نبرد تایارژوانگ: نخستین پیروزی بزرگ چین در جنگ دوم چین و ژاپن
نبرد تایارژوانگ که در سال ۱۹۳۸ میلادی در جریان جنگ دوم چین و ژاپن رخ داد، نقطهی عطفی مهم در این درگیری بود. این نبرد، نخستین پیروزی بزرگ ارتش جمهوری چین در برابر ارتش امپراتوری ژاپن محسوب میشود که نه تنها باعث تحقیر نظامی ژاپن و خدشهدار شدن اعتبار شکستناپذیری آن شد، بلکه روحیه چینیها را نیز به شدت تقویت کرد.
شهر تایارژوانگ در کرانه شرقی کانال بزرگ چین و در شمال شرقی شهر شوشو (Xuzhou) قرار داشت. این شهر همچنین پایانه یک خط راهآهن محلی بود و موقعیت استراتژیک آن، از جمله تقاطع راهآهنهای اصلی جینپو (Tianjin-Pukou) و لونگهای (Lanzhou-Lianyungang) و همچنین مقر لشکر پنجم جنگی کومینتانگ، بر اهمیت آن میافزود.
پیشزمینه سیاسی و استراتژیک
تا سال ۱۹۳۸، ارتش چین متحمل تلفات سنگینی پس از سقوط شانگهای و نانجینگ شده بود و نیروی هوایی و دریایی آن تقریباً نابود شده بود. با این حال، عزم چین برای مقاومت در برابر تهاجم ژاپن تضعیف نشده بود. در ۳۰ ژانویه، فرماندهی عالی ژاپن تصمیم گرفت تا ماه اوت هیچ عملیات تهاجمی جدیدی انجام ندهد. امپراتور هیروهیتو نیز معتقد بود که حداقل یک سال زمان برای تثبیت مواضع و تجدید قوا قبل از هرگونه عملیات بیشتر لازم است. در نتیجه، فرماندهی عالی ژاپن تصمیم گرفت تا سال ۱۹۳۹ برای یک حمله قاطع و سریع صبر کند.
در همین حال، چیانگ کایشک، رهبر چین، شرایط ژاپن برای صلح را نپذیرفت. در ۲۰ فوریه، چین سفیر خود را از ژاپن فراخواند و روز بعد، ژاپن نیز متقابلاً سفیر خود را از چین خارج کرد. چیانگ کایشک پیش از این از سمت نخستوزیری استعفا داده بود تا تمام تمرکز خود را بر جنگ معطوف کند. این اقدامات نشاندهنده تعهد کامل چین به جنگ بود، در حالی که ژاپن هنوز تردیدهایی داشت.
وضعیت نظامی
علیرغم اعلام امپراتور ژاپن مبنی بر عدم انجام عملیات جدید در سال ۱۹۳۸، نیروهای ژاپنی در چین مشتاق ادامه پیشروی بودند و پس از سقوط نانجینگ، روحیه آنها در اوج بود. استراتژی نیروی دریایی امپراتوری ژاپن (IJN) ادامه پیشروی به سمت غرب در امتداد رود یانگتسه برای حمله به ووهان بود.
اما ارتش امپراتوری ژاپن (IJA) تمایلی به ادامه پیشروی در امتداد رودخانهها نداشت و در عوض، ارتش چین را که از منطقه شانگهای-نانجینگ عقبنشینی میکرد، تا شمال استانهای جیانگسو، شاندونگ و هنان تعقیب میکرد.
بخش قابل توجهی از نیروهای چینی که از شانگهای عقبنشینی کرده بودند، از رود یانگتسه عبور کرده و وارد منطقه جیانگبی (Jiangbei) شدند. در طول عقبنشینی از نانجینگ نیز بسیاری از نیروهای پراکنده چینی به رود یانگتسه سرازیر شده و وارد جیانگبی شدند. ارتش امپراتوری ژاپن این وضعیت را فرصتی برای تعقیب و نابودی این نیروهای نامنظم چینی دید و استراتژی نیروی دریایی را مبنی بر پیشروی در امتداد یانگتسه نادیده گرفت.
در طول دسامبر ۱۹۳۷، لشکر سیزدهم ریپِی اوگیسو (Rippei Ogisu) نیروهای در حال فرار چین را تعقیب کرد و مناطقی چون جیانگدو (Jiangdu) و شائوبو (Shaobo) را تصرف نمود و به سمت آنهویی پیشروی کرد تا تیانچانگ (Tianchang) را بگیرد. همزمان، در شمال چین، لشکر دهم رنسوکه ایز (Rensuke Isogai) از جنوب بین چینگچنگ (Qingcheng) و جییانگ (Jiyang) پیشروی کرد تا از رود زرد عبور کرده و به راهآهن جیاوجی (Jiaoji) نزدیک شود. دسترسی به این راهآهن به آنها امکان میداد تا به سمت غرب و سپس جنوب حرکت کرده، راهآهن جینپو را پاکسازی کنند و در شوشو به لشکر سیزدهم بپیوندند. از آنجا، نیروهای ترکیبی ژاپنی میتوانستند به ووهان حمله کرده و کومینتانگ را وادار به تسلیم کنند. جنگ بدین ترتیب از منطقه سوم به منطقه پنجم جنگی کشیده شده بود.
ارتش چین
چیانگ کایشک در ژانویه ۱۹۳۸، بای چونگشی (Bai Chongxi)، معاون رئیس ستاد خود را به شوشو فرستاد. لی زونگرن (Li Zongren) و بای چونگشی از همراهان قدیمی از جناح گوانگشی جدید (New Guangxi Clique) بودند و از زمان نبرد لونگتان (Battle of Longtan) در لشکرکشی شمالی در کنار هم خدمت کرده بودند.
چیانگ، ارتش بیست و یکم از منطقه سوم جنگی را به فرماندهی لی فرستاد. این یگان که متعلق به گوانگشی بود، تحت فرماندهی لیائو لی (Liao Lei) قرار داشت و از ارتشهای هفتم و چهل و هفتم تشکیل شده بود. در همین زمان، ارتش بیست و دوم تحت فرماندهی سان ژن (Sun Zhen) که واحدی از جناح سیچوان بود، نیز وارد منطقه شانشی-هنن شد، اما هم یان شیشان (Yan Xishan)، فرمانده منطقه دوم جنگی و رئیس شانشی، و هم چنگ چیان (Cheng Qian)، فرمانده منطقه اول جنگی و رئیس هنان، از پذیرش آن امتناع کردند. هر دو فرمانده از واحدهای سیچوان به دلیل نظم ضعیف، به ویژه مصرف گسترده تریاک، ناراضی بودند.
ارتش بیست و دوم تحت فرماندهی سان ژن، چهار لشکر از شش لشکر خود را برای کمک به تلاشهای جنگی در شمال چین اعزام کرده بود. این گروهان که تحت سازماندهی ارتشهای چهل و یکم و چهل و پنجم بود، در ۱ سپتامبر با پای پیاده به سمت تاییوآن (Taiyuan) حرکت کرد و پس از بیش از ۵۰ روز پیادهروی مداوم و طی مسافتی حدود ۱۴۰۰ کیلومتر، زمستان سردی را در شانشی تجربه کرد. علیرغم نداشتن لباس زمستانی یا حتی یک نقشه از استان، بلافاصله به مدت ۱۰ روز در یانگکوان (Yangquan) با ژاپنیها درگیر شدند و تلفات سنگینی متحمل گشتند. به دلیل کمبود شدید آذوقه، آنها به یکی از انبارهای تدارکاتی جناح شانشی دستبرد زدند که باعث خشم یان شیشان شد و او آنها را از استان اخراج کرد. ارتش بیست و دوم سپس به سمت غرب در منطقه اول جنگی عقبنشینی کرد، اما فرمانده آن، چنگ چیان، درخواست آنها را برای دریافت تدارکات رد کرد.
ارتش ژاپن
نبرد
در ۲۵ مارس، ژاپنیها حملهای تمام عیار به تایارژوانگ آغاز کردند و یک گروهان ۳۰۰ نفره با موفقیت از دروازه شمال شرقی عبور کرد.
در ۲۶ مارس، تانگ انبو (Tang Enbo) مهاجمان ژاپنی را از پشت سر قطع کرد.
با این حال، آنها سپس مجبور به عقبنشینی به سمت معبد چنگهوانگ (Chenghuang Temple) شدند. چینیها سپس معبد را به آتش کشیدند و تمام نیروهای ژاپنی را از بین بردند. روز بعد، ژاپنیها حملهای دیگر از طریق دروازه شکسته شده آغاز کردند و بخش شرقی منطقه را تصرف نمودند، سپس از گوشه شمال غربی از بیرون نیز رخنه کرده و پاویلیون ونچانگ (Wenchang Pavilion) را به تصرف درآوردند.
بین مارس و آوریل ۱۹۳۸، نیروی هوایی ملی چین اسکادرانهایی از گروههای سوم و چهارم تعقیب و گریز را با هواپیماهای جنگنده-حمله برای رهگیری هوایی در مسافت طولانی و پشتیبانی نزدیک هوایی از عملیات تایارژوانگ مستقر کرد.
در ۲۹ مارس، تیم حمله از جنوب منطقه، پاویلیون ونچانگ را از جنوب و شرق مورد هجوم قرار داد و تمام پادگان ژاپنی را با استثنای چهار سرباز ژاپنی که به اسارت گرفته شدند، نابود کرد. بدین ترتیب، چینیها گوشه شمال غربی منطقه را پس گرفته بودند.
تا اوایل آوریل، ژاپنیها دو سوم تایارژوانگ را تصرف کرده بودند، اگرچه چینیها هنوز دروازه جنوبی را در اختیار داشتند.
در ۳ آوریل، ارتش دوم چین یک ضد حمله را آغاز کرد و لشکر سیام و صدم به ترتیب به سمت شمال در بیلوئو (Beiluo) و نیگو (Nigou) جنگیدند. در ۶ آوریل، ارتشهای دوم و پنجاه و دوم چین در تایدون (Taodun)، درست در غرب لانلینگ (Lanling)، به هم پیوستند. سپس نیروی ترکیبی به سمت شمال غربی رانده شد و گانلوگو (Ganlugou) را تصرف کرد. با موفقیت تمام ضد حملات مختلف چینی، خط ژاپنی سرانجام فروپاشید و هر دو لشکر دهم و پنجم مجبور به عقبنشینی شدند.
با این حال، تحرک بسیار برتر به ژاپنیها اجازه داد تا از یک شکست کامل توسط نیروهای تعقیبکننده چینی جلوگیری کنند.
دو هزار سرباز ژاپنی راه خود را از تایارژوانگ بیرون جنگیدند و هشت هزار نفر کشته بر جای گذاشتند؛ برخی از سربازانی که خارج شدند، هاراگیری (خودکشی) کردند. با وجود فقدان تخمین قابل اعتماد، تلفات چینیها بیشتر بود.
دلایل شکست ژاپن
برخی از مهمترین دلایل شکست ژاپن به شرح زیر است:
- در مقدمه نبرد، ژاپنیها با عملیات "دفاع تهاجمی" که توسط واحدهای مختلف منطقهای چین انجام میشد، دچار مشکل شدند، که به طور مؤثری مانع از دستیابی سه لشکر ژاپنی به هدف خود برای پیوستن به یکدیگر شد.
- علیرغم استقرار مکرر توپخانه سنگین، حملات هوایی و حملات شیمیایی، ژاپنیها نتوانستند ارتش دوم چین را از تایارژوانگ و مناطق اطراف آن بیرون کنند، حتی زمانی که مدافعان در معرض نابودی کامل قرار داشتند.
- ژاپنیها نتوانستند مانع از مانور ارتش بیستم چین در اطراف مواضع عقبی خود شوند، که مسیرهای عقبنشینی آنها را قطع کرد و به چینیها برتری ضد محاصره را داد.
- پس از نافرمانی و اعدام متعاقب هان فویو (Han Fuju)، فرماندهی عالی ارتش چین لحن خود را در بالاترین سطوح با تشدید انضباط نظامی تنظیم کرد، که در سراسر صفوف نفوذ کرد و حتی منجر به تمایل سربازان رده پایین برای به خطر انداختن جان خود در راه اجرای دستورات شد. به عنوان مثال، یک "جوخه مرگ" به طور مؤثری علیه واحدهای ژاپنی استفاده شد. آنها از شمشیر استفاده میکردند و جلیقههای انتحاری ساخته شده از نارنجک به تن داشتند.
- به دلیل کمبود سلاح ضد تانک، بمبگذاری انتحاری نیز علیه ژاپنیها استفاده شد. سربازان چینی مواد منفجره مانند بستههای نارنجک یا دینامیت را به بدن خود میبستند و خود را زیر تانکهای ژاپنی میانداختند تا آنها را منفجر کنند. سربازان چینی که به سمت تانکهای ژاپنی هجوم میبردند و خود را منفجر میکردند، دینامیت و نارنجک به خود میبستند. در یکی از حوادث در تایارژوانگ، بمبگذاران انتحاری چینی چهار تانک ژاپنی را با بستههای نارنجک منهدم کردند.
پیامدها
این شکست ضربه قابل توجهی به ارتش ژاپن وارد کرد. این اولین شکست عمده ژاپن از آغاز جنگ بود، افسانه شکستناپذیری ارتش امپراتوری ژاپن را در هم شکست و فواید غیرقابل محاسبهای برای روحیه چینیها به همراه داشت. در میان جشنهای پیروزی در هانکو (Hankou) و دیگر شهرهای چین، ژاپن در ابتدا شکست خود را انکار کرد و گزارشهای نبرد را برای روزها مسخره کرد. این واقعه توسط نیویورک تایمز گزارش شد.
این نبرد همچنین تلفات و خسارات قابل توجهی برای ژاپنیها به همراه داشت که ادعا کردند مجموعاً ۱۱۹۱۸ نفر تلفات داشتهاند. چینیها ادعا کردند که ۲۴۰۰۰ نیروی ژاپنی را نابود کرده و همچنین ۳ هواپیما را سرنگون و حدود ۳۰ تانک و بیش از ۱۰ وسیله نقلیه زرهی دیگر را منهدم یا تصرف کردهاند.
منابع
- Cheung, Raymond. OSPREY AIRCRAFT OF THE ACES 126: Aces of the Republic of China Air Force. Oxford: Bloomsbury Publishing Plc, 2015.
- Hsu Long-hsuen and Chang Ming-kai, History of The Sino-Japanese War (1937-1945) 2nd Ed., 1971. Translated by Wen Ha-hsiung, Chung Wu Publishing; 33, 140th Lane, Tung-hwa Street, Taipei, Taiwan Republic of China. Pg. 221–230. Map. 9-1
- Xú, Lùméi. Fallen: A Decryption of 682 Air Force Heroes of The War of Resistance-WWII and Their Martyrdom. 北京, 中国: 团结出版社, 2016.