آنا گیلینگهام؛ پیشگام آموزش خواندن به کودکان مبتلا به دیسلکسی

Anna Gillingham
📅 23 خرداد 1405 📄 623 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

آنا گیلینگهام، روان‌شناس و مربی آمریکایی، خالق روش آموزشی اورتون-گیلینگهام برای کمک به کودکان دیسلکسیک است. او با تلفیق تکنیک‌های چندحسی و دسته‌بندی منطقی زبان انگلیسی، نیاز به حفظ‌کردن کلمات را به حداقل رساند و مسیر یادگیری خواندن را برای این کودکان هموار کرد.

زندگی و تحصیلات اولیه

آنا گیلینگهام (۱۸۷۸–۱۹۶۳)، مربی و روان‌شناس برجسته‌ای بود که شهرتش را مدیون دستاوردهایش در روش اورتون-گیلینگهام برای آموزش خواندن به کودکان مبتلا به دیسلکسی است.

او در ۱۲ ژوئیه ۱۸۷۹ چشم به جهان گشود. پدر و مادرش که هر دو معلم بودند، او را در خانه آموزش دادند. بخش عمده‌ای از کودکی‌اش را در منطقه حفاظت‌شده پاین ریج در داکوتای جنوبی سپری کرد؛ جایی که پدرش نماینده محلی امور بومیان بود. آنا در سال ۱۹۰۰ از کالج سوارثمور فارغ‌التحصیل شد، اما بعدها مدرک لیسانس دوم خود را از رادیکلیف دریافت کرد و در نهایت با اخذ مدرک کارشناسی ارشد از کالج معلمان کلمبیا تحصیلاتش را به پایان رساند.

مسیر حرفه‌ای و دستاوردها

آنا در همکاری با دکتر ساموئل اورتون، به تربیت معلمان و انتشار مواد آموزشی در زمینه آموزش خواندن پرداخت و رویکرد اورتون-گیلینگهام را پایه‌گذاری کرد. او با کمک بسسی استیلمن، کتابچه راهنمای اورتون-گیلینگهام را با عنوان «آموزش اصلاحی برای کودکان با ناتوانی ویژه در خواندن، هجی‌کردن و نویسندگی» تألیف کرد. این اثر که نخستین بار در سال‌های ۱۹۳۵ و ۱۹۳۶ منتشر شد، به طور مداوم به‌روزرسانی و تجدید چاپ می‌شود.

گیلینگهام به همراه استیلمن، یک «برنامه چندحسی، آلفابتی-آوایی و توالی‌دار» را تدوین کرد؛ ابزاری که به دانش‌آموزان امکان می‌داد به راحتی هجاهای معنادار بسازند. این رویکرد، نیاز کودک به حفظ‌کردن تقریباً تمام کلمات زبان را از بین برد و این وظیفه را تنها به واژگان غیرآوایی محدود کرد. این کتابچه آموزشی برای «روش آلفابتی» نظریات اورتون، تکنیک‌های چندحسی را با آموزش ساختار زبان نوشتاری انگلیسی ترکیب کرد؛ ساختاری که شامل آواها (واجه‌ها)، واحدهای معنایی (تکه‌ها مانند پیشوند، پسوند و ریشه) و قواعد رایج هجی‌کردن بود.

آنا گیلینگهام تمام عمر خود را وقف این اصل کرد که در آموزش، «باید با ساده‌ترین واحدهای ممکن انجمن‌های ذهنی ایجاد کرد و از تکنیک‌های تقویت گوناگون بهره برد» تا پیوندهای انجمنی استواری شکل بگیرد.

در کنار تمرین و توسعه روش‌هایش، گیلینگهام با دکتر هنری گادارد نیز همکاری کرد. گادارد به خاطر ترجمه و بومی‌سازی آزمون فرانسوی سیمون و بینه برای سنجش هوش برتر شناخته می‌شد و بدین ترتیب، آنا به نخستین روان‌شناس مدارس در کشور تبدیل شد.

پس از انصراف از هدف گرفتن مدرک دکتری، گیلینگهام و استیلمن دست به دسته‌بندی روشمند زبان انگلیسی زدند. آن‌ها واژگانی را که حاوی نگاره‌های آوایی منفرد، دیگراف‌ها و دیفتونگ‌ها بودند، و همچنین کلماتی که از الگوهای خاص تقسیم هجایی پیروی می‌کردند، تفکیک کردند. آن‌ها قواعد هجی‌کردن و استثنائاتش را تدوین کردند، رایج‌ترین املای آواهای مصوت‌دار را مشخص نمودند و سپس رویه‌هایی برای تسلط بر واژگان غیرآوایی ابداع کردند. گیلینگهام در ۶۹ سالگی، به عنوان مشاور در چندین مدرسۀ کشور مشغول به کار شد تا برنامه‌های اصلاحی و پیشگیرانه خود را نظارت کند و معلمان را برای آموزش فردی و کلاسی تربیت نماید.

برای هماهنگ‌سازی روش‌هایش با ویرایش‌های جدید فرهنگ لغت وبستر که تلفظ هجاهای پایانی در بسیاری از واژگان را تغییر داده و قواعد قدیمی تقسیم هجایی را کاملاً کنار گذاشته بود، گیلینگهام در ۸۰ سالگی تلاش کرد کار خود را با جدیدترین اصول زبان‌شناختی تطبیق دهد.

باورهای تربیتی و سال‌های پایانی

یکی دیگر از جنبه‌های کلیدی که در مسیر آموزشی گیلینگهام برجاست، پایبندی او به این نظریه است که مواجهه زودهنگام با خواندن و نوشتن ممکن است به کودکان آسیب برساند. ریشه این باور به کودکی خود او بازمی‌گردد؛ دورانی که ده سال اول عمرش را در منطقه سرخپوستان سو در داکوتای جنوبی گذراند. گیلینگهام درباره تجربه مدرسه‌اش چنین نوشته است:

پدر و مادرم معتقد بودند پیش از آنکه با نمادهای زبان نوشتاری آشنا شوم، باید دانش عمومی‌ام را تا حد ممکن گسترش دهم... من معتقدم چنین تأخیری در خواندن و نوشتن، هم صرفه‌جویی بزرگی در زمان کودک خواهد بود و هم در هزینه‌های مالی.

از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۷، گیلینگهام و استیلمن این روش را به دانش‌آموزان مدرسه پوناهو در هاوایی آموزش دادند. این همکاری تا زمان مرگ استیلمن در سال ۱۹۴۷ ادامه یافت.

افتخارات و جوایز

در سال ۱۹۶۲، انجمن اورتون (که امروزه انجمن بین‌المللی دیسلکسی نام دارد) خدمات ارزشمند گیلینگهام را مورد تقدیر قرار داد.

جمع‌بندی

آنا گیلینگهام با گذشت عمری از تلاش خستگی‌ناپذیر، روش اورتون-گیلینگهام را به استانداردی طلایی برای آموزش کودکان دیسلکسیک تبدیل کرد. تأکید او بر یادگیری چندحسی، تأخیر در آموزش نمادهای نوشتاری و دسته‌بندی منطقی زبان، نه‌تنها در زمان خود انقلابی بود، بلکه امروزه نیز پایه و اساس بسیاری از برنامه‌های توانبخشی خواندن در سراسر جهان به شمار می‌رود.