پادشاهی مورئا
پادشاهی مورئا یا قلمرو مورئا، نام رسمیای بود که جمهوری ونیز به شبهجزیره پلپونیز در جنوب یونان (که تا قرن نوزدهم به طور گستردهتری با نام مورئا شناخته میشد) داد، پس از تصرف آن از امپراتوری عثمانی در طول جنگ مورئا در سالهای ۱۶۸۴ تا ۱۶۹۹. ونیزیها با موفقیت قابلتوجهی تلاش کردند تا کشور را دوباره ساکن کنند و کشاورزی و اقتصاد آن را احیا نمایند، اما نتوانستند وفاداری اکثر جمعیت را جلب کنند و همچنین تصرف جدید خود را از نظر نظامی تضمین کنند. در نتیجه، این قلمرو در یک کمپین کوتاه در ماههای ژوئن تا سپتامبر سال ۱۷۱۵ دوباره به عثمانیها ازداد.
پیشینه
ونیزیها تاریخ طولانی تعامل با مورئا داشتند که بازگشت به پس از Fourth صلیبی (1203–1204) میرود، زمانی که جمهوری کنترل قلعههای ساحلی مودون و کورون، نائپلی و آرگوس را به دست آورد. آنان حتی پس از تصرف بقیه شبهجزیره توسط عثمانیها در سال ۱۴۶۰، این شهرها را حفظ کردند، اما در جنگهای اول، دوم و سوم عثمانی-ونیزی از دست دادند. در درگیریهای بعدی، عثمانیها سایر داراییهای خارجه باقیمانده ونیزیها، از جمله قبرس و کرت را نیز پاگیری کردند، که کرت پس از یک مبارزه طولانی در سال ۱۶۶۹ به دست عثمانیها افتاد.
در سال ۱۶۸۴، پس از شکست عثمانیها در دومین محاصره وین، ونیز به لیگ مقدس پیوست و بر امپراتوری عثمانی جنگ اعلام کرد. تحت فرماندهی فرانچسکو موروسینی که دفاع از کندیا، پایتخت کرت را رهبری کرده بود، ونیزیها از ضعف عثمانیها سوءاستفاده کردند و به سرعت جزیره لِفکادا (سانتا ماورا) را در ۱۶۸۴ تصرف کردند. در سال پس از آن، موروسینی در پلپونیز پیاده شد و در عرض دو سال، با کمک مردم محلی یونانی، کنترل شبهجزیره و قلعههای آن را به دست گرفت. یک کمپین بعدی ونیزی به شرق یونان قارهای در تصرف آتن موفق شد، اما در دیوارهای خالکسیس (نگروپونته) شکست خورد. پس از آن، درگیری به بنبست کشیده شد و تا امضای معاهده کارلویتز بین عثمانیها و لیگ مقدس، با غارتهای دوطرفه ادامه یافت. این معاهده در یونان، مورئا، لوکاس و جزیره ایگینا را در دستان ونیز باقی گذاشت.
سازماندهی استان جدید
اداره
در سال ۱۶۸۸، با کنترل عملی ونیزیها بر منطقه، جیاکومو کورنر به عنوان فرماندار کل (پروویدیتوره جنراله) مورئا منصوب شد تا قلمرو جدید را اداره کند. کاری که روبروی او ایستاده بود ترسناک بود، زیرا جمعیت در پی آمدن جنگ فرار کرده بود: ۶۵۶ روستا از ۲۱۱۵ روستا خالی بود، تقریباً تمام جمعیت مسلمان شبهجزیره را برای سفر به سرزمینهای هنوز در دستان عثمانی رها کرده بود، و حتی شهرهایی مانند پاتراس که پیش از جنگ ۲۵٬۰۰۰ سکندر داشت، اکنون تنها ۱۶۱۵ نفر باقی مانده بود. به جز منطقه کورینتوس و شبهجزیره خودمختار منی، ونیزیها در ۱۶۸۸ تنها ۸۶٬۴۶۸ نفر را در مورئا شمارش کردند، در حالی که جمعیت پیش از جنگ حدود ۲۰۰٬۰۰۰ نفر تخمین زده میشد. با این حال، منابع دیگر، مانند انگلیسی برناند راندولف که در سالهای ۱۶۷۱–۱۶۷۹ در یونان زندگی کرد، جمعیت مورئا را در آن زمان حدود ۱۲۰٬۰۰۰ نفر ارزیابی کرد که یکچهارم آن مسلمان و بقیه مسیحی بودند. این رقم با کاهش جمعیت ثبتشده در سراسر امپراتوری عثمانی در قر هفدهم و درخواستهای دولت عثمانی از منابع شبهجزیره در طول جنگ طولانی کرت، سازگار است.
تحت نظارت کورنر، یک کمیته متشکل از سه سناتور (جرونیمو رنیه، دومینیکو گریتی، مارینو میچیل) برای بازسازی مدیریت استان، احیای مراجع محلی، تهیه کاداستر و حل و فصل منازعات زمینی به مورئا فرستاده شد. شبهجزیره به چهار استان تقسیم شد:
- رومانیا: در شمالشرق پلپونیز، با مرکز در نائپلی (ناپولی دی رومانیا) و بخشهای آرگوس، کورینت، تریپولی و آگیوس پتروس در تساکونی.
- لاکونیا: در جنوبشرق، با مرکز در مونمvasia (مالواسیا) و بخشهای میستراس، وردونیا، کُلفا، پاساوا و زرناتا.
- مسینی: در جنوبغرب، با مرکز در ناوارینو و بخشهای مودون، کورون، آندروسا، کalamata، لئونتاری، کاریتاینا، فاناری، کیپارسیسیا و ناوارینو.
- آخایا: در شمالغرب، با مرکز در پاتراس و بخشهای ووستیتسا، کالاوریتا، گاستونی و پاتراس.
هر استان و بخش توسط یک پروویدیتوره رهبری میشد که اختیارات مدنی و نظامی را ترکیب میکرد و به کمک یک رکتور (رتوره) مسئول عدالت و یک کامرلینگو (کامرلینگو) مسئول امور مالی بود. به «پادشاهی مورئا» همچنین مدیریت جزایر کیترا (سِریگو) و آنتیکیترا (سِریگوتو) در مقابل سواحل جنوبشرقی پلپونیز نیز پیوست شد که از سال ۱۲۰۴ در دستان ونیزیها بود.
لیست پروویدیتورههای جنرال مورئا
عنوان رسمی فرماندار کل ونیزی مورئا، «پروویدیتوره جنراله delle Armi» (فرماندار کل تسلیحاتی) بود و مقر آن در نائپلی قرار داشت. در دوره اول پس از فتح، او توسط دو پروویدیتوره استراوردیناریو کمک میشد. پروویدیتورههای جنرالی که در طول پادشاهی مورئا منصوب شدند، از طریق روابط (رِلازیونی) که گزارشهایی از اعمالشان را به دولت ونیز ارائه میدادند، شناخته شدهاند. این افراد عبارت بودند از: جیاکومو کورنر (۱۶۸۸–۱۶۹۰)، تادئو گرادنیگو، پروویدیتوره استراوردیناریو (۱۶۹۰–۱۶۹۲)، آنتونیو مولین، پروویدیتوره استراوردیناریو (۱۶۹۲–۱۶۹۳)، مارین میچیل (۱۶۹۴–۱۶۹۵)، آگوستینو ساگریدو (۱۶۹۵–۱۶۹۷)، پائولو نانی (۱۶۹۷)، فرانچسکو گریمانی (۱۶۹۸–۱۷۰۱)، جیاکومو دا موستو (۱۷۰۱–۱۷۰۳)، آنتونیو نانی (۱۷۰۳–۱۷۰۵)، آنجلو ایمو (۱۷۰۵–۱۷۰۸)، مارکو لوردان (۱۷۰۸–۱۷۱۱)، آنتونیو لوردان (۱۷۱۱–۱۷۱۴)، الیساندرو بون (۱۷۱۴–۱۷۱۵).
توسعه اقتصادی و اجتماعی
برای احیای استان، ساکنان جدید با وعدههای زمینهای گسترده تشویق شدند تا از سایر سرزمینهای یونان مهاجرت کنند، عمدتاً از آتیکا اما نیز از سایر بخشهای یونان مرکزی، به ویژه مناطق آسیبدیده در جنگ. ۲۰۰۰ کریتی و همچنین کاتولیکهای چی، شهروندان ونیزی از جزایر یونان و حتی برخیبلغاریها به این دعوت پاسخ دادند. علاوه بر این، به ۱۳۱۷ خانواده مسلمانی که باقی ماندند، با تبدیل به مسیحیت و اهدای زمینها یا کسبوکارها به عنوان امتیازات، اشاره شده است. در نتیجه این سیاستها، جمعیت به سرعت بهبود یافت: به جز منی، ثبتنامههای ونیزی در ۱۶۹۱ ۹۷٬۱۱۸ ساکن، در سال بعد ۱۱۶٬۰۰۰ و در سال ۱۷۰۰ ۱۷۶٬۸۴۴ نفر را ثبت میکند. به دلیل امتیازات نسبیِ اعطا شده به جمعیت شهری، این دوره همچنین با مهاجرت جمعیت روستایی به شهرها همراه بود.
ونیزیها تلاش هماهنگای برای احیای و بهبود کشاورزی و تجارت کشور انجام دادند. بنابراین، خانوادههای مهاجر ۶۰ استرماتا زمین دریافت کردند، در حالی که ریشسفیدان جوامع محلی ۱۰۰ استرماتا تخصیص یافتند. کشتهای جدید انگور از فرانسه و ایتالیا معرفی شد و بر واردات شراب خارجی مالیات اعمال شد که پایههای احیای باغداری و تجارت کشمش با اروپای غربی را بنا نهاد؛ اقداماتی برای توسعه جنگلداری انجام شد؛ و صنعت ابریشم بومی ترویج یافت. پیوندهای تجاری هم با بقیه یونان عثمانی و هم با ساحل شمال آفریقا که محصول اصلی مورئا یعنی کشمش، غلات، پنبه، روغن زیتون، چرم، ابریشم و موم را صادر میکرد، برقرار شد. در نتیجه، درآمد سالانه از استان به طور مداوم از ۶۱٬۶۸۱ ریال در ۱۶۸۴/۸۵ به ۲۷۴٬۲۰۷ در ۱۶۹۱ و ۵۰۰٬۵۰۱ در ۱۷۱۰ رسید که تقریباً سهپنجم آن در خود مورئا هزینه میشد. برای مقایسه، درآمد کل مالیات مستحق دولت عثمانی از استان پیش از ۱۶۸۴ حدود ۱٬۶۹۹٬۰۰۰ ریال تخمین زده میشود.
به دلیل ورود گسترده مهاجران، دوره ونیزی با تحول اجتماعی شدید همراه بود. اگرچه به طور کلی هر از ساکنان اصلی و مهاجران جدید در طبقه اجتماعیای که قبلاً به آن تعلق داشتند باقی ماندند، اما سیاستهای مقامات ونیزی با اعطای مداوم زمین به حامیانشان—از جمله اقطاعهای تقریباً سلسلهای شناختهشده به نام «کونتهها» (conteas) —در کنار رونق اقتصادی، منجر به ظهور یک طبقه جدید ثروتمند از تجار و مالکان زمین شد، بسیاری از آنان از آتن، چیوز و جزایر یونان بودند. بر اساس تاریخگر یونانی آپوستولوس واکالوپولوس، همینجا ریشههای اولیگارشی «کُدجاباشیها» (kodjabashis) است که از اواخر قرن هجدهم تا جنگ استقلال یونان بر امور شبهجزیره مسلط بودند. در مقابل، برای دهقانان massa، چه بومی و چه مهاجر، وضعیت به تدریج بدتر شد؛ چه به دلیل بدهیها، تخلفات کارمندان، تحمیلهای کار اجباری یا کمبود فزاینده زمین، بسیاری از دهقانان، به ویژه کسانی که از یونان مرکزی مهاجرت کرده بودند، ترجیح دادند به سرزمینهای عثمانی در مقابل خلیج کورینت فرار کنند. آنان توسط مقامات عثمانی استقبال شدند، در حالی که مقامات ونیزی مجبور به ایجاد گشتهای نظامی برای متوقف کردن آنان شدند. این نشاندهنده شکاف عمیقتر در جامعه مورئایی است: هنگامی که ترکها در ۱۷۱۵ بازگشتند، اکثر جمعیت تحت تأثیر قرار نگرفت و تنها ثروتمندان مانند مالکان کونتهها به طور فعال از ونیز پشتیبانی کردند و در بسیاری موارد پس از شکست ونیزی، شبهجزیره را رها کرده و به ایتالیا رفتند.
تجroubles و ویرانی جنگ و پیامدهای آن همچنین باعث افزایش راهزنی در سراسر کشور شد. برای مقابله با آن، مقامات ونیزی یک ژاندارمری استانبهاستان به نام «میدانی» (meidani) ایجاد کردند، اما همچنین روستاییان را مسلح کردند و میلیسیاهای محلی تشکیل دادند، که مشابه نظام «ارماتولیک» عثمانی بود. علیرغم موفقیتهایشان در این زمینه، ونیزیها، مانند ترکها قبل و بعد از آنها، نتوانستند راهزنی را کاملاً ریشهکن کنند، زیرا منیوتها و ساکنان دیگر کوهستانی که در دژهای غیرقابلدسترس خود محافظت میکردند، همچنان از قانون ونیزی سر باز زدند و مناطق پست را غارت میکردند.
امور کلیسا
ونیزیها کلیسای ارتدکس یونانی محلی را تا حد زیادی خودراهه گذاشتند تا از طفرهرفتن با جمعیت جلوگیری کنند، اما با سوءظن به آن نگاه میکردند زیرا وابستگی آن به پاتریارک ایکومنیکال در قسطنطنیه تحت نظارت نزدیک سلطان بود. ونیزیها سعی کردند نفوذ پاتریارک را محدود کنند، درآمدی که از استان دریافت میکرد را کاهش دادند و اصرار کردند که اسقفهای مورئایی توسط دیوسههای خود انتخاب شوند و نه توسط پاتریارک منصوب شوند، اما عمدتاً نتوانستند پیوند کلیسای ارتدکس محلی (که رهبر عینی آن در آن زمان متروپلیت پاتراس شد) با پاتریارخیت را قطع کنند.
ونیزیها در تلاشهای خود برای تحمیل کلیسای کاتولیک در کشور vigor بیشتری نشان دادند، با تبدیل مساجد به کلیساهای کاتولیک و همچنین ساخت کلیساهای جدید و تأسیس رهبانان از اردوهای مختلف مذهبی در سراسر شبهجزیره. از مهمترین وقایع، تأسیس یک صومعه مکیتاریست ارمنی در مودون در سال ۱۷۰۸ بود که پس از ۱۷۱۵ به سن لازارو degli Armeni در ونیز منتقل شد. مرکز کلیسای کاتولیک در مورئا، اسقفنشین لاتین کورینتوس بود.
امنیت
علیرغم معاهده کارلویتز، عثمانیها از دست دادن مورئا را پذیرفته نبودند و حتی در سال ۱۷۰۲ شایعاتی از جنگ آتی وجود داشت، با ارسال نیرو و تأمین به استانهای عثمانی مجاور مورئا. جمهوری از قصدهای عثمانی آگاه بود و از ابتدای حکمرانی خود در مورئا، مقامات خود堡垒ها را برای بررسی وضعیت و توانایی مقاومت آنها گشتزنی کردند. با این حال، موقعیت ونیزیها با مشکلات تأمین و روحیهی کم، و همچنین کمبود شدید نیروها مختل شد: حتی در جریان جنگ، در سال ۱۶۹۰، نیروهای ونیزی در جنوب یونان تنها ۴٬۶۸۳ مرد، شامل مزدوران از اروپای غربی و یونانیان محلی (به شیوه نظام سِرنیده ونیز) بودند؛ در حالی که در ۱۷۰۲، گارنیزون در کورینتوس که مسیر اصلی تهاجم از قاره را پوشش میداد، تنها ۲٬۰۴۵ پیاده و تقریباً هزار سواره داشت. اگرچه یک بررسی دقیق در ۱۶۹۸ نقصهای جدی در تمام قلعههای مورئا را پیدا کرد، اما به نظر میرسد کار کمی برای رفع آنها انجام شده است. تقریباً تنها پروژه بزرگ که ونیزیها در طول حکمرانی خود در مورئا انجام دادند، ساخت قلعه جدید برای نائپلی، در ارتفاع پالامیدی که بر شهر مشرف است، بود که ساخت آن تحت نظارت موروسینی در جنگ مورئا آغاز شد. در آن اتفاق، دفاعیات شهر تنها چند روز در برابر حملات مصمم عثمانیها در ۱۷۱۵ دوام آورد.
بازپسگیری عثمانی
پس از پیروزی در جنگ روسیه-عثمانی ۱۷۱۰–۱۷۱۱، و با استناد به تخلفات مختلف ونیزی علیه کشتیسازی عثمانی، عثمانیها در ۹ دسامبر ۱۷۱۴ جنگ اعلام کردند. یک ارتش بزرگ، گزارشاً ۷۰٬۰۰۰ نفره تحت فرماندهی وزیر اعظم سیلاهدار دمات علی پاشا، از قسطنطنیه به سمت مورئا حرکت کرد که در اواخر ژوئن وارد آن شد. نیروهای ونیزی، کمتر از ۵٬۰۰۰ نفره تحت فرماندهی پروویدیتوره جنرال الیساندرو بون و کاپیتانجنرال جرونیمو دلفینو، بین قلعههای مختلف پراکنده شده و نتوانستند پیشروی عثمانی را متوقف کنند. دژ آکراکورینتوس، کلید شبهجزیره، پس از تنها پنج روز بمباران تسلیم شد، سپس ایگینا و آرگوس نیز سقوط کردند. عثمانیها سپس به سمت نائپلی پیش رفتند که پس از storm شدن قلعه پالامیدی در ۲۰ جولای تصرف و غارت شد. سقوط آن سرنوشت مورئا را رقم زد، زیرا ساکنان محلی (به جز منیوتها) به سرعت اعلام وفاداری به عثمانیها کردند. ونیزیها ناوارینو و کورون را رها کردند و امید داشتند در مودون مقاومت کنند، اما شورش سربازان یونانی و مزدوران اجازه داد عثمانیها به راحتی قلعه را تصرف کنند. با تصرف قلعه مورئا در ۱۶ آگوست و تسلیم مونمvasia در ۷ سپتامبر و کیترا، اشغال «پادشاهی مورئا» کامل شد.
کیترا در سال ۱۷۱۸ با معاهده پاساروویتز به حکمرانی ونیز بازگشت، اما مورئا تا یک قرن دیگر تحت کنترل عثمانی باقی ماند، تا انفجار جنگ استقلال یونان در ۱۸۲۱.