داستان اصلی
در سال ۱۹۴۴، نبرد شیکاگو با نابودی نیروهای بیگانه پس از انفجار بمب اتمی آمریکا به اوج میرسد. آلمانها با حمله هستهای به برسلاو، نیروهای بیگانه را در لهستان عقب میرانند. بریتانیا با استفاده از گاز خردل، پیروزی بزرگی کسب میکند. آمریکا تلاش میکند فناوری بیگانگان را مهندسی معکوس کند، در حالی که بیگانگان به دنور حمله میبرند.
سرجوخه ییگر با دو زندانی بیگانه، رستین و اولهاس، دوست میشود. ژنرال گرووز بمب اتمی دیگری را منفجر میکند و بیگانگان با انفجار هستهای در فلوریدا پاسخ میدهند. مذاکرات صلح در قاهره آغاز میشود، اما هیتلر مخفیانه نقشه حمله جدیدی را طراحی میکند.
نبرد نهایی
سرهنگ ییگر با کمک پارتیزانهای یهودی، نقشه هیتلر برای انفجار بمب در لودز را خنثی میکند. در نهایت، بیگانگان موافقت میکنند از سرزمینهای آمریکا، شوروی و آلمان خارج شوند، اما لهستان را به عنوان منطقه حائل حفظ میکنند.