نبرد نیکوپولیس (۴۸ پیش از میلاد)
نبرد نیکوپولیس در دسامبر سال ۴۸ پیش از میلاد، میان ارتش فارناکس دوم پونتوس، پسر م ‘یتریدات ششم اوپاتور، و ارتشی رومی به فرماندهی گنایوس دومیتیاس کالوینوس درگرفت.
مقدمه
پس از شکست پومپیئوس و جناح به اصطلاح «بهتران» (optimates) در نبرد فرسالی، ژولیوس سزار به تعقیب مخالفان خود به آسیای کوچک و سپس به مصر پرداخت. او در استان رومی آسیا، کالوینوس را با ارتشی که شامل لژیون ۳۶ (عمدتاً متشکل از سربازان کهنهکار لژیونهای منحل شده پومپیئوس) بود، به فرماندهی گماشت. با توجه به اینکه سزار مشغول امور مصر بود و جمهوری روم درگیر جنگ داخلی، فارناکس فرصت را مغتنم شمرد تا پادشاهی خود را از کرانه دریای سیاه به امپراتوری باستانی پدرش در پونتوس گسترش دهد. در سال ۴۸ پیش از میلاد، او به کاپادوکیه، بیتینیه و ارمنستان کوچک یورش برد.
کالوینوس نیروهای خود را در کومانا متمرکز کرد. این نیروها شامل لژیون ۳۶ (سربازان کهنه کار)، یک لژیون تازه تأسیس متشکل از سربازان تازهکار (که از بومیان منطقه جذب شده بودند، نه رومیان)، دو لژیون از گالاتیها (که توسط پادشاه دئوتاروس گالاتی به سبک رومی مسلح، آموزش دیده و سازماندهی شده بودند)، ۱۰,۰۰۰ پیادهنظام کاپادوکی و ۱,۰۰۰ سوارهنظام کاپادوکی بود. همچنین او از سربازان کمکی محلی و سوارهنظام کیلیکی بهره میبرد. کالوینوس به سمت پونتوس پیشروی کرد تا نیروهای خود را با مهاجران نظامی که به سرعت از مستعمرات رومی در پونتوس جذب شده بودند، تقویت کند. فارناکس تلاش کرد با گفتگو کالوینوس را به تأخیر بیندازد، اما چون موفق نشد، به نزدیکی نیکوپولیس در ارمنستان کوچک عقبنشینی کرد. کالوینوس ارتش خود را تا هفت مایلی نیکوپولیس رساند و با اجتناب از کمین فارناکس، آرایش نظامی خود را برقرار ساخت. فارناکس اکنون به شهر عقبنشینی کرد و منتظر پیشروی بیشتر رومیان ماند. کالوینوس ارتش خود را به نیکوپولیس نزدیکتر کرد و اردوگاه دیگری برپا نمود. فارناکس دو پیک از جانب سزار را که حامل درخواست تقویت نیرو از سوی کالوینوس بودند، رهگیری کرد. او پیکها را آزاد کرد به این امید که این پیام باعث عقبنشینی رومیان یا درگیر شدن آنها در نبردی نامطلوب شود.
نبرد
کالوینوس ارتش خود را در سه خط، مطابق با آرایش کلاسیک رومی Triplex Acies، سازماندهی کرد: لژیون ۳۶ در سمت راست، دو لژیون گالاتی در مرکز، لژیون تازهتأسیس در سمت چپ، و کاپادوکیها به عنوان نیروی ذخیره پشت مرکز قرار گرفتند. سپس او به دشمن حمله کرد تا فارناکس را بیابد. پیادهنظام سنگین فارناکس در آرایشی عمیق میان دو سنگر تشکیل شده بود و در جلو، سربازان کمکی و در دو طرف، سوارهنظام فراوان حضور داشتند.
کالوینوس به سربازان خود دستور حمله داد و خطوط او به سمت دشمن پیشروی کردند. لژیون ۳۶ بر حریفان خود غلبه کرد و شروع به حمله به مرکز نیروهای پونتوس از روی سنگر کرد. متأسفانه برای کالوینوس، این تنها بخشی از ارتش او بود که موفقیت کسب کرد. نیروهای تازهتأسیس او در سمت چپ پس از یک ضد حمله، متلاشی شده و فرار کردند.
گالاتیها در مرکز نیز پس از درگیری با پیادهنظام سنگین پونتوس، متلاشی شده و همراه با کاپادوکیها فرار کردند. با از دست دادن بخش بزرگی از خط خود، کالوینوس دیگر امیدی به پیروزی در حمله به مواضع دشمن نداشت و گزینههای چندانی جز عقبنشینی برایش باقی نمانده بود. پایداری لژیون ۳۶ او را از نابودی کامل نجات داد؛ آنها یک حلقه دفاعی به نام Orbis تشکیل دادند و راه خود را به سمت تپههای نزدیک باز کردند. اگرچه لژیون ۳۶ با تلفات اندک (فقط ۲۵۰ کشته) جان سالم به در برد، اما کالوینوس تا زمان عقبنشینی کامل، نزدیک به دو سوم ارتش خود را از دست داده بود.
پیامدها
فارناکس تلاش کرد امپراتوری باستانی پدرش را بازپس گیرد. او به تعدادی از شهرهای تحت کنترل و متحد روم یورش برد، شهروندان رومی را کشت، پسران رومی را اخته کرد و خزانهها را غارت نمود. شورش بعدی در پشت جبهه، مانع از حمله فارناکس به آسیا رومی شد. داماد او، آساندر، شورشی را در پادشاهی بوسپور رهبری کرد و فارناکس را مجبور ساخت تا برای مقابله با آن به شمال بازگردد. در حالی که او در مسیر بازگشت بود، خبر رسید که سزار به آسیای کوچک رسیده است. فارناکس تصمیم گرفت ابتدا با سزار روبرو شود، ارتش خود را تغییر مسیر داد و بازگشت. چند هفته بعد، سزار در نبرد زیلا، فارناکس را شکست داد.
منابع
- De Bello Alexandrino, 34-40.