آبگار هشتم، که با نامهای آبگار کبیر یا آبگار بار مانو نیز شناخته میشود، پادشاه عربتبار پادشاهی اوسروئن بود که از سال ۱۷۷ تا ۲۱۲ میلادی حکومت کرد.
گرویدن به مسیحیت و اعلام دین رسمی
بزرگترین شهرت آبگار هشتم به دلیل گرویدن احتمالی او به مسیحیت در حدود سال ۲۰۰ میلادی و اعلام مسیحیت به عنوان دین رسمی شهر ادسا در آن زمان است. شواهدی مبنی بر وجود صلیبی بر روی تاج آبگار هشتم در سکههای ضربشده توسط او وجود دارد که به نظر میرسد معنای مسیحی داشته باشد.
روابط سیاسی با امپراتوری روم
اوسروئن در آن دوران یکی از دولتهای دستنشانده امپراتوری روم بود. پیش از به قدرت رسیدن آبگار هشتم، نیروهای رومی، آبگار هفتم را به قدرت بازگردانده بودند و حضور نظامی قابل توجهی در منطقه داشتند. با این حال، اقدامات اولیه آبگار هشتم نشان میدهد که او کاملاً به روم وفادار نبود و تحت نظارت دقیق رومیان نیز قرار نداشت. اگرچه سکههای آبگار هشتم تصویر امپراتور روم، کومودوس، را بر خود داشتند، اما هدف اصلی آبگار، حفظ درجهای از استقلال و گسترش نفوذ جغرافیایی خود بدون ایجاد مزاحمت برای قدرتهای بزرگتر روم و پارت بود.
آبگار هشتم تلاش میکرد تا ضمن حفظ روابط با روم، استقلال پادشاهی خود را گسترش دهد.
حمایت از نیگر و تبعیت از سپتیموس سوروس
آبگار هشتم از پسینیوس نیگر به عنوان امپراتور روم حمایت کرد. اما نیگر به سرعت توسط امپراتور سپتیموس سوروس به چالش کشیده شد و برکنار گردید. تبعیت آبگار هشتم از سپتیموس سوروس بر روی طاق سوروس در رم به تصویر کشیده شده است. اگرچه آبگار برکنار نشد، اما اوسروئن به یک استان رومی تبدیل شد و پادشاهی او به یک دولت کوچک و محدود به شهر ادسا تقلیل یافت. آبگار به طور کامل با سپتیموس سوروس آشتی کرد و بعدها به عنوان مهمان با افتخار توسط سپتیموس سوروس در رم مورد استقبال قرار گرفت. در اقدامی دیگر برای نشان دادن وفاداری، آبگار هشتم نام لاتین لوکیوس آلیوس اورلیوس سپتیموس را برگزید.
گسترش مسیحیت و فیلسوفان
مسیحیت در دوران حکومت آبگار هشتم به طور قابل توجهی در ادسا گسترش یافت. وقایعنامه ادسا گزارش میدهد که ساختمانی کلیسایی در ادسا در سیل نوامبر ۲۲۶ میلادی آسیب دید. باردیسان، فیلسوف مسیحی، یکی از اعضای دربار آبگار هشتم بود.
نظریه و بحثها
در سال ۱۹۰۴، آدولف فن هارناک این نظریه را مطرح کرد که لوکیوس بریتانیا، حاکمی که در لیبر پونتیفیکالیس به عنوان معاصر پاپ الیوتریوس ذکر شده، در واقع همان آبگار ادسا بوده است. هارناک استدلال کرد که «بریتانیو» به اشتباه برای «بریتیا»، دژی در ادسا، گسترش یافته است. این نظریه توسط باستانشناس بریتانیایی، دیوید جی. نایت، مورد مناقشه قرار گرفت که استدلال کرد آبگار ادسا هرگز در منابع معاصر لوکیوس بریتیا/بیرتا نامیده نشده است.
جانشینی و پایان استقلال
پس از مرگ آبگار کبیر در سال ۲۱۲ میلادی، پسرش آبگار نهم جانشین او شد. با این حال، آبگار نهم به همراه پسرش در سال ۲۱۳ میلادی به رم احضار شد و به دستور کاراکالا به قتل رسید. یک سال بعد، کاراکالا به استقلال اوسروئن پایان داد و آن را به عنوان یک استان به امپراتوری روم ضمیمه کرد.
منابع
- وقایعنامه ادسا
- لیبر پونتیفیکالیس