عبدالمطلب مازومدار؛ رهبر مسلمان و مبارز آزادی‌خواه هند

Abdul Matlib Mazumdar
📅 31 خرداد 1405 📄 1,264 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

عبدالمطلب مازومدار، رهبر سیاسی و مبارز آزادی‌خواه اهل آسام بود که در برابر تجزیه هند بر پایه مذهب ایستاد. او به‌عنوان یکی از چهره‌های برجسته مسلمان شرق هند، وحدادت هندو-مسلمان را ترویج کرد و نقشی کلیدی در حفظ دره باراک در خاک هند ایفا نمود.

مقدمه

عبدالمطلب مازومدار (۱۸۹۰–۱۹۸۰) از مبارزان آزادی‌خواه و رهبران سیاسی هند در ایالت تقسیم‌نشده آسام بود. او در سال ۱۹۴۶ و در دوران استعمار بریتانیا، به‌عنوان نماینده مجلس و سپس وزیر کابینه آسام انتخاب شد. مازومدار یکی از رهبران برجسته مسلمان در شرق هند بود که از وحدت هندو-مسلمان حمایت می‌کرد و به‌شدت با تجزیه هند بر پایه خطوط مذهبی مخالفت نمود. او به‌همراه فخرالدین علی احمد (پنجمین رئیس‌جمهور آینده هند)، به برجسته‌ترین چهره‌های مخالف مسلمان تبدیل شدند که خواسته‌های ایجاد کشور مستقل پاکستان را، به‌ویژه در شرق هند، رد می‌کردند.

اوایل زندگی و تحصیلات

مازومدار در خانواده‌ای مسلمان بنگالی در روستای اوجانکوپا (نزدیک برجورای) در حومه هایلاکندیِ جنوب آسام دیده به جهان گشود. خرافات و تعصبات مذهبی آن زمان نتوانست مانع او از تحصیل شود. او برای رفتن به مدرسه، هر روز رودخانه را شنا می‌کرد. در سال ۱۹۱۵ به‌خاطر درخشش تحصیلی موفق به دریافت «مدال ارل» شد. مازومدار در سال ۱۹۲۱ مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه داکا و در سال ۱۹۲۴ مدرک حقوق را از کلکته دریافت کرد. او کار وکالت خود را در سال ۱۹۲۵ در دادگاه هایلاکندی آغاز نمود و به‌سرعت به‌عنوان وکیلی برجسته شهرت یافت. دولت وقت پیشنهاد سمت قاضی صلح را به او داد که نپذیرفت. او به دین و فلسفه تسلط داشت، سوارکاری ماهری بود و عضو باشگاه سوارکاران داکا محسوب می‌شد. شکار و کشاورزی از سرگرمی‌های او بودند. پس از مرگ زودهنگام همسر اولش، در حدود سال‌های ۱۹۳۰–۱۹۳۱ با سمسن‌نهر مازومدار از جانیرگول منچارا ازدواج کرد. سمسن‌نهر در سال ۱۹۸۹ در خانه دختر بزرگش در گوواتی درگذشت.

جنبش استقلال هند

در اوایل دهه ۱۹۲۰، او در خط مقدم جنبش خلافت به‌عنوان دانشجو در داکا قرار داشت. در همان زمان با رهبران برجسته هند مانند برادران علی ارتباط گرفت و به حامی پر و پا قرص اندیشه‌های مهاتما گاندی تبدیل شد. مازومدار در سال ۱۹۲۵ به کنگره ملی هند پیوست. او در سال ۱۹۳۷ کمیته کنگره هایلاکندی را تأسیس کرد و نخستین رئیس آن شد. نتاجی سوها چاندرا بوز و پاندیت جواهر لعل نهرو به‌ترتیب در سال‌های ۱۹۳۹ و ۱۹۴۵ با دعوت مازومدار به هایلاکندی آمدند تا جنبش آزادی و حزب کنگره را در جنوب آسام تقویت کنند. نتاجی پس از این جلسه برای نوشیدن چای به خانه مازومدار رفت. نتاجی بود که برای تحریک مسلمانان ملی‌گرا در برابر اتحادیه مسلمانان رو به رشد، زمینه ارتباط بین ابوالکلام آزاد و مازومدار را فراهم کرد. زمانی که نتاجی رئیس کنگره بود، مولانا ابوالکلام آزاد دبیرکل بود. نتاجی در سفر آزاد به شیلونگ به او دستور داد با مازومدار تماس بگیرد و گفته بود:

شما عبدالمطلب مازومداری از هایلاکندی در منطقه کاچار را پیدا خواهید کرد که می‌تواند به شما کمک کند.
پس از رسیدن به شیلونگ، مولانا آزاد با مازومدار دیدار کرد و درباره برکناری دولت سید محمد سعدالله بحث نمود. مازومدار در سال ۱۹۳۹ نخستین رئیس شهرداری هایلاکندی شد و در سال ۱۹۴۵ به‌عنوان نخستین رئیس هندی هیئت محلی هایلاکندی انتخاب گردید؛ سمتی که همواره در انحصار کشاورزان چای اروپایی بود.

اتحادیه مسلمانان در انتخابات ۱۹۳۷ توانمندی خود را در مناطق مسلمان‌نشین هند به نمایش گذاشت. مازومدار برای مقابله با محبوبیت فزاینده این اتحادیه، جنبش جمعیت علمای هند را با موفقیت در آسام سازماندهی کرد. این جمعیت متحد کنگره بود و پایگاه مردمی گسترده‌ای در میان مسلمانان ملی‌گرا داشت. در انتخابات سرنوشت‌ساز ۱۹۴۶، درست در آستانه استقلال هند، او کرسی اکثریت مسلمان هایلاکندی را از چنگ اتحادیه مسلمانان درآورد. این پیروزی عملاً امیدهای اتحادیه مسلمانان برای الحاق جنوب آسام به پاکستان را نابود کرد. باید یادآور شد که در همان انتخابات، بیشتر نامزدهای مسلمان کنگره از جمله فخرالدین علی احمد، به‌طور تحقیرآمیزی از رقبای اتحادیه مسلمانان شکست خوردند.

دره سورما در آسام (که اکنون بخشی از آن در بنگلادش است) اکثریت مسلمان داشت. در آستانه تجزیه، فعالیت‌های شدید اتحادیه مسلمانان و کنگره بالا گرفت و اتحادیه مسلمانان دست بالا را داشت. همه‌پرسی‌ای برای منطقه سلهت (بنگلادش کنونی) پیشنهاد شد. مازومدار به‌همراه بااسانتا کومار داس (وزیر کشور آسام در آن زمان) در سراسر دره سفر کردند، کنگره را سازماندهی نمودند و با برگزاری جلسات، توده‌های مردم را درباره پیامدهای تجزیه مذهبی آگاه کردند. در ۲۰ فوریه ۱۹۴۷، مازومدار کنوانسیون مسلمانان ملی‌گرای آسام را در سیلچار افتتاح کرد. پس از آن، جلسه بزرگ دیگری در ۸ ژوئن ۱۹۴۷ در سیلچار برگزار شد. هر دو جلسه که با حضور بخش عظیمی از مسلمانان همراه بود، دستاوردهای بزرگی به همراه داشت. مازومدار از جمله معدود کسانی بود که نقشی کلیدی در حفظ منطقه دره باراک در خاک هند ایفا کرد. او رهبر هیئتی بود که پیش از کمیسیون ردکلیف (آن‌ها با آقای استورک که نماینده سی. ردکلیف در منطقه بود دیدار کردند) استدلال کرد و باعث شد بخشی از سلهت (بنگلادش کنونی) با وجود اکثریت مسلمان، در خاک هند بماند (منطقه کاریمگنج کنونی). او در سال ۱۹۴۶ هنگامی که گوپینات بوردولوی برای مخالفت با طرح گروه‌بندی به دیدار مهاتما گاندی رفت، همراه او بود. این آخرین سفر گاندی به گوواتی و آسام بود و او در تپه سارانیا این شهر اقامت گزید. با وجود اینکه قرار بود فخرالدین علی احمد همراه بوردولوی باشد، اما به‌دلیل شکست او از کاندیدای اتحادیه مسلمانان، مازومدار او را همراهی کرد. حضور مازومدار بسیار مهم بود، زیرا نشان می‌داد رهبران مسلمان آسام نیز با گروه‌بندی مخالفند و حتی در کرسی‌های مسلمان‌نشین مانند هایلاکندی، اتحادیه مسلمانان شکست می‌خورد. مخالفت مولوی مازومدار با تجزیه هند بسیار شناخته‌شده است.

مولوی مازومدار در سال ۱۹۴۶ به‌عنوان وزیر کابینه آسام مسئول امور خودگردان محلی، کشاورزی و دامپزشکی شد.

سیاست پس از استقلال

در سال ۱۹۴۷ و با رهایی هند از استعمار بریتانیا، مازومدار به‌عنوان تنها وزیر مسلمان (مولانا طیب‌الله در سال ۱۹۴۸ به دولت پیوست) و تنها نماینده کل منطقه دره باراک، دوباره همان وزارتخانه‌ها را در کابینه گوپینات بوردولوی عهده‌دار شد. پس از تجزیه و استقلال هند در ۱۵ اوت ۱۹۴۷، خشونت‌ها سراسر شرق هند را فرا گرفت؛ هندوهای بی‌شماری از پاکستان شرقی تازه‌تأسیس (بنگلادش کنونی) به هند گریختند و مسلمانان نیز از آسام به پاکستان شرقی مهاجرت کردند. خشونت‌ها جان تعداد زیادی را گرفت و در سال ۱۹۵۰ با شدت بیشتری از سر گرفته شد. مازومدار، تنها وزیر مسلمان کابینه، به‌همراه همکارانش مسئولیت تأمین امنیت هندوها و مسلمانان آسام را بر عهده گرفت، در مناطق آسیب‌دیده سفر کرد، اردوگاه‌ها و اسکان پناهندگان را سازماندهی نمود و تأمین مایحتاج و امنیت را به‌عهده داشت.

به‌عنوان نخستین وزیر دامپزشکی و کشاورزی آسام، تأسیس دانشکده دامپزشکی در ناگائون را به او نسبت می‌دهند. او تا سال ۱۹۵۷ در کابینه بیشنورام مدی وزیر ماند. آخرین انتخابات او در سال ۱۹۶۷ بود که در ۷۷ سالگی پیروز شد و وارد مجلس آسام گردید. او سپس در کابینه بیمالا پراساد چالیها وزیر حقوق، رفاه اجتماعی و آسیب‌دیدگان سیاسی شد. به‌عنوان وزیر حقوق، جدایی قوه مجریه و قضایی در سطح منطقه را آغاز نمود. در طول جنگ آزادی‌بخش بنگلادش در سال‌های ۱۹۷۰–۱۹۷۱، او مسئولیت امداد و بازپروری هزاران پناهنده از پاکستان شرقی را بر عهده داشت. وی در سال ۱۹۷۱ از سیاست فعال کناره‌گیری کرد. از دیگر سمت‌های او در طول دوران طولانی فعالیتش می‌توان به ریاست هیئت مدارس آسام، ریاست کمیته حج ایالت و سخنران موقت مجلس قانون‌گذاری آسام (در سال ۱۹۶۷) اشاره کرد. او در تأسیس خانه حج (حاجی مسافرخانه) از جمله انتخاب مکان آن در گوواتی نقشی کلیدی داشت. به‌عنوان رئیس هیئت مدارس، او مدرن‌سازی این مدارس الهیاتی را آغاز کرد و افزودن زبان انگلیسی و علوم به برنامه درسی مدارس آسام از دستاوردهای اوست. مازومدار چهره کلیدی در تأسیس مراکز آموزش عالی در هایلاکندی بود.

مولوی مازومدار سوسیالیستی از نوع گاندیایی بود. او به‌شدت دیندار اما به‌طور مطلق سکولار بود. او بر زبان‌های عربی، فارسی و اردو تسلط خوبی داشت. همسر بیوه‌اش در ژوئن ۱۹۸۹ در گوواتی درگذشت. مازومدار کارمندی خاموش بود و به همین دلیل، نقش و کارهای او در زمان تجزیه هند، به‌ویژه در شرق هند، کمتر بازتاب یافت. به‌قول گوری شانکار باتاچارجی، سیاستمدار چپ‌گرای آسام و هم‌عصر مازومدار، او مردی صادق، فاقد فساد، غیرقابل فساد و ساده بود.

عبدالمحیب مازومدار، پسر دوم ماتلیب مازومدار که وکیل برجسته دادگاه عالی گوواتی بود، چهار دوره نمایندگی حوزه انتخابیه هایلاکندی را در مجلس بر عهده داشت و دو بار وزیر کابینه آسام شد.

جمع‌بندی

عبدالمطلب مازومدار نماد واقعی وحدت ملی، سکولاریسم و فداکاری بود. او با وجود دینداری عمیق، همواره در برابر تفرقه مذهبی ایستاد و تلاش کرد تا هند متحد بماند. نقش بی‌بدیل او در حفظ بخشی از آسام برای هند، و همچنین خدماتش برای پناهندگان و مدرن‌سازی مدارس، نامش را در تاریخ هند جاودانه کرده است؛ مردی که هم‌عصرانش او را نماد صداقت و سادگی می‌شناختند.