شکلگیری
در سال ۱۹۰۱، پیرو درسهایی که بریتانیا از جنگ دوم بوئر و تنشهای دیپلماتیک با امپراتوری رو به رشد آلمان گرفت، به دنبال اصلاح ارتش خود بود تا در صورت لزوم بتواند در امور اروپا مداخله کند. این وظیفه بر دوش ریچارد هالدین، وزیر جنگ افتاد که سیاستهای موسوم به اصلاحات هالدین را اجرا کرد. در چارچوب این اصلاحات، قانون نیروهای زمینی و ذخیره ۱۹۰۷ با ادغام نیروهای سوارهنظام داوطلب و نیروهای داوطلب، نیروی زمینی جدیدی را در ۱۹۰۸ ایجاد کرد. این امر به تشکیل ۱۴ لشکر زمینی، از جمله لشکر میدلند جنوبی انجامید.
بر اساس این قانون، نیروهای زمینی تنها در خاک بریتانیا ملزم به خدمت بودند. هالدین تصور میکرد این نیروها دفاع از کشور را در برابر تهدید واقعی تهاجم بر عهده میگیرند و این امکان را فراهم میکنند تا ارتش منظم در خارج از کشور مستقر شود. او همچنین نیروهای زمینی را منبعی برای تقویت ارتش منظم میدید. هالدین مطمئن بود شش ماه پس از بسیج، که نیروها به استاندارد قابل قبولی از آموزش رسیدهاند، تا یک چهارم سربازان داوطلبانه برای جنگ در خارج از کشور خواهند رفت.
چاپ سال ۱۹۱۰ مجله هازل گزارش داد که در ۱۹۰۹، «لشکر میدلند جنوبی... ۱۳ واحد داشت که به حد نصاب یا بالاتر رسیدند و بقیه خیلی کمتر از حد نصاب بودند.» سال بعد، کل نیروی زمینی به ۲۷۶ هزار نفر رسید؛ یعنی ۲۶ هزار نفر کمتر از حد نصاب زمان صلح. اما بین ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۴، کل نیرو به ۲۵۰ هزار نفر کاهش یافت. ستاد لشکر در زمان صلح در پادگانهای قدیمی وارویک قرار داشت.
جنگ جهانی اول
۱۹۱۴
در اوت ۱۹۱۴، لشکر میدلند جنوبی برای اردوی آموزشی تابستانی سالانه خود حرکت کرد. با اعلام جنگ، لشکر بسیج شد و برای اشغال مواضع دفاعی به سواحل جنوبی رفت. به دلیل ترس از تهاجم آلمان، این لشکر ۶ هزار نفری به اسکس رفت. در آنجا وظایف دفاعی و آموزش را ادامه داد.
در هفتههای آغازین جنگ، از نیروها خواسته شد داوطلب خدمت در خارج از کشور شوند. تا پایان اوت، بیش از ۷۰ گردان در سراسر نیروی زمینی داوطلب شدند. اعضای لشکر که نمیتوانستند یا نمیخواستند در خارج از کشور خدمت کنند، به واحدهای خط دوم منتقل شدند. این واحدها در نهایت لشکر ۶۱ را تشکیل دادند و در فوریه ۱۹۱۶ به فرانسه اعزام شدند. در مارس ۱۹۱۵، با فروکش کردن تهدید تهاجم آلمان، لشکر میدلند جنوبی به فرانسه اعزام شد.
۱۹۱۵ تا ۱۹۱۸
با آغاز جنگ، لشکر از تیپ وارویکشایر، تیپ گلاستر و وورستر و تیپ میدلند جنوبی تشکیل شده بود. نام لشکر به ۴۸ (میدلند جنوبی) تغییر کرد و تیپهایش به ترتیب ۱۴۳، ۱۴۴ و ۱۴۵ نامگذاری شدند. این لشکر در مارس ۱۹۱۵ به فرانسه رفت و در جبهه غربی خدمت کرد. او در نبرد سوم، نبرد پوزیر و سومین نبرد ایپر شرکت کرد. در نوامبر ۱۹۱۷، لشکر به ایتالیا فرستاده شد و تا پایان جنگ آنجا ماند. او در فلات آسیاگو و نبرد ویتوریو ونتو جنگید.
دوران میانجنگ
پس از جنگ، گروهان مخابراتی لشکر ۴۸ به عنوان بخشی از نیروی نورپرفورس به ایران اعزام شد. لشکر در ژوئن ۱۹۱۹ منحل شد. با این حال، نیروی زمینی در ۱۹۲۰ به عنوان ارتش زمینی بازسازی شد و لشکر ۴۸ دوباره تشکیل گردید.
در دوران میانجنگ، ارتش بریتانیا تصور میکرد در درگیریهای آینده، ارتش زمینی پایهای برای گسترش نیروها باشد. اما با گذشت زمان، دولت بریتانیا بودجه ارتش منظم را اولویت داد و به نیروهای زمینی توجهی نکرد. بارون تEMPLمور در مجلس لردها اظهار داشت لشکر در اکتبر ۱۹۲۴ تنها ۳۳۸ افسر و ۷۷۲۱ درجهدار داشت. مورخ دیوید فرنچ خاطرنشان میکند تا آوریل ۱۹۳۷ ارتش زمینی به کمتر از ۸۰ درصد حد نصاب خود رسیده بود و ارزش آن به عنوان ذخیره فوری محدود بود. ادوارد اسمالی مینویسد مخابرات لشکر ۴۸ در دهه ۱۹۳۰ به دلیل کمتر از ۵۰ درصد بودن نیروی انسانی، با ساختار بداهی کار میکرد. او تاکید میکند ارتش زمینی هرگز با پیشرفتهای فناوری همراه نشد. در ۱۹۳۷، لشکر تنها دو دستگاه رادیو داشت و برای اردوهای آموزشی باید واحدهایی را از لشکر سوم قرض میگرفت.
جنگ جهانی دوم
با آغاز جنگ جهانی دوم، لشکر ۴۸ در سپتامبر ۱۹۳۹ به فرماندهی سرلشکر فرانک رابرتز بسیج شد. پس از چند ماه آموزش در انگلستان و تغییر فرماندهی به سرلشکر اندرو تورن، لشکر در ژانویه ۱۹۴۰ به فرانسه رفت و بخشی از نیروی اعزامی بریتانیا (BEF) شد؛ اولین لشکر کامل ارتش زمینی که این کار را کرد. لشکر زیر نظر سپاه اول قرار گرفت. بلافاصله پس از ورود، لشکر ۴۸ برخی واحدهای خود را با لشکرهای منظم جایگزین کرد تا لشکرهای زمینی بیتجربه با نیروهای باتجربه تقویت شوند.
فرانسه و دانکرک
وقتی آلمانها در ۱۰ مه ۱۹۴۰ به فرانسه و کشورهای پاییندست حمله کردند، نیروی اعزامی بریتانیا برای اشغال مواضع در بلژیک پیشروی کرد، اما پیشروی سریع آلمان باعث عقبنشینی به سمت دانکرک شد.
در ۲۳ مه، لشکر ۴۸ برای تشکیل خط دفاعی جدید در امتداد کانال بین سناومر و ساحل عقبکشی شد. گزارش نیروی اعزامی توصیف میکند که دفاع قهرمانانه سرلشکر تورن و اقدامات تأخیرانداز تیپ ۱۴۵ در کاسل و هازبروک و تیپ ۱۴۴ در ورمودت، اجازه داد بسیاری از همرزمانشان به امنیت برسند. لشکرهای ۴۸ و ۴۴ در جبههای به طول ۲۰ مایل حملات مکرر را دفع کردند. در ۲۸ مه، هنگامی که جبهه در اطرافشان فرو ریخت، دستور یافتند چند ساعت دیگر مقاومت کنند. نیروهای مستقر در هازبروک غلبه شدند، اما عناصری در کاسل و تیپ ۱۴۴ در ورمودت آن شب عقبنشینی کردند. بازماندگان لشکر ۴۸ به سپاه اول پیوستند و در ۳۰ مه آخرین گروهی بودند که سواحل را ترک کردند.
در همین زمان، سرتیپ ادوارد لاوسون، فرمانده توپخانه لشکر، با «نیروی X» متشکل از توپخانه، مسلسل و پیادهنظام پیش از لشکر فرستاده شد تا مواضع را اشغال کند. اما تسلیم غیرمنتظره نیروهای بلژیکی در ۲۷ مه باعث ایجاد شکاف بین لشکر ۴۸ در سناومر و ساحل نیوپورت شد. تا زمان رسیدن سپاه دوم برای پر کردن این شکاف، لاوسون مسئول «خطرناکترین بخش سرپل» بود. او دستور گرفت خط دفاعی بداهی در امتداد کانال ایجاد کند و مانع عبور آلمانها به سمت سواحل حیاتی شرق دانکرک شود. در ۲۸ مه، نیروهای آلمانی به خط کانال رسیدند، اما لاوسون از توپچیان لشکر ۵۳ که مهمات خود را شلیک کرده و توپهایشان را نابود کرده بودند، استفاده کرد. آنها به عنوان پیادهنظام جنگیدند و خط را حفظ کردند. آنها زیر آتش سنگین خمپاره و مسلسل قرار گرفتند، اما تمام حملات آن روز دفع شد. نیروی بداهی سرتیپ لاوسون روز بعد آزاد شد و به بریتانیا تخلیه شد.
دفاع داخلی و آموزش
لشکر ۴۸ که به شدت از نظر نیروی انسانی ضعیف شده بود، در ۱ ژوئن به بریتانیا بازگشت. این لشکر به فرماندهی سرلشکر رودریک پتر، به فرماندهی غربی، جنوبی و سپاه هشتم منتقل شد و برای دفع عملیات شیر دریایی، تهاجم آلمان به انگلستان، آموزش دید.
در طول جنگ، لشکرهای ارتش بریتانیا به لشکرهای «تأسیس بالاتر» (برای عملیات خارج از کشور) و «تأسیس پایینتر» (برای دفاع داخلی) تقسیم شدند. در نوامبر ۱۹۴۱، لشکر در دسته «تأسیس پایینتر» قرار گرفت.
در زمستان ۱۹۴۲-۴۳، ارتش بریتانیا آموزش سربازان نوپا را بازنگری کرد. لشکر ۴۸ یکی از سه لشکری بود که از واحد «تأسیس پایینتر» به «لشکر ذخیره» تبدیل شد. در ۲۰ دسامبر، نام لشکر به لشکر ۴۸ پیاده (ذخیره) تغییر کرد و به یک نیروی آموزشی تبدیل شد. این سازماندهی در ۱۹۴۳ انجام شد و لشکر تا پایان جنگ این نقش را داشت. سربازانی که آموزش سپاه را تکمیل کرده بودند، به این لشکرهای آموزشی فرستاده شدند. آنها پنج هفته آموزش اضافی در سطح گروه، دسته و گروهان دریافت کردند و سپس یک مانور سه روزه انجام دادند. پس از آن برای پیوستن به سایر یگانها آماده اعزام به خارج از کشور بودند. این روش آموزشی به این منظور بود که لشکرهای عملیاتی از فرستادن نیروهای جایگزین به واحدهای دیگر بینیاز شوند. در این دوره، تیپ ۱۰ زرهی برای آموزش نیروهای جایگزین به لشکر اختصاص یافت. در ۷ نوامبر ۱۹۴۳، تیپ ۱۴۵ پیاده منحل شد.
در ۳۰ ژوئن ۱۹۴۴، لشکرهای آموزشی مجموعاً ۲۲۳۵۵ نفر نیرو داشتند. از این تعداد، تنها ۱۱۰۰ نفر در زمان عملیات اورلورد برای ارتش ۲۱ در دسترس بودند. ۲۱۲۵۵ نفر به دلایل پزشکی یا ناکافی بودن آموزش برای خدمت در خارج از کشور واجد شرایط نبودند. در شش ماه بعد، تا ۷۵ درصد این افراد پس از تکمیل آموزش و رسیدن به سطح تناسب مورد نیاز، برای تقویت ارتش ۲۱ اعزام شدند. استیون هارت نوشت تا سپتامبر، ارتش ۲۱ به دلیل تلفات نبرد نرماندی، نیروهای داخلی را از سربازان قابل اعزام خالی کرده بود و ارتش در بریتانیا تنها جوانان، پیرمردان و ناتوانان را در اختیار داشت.
به دلیل کاهش نیاز به چنین نیرویی، لشکر پس از جنگ در ۱ نوامبر ۱۹۴۵ منحل شد.
دوران پس از جنگ
این لشکر در ارتش زمینی در ۱۹۴۷ بازسازی نشد. در ۱۹۶۱، لشکر به ستاد فرماندهی منطقه ۴۸ تبدیل شد و در ۱ آوریل ۱۹۶۷ با کاهش نیروهای زمینی و تبدیل آنها به نیروهای ذخیره داوطلب، منحل شد. خود ستاد فرماندهی هسته اصلی ساختار منطقه میدلند غربی را در ۱۹۷۲ تشکیل داد.