نبرد تاکنا: پایان اتحاد پرو-بولیوی

Battle of Tacna
📅 7 اسفند 1404 📄 2,354 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

نبرد تاکنا (معروف به نبرد قله اتحاد) در ۲۶ مه ۱۸۸۰، اتحاد پرو-بولیوی را علیه شیلی به‌طور مؤثر در هم کوبید. فرماندهی ارتش شیلی بر عهده ژنرال مانوئل باکوئدانو بود و نیروهای متحد پرو و بولیوی به فرماندهی رئیس‌جمهور بولیوی، ژنرال نارسیسو کامپرو، را شکست داد. این نبرد، بولیوی را از جنگ خارج کرد و شیلی را در تسلط بر منطقه تاراپاکا تثبیت نمود.

نبرد تاکنا: پایان اتحاد پرو-بولیوی

نبرد تاکنا، که با نام نبرد قله اتحاد (اسپانیایی: Batalla del Alto de la Alianza) نیز شناخته می‌شود، در ۲۶ مه ۱۸۸۰ به اتحاد پرو-بولیوی علیه شیلی که بر اساس معاهده‌ای مخفی در سال ۱۸۷۳ شکل گرفته بود، پایان داد. ارتش عملیات شمالی شیلی به فرماندهی ژنرال مانوئل باکوئدانو گونزالس، نیروهای متحد پرو و بولیوی را که تحت فرماندهی رئیس‌جمهور بولیوی، ژنرال نارسیسو کامپرو بودند، قاطعانه شکست داد. این نبرد در فلات تپه اینتی اورکو (Inti Urqu) در چند مایلی شمال شهر تاکنا در پرو رخ داد. در نتیجه این پیروزی، بولیوی از جنگ کنار گذاشته شد و پرو مجبور شد باقی جنگ را به تنهایی ادامه دهد. همچنین، این پیروزی سلطه شیلی بر دپارتمان تاراپاکا را تثبیت کرد. این منطقه پس از امضای پیمان آنکون در سال ۱۸۸۴ که به جنگ پایان داد، به طور قطعی به شیلی ضمیمه شد. خود تاکنا نیز تا سال ۱۹۲۹ تحت کنترل شیلی باقی ماند.

مقدمه

پس از موفقیت در لشکرکشی تاراپاکا، شیلیایی‌ها مدتی دست نگه داشتند. دولت شیلی معتقد بود که با تصرف تاراپاکا، پرو آتش‌بس را امضا خواهد کرد و به شیلی اجازه می‌دهد تا قلمرو تازه تصرف شده را به عنوان غرامت جنگ حفظ کند. علاوه بر این، ارتش با داوطلبان غیرنظامی زیادی تقویت شده بود. تا نوامبر، ارتش عملیات شمالی ۱۲۰۰۰ نفر نیرو داشت. در نهایت، کنترل آنتوفاگاستا به معنای جریان نقدی اضافی از صادرات نیترات بود. این امر خرید سلاح، لباس، غذا و سایر مواد جنگی مورد نیاز ارتش در حال گسترش را ممکن ساخت و بار هزینه‌های جنگ را کاهش داد.

اما، عدم نتیجه‌گیری منجر به نارضایتی عمومی در پرو و بولیوی شد. به خصوص در بولیوی، عقب‌نشینی از کامارونس یک شرمساری بود. این امر در برکناری رئیس‌جمهور پرو، ماریانو ایگنacio پرادو، و همتای بولیویایی او، هیلاریون دازا، تعیین‌کننده بود. هر دو برکنار و به ترتیب توسط نیکولاس دِ پییرولا و ژنرال نارسیسو کامپرو جایگزین شدند. همچنین، از دست دادن دپارتمان تاراپاکا درآمد حاصل از تجارت نیترات را متوقف کرد و بار مالی جنگ را برای متفقین سنگین‌تر نمود.

ارتش متفقین

متفقین ۱۱۰۰۰ نفر نیرو بین تاکنا و اریکا داشتند. ارتش حاضر در تاکنا حدود ۱۰,۰۰۰ نفر و سی و یک توپ جنگی داشت — شش توپ کروپ، شش مسلسل، دو توپ لا هیت، هفت توپ سرگردان ۴ اینچی و توپ‌های ۱۲ اینچی بلکی. عناصری از ارتش متفقین حدود یک سال در شهر مستقر بودند، اما تجربه کمی از شرایط خشک خارج از دره‌ای که شهر تاکنا در آن قرار داشت، داشتند. تا زمان نبرد، وضعیت بهداشتی در شهر ضعیف بود و بیماری‌های عفونی در میان سربازان و جمعیت غیرنظامی شیوع داشت. غیرنظامیان و سربازان به طور یکسان از بیماری‌های عفونی می‌مردند، بیمارستان‌ها بودجه کافی نداشتند و مدیریت تلاش‌های نظامی ضعیف بود. بسیاری از سربازان بیمار مستقیماً از بیمارستان و خانه‌ها که در آن استراحت می‌کردند، به میدان نبرد می‌رفتند.

مشکل اصلی متفقین این بود که پیاده‌نظام انواع مختلفی از تفنگ‌ها را داشت و بسیاری از آن‌ها منسوخ بودند و مهمات سازگار نداشتند. به عنوان عالی‌رتبه‌ترین افسر، فرماندهی متفقین به ژنرال نارسیسو کامپرو، رئیس‌جمهور بولیوی، رسید.

ارتش شیلی

فرماندهی عالی شیلی طرحی برای پیاده شدن در ایلو و پاکوچا برای شناسایی کشور و کسب اطلاعات از وضعیت متفقین داشت. پس از دو حمله قبلی، ۱۰,۰۰۰ نفر در ایلو پیاده شدند. در زمان این رویدادها، ژنرال اراسموا اسکالا به دلیل مشاجرات مداوم با وزیر جنگ رافائل سوتومایور از سمت فرماندهی کل استعفا داد. سوتومایور، ژنرال مانوئل باکوئدانو گونزالس را به عنوان جانشین او منصوب کرد. باکوئدانو کهنه سرباز جنگ علیه کنفدراسیون پرو-بولیوی بود و از حمایت و احترام سربازان برخوردار بود.

پیاده‌نظام مجهز به تفنگ‌های کومبلین و گرا ارتقا یافته بود که از همان نوع گلوله استفاده می‌کردند. توپخانه ۳۷ توپ داشت — ۲۰ توپ کروپ و ۱۷ توپ کوهستانی.

تحرکات اولیه

در ۳۱ دسامبر، یک ستون شیلیایی به فرماندهی سرهنگ دوم آریستیدس مارتینز در ایلو پیاده شد. شیلیایی‌ها کنترل شهر را به دست گرفتند و خطوط تلگراف به موکگوا را قطع کردند. پس از آن، لشکرکشی با قطار به موکگوا رفت و صبح روز بعد شهر را تصرف کرد. سپس، مارتینز به ایلو بازگشت و در ۲ ژانویه به پیساگوآ بازگشت. پس از این شناسایی، سوتومایور تصمیم گرفت با تمام ارتش به تاکنا و اریکا حمله کند و موکگوا را تنها گذاشت.

یک پیاده‌روی عظیم بین ۱۸ تا ۲۵ فوریه انجام شد. در دو مرحله، چهار لشکر در ایلو پیاده شدند. در ۲۷ فوریه، نیروی دریایی شیلی بمباران اریکا را آغاز کرد، جایی که کاپیتان جدید هواسکار، مانوئل تامسون، در نبرد دریایی اریکا کشته شد.

در ۸ مارس، یک ستون دیگر شیلیایی متشکل از ۹۰۰ سرباز به فرماندهی سرهنگ اوروزیمبو باربوسا به مولندو فرستاده شد. ده روز بعد، ژنرال کامپرو وارد تاکنا شد و فرماندهی ارتش متفقین را بر عهده گرفت. تا پایان ماه، قلعه پرویی تپه لس آنجلس -موقعیتی که متفقین آن را نفوذناپذیر می‌دانستند- به باکوئدانو سقوط کرد. در ۹ آوریل، بندر ال کالائو تحت محاصره قرار گرفت. با این حال، کوروت گشتی پرویی یونیون از محاصره در اریکا عبور کرد و تدارکات، دارو و کفش را به پادگان بندر رساند.

در ۲۰ مه، وزیر رافائل سوتومایور بر اثر سکته مغزی در لاس یارس درگذشت. رئیس‌جمهور شیلی آنیبال پینتو، خوزه فرانسیسکو ورگارا، ستوان سابق گارد ملی را به عنوان وزیر جدید جنگ در لشکرکشی منصوب کرد.

در حالی که ارتش شیلی در دپارتمان تاکنا پیشرفت می‌کرد، متفقین مشکلات خاص خود را داشتند. مونترو می‌خواست در تاکنا منتظر شیلیایی‌ها بماند، اما سرهنگ الیدورو کاماچو از ایده راهپیمایی و کمین در دره رودخانه سما، با تسهیل ارتباطات با ارکیپا، حمایت می‌کرد. ژنرال کامپرو برای جلوگیری از هرگونه درگیری، به تاکنا سفر کرد تا فرماندهی را بر عهده بگیرد و در ۱۹ آوریل فرماندهی خود را آغاز کرد. در شب ۲۵ مه، نیروهای کامپرو سعی کردند در کِبرادا هاندا به شیلیایی‌ها کمین کنند، اما تاریکی و مه مانع از این کار شد و آن‌ها را مجبور به بازگشت به تاکنا برای آماده‌سازی دفاعی کرد.

نبرد

میدان نبرد

فلات اینتی‌اورکو، زمینی خشک و با شیب ملایم است که در چند مایلی شمال تاکنا واقع شده و به یک میدان تیراندازی عالی تبدیل شده است. در پشت آن، مجموعه‌ای از تپه‌های شنی کوچک وجود دارد که امکان پنهان شدن واحدهای ذخیره را فراهم می‌کرد. جناحین توسط جاده سما-تاکنا از شرق و از غرب توسط زمینی تقریباً غیرقابل پیاده‌روی محافظت می‌شوند، جایی که هیچ توپخانه‌ای هرگز نمی‌توانست مستقر شود و میدانی سخت برای حرکت پیاده‌نظام یا سواره‌نظام بود.

طرح و استقرار متفقین

طرح متفقین بر استفاده تاکتیکی از زمین متکی بود؛ بنابراین استراتژی دفاع از یک موقعیت محافظت شده بود. ارتش در لبه جنوبی فلات اینتی‌اورکو، در یک خط دفاعی به طول ۳ کیلومتر مستقر شد. نیروها هیچ دفاعی آماده نکرده بودند و هیچ سنگری حفر نکرده بودند، به جز دفاع‌های شنی کوچک برای توپخانه در جناح راست خود.

کامپرو ارتش خود را به سه بخش اصلی تقسیم کرد:

  • در سمت راست، خط مقدم شامل گردان‌های کوزکو، لیما و موریلو، به علاوه لشکر دل سولار پرویی و لشکر چهارم بود. در ذخیره، گردان‌های آلیانزا (معروف به کلرادوس) و آروما بولیوی قرار داشتند. همه تحت فرماندهی لیزاردو مونترو بودند.
  • سرهنگ مانوئل کاسترو پینتو مرکز را در اختیار داشت، به همراه گردان‌های پادیا، چوروکوئه، گراو و لوآ. لشکر پنجم پرویی در عقب بود.
  • در نهایت، جناح چپ تحت فرماندهی سرهنگ الیدورو کاماچو قرار داشت. کاماچو لشکر اول و سوم پرویی را در اختیار داشت و در پشت آن‌ها لشکر چهارم پرویی و گردان‌های سوکر، ویدما و تاریخا قرار داشتند.

ارتش دوم پرو از جنوب و ارتش بولیوی در مجموع بیست و یک گردان با هشت مسلسل و نه توپ، به علاوه هشت هنگ سواره‌نظام داشتند.

طرح و استقرار نیروهای شیلی

شیلیایی‌ها در مورد طرح‌های نبرد بحث کردند. اولین طرح، یک مانور چریکی به جناح راست متفقین بود که توسط وزیر جنگ ورگارا پیشنهاد شد. از سوی دیگر، سرهنگ ولاسکز ایده‌ای برای بهره‌برداری از فقدان عمق در خطوط متفقین و درگیر کردن کل جبهه در یک حمله همزمان داشت. ایده این بود که نیروها نتوانند از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل شوند و از تقویت نقاط ضعیف ایجاد شده در طول نبرد جلوگیری شود. علاوه بر این، فقدان سنگر و استحکامات، شکستن خطوط را آسان‌تر می‌کرد.

باکوئدانو طرح ولاسکز را ترجیح داد. بنابراین، پیاده‌نظام به پنج لشکر تقسیم شد:

  • لشکر اول به فرماندهی سرهنگ سانتیاگو آمنگوال، با گردان‌های والپارایسو و ناوالس، به علاوه هنگ‌های اسمرالدا و چیلان.
  • در سمت چپ، لشکر دوم به فرماندهی سرهنگ فرانسیسکو بارسلو، متشکل از هنگ‌های آتاکاما، خط دوم و خط پنجم.
  • لشکر چهارم سرهنگ اوروزیمبو باربوسا، شامل گردان کازادورس دل دِسیِرتو به علاوه هنگ‌های لائوتارو و زاپادورِس.
  • درست پشت سر آن‌ها، لشکر سوم به فرماندهی سرهنگ خوزه آمنِگِتی، با هنگ‌های آرتیلریا دِ مارینا، کوکیمبو و چاکابوکو قرار داشت.
  • در خط سوم و پشت این دو، ذخیره سرهنگ موریسیو مونوز، با هنگ‌های خط اول بوئین، خط سوم و خط چهارم مستقر بود.

توپخانه ولاسکز سی و هفت توپ و چهار مسلسل داشت، و سواره‌نظام از سه هنگ تشکیل شده بود، با بخشی جدا شده به لشکر دوم و بقیه با ستاد فرماندهی باکوئدانو.

ارتش شیلی در تاکنا در مجموع شانزده گردان، سه هنگ سواره‌نظام و سی و هفت توپ جنگی داشت.

آغاز نبرد

نبرد با یک دوئل توپخانه‌ای بی‌فایده آغاز شد، زیرا پرتابه‌ها در شن فرو رفتند و منفجر نشدند. طبق طرح ولاسکز، حدود ساعت ۱۰ صبح لشکر آمنگوال شروع به حرکت به سمت چپ متفقین کرد، در حالی که بارسلو با لشکر خود در یک خط واحد به سمت مرکز حرکت کرد و باربوسا به سمت مونترو یورش برد. آمنگوال ابتدا درگیر شد، زیرا به بارسلو دستور داده شد تا زمانی که لشکر اول بتواند جناح چپ متفقین را بگیرد، صبر کند.

آمنگوال در دورترین سمت چپ موقعیت خود با کاماچو درگیر شد. کاماچو لشکر چهارم سرهنگ ژاسینتو مندوزا و همچنین گردان‌های سوکر، تاریخا و ویدما را اعزام کرد. همچنین، ژنرال کامپرو لشکر پنجم سرهنگ هررا را برای تقویت جناح چپ متفقین، بین کاماچو و کاسترو پینتو، فرستاد.

پس از یک مبارزه سخت، شیلیایی‌ها گردان‌های ویدما و ویکتوریا را عقب راندند، اما نتوانستند جناح چپ متفقین را کاملاً بشکنند. هر دو طرف درگیر مبارزه‌ای شدید شدند و از فاصله نه چندان دورتر از ۴۰ متری به یکدیگر شلیک می‌کردند. گردان سوکر ۸۰٪ از مردان خود را از دست داد، در حالی که آمنگوال به پیشروی خود ادامه داد. تا این زمان، تنها ۴۵۰۰ سرباز به جبهه متفقین حمله کرده بودند. هنگامی که کاماچو واحدهای خود را در حال عقب‌نشینی دید، به نیروی عقب خود دستور داد تا به فراریان شلیک کنند. او همچنین درخواست نیروهای کمکی کرد و ذخیره مونترو برای کمک به او فرستاده شد.

ضد حمله متفقین

تا ساعت ۱۲:۳۰ ظهر، شیلیایی‌ها مهمات خود را تمام کرده بودند و حمله فروکش کرد. متفقین فرصت را دیدند و یک حمله عمومی اعلام شد. تمام پیاده‌نظام کاسترو پینتو به بارسلو حمله کرد، در حالی که لشکر دوم و سوم پرویی به همراه گردان‌های آروما و آلیانزا به آمنگوال حمله کردند. با کمبود شدید گلوله، شیلیایی‌ها مجبور به عقب‌نشینی با تلفات زیادی شدند. هنگ آتاکاما به تنهایی نزدیک به نیمی از پرسنل خود را از دست داد.

فرمانده هنگ اسمرالدا، سرهنگ دوم آدولفو هولی، درخواست مداخله سواره‌نظام را کرد. همچنین، باکوئدانو لشکر سوم آمنگتی را برای تقویت پیشقراولان فرستاد و توپخانه را به جلو منتقل کرد.

نفوذ شیلی

ورگارا به هنگ سواره‌نظام گرانادِروس ا کایو (Yávar) دستور حمله داد. دو اسکادران به دورترین سمت چپ میدان نبرد رفتند تا با گردان آلیانزا مورگوییا، که چند توپ را تصرف کرده بود، درگیر شوند. مورگوییا سواره‌نظام را در آرایش‌های مربعی پذیرفت و با آتش‌باری خوب تفنگ، آن‌ها را عقب راند. با این حال، این حمله پیشروی متفقین را متوقف کرد و به آمنگوال و بارسلو زمان ارزشمندی برای تجدید قوا و مهمات داد. درست زمانی که یاوار عقب‌نشینی کرد، آمنگتی رسید. در دورترین سمت چپ، مردان آمنگوال و هنگ آرتیلریا دِ مارینا بولیویایی‌ها را در آتش متقابل سنگینی گرفتار کردند و پس از نبردی شدید، آن‌ها را تکه‌تکه کردند. باقی‌مانده لشکر آمنگتی و بارسلو زمین از دست رفته قبلی را بازپس گرفتند و سرانجام مرکز متفقین را شکستند. اکنون جریان به شدت به نفع شیلی بود.

پایان نبرد

در همین حال، شیلیایی‌ها به جناح چپ و مرکز متفقین حمله کردند؛ لشکر چهارم باربوسا به لیزاردو مونترو در سمت راست حمله کرد. هنگ‌های زاپادورِس و لائوتارو به صورت رو در رو بر مونترو پیشروی کردند، در حالی که گردان کازادورس دل دسیِرتو برای دور زدن از دورترین سمت راست مانور داد. اعزام مداوم نیروها برای کمک به کاماچو، مونترو را تنها با لشکر ششم پرویی و لشکر دل سولار و مقداری توپخانه برای دفاع از موقعیت خود باقی گذاشت. شیلیایی‌ها در آرایش چریکی پیشروی کردند و گردان کازادورس دل دسیِرتو از موقعیت دور زد. سرانجام، مردان باربوسا مدافعان توپخانه را با سرنیزه از بین بردند. همچنین، بقایای هنگ آتاکاما با نیروهایی از هنگ خط پنجم وارد خطوط متفقین شدند و از جناح عقب به سمت راست حمله کردند. مونترو چاره‌ای جز عقب‌نشینی نداشت و خط دفاعی فرو ریخت.

پس از ۵ ساعت نبرد سنگین، متفقین میدان نبرد را ترک کردند. در حالی که متفقین به سمت تاکنا عقب‌نشینی می‌کردند، آمنگوال آن‌ها را تا رسیدن به شهر تعقیب کرد. بعداً، تاکنا بمباران شد تا تسلیم اجباری شود، و سرانجام سرهنگ سانتیاگو آمنگوال حدود ساعت ۱۸:۳۰ وارد شهر شد.

پیامدها

ارتش شیلی ۲۲۰۰ تلفات داشت. لشکر آمنگوال، بارسلو و آمنگتی که در مجموع ۶۵۰۰ مرد بودند، ۱۶۳۹ کشته و زخمی داشتند. لشکر باربوسا ۱۵٪ از نیروهای خود را از دست داد. ذخیره شیلی تقریباً نجنگید و تنها ۱۷ زخمی داشت. هنگ‌های آتاکاما و سانتیاگو تقریباً ۵۰٪ از نیروی مؤثر خود را از دست دادند. همچنین هنگ‌های خط دوم، ناوالس و والپارایسو تلفات سنگینی داشتند. پرچم هنگ خط دوم که در نبرد تاراپاکا از دست رفته بود، توسط روپرتو مارشانت پریرا در کلیسایی در تاکنا پیدا شد.

تلفات متفقین بین ۳۵۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود. ارتش بولیوی ۲۳ افسر از درجه سرگرد تا ژنرال را از دست داد. گردان کلرادوس تنها ۲۹۳ بازمانده داشت، در حالی که گردان آروما — معروف به آمارِیو — ۳۸۸ سرباز را از دست داد، زیرا این واحدها به جای عقب‌نشینی، تصمیم به جنگیدن تا پایان گرفتند. ارتش پرو ۱۸۵ افسر و بیش از ۳۰۰۰ سرباز را از دست داد. طبق گزارشی از سولار به پییرولا، تنها ۴۰۰ مرد پرویی از نبرد فرار کردند.

نتایج نظامی و سیاسی

این شکست تأثیر قاطعی بر متفقین داشت. ژنرال کامپرو با عبور از جاده پالکا به بولیوی عقب‌نشینی کرد، در حالی که مونترو با عبور از تارتا به پونو رفت.

این نبرد نقطه عطفی در جنگ بود. اولاً، بولیوی از جنگ خارج شد و مجبور به پذیرش شکست کامل خود شد. پرو مجبور شد باقی جنگ را به تنهایی بجنگد. ثانیاً، دولت شیلی هدف درگیری را تغییر داد، زیرا مشخص شد که جنگ تنها با تسلیم کامل پرو پایان خواهد یافت.

همچنین ببینید

  • ترتیب نبرد در تاکنا

یادداشت‌ها

کتابشناسی

پیوندهای خارجی

  • شیلیایی‌های پیروز

مناقشات در سال ۱۸۸۰

  • نبردهای درگیر با بولیوی
  • نبردهای درگیر با شیلی
  • نبردهای درگیر با پرو
  • نبردهای جنگ اقیانوس آرام
  • تاریخ منطقه تاکنا
  • سال ۱۸۸۰ در شیلی
  • سال ۱۸۸۰ در پرو
  • سال ۱۸۸۰ در بولیوی
  • رویدادهای مه ۱۸۸۰

جمع‌بندی

پیروزی قاطع شیلی در نبرد تاکنا، نقطه عطفی حیاتی در جنگ اقیانوس آرام بود. این نبرد منجر به خروج بولیوی از جنگ شد و پرو را مجبور کرد به تنهایی با شیلی روبرو شود. همچنین، این پیروزی، ادعای شیلی بر منطقه تاراپاکا را تثبیت کرد و مسیر را برای پیروزی نهایی شیلی هموار ساخت.