16 مقاله — صفحه 1 از 2
کتاب «خطر زرد: دکتر فو منچو و ظهور چینهراسی» نوشته سر کریستوفر فرایلینگ، نگاهی عمیق به نگرش جهان غرب نسبت به مردم چین در طول چند قرن اخیر دارد. این کتاب با استفاده از منابع فرهنگی متنوعی مانند ادبیات، فیلم، تئاتر، موسیقی، تلویزیون، کمیک و شعر، تکامل سینوفوبیا (چینهراسی) در غرب را بررسی میکند و بر استمرار آن در دوران معاصر تأکید میکند.
موزه ملی اسپیریتیسم (MUNESPI) در شهر کوریتIBA واقع در ایالت پارانا برزیل، به موضوعات مرتبط با آموزههای اسپیریتیسم میپردازد. این موزه مجموعهای از اشیاء مدیومی مانند عکسها، نوارهای مغناطیسی، سایکوپیکتوگرافها، مادیسازیها و سایکوگرافها را در خود جای داده است.
منگور، که پیشتر با نامهای تو و دچیاهور نیز شناخته میشد، ممکن است به دو مفهوم اشاره داشته باشد: قوم منگور و زبان منگور. این دو جنبه، بخش مهمی از هویت فرهنگی و زبانی این گروه قومی را تشکیل میدهند.
اسپیریتیسم در کاستاریکا جنبشی معنوی بود که از اوایل قرن بیستم در این کشور ظهور کرد و مورد توجه نخبگان فکری و سیاسی قرار گرفت. این جنبش با انتقاد از ماتریالیسم علمگرایی و خرافات مذهب کاتولیک، به دنبال تلفیق روشهای علمی و عقلانی در ارتباط با جهان روحانی بود. با وجود مخالفتهای شدید کلیسا، اسپیریتیسم در کاستاریکا رشد کرد و انجمنها و نشریاتی مانند «گرانو دِ آرنا» و «کلاروس دِ لونا» را به وجود آورد.
تئاتر کازینو، واقع در ۸۷ خیابان کوئین وست تورنتو، از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۶۰ میزبان هنرمندان سرشناسی مانند نَت کینگ کول و سمی دیویس جونیور بود. این تئاتر با گنجایش ۱۲۰۰ نفر، به دلیل اجراهای جنجالی استریپرها و کمدینهای غیرمتعارف، همواره در کانون توجه و انتقاد قرار داشت.
سنگ حکیم، شعری سوئدی از قرن چهاردهم، با ساختاری پیچیده و منحصربهفرد در ادبیات قرون وسطی سوئد، داستان سنگی شگفتانگیز را روایت میکند که توانایی اعطای حکمت، قدرت و حتی زنده کردن مردگان را دارد. این شعر، ضمن استفاده از استعارههای مذهبی، به جنبههای عرفانی و کیمیاگری نیز میپردازد.
اپرای «عجیبالخلقههای انگلیسی» اثر مالکوم ویلیامسون، بر اساس کتاب ادیت سیتوِل، داستانی طنزآمیز از شخصیتهای غیرعادی تاریخ انگلستان را روایت میکند. این اثر که در سال ۱۹۶۴ در جشنواره آلدبورو اجرا شد، با ترکیب صحنههای کمدی و تراژیک، مخاطب را به دنیای عجیب و غریب شخصیتهایی مانند برامل و سارا وایتهد میبرد.
ایشوار بالاو (۱۱ ژوئیه ۱۹۳۷ - ۲۲ مارس ۲۰۰۸) یکی از تأثیرگذارترین شاعران نپالی بود. او به همراه همعصرانش، بیراگی کایلای و ایندرا باهادور رایی، در سال ۱۹۶۳ در دارجیلینگ گروهی تشکیل دادند تا ادبیات نپالی را بازنگری و ارزیابی کنند. بالاو به عنوان شاعری پیشرو در بعد سوم ادبیات نپالی شناخته میشود.
دلال هم به عنوان نام و هم نامخانوادگی در کشورهای آسیایی مانند نپال، هند، پاکستان و بنگلادش رایج است. این نام در میان قبایل و گروههای قومی مختلف از جمله برهمینها، کُماییها و چتریها دیده میشود. همچنین به دلیل مهاجرت آسیای جنوبیها در دوران استعمار بریتانیا، در برخی مناطق آفریقا نیز حضور دارد.
رمان «اونا و سلینجر» نوشتهٔ فردریک بگبدر، داستان عشق نافرجام بین اونا اونیل جوان و جی.دی. سلینجر را روایت میکند. این رمان در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و به رابطهٔ کوتاه اما تأثیرگذار این دو شخصیت در نیویورک میپردازد.
دانشگاه بینالمللی آزاد (FIU) نهادی پیشرو در حوزهی خلاقیت و پژوهش میانرشتهای بود که توسط هنرمند آلمانی جوزف بویس و گروهی از اندیشمندان بنیان نهاده شد. این دانشگاه با هدف تکمیل سیستم آموزشی دولتی، بر همکاری میان علوم و هنر تأکید داشت و برای برابری حقوقی در آموزش مبارزه میکرد.
روکسانا سند (زاده حدود ۱۹۱۶) رقاص اروتیک و فندنسری بود که اجرای او در تئاتر مینسکی در اوت ۱۹۳۶ منجر به محدودیت شدید برلسک در نیویورک شد. اجرای او به همراه چهار رقاص دیگر، به محکومیت مدیر تئاتر گاتام به اتهام نمایش مستهجن انجامید. این واقعه با اعتراض گروههای مدنی و سیاستهای اصلاحی شهردار لاگاردیا، به بسته شدن چندین تئاتر برلسک انجامید.