دمیتری اوگلیچ؛ ولیعهدی که مرگش روسیه را به آشوب کشاند

Dmitry of Uglich
📅 22 خرداد 1405 📄 721 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

دمیتری اوگلیچ، پسر کوچک ایوان مخوف، در کودکی و در شرایطی مرموز جان باخت؛ مرگی که راه را برای بوریس گودونوف، شورش اوگلیچ و ظهور مدعیان دروغین تاج‌وتخت روسیه باز کرد.

دمیتری اوگلیچ کیست؟

دمیتری ایوانوویچ، مشهور به دمیتری اوگلیچ، در ۱۹ اکتبر ۱۵۸۲ زاده شد و در ۱۵ مه ۱۵۹۱ درگذشت. او کوچک‌ترین پسر ایوان مخوف، تزار سراسر روسیه، و تنها فرزند ایوان از همسر آخرش ماریا ناگایا بود.

دمیتری در بخشی از دوران حکومت برادر ناتنی‌اش، فئودور یکم، تزارویچ یا ولیعهد روسیه به شمار می‌رفت؛ هرچند کلیسای ارتدکس روسیه می‌توانست مشروعیت او را به‌عنوان جانشین تاج‌وتخت به چالش بکشد، زیرا ایوان پیش‌تر چند ازدواج کرده بود.

پس از مرگ دمیتری، چند مدعی در «دوره آشوب» خود را جای او جا زدند و از نام او برای رسیدن به قدرت استفاده کردند.

زندگی

ایوان مخوف در سال ۱۵۸۴ درگذشت و فئودور یکم، برادر بزرگ‌تر دمیتری، جانشین او شد. فئودور فردی بیمار و ناتوان توصیف شده بود؛ ازاین‌رو اداره کشور عملاً در دست شورای نایب‌السلطنه قرار داشت. از سال ۱۵۸۶، بوریس گودونوف، شوهرخواهر فئودور و داماد مالیوتا سکوراتف، رهبری این شورا را در دست گرفت.

در همان سال، گودونوف دمیتری، مادرش و برادران مادرش را به تبعید داخلی در اوگلیچ فرستاد؛ شهری که به‌عنوان املاک اربابیِ اختصاص‌یافته به شاهزاده شناخته می‌شد. در ۱۵ مه ۱۵۹۱، دمیتری در آنجا در شرایطی مرموز جان باخت.

وقتی فئودور یکم در سال ۱۵۹۸ بدون فرزند درگذشت، دمیتری ـ تنها وارث روریک‌تبار دیگر ـ پیش‌تر مرده بود و گودونوف توانست تاج‌وتخت را تصاحب کند. در آن زمان بسیاری باور داشتند گودونوف برای هموار کردن مسیر جانشینی خود، دمیتری را از میان برداشته است.

نظریه‌های مرگ

  1. قتل به دستور بوریس گودونوف: در این روایت، قاتلان دمیتری را کشتند و صحنه را به شکل یک حادثه نشان دادند. این برداشت را تاریخ‌دانان برجسته‌ای چون نیکلای کارامزین، سرگئی سولوویف و واسیلی کلیوچفسکی در سده نوزدهم پشتیبانی می‌کردند. منتقدان می‌گویند دمیتری فرزند آخرین ازدواج ایوان بود و بر اساس قوانین کلیسایی ارتدکس روسیه، که بیش از سه ازدواج را به رسمیت نمی‌شناخت، مشروعیتش قابل تردید بود. بنابراین ادعای او بر تاج‌وتخت بسیار سست به نظر می‌رسید. پژوهش‌های جدیدتر بیشتر گودونوف را از نقش مستقیم در مرگ شاهزاده مبرا می‌دانند.
  2. زخم خودخواسته هنگام حمله صرع: در این روایت، دمیتری هنگام بازی با چاقو، در حمله صرع به گلوی خود زخم زد. این نظریه را میخائیل پوگودین، سرگئی پلاتونوف، وی. ک. کلاین و روسلان اسکرینیکوف پشتیبانی کرده‌اند. مخالفان می‌گویند در حمله صرع کف دست‌ها معمولاً باز است و زخم کشنده خودخواسته بعید می‌شود؛ اما بررسی رسمی آن زمان اعلام کرد دمیتری هنگام بازی سوایکا یا بازی چاقوی «در تیچکو» تیغه را گرفته بود و نوک چاقو به سمت خودش بود. اگر او در حمله به جلو می‌افتاد، زخم خودخواسته به گردن محتمل‌تر به نظر می‌رسید.
  3. فرار و زنده ماندن دمیتری: برخی تاریخ‌دانان پیشین مانند کنستانتین بستوژف-ریومین و ایوان بلیایف احتمال دادند مأموران گودونوف قصد کشتن دمیتری را داشتند، اما فرد دیگری را کشتند و شاهزاده گریخت. این روایت ظهور مدعیانی را که با حمایت اشراف لهستانی خود را دمیتری جا زدند توضیح می‌دهد؛ با این حال، بیشتر مورخان روس امروز آن را بعید می‌دانند، چون شناختن چهره پسر برای قاتلان دشوار نبود و حتی بسیاری از نجیب‌زادگان لهستانی حامی دمیتری جعلی اول هم به روایت او باور نداشتند.

پیامدهای مرگ دمیتری

مرگ تزارویچ خشم مردم اوگلیچ را برانگیخت. ادعاهای ماریا ناگایا، مادر دمیتری، و برادرش میخائیل که می‌گفتند شاهزاده به قتل رسیده، به شورش خشونت‌باری دامن زد. شهروندان خشمگین ۱۵ تن را که قاتلان فرضی دمیتری می‌دانستند به دار آویختند؛ از جمله نماینده محلی دولت مسکو، موسوم به دیاک، و یکی از همبازی‌های دمیتری.

مرگ یک کودک در اوگلیچ، جرقه‌ای برای یکی از حساس‌ترین بحران‌های جانشینی در تاریخ روسیه شد.

بررسی رسمی بعدی، که واسیلی شوئیسکی آن را رهبری می‌کرد، پس از بازجویی گسترده از شاهدان نتیجه گرفت دمیتری بر اثر زخم خودخواسته به گلو جان باخته است. پس از آن، ماریا ناگایا را به زور مو تراشیدند، به لباس راهبگی درآوردند و به صومعه‌ای دورافتاده فرستادند.

اما وقتی اوضاع سیاسی دگرگون شد، شوئیسکی از نظر پیشین خود برگشت و اعلام کرد دمیتری به دستور بوریس گودونوف کشته شده است. در ۳ ژوئن ۱۶۰۶، پیکر دمیتری از اوگلیچ به مسکو منتقل شد و تکریم مذهبی او گسترش یافت. در تقویم کلیسای ارتدکس روسیه، او با عنوان «قدیس تزارویچ پرهیزگار» گرامی داشته می‌شود و روزهای بزرگداشتش ۱۹ اکتبر، ۱۵ مه و ۳ ژوئن است. در سده بیستم، برخی مورخان روس و شوروی اعتبار بیشتری به نتیجه نخستین بررسی رسمی دادند که مرگ دمیتری را حادثه می‌دانست.

بازتاب‌های فرهنگی

روایت قتل دمیتری در نمایشنامه «بوریس گودونوف» اثر الکساندر پوشکین به‌صورت یک فرض اصلی وارد داستان شده است. همین اثر بعدها با موسیقی مودست موسورگسکی به اپرایی مشهور تبدیل شد.

منابع و کتاب‌شناسی

  • سرگئی پلاتونوف، گفتارهایی درباره تاریخ دوره آشوب در دولت مسکو، سده‌های شانزدهم و هفدهم، مسکو، ۱۹۳۷.
  • روسلان اسکرینیکوف، لیخولتیه: مسکو در سده‌های شانزدهم و هفدهم، مسکو، ۱۹۸۸.

جمع‌بندی

مرگ دمیتری اوگلیچ، چه حادثه بوده باشد چه توطئه، نقطه عطفی در تاریخ روسیه شد. نبودِ وارث روریک‌تبار، قدرت‌گیری گودونوف، شورش اوگلیچ و ظهور مدعیان جعلی را به هم پیوند داد و تصویری ماندگار از بحران جانشینی در روسیه سده شانزدهم ساخت.