آیین بهائی در ترکمنستان پیش از گسترش نفوذ روسیه در این منطقه، و در دوران تحتالشعاع بودن آن توسط ایران، ریشه دوانده است. تا سال ۱۸۸۷ میلادی، گروهی از پناهندگان بهائی که از خشونتهای مذهبی در ایران گریخته بودند، مرکزی مذهبی در عشقآباد (Ashgabat) تأسیس کردند. اندکی پس از آن، در سال ۱۸۹۴، ترکمنستان بخشی از امپراتوری روسیه شد. در حالی که آیین بهائی در سراسر امپراتوری روسیه گسترش مییافت و توجه دانشمندان و هنرمندان را به خود جلب میکرد، جامعه بهائی در عشقآباد اولین بیتالعدل اعظم بهائی (Baháʼí House of Worship) را بنا نهاد، یکی از اولین نهادهای اداری محلی بهائی را انتخاب کرد و به مرکزی برای دانش و پژوهش تبدیل شد. در دوران شوروی، آزار و اذیتهای مذهبی باعث شد که جامعه بهائی تقریباً ناپدید شود؛ با این حال، بهائیانی که در دهه ۱۹۵۰ به این مناطق مهاجرت کردند، افرادی را یافتند که هنوز به این دین پایبند بودند.
پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی در اواخر سال ۱۹۹۱، جوامع بهائی و نهادهای اداری آنها در سراسر کشورهای شوروی سابق شروع به توسعه کردند. در سال ۱۹۹۴، ترکمنستان انجمن ملی معنوی (National Spiritual Assembly) خود را انتخاب کرد. با این حال، قوانینی که در سال ۱۹۹۵ در ترکمنستان به تصویب رسید، برای ثبت یک جامعه مذهبی، حضور ۵۰۰ پیرو بالغ در هر منطقه را الزامی کرد و هیچ جامعه بهائی در ترکمنستان قادر به برآورده کردن این شرط نبود. تا سال ۲۰۰۷، این دین هنوز نتوانسته بود به حداقل تعداد پیروان لازم برای ثبت دست یابد و افراد به دلیل داشتن ادبیات بهائی، مورد تفتیش منازل قرار میگرفتند.
تاریخچه در منطقه
جامعه عشقآباد
جامعه بهائی عشقآباد (که با نامهای ʿIshqábád, Ashkhabad نیز شناخته میشود) حدود سال ۱۸۸۴، عمدتاً از پناهندگان مذهبی از ایران تأسیس شد. یکی از برجستهترین اعضای این جامعه، میرزا ابوالفضل گلپایگانی، یکی از یاران بهاءالله بود که از سال ۱۸۸۹ تا ۱۸۹۴ به طور نامنظم در عشقآباد زندگی میکرد. مدت کوتاهی پس از ورود او، ترور یکی از بهائیان در آنجا، یعنی حاجی محمد رضا اصفهانی، رخ داد. گلپایگانی به جامعه بهائی کمک کرد تا به این رویداد واکنش نشان دهند و بعدها سخنگوی بهائیان در دادگاه قاتلان بود. این رویداد، استقلال آیین بهائی را از اسلام، هم برای دولت روسیه و هم برای مردم عشقآباد تثبیت کرد. تحت حمایت و آزادی اعطا شده توسط مقامات روسی، تعداد بهائیان در این جامعه تا سال ۱۹۱۸ به ۴۰۰۰ نفر (۱۰۰۰ کودک) رسید و برای اولین بار در سراسر جهان، یک جامعه واقعی بهائی با بیمارستانها، مدارس، کارگاهها، روزنامهها، قبرستان و بیتالعدل اعظم (House of Worship) خود تأسیس شد. جمعیت شهر در این زمان بین ۴۴ تا ۵۰ هزار نفر بود.
اولین بیتالعدل اعظم بهائی در داخل شهر عشقآباد ساخته شد. طراحی ساختمان در سال ۱۹۰۲ آغاز شد و ساخت آن در سال ۱۹۰۸ به پایان رسید. نظارت بر ساخت را وکیلالدوله، یکی دیگر از یاران بهاءالله، بر عهده داشت. بیتالعدل اعظم عشقآباد تنها بیتالعدل اعظم بهائی تا به امروز است که دارای وابستگیهای بشردوستانه مرتبط با این نهاد در کنار خود بوده است.
جامعه مرو
شهر مرو (که با نامهای Marv, Mary نیز شناخته میشود) نیز دارای جامعه بهائی بود، اگرچه بسیار کوچکتر و کمتر توسعهیافته بود. جامعه بهائی در این شهر اجازه ساخت یک بیتالعدل اعظم را دریافت کرد که آن را در مقیاس کوچکتری ساختند.
دوران شوروی
تا زمانی که اثرات انقلاب اکتبر در سراسر امپراتوری روسیه پخش شد و آن را به اتحاد جماهیر شوروی تبدیل کرد، بهائیان به سمت شرق در آسیای مرکزی و قفقاز، و همچنین به سمت شمال در مسکو، لنینگراد، تفلیس و قازان گسترش یافته بودند و جامعه عشقآباد به تنهایی حدود ۳۰۰۰ بزرگسال را شامل میشد. پس از انقلاب اکتبر، جامعه بهائی عشقآباد به تدریج از سایر جوامع بهائی در سراسر جهان جدا شد. در سال ۱۹۲۴، بهائیان در مرو دارای مدارس و کمیته ویژهای برای پیشرفت زنان بودند. در ابتدا، این دین در سازماندهی همچنان رشد میکرد؛ انتخاب انجمن ملی منطقهای بهائیان قفقاز و ترکستان در سال ۱۹۲۵ صورت گرفت.
با این حال، بیتالعدل اعظم بهائی در سال ۱۹۲۸ توسط مقامات شوروی مصادره شد، مدارس بهائی در سال ۱۹۳۰ تعطیل شدند و بیتالعدل اعظم تا سال ۱۹۳۸ به صورت اجارهای به بهائیان بازگردانده شد، تا اینکه در آن سال کاملاً توسط دولت کمونیست سکولاریزه شد و به یک گالری هنری تبدیل گشت. سوابق وقایع، نشاندهنده خصومت فزاینده نسبت به بهائیان بین سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۸ است. از سال ۱۹۲۸، اجاره رایگان برای پنج سال تعیین شد و از بهائیان خواسته شد تا تعمیرات خاصی را انجام دهند که آنها این کار را کردند. اما در سال ۱۹۳۳، قبل از اتمام توافق اجاره پنج ساله، دولت ناگهان تصمیم گرفت که بازسازیهای پرهزینهای لازم است. این الزامات غیرمنتظره انجام شد، اما در سال ۱۹۳۴ دوباره شکایاتی در مورد وضعیت ساختمان مطرح شد. پرسوجوها از خارج از کشور، شکایات را متوقف کرد. در سال ۱۹۳۶، خواستههای تشدید شدهای مطرح شد که فراتر از منابع جامعه محلی بود. بهائیان ترکستان و قفقاز بسیج شدند و توانستند ساختوساز درخواستی را حفظ کنند. سپس دولت اقدام به مصادره باغهای اصلی ملک برای ایجاد زمین بازی یک مدرسه (مدرسهای که خود در ابتدا از بهائیان مصادره شده بود) کرد که محوطه را از بهائیان جدا میکرد و تنها ورودی معبد را از طریق ورودی جانبی به جای ورودی اصلی رو به نمای ساختمان باقی میگذاشت. اعتراضات منجر به کنار گذاشتن این طرح شد؛ سپس در سال ۱۹۳۸، تمام بهانهها پایان یافت.
زلزله عشقآباد در سال ۱۹۴۸ به شدت به ساختمان آسیب رساند و آن را ناامن کرد؛ بارانهای شدید سالهای بعد، سازه را تضعیف کرد. در سال ۱۹۶۳ تخریب شد و محل آن به یک پارک عمومی تبدیل گشت. با ممنوعیت دین توسط شوروی، بهائیان که به شدت به اصل اطاعت از دولت قانونی پایبند بودند، اداره آن را رها کردند و اموالشان ملی شد. تا سال ۱۹۳۸، با وجود NKVD (پلیس مخفی شوروی) و سیاست سرکوب مذهبی، بیشتر بهائیان به زندانها و اردوگاهها یا خارج از کشور فرستاده شدند؛ جوامع بهائی در ۳۸ شهر از بین رفتند. در مورد عشقآباد، منابع بهائی نشان میدهند که در ۵ فوریه، اعضای انجمن، رهبران جامعه و برخی از اعضای عمومی جامعه، در مجموع ۵۰۰ نفر دستگیر شدند، خانهها مورد تفتیش قرار گرفتند و تمام اسناد و ادبیات ضبط شد (با این ادعا که آنها به نفع خارجیها کار میکردند) و گاهی اوقات در طول بازجویی مجبور به کندن قبرهای خود میشدند. معتقدند زنی خود را به آتش کشید و بعداً در بیمارستان درگذشت. زنان و کودکان عمدتاً به ایران تبعید شدند. در سال ۱۹۵۳، بهائیان پس از آغاز طرحی به نام جنگ ده ساله توسط رئیس وقت دین، شوقی افندی، شروع به مهاجرت به جمهوریهای شوروی در آسیا کردند. بهائیانی که به ترکمنستان مهاجرت کردند، چند بهائی انفرادی را در آنجا یافتند، اگرچه دین سازمانیافته باقی نماند. در طول جنگ داخلی افغانستان در سالهای ۱۹۷۸-۱۹۷۹، برخی از بهائیان به ترکمنستان گریختند.
اولین انجمن محلی روحانی بهائی در اتحاد جماهیر شوروی در عشقآباد، ترکمنستان، در سال ۱۹۸۹، زمانی که شرایط اجازه داد، انتخاب شد؛ ۶۱ بهائی واجد شرایط رأیگیری بودند. انجمن محلی روحانی رسماً توسط شورای شهر عشقآباد در ۳۱ ژانویه ۱۹۹۰ ثبت شد. در بقیه سال ۱۹۹۰، چندین انجمن محلی روحانی در سراسر اتحاد جماهیر شوروی از جمله مسکو، اولان-اوده، قازان، یوزنو-ساخالینسکی، لنینگراد و مورمانسک تشکیل شدند. در سپتامبر ۱۹۹۰، ۲۶ بهائی برای انتخاب اولین انجمن محلی روحانی مرو گرد هم آمدند. تا سپتامبر ۱۹۹۱، حدود ۸۰۰ بهائی شناخته شده و ۲۳ انجمن محلی روحانی در سراسر اتحاد جماهیر شوروی در حال انحلال وجود داشت، در حالی که در ترکمنستان حدود ۱۲۵ بهائی با دو انجمن محلی و دو گروه (در بلاخانی و بیرانعلی) وجود داشت. هنگامی که انجمن ملی روحانی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۲ منحل شد، یک انجمن ملی روحانی منطقهای برای کل آسیای مرکزی (ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان) با مقر آن در عشقآباد تشکیل شد. اکثر این کشورها به تشکیل انجمن ملی روحانی خود ادامه دادند و جوامعشان به شکوفایی ادامه دادند (به آیین بهائی در قزاقستان مراجعه کنید).
جامعه ممنوعه
از بدو تأسیس، این دین در توسعه اجتماعی-اقتصادی مشارکت داشته است؛ این امر با اعطای آزادی بیشتر به زنان آغاز شد و ترویج آموزش زنان را به عنوان یک اولویت در نظر گرفت. این مشارکت با ایجاد مدارس، تعاونیهای کشاورزی و کلینیکها به صورت عملی بیان شد. این دین با انتشار پیامی از سوی بیتالعدل اعظم جهانی در تاریخ ۲۰ اکتبر ۱۹۸۳، وارد مرحله جدیدی از فعالیت شد. به بهائیان تشویق شد تا راههایی را بیابند که با تعالیم بهائی سازگار باشد و بتوانند در توسعه اجتماعی و اقتصادی جوامعی که در آن زندگی میکردند، مشارکت کنند. در سراسر جهان در سال ۱۹۷۹، ۱۲۹ پروژه توسعه اجتماعی-اقتصادی بهائی رسماً شناخته شده وجود داشت. تا سال ۱۹۸۷، تعداد پروژههای توسعهای رسماً شناخته شده به ۱۴۸۲ مورد افزایش یافته بود. با سیطره فضای پروسترویکا در سراسر بلوک شوروی، جامعه بهائی عشقآباد اولین جامعهای بود که پس از دههها سرکوب دوران شوروی، انجمن محلی روحانی خود را دوباره تشکیل داد، تعداد اعضای آن از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ دو برابر شد و با موفقیت در دولت شهر عشقآباد ثبت شد.
با این حال، کشور ترکمنستان قوانین ثبت مذهبی خود را به گونهای اصلاح کرد که در سال ۱۹۹۵، ۵۰۰ شهروند بالغ پیرو یک دین برای ثبت یک جامعه مذهبی در هر منطقه مورد نیاز بود. بنابراین تا سال ۱۹۹۷، بهائیان به همراه چندین جامعه مذهبی دیگر توسط دولت ثبت نشده بودند. آنها نه تنها قادر به تشکیل نهادهای اداری، مالکیت املاکی مانند معابد، انتشار ادبیات، انجام کارهای علمی و پروژههای خدمات اجتماعی نبودند، بلکه عضویت آنها در یک دین به سادگی به رسمیت شناخته نمیشد: این دین ممنوع تلقی میشود و منازل به دلیل داشتن ادبیات بهائی مورد بازرسی قرار میگیرند. تا سال ۲۰۰۷، تحت این شرایط سخت، جامعه بهائی در ترکمنستان قادر به رسیدن به تعداد مورد نیاز پیروان بالغ برای به رسمیت شناخته شدن توسط دولت به عنوان یک دین نبود. انجمن آرشیو دادههای مذهبی (با اتکا به دایرةالمعارف جهانی مسیحیت) در سال ۲۰۰۵ حدود ۱۰۰۰ بهائی را در سراسر ترکمنستان تخمین زده است.