نبرد پونارلیه، که با نام نبرد پونارلیه-لا کلوز نیز شناخته میشود، آخرین عملیات نظامی جنگ فرانسه و پروس بود. این نبرد از ۲۹ ژانویه تا ۲ فوریه ۱۸۷۱، در نزدیکی شهرهای پونارلیه و لا کلوز-ا-میژو، اندکی پس از برقراری آتشبس میان امپراتوری نوظهور آلمان و جمهوری فرانسه، به وقوع پیوست. در این درگیریها، ارتش جنوب آلمان به فرماندهی سپهبد ادوین فون مانتوفل، ارتش شرق فرانسه را که فرماندهی آن بر عهده ژنرال جاستین کلینشانت بود، شکست داد. این شکست، ارتش شرق فرانسه را مجبور به عقبنشینی به خاک بیطرف سوئیس کرد.
تلاشهای قدرتمند ارتشهای آلمان به رهبری ژنرال آگوست فون وردر در نبرد لیساین پیشین، و همچنین ارتشهای فون مانتوفل در نبرد پونارلیه، منجر به فروپاشی حمله به جنوب آلمان شد که ارتش شرق انتظار آن را داشت. همزمان، شکست ارتش شرق، سرانجام وزیر کشور فرانسه، لئون گامبتا را مجبور کرد تا به مقاومت در برابر آلمانها پایان دهد. شکست در پونارلیه همچنین تلفات سنگینی را بر فرانسه تحمیل کرد، از جمله به اسارت درآمدن تعداد زیادی از سربازان.
پیشزمینه
در دسامبر ۱۸۷۰، وزیر فرانسوی، شارل-دنیس بورباکی، فرماندهی ارتش شرق را بر عهده داشت و برای نجات دژ بلفور به سمت آن لشکرکشی کرد. با این حال، ژنرال آلمانی، آگوست فون وردر، حمله بورباکی را در اوایل سال ۱۸۷۱ در نبرد لیساین خنثی کرد. در ۲۲ ژانویه ۱۸۷۱، بورباکی و ارتش خستهاش به بزانسن عقبنشینی کردند. ارتش دیگری از آلمان به فرماندهی ژنرال فون مانتوفل نیز ظاهر شد و ارتش شرق فرانسه در خطر قرار گرفتن میان دو ارتش آلمان بود. این وضعیت، بورباکی را مجبور کرد تا تنها راه باقیمانده را در عقبنشینی به سمت پونارلیه بیابد. این ژنرال بدشانس، با احساس شرمساری ارتش خود، فرماندهی سپاه را در ۲۴ ژانویه به ژنرال کلینشانت سپرد و پس از آن، با شلیک گلولهای به سر خود، اقدام به خودکشی کرد، اما زنده ماند.
در همان روز، نیروهای مانتوفل در پیشروی سریع خود به سمت شرق، از رود دوب عبور کرده و تنگههای مرز سوئیس را تصرف کردند تا محاصره را با وردر ببندند. در همین حال، کلینشانت تمام لژیونهای خود را به پونارلیه عقب رانده بود و مانتوفل نیز از نزدیک آنها را تعقیب میکرد. در ۲۹ ژانویه، مانتوفل حمله عمومی را آغاز کرد: بعد از ظهر همان روز، نیروی میانی لشکر چهاردهم آلمان، عقب ارتش فرانسه را در سومباکورت و شائفوا شکست داد و فرانسویها را به پونارلیه عقب راند. در همان روز، نیروهای میانی ارتش دوم آلمان با ارتش فرانسه در نزدیکی لِ پلَنش درگیر شدند تا راه عبور کلینشانت به سوئیس را مسدود کنند. فرانسویها دوباره شکست خوردند، اما پیامدهای این شکست زمانی کاهش یافت که مانتوفل به ارتش دوم دستور داد به فراسن تغییر مسیر دهد. خستگی نیروهای فرانسوی، امکان فرار کلینشانت به سمت جنوب را غیرممکن ساخت. پس از یک روز کامل نبرد، در ۳۰ ژانویه، ارتش دوم آلمان به فراسن حمله کرد و فرانسویها را شکست داد و آنها را بیشتر به عقب راند.
نبرد
در آن روز، اطلاعات مربوط به توافق آتشبس میان دو کشور در ۲۸ ژانویه، به کلینشانت اجازه داد تا وارد مرحله مذاکره شود، اما مانتوفل این پیشنهاد را نپذیرفت. اما در نبردی شدید در ۳۱ ژانویه، او جادههای سن-ماری در کوههای جنوب پونارلیه را تصرف کرد. تا اواسط روز ۱ فوریه ۱۸۷۱، ارتش آلمان آماده حمله به پونارلیه بود. در ابتدای روز، ژنرال کلینشانت توافقنامهای را با فرمانده کل ارتش سوئیس امضا کرد که طبق آن، ارتش او اجازه عبور از مرز و خلع سلاح در سوئیس را دریافت کرد. این عقبنشینی پس از نهایی شدن توافق انجام شد و بعد از ظهر، تیپی به فرماندهی دو تروسل از ارتش دوم شمال آلمان، با موفقیت به شهر حمله کرد. ارتش فرانسه متحمل تلفات سنگینی شد. پس از این پیروزی، دو تروسل دشمن را از گذرگاه و به سمت قلعههای لارمونت و ژو تعقیب کرد، جایی که آلمانیها با مقاومت روبرو شدند. آخرین مقاومت فرانسه سرانجام عقب نشست و عقبنشینی به سوئیس یک فاجعه بزرگ برای ارتش فرانسه بود. لشکرکشیها و نبردهای شدید سه هفتهای فون مانتوفل، پیروزی مهمی را برای او به ارمغان آورد. این پیروزی همچنین نشاندهنده توانایی ارتش آلمان تحت فرماندهی هوشمندانه و جسورانه بود.