داستان رمان
اونا اونیل، دختر نمایشنامهنویس مشهور یوجین اونیل، در سال ۱۹۴۰ در سن ۱۵ سالگی در کلوپ استورک با جری سلینجر، نویسندهٔ داستانهای کوتاه، آشنا میشود. سلینجر بلافاصله به او علاقهمند میشود، اما اونا پس از مدتی کوتاه از او دلزده شده و رابطه را قطع میکند. سلینجر به زودی به خدمت نظامی فراخوانده میشود. اونا به هالیوود میرود و با چارلی چاپلین آشنا میشود که در سال ۱۹۴۳، زمانی که اونا ۱۸ ساله و چاپلین ۵۴ ساله است، با او ازدواج میکند. سلینجر پس از شنیدن این خبر، غرق در حسادت و تلخی میشود.
نظرات منتقدان
ژروم دوپویی از مجلهٔ لکسپرس، رمان را «داستانی روان و مستند» توصیف کرد و نامههای تخیلی و ناامیدانهٔ سلینجر به اونا را ستود. با این حال، او به تلاشهای گاه ناموفق نویسنده برای گنجاندن مطالب نامرتبط مانند توصیههای عاشقانه یا مقایسه با چهرههای مشهور فرانسوی انتقاد داشت. اریک شویلار از روزنامهٔ لوموند نیز معتقد بود که نویسنده بیش از حد داستان را به خود اختصاص داده است.