ویسنته مانوئل د سپسیدس

Vicente Manuel de Céspedes
📅 5 اسفند 1404 📄 798 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ویسنته مانوئل د سپسیدس (حدود ۱۷۲۱-۱۷۹۴) سرلشکر اسپانیایی و فرماندار استان شرقی فلوریدا (۱۷۸۴-۱۷۹۰) بود. او پس از بازگشت فلوریدا به اسپانیا، با چالش‌های پیچیده مالکیت، سیاست‌های انعطاف‌پذیری برای بازپس‌گیری املاک و تشویق مهاجرت غیراسپانیایی اعمال کرد. میراث او نام گیاه لسپدزاست که به اشتباه تایمی از نام او مشتق شده است.

ویسنته مانوئل د سپسیدس

ویسنته مانوئل د سپسیدس (حدود ۱۷۲۱؟-۱۷۹۴)، که همچنین با نام ویسنته مانوئل د زسپیدس شناخته می‌شود، یک سرلشکر و مارشال میدانی در ارتش سلطنتی اسپانیا بود که به عنوان فرماندار سانتیاگو د کوبا (۱۷۸۱-۱۷۸۲) و استان اسپانیایی شرق فلوریدا (۱۷۸۴-۱۷۹۰) خدمت کرد.

زندگی اولیه

ویسنته مانوئل د سپسیدس ایلاسکو در والانسیا، اسپانیا، احتمالاً در سال ۱۷۲۱ به دنیا آمد. پدربزرگ پدری‌اش، خوزه د سپسیدس، یک سرلشکر در ارتش سلطنتی اسپانیا و فرماندار روزالکازار در اوران (الجزایر) بود و پدربزرگ مادری‌اش، مارتین آروستگوی لارئا، یک قهرمان از اردوی سانتیاگو (۱۷۵۰) در اسپانیا بود. او در جوانی به ارتش سلطنتی اسپانیا پیوست و به رتبه سرهنگ و مارشال میدانی رسید.

سپسیدس در ۲۲ ژوئیه ۱۷۵۴، در کلیسای جامع هاوانا، کوبا، با ماریا د لا کانسپسیون باسابه آروستگویی ازدواج کرد.

کار سیاسی

در سال ۱۷۸۱، سپسیدس به عنوان فرماندار موقت سانتیاگو د کوبا انتخاب شد، اما این مأموریت تنها تا سال ۱۷۸۲ ادامه یافت.

در سال ۱۷۸۳، به دستور برناردو د گالوز، به عنوان فرماندار شرق فلوریدا منصوب شد و در ۲۷ ژوئن ۱۷۸۴ این سمت را به عهده گرفت. در ۱۲ ژوئیه، فرماندار بریتانیایی پاتریک تونین، قلعه سن مارکوس را به سپسیدس تحویل داد که پایان نظام بریتانیایی در شرق فلوریدا و بازگشت اداره اسپانیایی را علامت زد. بنابراین، بسیاری از بریتانیایی‌هایی که در دوران حکومت بریتانیا به آن منطقه مهاجرت کرده بودند، به مستعمرات بریتانیایی در کارائیب نقل مکان کردند. در عین حال، بسیاری از سیاه‌پوست‌ها اصرار بر ماندن در فلوریدای اسپانیایی کردند و از سیاست اسپانیا که پناهگاه برای کاتولیک‌ها یا کسانی که قصد تبدیل به این مذهب را داشتند، فرصت گرفتند. بسیاری از این افراد برده‌های سابق بودند و سپسیدس در مورد صداقت باورهای مذهبی‌شان شک داشت. با این حال، اگرچه او معتقد بود که آنها صرفاً برای فرار از خدمت اجباری‌شان این کار را می‌کردند، اما مجبور بود سیاست را اجرا کند.

سپسیدس پیشنهاد کرد تمام املاک خالی در سنت آگوستین به عنوان غریمت توسط تاج confiscate شده و برای توزیع بین فلوریدانوس‌های بازگشتی به کار رود. او همچنین توصیه کرد که پادشاه محدودیت زمانی برای ادعای مالکیت مجدد املاک متروکه تعیین کند تا از سردرگمی هنگام ادعای مالکان سابق یا وارثانشان جلوگیری شود. سپسیدس می‌خواست تمام مالکیت‌های قانونی خریداری‌شده از وکلای املاک در دوران بریتانیا ثبت شوند؛ از این طریق امیدوار بود از اختلال در سیستم سنتی املاک در سنت آگوستین جلوگیری کند. پس از مهاجرت اسپانیایی‌ها در ۱۷۶۳، بیست سال حکومت بریتانیا و بازگشت فلوریدا به اسپانیا در ۱۷۸۴، سپسیدس با بسیاری از مشکلات مربوط به توزیع اموال روبرو بود. روش او در برخورد با آنها سریع و مناسب با وضعیت پیچیده سنت آگوستین بود.

سپسیدس شروع به جذب ساکنان به شرق فلوریدا کرد، با اعطای زمین‌ها، معافیت از مالیات برای ده سال و پرداخت پاداش‌های نقدی.

او به ویژه مهاجرت ساکنان غیراسپانیایی را به شرق فلوریدا ترویج داد. گروهی از ساکنان فقیری که از جزایر کاناری به فلوریدا آمده بودند، در ۱۷۸۶ از پنساکولا به سنت آگوستین منتقل شدند. تلاش‌های آنها برای خودکفایی کشاورزی، انتظارات سپسیدس را برآورده نکرد. از سال ۱۷۸۷ به بعد، بسیاری از آنگلو-ساکسون‌های غیرکاتولیک به شرق فلوریدا سفر کردند. تازه‌واردها سوگند وفاداری به تاج اسپانیا دادند، اما از تبدیل به کاتولیک خودداری کردند.

در سال ۱۷۸۴، سپسیدس دستور انجام سرشماری از شرق فلوریدا را صادر کرد، اگرچه تنها بخشی از آن حفظ شده است. در سال ۱۷۸۶، هنوز تحت مدیریت سپسیدس، کشیش توماس هاستت سرشماری دقیق‌تری برای بررسی جمعیت استان انجام داد. نسخه کامل این سرشماری، برخلاف سرشماری قبلی، حفظ شده است.

دیپلماسی و اکتشاف

سپسیدس، همراه با افسران نظامی بریتانیایی مستقر در فلوریداها، از پادشاه اسپانیا، شاه کارلوس سوم، درخواست کرد که به تاجران بریتانیایی ویلیام پانتون (از شرکت تجاری پانتون، لیزلی و شرکا) و متthew و استروتر (از شرکت هم‌نام) اجازه ماندن در فلوریداها داده شود. آنها استدلال کردند که این تاجران از حملات آمریکایی‌های بومی به گارزون‌های اسپانیایی جلوگیری می‌کنند، قیمت کالاهای فروخته‌شده توسط آمریکایی‌ها را پایین‌تر می‌آورند و کمک می‌کنند فلوریداها تحت حاکمیت اسپانیا باقی بمانند. پس از تأیید کمیسیون‌های تجاری آنها در ۱۷۸۶، این تاجران می‌توانستند روابط تجاری قانونی خود با بومیان آمریکا حفظ کنند.

الکساندر مک‌گیلگری، یک دیپلمات و تاجر کریک، در ۱۷۸۹ پس از ترک مذاکرات با نمایندگان ایالات متحده در جورجیا، نامه‌ای به سپسیدس نوشت. مک‌گیلگری متقاعد بود که ایالات متحده قصد گسترش به سمت جنوب به قلمرو اسپانیا را دارد و اظهار داشت که خوشحال است که اسپانیا متحد اوست.

سپسیدس به بوتانیست آندره میشو اجازه داد تا شرق فلوریدا را برای یافتن گونه‌های جدید گیاهان کاوش کند. او در این کار موفقیت بزرگی داشت. سپسیدس در ژوئیه ۱۷۹۰ به عنوان فرماندار استان توسط خوان نپوموسنو د کسادا بارنوئو جایگزین شد.

ویسنته مانوئل د سپسیدس در ۲۱ اکتبر ۱۷۹۴ درگذشت و در کلیسای جامع سن کریستوبال در هاوانا به خاک سپرده شد.

میراث

بر اساس بوتانیست آمریکایی آسا گرِی (۱۸۱۰-۱۸۸۸)، جنس گیاهی «لسپدزا» به افتخار سپسیدس نام‌گذاری شد. او نامه‌ای نوشته بود که به آندره میشو اجازه کاوش شرق فلوریدا برای یافتن گونه‌های جدید گیاهان را می‌داد. هنگامی که کتاب میشو Flora Boreali-Americana در ۱۸۰۲ چاپ شد، نام «د سپسیدس» به اشتباه به «د لسپدز» تایپ شد که از آن نام گیاهی فعلی «لسپدزا» مشتق شده است.

جمع‌بندی

ویسنته مانوئل د سپسیدس در دوره حساس پس از بازگشت اسپانیا به شرق فلوریدا، با مدیریت عملیاتی و سیاست‌های واقع‌بینانه، چالش‌های بزرگ مالکیت و جمعیت‌شناسی منطقه را حل کرد. او با پذیرش سیاست اسپانیا برای فراروانان و تشویق مهاجران غیرکاتولیک، ساختار اجتماعی جدیدی را شکل داد. اگرچه در مورد انگیزه‌های واقعی برخی مهاجران شک داشت، اما تعهد به قوانین موجود را حفظ کرد. میراث ماندگار او در تاریخ گیاه‌شناسی، نام گیاه لسپدزاست که ناشی از اشتباه در تلفظ نام او در یک کتاب علمی است.