آلفونسیسم به جنبشی در میان سلطنتطلبان اسپانیا گفته میشود که پس از تأسیس جمهوری دوم اسپانیا در سال ۱۹۳۱، به دنبال بازگرداندن آلفونسوی سیزدهم به عنوان پادشاه اسپانیا بودند. آلفونسیستها برای دستیابی به تاج و تخت اسپانیا، با رقبای سلطنتطلب خود، یعنی کارلیستها، در رقابت بودند.
پیشزمینه
از زمان بحران محافظهکاری دودمانی در دهه ۱۹۱۰، گرایشهای اقتدارگرایانه در اردوگاه سیاسی سابق رو به افزایش بود. نسل جدیدی از سیاستمداران موریسیست، ایدههایی چون تکگرایی ( Corporativism )، ناسیونالیسم رادیکال، مداخلهگرایی اقتصادی و کاتولیسیسم سنتی را وارد صحنه کردند. پس از سال ۱۹۲۳، دیکتاتوری پریمو دِ ریورا، ترکیبی از محافظهکاری اقتدارگرا و بوروکراتیک را با برخی ظواهر سنتگرایانه به عنوان ایدئولوژی خود پذیرفت. همزمان، آلفونسوی سیزدهم نیز با رژیم جدید همسو شد و بقایای سنت لیبرال-محافظهکار تا حد زیادی از شخصیت پادشاه یا حتی کل نظام سلطنتی فاصله گرفتند. پس از استعفای اجباری پریمو دِ ریورا در سال ۱۹۳۰، جناح اقتدارگرا عمدتاً در اتحاد ملی سلطنتطلبان (National Monarchist Union) گرد هم آمدند.
تاریخچه
پس از سرنگونی سلطنت آلفونسوی سیزدهم در سال ۱۹۳۱، حامیان او در سال ۱۹۳۳ حزب سیاسی سلطنتطلب Renovación Española را تأسیس کردند. این حزب انشعابی از اقدام مردمی (Popular Action) بود و نفوذ اقتصادی قابل توجهی داشت و از حامیان نزدیکی در ارتش اسپانیا برخوردار بود. آلفونسیستها عناصر اقتدارگرای فاشیسم ایتالیایی، Action Française و Integralism پرتغال را با آرمانهای خود تلفیق کردند. با این حال، Renovación Española نتوانست به یک جنبش سیاسی تودهای تبدیل شود. آلفونسیستها حمایت چندانی در خارج از حلقه حامیان متمول خود نداشتند، در حالی که رقبایشان، کارلیستها، به سرعت به یک جنبش تودهای در اسپانیا تبدیل شدند. Renovación Española برای استفاده ابزاری از حزب فاشیست فالانژ به رهبری خوزه آنتونیو پریمو دِ ریورا، با آن همکاری کرد. در سال ۱۹۳۷، در جریان جنگ داخلی اسپانیا، آلفونسیستهای Renovación Española در کنار فالانژ، سنتیگرایان کارلیست و CEDA، به دستور فرانسیسکو فرانکو، در جنبش ملی واحد، یعنی FET y de las JONS، ادغام شدند.