الکساندر تننت کیست؟
الکساندر تننت در سال ۱۷۷۲ در اخیلتری، ایرشایر اسکاتلند به دنیا آمد. او یکی از مهاجران و تاجران سرشناس بریتانیایی در مستعمره کیپ، در منطقه کیپ آف گود هوپ بود. تننت علاوه بر فعالیت تجاری، برادر چارلز تننت، صنعتگر نامدار، و دوست رابی برنز، شاعر مشهور اسکاتلندی، به شمار میرفت.
دوران کودکی و خاندان
الکساندر چهارمین پسر جان تننت و مارگارت مککلور بود. پدرش کشاورزی شناختهشده و سختکوش بود و در میان اهالی منطقه جایگاهی قابل توجه داشت. رابی برنز در نامهای به معشوقهاش، کلاریندا، درباره جان تننت نوشت: «کشاورزی درستکار و هوشمند، دوست پدرم و دوست خودم.»
روحیه کار و تلاش در خانواده تننت تنها محدود به پدر نبود. برادرش چارلز به صنعتگری موفق تبدیل شد، برادر دیگرش ویلیام کشیش شرکت محترم هند شرقی بود و دیوید، برادر دیگر خانواده، بهعنوان مالک کشتی خصوصی و دریانوردی جسور شناخته میشد.
رابی برنز در شعری با عنوان نامهای به جیمز تننت از گلنکانر، احتمالاً با اشاره به طبع предприیمانه الکساندر، درباره او چنین نوشت:
خداوندا، الکساندرِ آوازخوان را به یاد آور؛ با شلواری سالم، ششپنس و نانی برای خوردن.
ورود به کیپ مستعمراتی
الکساندر تننت در حدود سال ۱۷۹۵ سفری را برای دیدار با برادرش ویلیام تننت، که در هند زندگی میکرد، آغاز کرد. ویلیام در آن زمان به یکی از آشناترین کارشناسان شبهقاره هند تبدیل شده بود و شهرتش با انتشار کتاب تفریحات هندی در سال ۱۸۰۸ تثبیت شد.
الکساندر در مسیر این سفر، فرصتهای اقتصادی در منطقه کیپ را دید و همانجا ماند. او با دونالد تریل شریک شد و شرکت تننت و تریل را شکل داد. این شرکت به انتقال محکومان به استرالیا و همچنین جابهجایی بردگان از موزامبیک به کیپ برای فروش به اعضای شرکت هند شرقی هلند، موسوم به ویاوسی، پرداخت.
فعالیتهای تجاری تننت بارها در مرز باریک میان قانون و خارج از قانون قرار داشت. گفته شده پس از تصویب قانون منع تجارت برده بریتانیا در سال ۱۸۰۷، او برای پیش بردن کار خود از پرچم پرتغال استفاده کرد. ژنرال بِرد، فرماندار کیپ، پیش از لغو رسمی فروش بردگان با فروش چندصد برده موافقت کرده بود؛ اما چون تحویل بخشی از آنان پس از مهلت مقرر انجام شد، بسیاری از این افراد در جزیره روبن رها شدند تا خود به حال خود زنده بمانند.
در سال ۱۸۰۱، تننت درگیر یک پرونده حقوقی در دادگاه عالی شد. موضوع پرونده به ناهنجاریهای مالی مربوط به کشتیهایی بازمیگشت که او بهعنوان واسط میان مارکوس دا کوستا گیماراینس، بازرگان برزیلی، و دریاسالار کورنوالیس، فرمانده بریتانیایی در خلیج فالس، خریداری کرده بود.
ازدواج و جایگاه اجتماعی
با وجود فعالیتهای بحثبرانگیز و گاه مشکوک در سالهای جوانی، تننت در زمان مرگش در سال ۱۸۱۴ به جایگاهی محترمانه در جامعه استعماری دست یافته بود. او در سال ۱۷۹۶ با کورنلیا ساندنبرگ ازدواج کرد؛ زنی که به خانوادهای قدیمی با ریشه هلندی و نروژی در مستعمره تعلق داشت.
تننت در واینبرگ مالکیت زمین قابل توجهی به دست آورد. همسرش برای او هشت فرزند به دنیا آورد و بسیاری از این فرزندان بعدها در اداره نوپای بریتانیا در کیپ به مقامهایی رسیدند.
پسر او، هرکول تننت، کمیسر مدنی و قاضی یوتنهاگه بود و کتاب راهنمای دفتر اسناد رسمی تننت برای کیپ آف گود هوپ را نوشت. نوهاش، سر دیوید تننت، فرزند هرکول، از سال ۱۸۷۴ تا ۱۸۹۵ ریاست مجلس کیپ را بر عهده داشت.
جایگاه تاریخی
زندگی الکساندر تننت روایتی از فرصتطلبی تجاری، شبکههای خانوادگی و تضادهای اخلاقی دوران استعمار است. او در جهانی فعالیت میکرد که تجارت، قدرت سیاسی و استثمار انسانی اغلب در هم تنیده بودند؛ از همین رو، نام او همزمان با موفقیت اقتصادی و بخشهای تاریک تاریخ استعماری پیوند خورده است.