زندگی و مسیر حرفهای
بلانکیتا سوارز (۱۸۹۴ - ۱۹۸۳)، خواننده و بازیگر سرشناس اسپانیایی بود. او چهرهای شناختهشده در عرصه تئاتر موزیکال به شمار میرفت و الهامبخش چندین طرح و یک نقاشی رنگروغن از پابلو پیکاسو شد.
سوارز در خانوادهای با نسلها پیشینه هنری در سنسباستین زاده شد. پدرش خواننده باریتون و مادرش از خوانندگان گروه کر سارسوئلا بود. پدربزرگش در تئاتر آپولو به عنوان یادآور نقش ایفا میکرد و خواهر کوچکترش، کاندیدا سوارز، سوپرانویی نامدار بود که در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ به اوج شهرت رسید.
او کار هنریاش را از دوازدهسالگی با اجرا در «پوئرتو د لا لوس» آغاز کرد. بلانکیتا علاوه بر اجرای کاباره، در نمایشهای موزیکال، اپرتهای کمدی و سارسوئلاها نیز میدرخشید. رافائل آدام بایگس در سال ۱۹۱۸ قطعه «فادو بلانکیتا» را منحصراً برای او ساخت. او در سالهای پایانی عمرش، نقشهای کاراکتری در فیلمهای سینمایی را نیز بر عهده گرفت.
ارتباط با پیکاسو
پیکاسو احتمالاً در کابارهها و تئاترهای بارسلونا که آن زمان به آنها میرفت، بلانکیتا را دیده و او را به عنوان مدل آثارش برگزید. طرحهای مدادی پیکاسو از او در موزه پیکاسو پاریس نگهداری میشود و نقاشی رنگروغن سال ۱۹۱۷ او نیز در موزه پیکاسوی بارسلونا قرار دارد.
زندگی شخصی
سوارز در ۵ آوریل ۱۹۲۸، دختری نامشروع به نام ترزا مورا به دنیا آورد. ترزا در بارسلونا و نزد پدرش، خوان مورا، بزرگ شد. او نیز استعداد آوازی خود را از کودکی نشان داد، در سیزدهسالگی آواز خواندن را بهطور حرفهای آغاز کرد، در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ به خوانندهای بینالمللی تبدیل شد و سرانجام در سال ۱۹۶۰ به آمریکا مهاجرت کرد.
اجرای صحنهای
- نمایش El sobre verde با ترانه «سوی گارسون... با موهای کوتاه»
- نمایش La Blanca با ترانه «باید سیاهموی باشی»
- نمایش Suspiros de España با ترانه «چشمان سبز»
فیلمشناسی
- ماجرا (Aventura) - اثر خرونیمو میهورا (۱۹۴۲)
- سرخ و سیاه (Rojo y negro) - اثر کارلوس آرهوالو (۱۹۴۲)
- فروشنده بنفشه (The Violet Seller) - اثر لوئیس سزار آمادوری (۱۹۵۸)
- حقیقت (La verdad) - (۱۹۱۷)
- دختر گربه (La chica del gato) - (۱۹۴۳)
- فوتبال، عشق و گاوها (Fútbol، amor y toros) - (۱۹۲۹)
- چی، چه دیوانهای! (¡Che، qué loco!) - (۱۹۵۳)
- راهزن بخشنده (El Bandido generoso) - (۱۹۵۴)
- برادر جاروبر (Fray Escoba) - (۱۹۶۱)