف و اونوره دالبر (۱۵۴۰–۱۵۹۲)، صاحب‌منصب لویین (در استان پرووانس امروزی) بود. پدرش در خدمت سه پادشاه آخر دودمان والوا و همچنین هنری چهارم فرانسه قرار داشت. برادرش، اونوره دالبر (دوک اول شولن)، فرماندار پیکاردی و مارشال فرانسه بود و در سال‌های ۱۶۲۵ و ۱۶۳۵ از استان خود دفاع موفقی انجام داد. خواهرش، آنتوانت دالبر، یکی از ندیمه‌های ملکه بود.

شارل در دربار بزرگ شد و به همراه ولیعهد - که بعداً لوئی سیزدهم شد - زندگی کرد. شاه نیز علاقه مشترکی به شکار داشت و به سرعت او را به خود نزدیک کرد و مقرب‌اش ساخت.

مسیر شغلی

در سال ۱۶۱۵، او را به فرماندهی کاخ لوور و مشاور پادشاهی منصوب کردند و سال بعد، لقب شکارگاه‌دار بزرگ فرانسه را دریافت کرد. لویین از نفوذ خود بر شاه در توطئه‌های دربار علیه ملکه مادر، ماری مدیچی، و فرد محبوب او، کنچینی، بهره برد. او به همراه ویتری (سردسته نگهبانان)، نقشه ترور کنچینی را در سال ۱۶۱۷ کشید و تمام اموال او را در ایتالیا و فرانسه تصاحب کرد.

همچنین در سال ۱۶۱۷، فرماندهی باستیل و سمت معاونت کل نورماندی به او سپرده شد. او علیه نویسندگان جزوه‌های مخالف با شدت عمل کرد، اما در عین حال، به دنبال صلح با ایتالیا و پروتستان‌ها بود.

در اوت ۱۶۱۹، او پیمان آنگولم را مذاکره کرد که بر اساس آن، ماری مدیچی آزادی کامل یافت. در همان ماه، فرمانداری پیکاردی و دوک‌نشین لویین را دریافت کرد. او مدتی قبل، شهرستان مایه در کنار رودخانه لوآر را خریده بود و شاه این منطقه را به دوک‌نشین لویین ارتقا داد. در ۱۴ نوامبر ۱۶۱۹، در مراسمی در تالار بزرگ پارلمان پاریس، رسماً به عنوان دوک و پیر فرانسه پذیرفته شد. صعود سریع او دشمنان فراوانی برایش ساخت که او را کنچینی دوم می‌دانستند. او در سال ۱۶۲۰، شورش اشراف را سرکوب کرد.

لشکرکشی سال ۱۶۲۱

در سال ۱۶۲۱، شاه از لویین خواست تا لشکرکشی علیه پروتستان‌های جنوب غربی را رهبری کند؛ هرچند لویین مدت‌ها با این کار مخالف بود. لوئی در ازای این درخواست، او را به مقام کنستبل فرانسه منصوب کرد، با وجود اینکه لویین توانایی و دستاورد نظامی چندانی نداشت. او در ۲ آوریل سوگند خورد. دلیل بخشی از این انتصاب، عدم حضور گزینه بهتر بود؛ دوک لزدیگیر، که پروتستان بود، از ترک دین خود سر باز زد (البته پس از مرگ لویین، او دین عوض کرد و کنستبل شد). لویین در شکست محاصره مونتوبان (۱۷ اوت تا ۲ نوامبر) نقش داشت و به شدت مورد انتقاد قرار گرفت، هرچند فرمانده میدانی نبود. او در میانه این لشکرکشی و در دسامبر ۱۶۲۱، بر اثر تب مخملک در قلعه لونگویل درگذشت.

زندگی شخصی

در سال ۱۶۱۷، با شاهزاده ماری ایمی دو روان ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری بود:

  • لوئی شارل دالبر (۱۶۲۰–۱۶۹۰)، دوک دوم لویین: او ابتدا با لوییز ماری سگیه ازدواج کرد. پس از مرگ همسر اول، با شاهزاده آن دو روان (ناتنی‌خواهر مادرش) پیمان زناشویی بست. پس از مرگ آن در سال ۱۶۸۴، برای بار سوم با مارگریت دالیگر ازدواج کرد.

لویین در ۱۵ دسامبر ۱۶۲۱ و در ۴۳ سالگی در قلعه لونگویلِ گین جان باخت. همسرش پس از مرگ او، با کلود دو لورن (دوک شوروز) ازدواج کرد و صاحب سه دختر شد. پس از مرگ کلود در ۱۶۵۵، عنوان دوک‌نشین شوروز به ماری رسید و سرانجام پس از مرگ ماری در ۱۶۷۹، لویی-شارل (پسر ماری از لویین) این دوک‌نشین را به ارث برد.

نسل‌ها

از طریق پسرش لوئی، او پس از مرگش شش نوه داشت؛ از جمله شارل اونوره دالبر (دوک لویین) و ژان باتیست دالبر که امروزه بیشتر به عنوان معشوقه پادشاه ویکتور آمادئوس دوم ساردینیا شناخته می‌شود.

جمع‌بندی

داستان زندگی شارل دالبر نمادی از اوج و فرود سریع قدرت دربار است. او با نزدیکی به شاه و حذف رقبا، به بالاترین مقامات رسید، اما بی‌کفایتی نظامی و دشمنی‌های فراوان، میراث او را تحت‌الشعاع قرار داد. مرگ زودهنگامش در ۴۳ سالگی، پایان مسیر پرفراز و نشیبی بود که با شکار و توطئه آغاز شده بود.