تحولات سیاسی و جمعیتی
در دهه ۱۹۳۰، دولت استعماری پرتغال به رهبری آنتونیو دی الیویرا سالازار هزینههای مربوط به اسکان مهاجران را کاهش داد. این اقدام باعث شد مهاجرت به آنگولا کاسته شده و جمعیت پرتغالیهای ساکن این کشور افت کند. در مه ۱۹۳۰، دولت پرتغال «قانون استعماری» را تصویب کرد؛ قانونی که اداره امپراتوری را متمرکز ساخت و قدرت فرمانداران کل را به شدت محدود کرد. جمعیت مهاجران نشینشده در آنگولا از ۳۰ هزار نفر در مه ۱۹۳۰ به ۵۹ هزار نفر در ۱۹۳۱ رسید، اما تا سال ۱۹۴۰ به ۴۴ هزار نفر کاهش یافت. با این حال، تا سال ۱۹۶۱ که جنگ استقلال آغاز شد، این رقم به ۱۷۰ هزار نفر رسید.
در سال ۱۹۳۰، سفیر پرتغال در دانمارک به مافوق خود گزارش داد که جداییطلبان آنگولایی در ششمین کنگره کمینترن در مسکو (اتحاد جماهیر شوروی) در ژوئیه-اوت ۱۹۲۸ شرکت کردهاند. روزنامه فرانسوی L'Ami du peuple نوشت که یک «سیاهپوست از مستعمره پرتغال در آنگولا... با لبخندی کینهتوزانه اعلام کرد که چون ساعت رهاییشان بکوبد، پرولتاریای سیاهپوست خواهد دانست که چگونه از مستعمرهنشینان سفیدپوست انتقامی فراموشنشدنی بگیرد.»
اقتصاد و زیرساختها
در دهه ۱۹۳۰، دولت سالازار برای محدود کردن سرمایهگذاری رقبای استعماریاش، تعرفههای گمرکی جدیدی بر آنگولا وضع کرد و همزمان در زیرساختهای این کشور سرمایهگذاری نمود تا صادرات به پرتغال را افزایش دهد. آنگولاییها ساخت راهآهن بنگوئلا را در ۱۹۲۹ به پایان رساندند و در ۱۹۳۱ آن را بهرهبرداری کردند. این راهآهن، صادرات مواد معدنی استخراجشده از کاتانگا (تحت تسلط بلژیک) را از طریق بنادر غربی آنگولا تسهیل میکرد. تراست اپنهایمر آفریقای جنوبی، الماسهای آنگولا را تولید و صادر کرد و باعث شد صنعت الماس برای نخستینبار در دهه ۱۹۳۰ به بخش حیاتی اقتصاد آنگولا تبدیل شود.
آنگولا در سال ۱۹۳۰ توانست ۱۱ هزار و ۸۳۹ تن قهوه صادر کند و رکورد سالانه پیشین یعنی ۱۱ هزار و ۶۶ تن در سال ۱۸۹۵ را بشکند. سالازار در سال ۱۹۳۲ یک کارخانه در آنگولا را برای تولید الکل صنعتی انتخاب کرد. این کارخانه که تنها با یک کارخانه مشابه در موزامبیک رقابت میکرد، الکل خود را از ملاس به دست میآورد و برای بیشترین شدن بازدهی، محصول را با نفت ترکیب میکرد.
بحران، مالیات و بردگی
متأسفانه در سال ۱۹۳۴، خشکسالی و هجوم ملخها، اثرات رکود بزرگ را تشدید کرد. بومیان که توانایی پرداخت مالیات ۳.۸۰ دلاری مستعمرهنشینان را نداشتند، با سربازگیری اجباری و بردگی مواجه شدند. بسیاری از کشاورزان که به مستعمرهنشینان بدهکار شده بودند، دخترانشان را در مزایدههایی فروختند تا به بردگی جنسی درآیند. کنسول کل بریتانیا، اسمالبونز، در سال ۱۹۳۰ سیاست سربازگیری پرتغال را صراحتاً بردگی نامید و محکوم کرد. فرماندار کل پرتغال در آنگولا و وزیر مستعمرات این اتهام را رد کردند و سالازار نیز بر سیاست خود پافشاری نمود.
فرمانداران کل آنگولا در این دوره
- فیلومنو دا کامارا ملو کابرال، کمیساری عالی آنگولا (۱۹۳۰-۱۹۲۹)
- ژوزه دیونیسیو کارنیرو د سوزا ای فارو، کمیساری عالی آنگولا (۱۹۳۱-۱۹۳۰)
- ادواردو فریرا ویانا، کمیساری عالی آنگولا (۱۹۳۴-۱۹۳۱)
- ژولیو گارسس د لنکاستر، کمیساری عالی آنگولا (۱۹۳۵-۱۹۳۴)
- آنتونیو لوپس ماتئوس، کمیساری عالی آنگولا (۱۹۳۹-۱۹۳۵)
- مانوئل دا کونیا ای کوستا مارکز مانو، کمیساری عالی آنگولا (۱۹۴۱-۱۹۳۹)