اَرکِبوس: آغازگر عصر باروت
اَرکِبوس (Arquebus) نوعی تفنگ بلند بود که در قرن پانزدهم میلادی در اروپا و امپراتوری عثمانی پدیدار شد. سربازی که با اَرکِبوس مسلح بود، اَرکِبوسیه (arquebusier) نامیده میشد.
ریشه واژه و تکامل اولیه
واژه «اَرکِبوس» از واژه هلندی Haakbus به معنی «تفنگ قلابی» گرفته شده است. در ابتدا، این اصطلاح برای انواع مختلفی از سلاحهای گرم از قرن پانزدهم تا هفدهم به کار میرفت، اما در اصل به «تفنگی دستی با زائدهای شبیه قلاب در سطح زیرین آن اشاره داشت که هنگام شلیک برای تکیه دادن به باروها یا سایر اشیاء مفید بود». این «تفنگهای قلابی» در اشکال اولیه خود، سلاحهای دفاعی بودند که در اوایل قرن پانزدهم بر روی دیوارهای شهرها در آلمان نصب میشدند. با افزودن قنداق، چاشنیدان و مکانیزم چخماقی در اواخر قرن پانزدهم، اَرکِبوس به یک سلاح گرم قابل حمل تبدیل شد و اولین سلاح گرم مجهز به ماشه بود.
مکانیزم چخماقی و کاربرد
مکانیزم چخماقی (Matchlock)، که حدود سال 1475 ظاهر شد، با افزودن دو بخش اصلی، یعنی چاشنی (match) و قفل (lock)، شیوه شلیک را تغییر داد. مکانیزم قفل، طنابی دودکننده به طول دو تا سه فوت را که در نیترات پتاسیم خیسانده شده بود (چاشنی)، در گیرهای نگه میداشت. اهرم قفل به ماشهای متصل بود که با فشردن آن، چاشنی به سمت چاشنیدان هدایت میشد. این امر باعث ایجاد جرقهای میشد که از طریق سوراخ چاشنی به باروت داخل لوله منتقل شده، انفجار را ایجاد کرده و گلوله را به بیرون پرتاب میکرد.
هرچند مکانیزم چخماقی امکان هدفگیری با هر دو دست را فراهم میکرد، اما استفاده از آن دشوار بود. برای جلوگیری از اشتعال ناخواسته باروت، هنگام بارگذاری، چاشنی باید جدا میشد. گاهی اوقات نیز چاشنی خاموش میشد، بنابراین هر دو سر آن روشن نگه داشته میشد. این کار مانور دادن را دشوار میکرد، زیرا برای برداشتن چاشنی، هر دو دست لازم بود. این فرآیند آنقدر پیچیده بود که در یک کتاب راهنمای سال 1607، 28 مرحله فقط برای شلیک و بارگذاری تفنگ ذکر شده است.
تکنیک آتش رگباری (Volley Fire)، که توسط عثمانیها، چینیها، ژاپنیها و هلندیها توسعه یافت، باعث شد اَرکِبوس برای استفاده گسترده نظامی عملیتر شود. این تکنیک، سربازان مسلح به سلاح گرم را به جوخههای آتش سازمانیافته تبدیل کرد که در آن هر ردیف از سربازان به نوبت شلیک کرده و به صورت منظم بارگذاری میکردند.
اَرکِبوس در مقابل تفنگ سرپر (Musket)
تفنگ سرپر (Musket)، که اساساً یک اَرکِبوس بزرگتر بود، حدود سال 1521 معرفی شد، اما به دلیل کاهش استفاده از زرههای سنگین، تا اواسط قرن شانزدهم محبوبیت خود را از دست داد. با این حال، این اصطلاح باقی ماند و «تفنگ سرپر» به توصیفی عمومی برای سلاحهای گرم لولهصاف که از شانه شلیک میشدند، تا اواسط قرن نوزدهم تبدیل شد. گاهی اوقات «تفنگ سرپر» و «اَرکِبوس» به طور متقابل برای اشاره به یک سلاح واحد به کار میرفتند.
تاریخچه و پراکندگی
امپراتوری عثمانی
عثمانیها از اوایل قرن پانزدهم از اَرکِبوس استفاده میکردند. در طول جنگهای عثمانی-مجارستان (1443-1444)، مدافعان عثمانی در ویدین مجهز به اَرکِبوس بودند. عثمانیها از قلعههای واگنی (Wagon Fortresses) که از هوسیها اقتباس کرده بودند، استفاده میکردند و اَرکِبوسیهها را در واگنهای محافظ قرار میدادند.
اروپا
اَرکِبوس برای اولین بار در اروپا به تعداد قابل توجهی در دوران حکومت ماتیاس کوروینوس، پادشاه مجارستان (1458-1490)، مورد استفاده قرار گرفت. اگرچه در آن زمان استفاده از آن نسبتاً بالا بود، اما به دلیل نرخ شلیک پایین، پادشاه ترجیح میداد سربازان سپر به دست را به کار گیرد. با این حال، در اوایل قرن شانزدهم، تنها حدود 10 درصد از پیادهنظام اروپای غربی از سلاح گرم استفاده میکردند. نبرد سِریگِنولا در سال 1503، اولین درگیری نظامی ثبت شدهای است که اَرکِبوس نقشی تعیینکننده در نتیجه نبرد ایفا کرد.
روسیه
در روسیه، اَرکِبوس کوچکی به نام پیشال (pishchal) در سال 1478 ظاهر شد. «پیشالنیکی» (pishchal'niki)، یا اَرکِبوسیههای روسی، بخش جداییناپذیر ارتش بودند.
خاورمیانه و شمال آفریقا (ممالک)
ممالک به شدت با ادغام سلاحهای باروتی مخالف بودند و آنها را «اختراع شیطانی» میدانستند. با این حال، در سال 1489، به ممالیک دستور داده شد تا در استفاده از اَرکِبوس آموزش ببینند. در سال 1514، ارتش عثمانی با 12000 سرباز مسلح به اَرکِبوس، ارتش بسیار بزرگتر ممالیک را در هم کوبید. اَرکِبوس به دلیل هزینه نسبتاً پایین و دوره آموزشی کوتاه، به یک سلاح پیادهنظام رایج تبدیل شد.
آسیا
اَرکِبوس به سمت شرق گسترش یافت و تا سال 1500 به هند، تا سال 1540 به جنوب شرق آسیا و بین سالهای 1523 تا 1548 به چین رسید. این سلاح در سال 1543 توسط بازرگانان پرتغالی به ژاپن معرفی شد و به سرعت تولید و استفاده از آن در این کشور رواج یافت.
ایران
شاه اسماعیل اول پس از شکست از عثمانیها در سال 1514، شروع به استفاده گسترده از اَرکِبوس و سایر سلاحهای گرم کرد. با این حال، به دلیل اتکا به سوارهنظام سبک، اَرکِبوس در ایران به طور گسترده پذیرفته نشد. با این حال، ایرانیان از اَرکِبوسیههای سوار بر فیل نیز استفاده میکردند.
جنوب شرق آسیا
قدرتهای جنوب شرق آسیا از سال 1540 شروع به استفاده از اَرکِبوس کردند. دای ویت (Đại Việt) در قرون 16 و 17 میلادی، اَرکِبوسهای بسیار پیشرفتهای تولید میکرد که حتی از سلاحهای عثمانی، ژاپنی و اروپایی نیز برتر بودند.
چین
اَرکِبوس در اوایل قرن شانزدهم به سلسله مینگ معرفی شد. چی جیگوانگ (Qi Jiguang) فرمولاسیونهای نظامی برای استفاده مؤثر از نیروهای مجهز به اَرکِبوس توسعه داد.
مقایسه با کمان
اَرکِبوس برتریهای قابل توجهی نسبت به سلاحهای عضلانی مانند کمان داشت:
- قدرت نفوذ و تخریب: شلیک اَرکِبوس میتوانست زرههایی را که در برابر تیر کمان بسیار مؤثر بودند، به راحتی سوراخ کند و جراحات بسیار عمیقتری به بدن وارد نماید.
- برد مؤثر: اَرکِبوس در فواصل دورتری نسبت به کمان مؤثر بود.
- سهولت استفاده و آموزش: تولید یک اَرکِبوسیه ماهر نیازمند آموزش بسیار کمتری نسبت به یک کماندار ماهر بود.
- قابلیت حمل مهمات: اَرکِبوسیه میتوانست مهمات بیشتری نسبت به کماندار حمل کند.
- اثر روانی: صدای اَرکِبوس و دود ناشی از آن میتوانست دشمنان و اسبها را بترساند.
با این حال، اَرکِبوس معایبی نیز داشت:
- نرخ شلیک پایین: بارگذاری مجدد اَرکِبوس زمانبر بود (30 تا 60 ثانیه).
- حساسیت به آب و هوا: باران، باد و رطوبت میتوانستند عملکرد آن را مختل کنند.
- خطر برای کاربر: حمل باروت و چاشنی شعلهور، خطر آتشسوزی و انفجار را افزایش میداد.
- دود زیاد: دود ناشی از شلیک، دید را مختل میکرد.
- نیاز به دقت در ساخت: گلولهها باید دقیقاً با لوله مطابقت داشتند، که تولید و تهیه آنها را دشوارتر میکرد.
مکانیزم چرخدندهای (Wheellock) به عنوان جایگزینی برای مکانیزم چخماقی از اوایل سال 1505 مورد استفاده قرار گرفت، اما گرانتر بود. سپس اسنپهنس فینتللاک (snaphance flintlock) در اواسط قرن شانزدهم و فینتللاک واقعی در اوایل قرن هفدهم اختراع شد، اما در این زمان، اصطلاح عمومی برای سلاحهای گرم به «تفنگ سرپر» تغییر یافته بود و فینتللاکها معمولاً با اَرکِبوس مرتبط نیستند.
اَرکِبوس، با وجود تمام محدودیتهایش، نقطه عطفی در تاریخ نظامی بود و راه را برای توسعه سلاحهای گرم مدرن هموار کرد.