بالاد چیست؟
بالاد، که نباید آن را با «بالاد» به معنای ترانه روایی اشتباه گرفت، یکی از قالبهای ثابت شعر فرانسه در دورههای قرون وسطی و رنسانس بود. این واژه هم به یک فرم شعری اشاره دارد و هم به شکل موسیقاییِ همنام آن در ترانههای فرانسوی، یعنی chanson.
بالاد یکی از سه قالب ثابت یا formes fixes در موسیقی و شعر فرانسه به شمار میرفت. دو قالب دیگر این مجموعه، روندو و ویرله بودند. از اواخر سده سیزدهم تا سده پانزدهم، بالاد یکی از رایجترین قالبهای شعری فرانسه بود که آهنگسازان آن را به موسیقی درمیآوردند.
ساختار شعری بالاد
بالاد در شعر معمولاً از سه بند هشتمصراعی تشکیل میشود. هر بند وزن و الگوی قافیهای مشخصی دارد و آخرین مصراع آن، یک ترجیعبند است؛ یعنی بخشی از متن و موسیقی که تکرار میشود.
پس از این سه بند، اغلب بندی چهارمصراعی به نام انوی میآید که نقش نتیجهگیری یا خطاب پایانی را دارد و معمولاً متوجه یک شاهزاده یا شخصیت بلندپایه است. به همین دلیل، الگوی قافیه بالاد معمولاً به شکل ababbcbC نمایش داده میشود؛ در این الگو، حرف بزرگ C نشاندهنده ترجیعبند است.
این قالب برای شاعران انگلیسیزبان دشوارتر از شاعران فرانسوی بود، چون به واژههای قافیهدار زیادی نیاز دارد؛ برای نمونه، قافیه «b» دستکم به چهارده واژه متفاوت نیازمند است. با این حال، جفری چاوسر نیز در این قالب شعر سرود. در سده نوزدهم، شاعران انگلیسیزبانی مانند دنتی گابریل روستی و آلجرنون چارلز سوینبرن دوباره به آن توجه کردند. از دیگر نویسندگان شاخص بالاد میتوان به اندرو لانگ، هیلر بلوک و جی. کی. چسترتون اشاره کرد. نمونه طنزآمیز آن نیز «بالاد ضربالمثلی» اثر وندی کوپ است.
شکل موسیقایی بالاد
در موسیقی، هر بند بالاد معمولاً بر پایه فرم بار ساخته میشود؛ ساختاری با الگوی AAB. بخش نخست، که دو بار تکرار میشود، stollen نام دارد و دو جفت مصراع اول را دربر میگیرد. بخش دوم، abgesang نامیده میشود و بقیه مصراعها، از جمله مصراع ترجیعبند، روی آن اجرا میشود.
دو اجرای بخش «A» اغلب پایانهای متفاوتی دارند: یکی ouvert یا «باز» و دیگری clos یا «بسته». پایان باز شنونده را به آغاز بازمیگرداند، اما پایان بسته مسیر موسیقی را به بخش «B» هدایت میکند.
در بسیاری از بالادها، بخش پایانی «B» دوباره به ماده ملودیک پایان بخش «A» ارجاع میدهد. به این ویژگی قافیه موسیقایی میگویند و در موسیقی آلمانی با عنوان Rücklaufballade نیز شناخته میشود. شکل دیگری که گیوم دو ماشو به کار میبرد، ballade duplex یا balladelle نام دارد؛ در این نسخه، بخش B هم به دو تکرار تقسیم میشود و ترجیعبند در جریان تکرار خوانده میشود.
یکی از استثناهای مشهور، اثر Se la face ay pale از گیوم دوفای است. در این قطعه، کل بند به شکل یکسره آهنگسازی شده و میان دو بخش «A» تکرار معمول دیده نمیشود.
آهنگسازان و شاعران شاخص بالاد
گیوم دو ماشو چهل و دو بالادِ آهنگین نوشت. در برخی از این آثار، دو یا حتی سه شعر همزمان به موسیقی درآمدهاند و متنهای مختلف در آواهای متفاوت اجرا میشوند. بیشتر آثار دیگر او یک آوای دارای متن دارند و یک یا دو آوای بیکلام، معمولاً سازی، آن را همراهی میکند.
در سده پانزدهم، فرانسوا ویون از برجستهترین نویسندگان بالاد بود. او با بهرهگیری از ساختارهای پیچیده و درونمایههای اجتماعی و اخلاقی، به این قالب جان تازهای بخشید.
گونهها و تغییرات بالاد
بالاد گونههای قابلتشخیص زیادی دارد و از برخی جهات به اُد و سرود شاهانه نزدیک میشود. برخی بالادها پنج بند دارند. نوع هفتمصراعی آن، که بالاد سلطنتی نامیده میشود، از چهار بند با الگوی «قافیه سلطنتی» تشکیل میشود؛ همه این بندها سه قافیه مشترک دارند، با ترجیعبند پایان مییابند و انوی ندارند.
بالاد برتر یا ballade supreme نیز بندهای دهمصراعی دارد و با الگوی قافیهای ababbccdcD و انوی ccdcD شناخته میشود. نمونه مشهور آن Ballade des Pendus اثر فرانسوا ویون است. همچنین نمونههایی از بالاد دوگانه و بالاد با دو ترجیعبند نیز وجود دارد.
چرا بالاد مهم است؟
اهمیت بالاد در پیوند دقیق شعر و موسیقی است. این قالب تنها یک الگوی قافیه نیست، بلکه ساختاری منظم برای اجرا، تکرار و انتقال احساس دارد. تکرار ترجیعبند، نظم قافیهها و امکان آهنگسازی همزمان، بالاد را به یکی از شکلهای تأثیرگذار ادبیات و موسیقی فرانسه تبدیل کرده است.