عبارت مورد نظر خود را بنویسید
قضیه گورنستاین–والتر ساختار گروههای متناهی با زیرگروه سیلوی ۲-تایی دووجهی را توصیف میکند و نشان میدهد پس از حذف بخش فردی، چه گروههایی میتوانند ظاهر شوند.
برهان قطری تکنیکی خلاقانه در ریاضیات است که در اثبات قضایای مهمی چون قضیه کانتور، پارادوکس راسل، لم قطری، قضایای ناتمامیت گودل و مسئله توقف کاربرد دارد.
قضیه بیز، که به افتخار توماس بیز نامگذاری شده، روشی علمی برای بهروزرسانی باورها بر اساس شواهد جدید است. این قضیه کاربردهای گستردهای در حوزههای مختلف از جمله حقوق و بازاریابی دارد.
نابرابریهای چبیشف-مارکوف-استیلتjes در تحلیل ریاضی، کرانهای دقیقی را برای اندازهگیری توزیعها بر حسب گشتاورهای اولیه ارائه میدهند. این قضیه در دهه ۱۸۸۰ میلادی توسط چبیشف مطرح و توسط مارکوف و استیلتjes اثبات شد.
پل آلکساندر شوایتزر، ریاضیدان آمریکایی متولد ۱۹۳۷، متخصص توپولوژی دیفرانسیل، هندسی و جبری است. تحقیقات او شامل فو لیاسیونها، نظریه گره و منیفولدهای سهبعدی میشود. وی با یافتن مثال نقض برای حدس سیفرت و اثبات عدم تعمیم قضیه برگ فشرده نوویکوف به ابعاد بالاتر از ۳، سهم بسزایی در این حوزه داشته است.
قضیه گیبورد-سَترثویت در نظریه انتخاب اجتماعی نشان میدهد که اکثر سیستمهای رأیگیری با بیش از دو گزینه، یا دیکتاتورانه هستند، یا نتایج را به دو گزینه محدود میکنند، یا قابل دستکاری توسط رأیدهندگان برای منافع شخصی هستند.
ران آهارونی، ریاضیدان اسرائیلی و استاد تکنیون، در ترکیبیات متناهی و نامتناهی پژوهش میکند؛ از گسترش قضیه ازدواج هال برای گرافهای نامتناهی تا نوشتن کتابهایی برای آموزش ریاضی به والدین و معلمان.
تابع انتگرال لگاریتمی یا li(x) یکی از توابع خاص در ریاضیات است که کاربردهای مهمی در فیزیک و نظریه اعداد دارد. این تابع بر اساس قضیه اعداد اول، تقریب بسیار خوبی برای تابع شمارش اعداد اول ارائه میدهد و نقشی کلیدی در درک توزیع اعداد اول ایفا میکند.
آسکولد ایوانوویچ وینوگرادوف (۱۹۲۹–۳۱ دسامبر ۲۰۰۵) ریاضیدان روس بود که در نظریه تحلیلی اعداد پژوهش میکرد. نام او با قضیه بمبیری–وینوگرادوف، از نتایج مهم درباره توزیع اعداد اول، پیوند خورده است.